پیوندِ ژنگانِ ژئوپلیتیک و سیاست‌خارجی نمونه‌پژوهی: پاکستان و ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

10.22111/jsr.2014.1405

چکیده

ژنوم ژئوپلیتیک، نقشه­ی جغرافیایی ژنتیک سیاست برخاسته از جغرافیای یک کشور است که سیاست‌خارجی آن کشور را تحت‌تأثیر قرارمی‌‌دهد. ایران با دارابودن 15 کشور همسایه و به‌عنوان یکی از مناطق ژئواستراتژیک جهان، موقعیت برجسته‌ای دارد. شناخت دیدگاه‌های ژئوپلیتیک نشأت‌گرفته از ژنوم­های ژئوپلیتیک همسایگان و شناسایی کدهای ژئوپلیتیکِ کشورهای هدف، می‌­تواند نقش مؤثری در اتخاذ سیاست‌خارجی همراستا با وزن ژئوپلیتیک ایران ایفا نماید. شناسایی ژنوم‌های ژئوپلیتیک پاکستان برای جهت­شناسی به سیاست‌خارجی ایران، امری ضروری است. نگارندگان، کوشش نموده‌اند تقابل کد/ ژنوم‌های ژئوپلیتیک پاکستان و ایران را تحلیل نمایند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The relationship of the Geopolitical Genome and the Foreign Policy Case study:Pakistan and Iran

چکیده [English]

The Geopolitical Genome is the geographical genetic map of the politics which derives from geography of a country and influence the foreign policy of that country. Regarding its neighborhood with 15 countries, Iran is considered to be a strategic region.       
Understanding the geopolitical views which is derived from the geopolitical genomes of the neighbor countries and recognizing the geopolitical codes of the them has an effective role in drafting a proper foreign policy, considering the geopolitical characteristics of Iran. Recognizing the geopolitical genomes of Pakistan is an urgent need in order to determine the orientation of the foreign policy of Iran. In the present paper it has been attempted to analyze the confronting geopolitical codes and genomes of Iran and Pakistan.

کلیدواژه‌ها [English]

  • geopolitical genome
  • geopolitical code
  • subcontinent
  • Foreign Policy
  • Iran
  • Pakistan

مقدمه

تعاریف گوناگونی از ژئوپلیتیک وجود دارد: درک واقعیت‌های محیط جغرافیایی به‌منظور دستیابی به قدرت، به‌نحوی که بتوان در بالاترین سطح وارد بازی جهانی شد و منافع ملی و حیات ملی را حفظ کرد.(عزتی،7:1380) نیز: ژئوپلیتیک شیوة قرائت و نگارش سیاست بین‌الملل به وسیله ی صاحبان قدرت و اندیشه و تأثیر آن‌ها بر تصمیم‌گیری‌های سیاسی در سطح ملی و منطقه‌ای است. (میرحیدر،1377: 22) همچنین: شناخت صحیح عوامل ثابت و متغیر ناشی از جبر جغرافیایی و تأثیر متقابل آن‌ها و ضرورت‌هایی که سیاست‌های برخورد با آن‌ها را تبیین می‌کند، ژئوپلیتیک نامیده می‌شود.(کاظمی،1369: 129)

نگارندگان، مبحث نقشه‌ی ژنگانِ ژئوپلیتیکِ سیاست‌خارجی را از درون مباحث بیولوژی و ژنتیک انسانی و حیوانی به‌عاریت گرفته‌اند. ژنِ دائم‌خاموش، هیچ‌وقت روشن نمی‌‌شود و شاید در روند تکامل در زمان‌های بسیاربعد، روشن شود. ژنِ موقت‌خاموش تا دوران بلوغ خاموش‌اند؛ ولی با فعل‌وانفعالات دوران بلوغ، فعال و روشن می‌شوند. ژن غالب، ژنِ موجود و بروزیافته و ظاهرشده است و ژن مغلوب، ژن موجودِ بدون بروز و ظهور است. نیز ژن فعال به ژن‌هایی گفته می‌شود که در روند وجود یک موجود، قابل مشاهده است. بیش از نودوهشت‌درصد از ژن‌های هر موجود زنده‌ای، خاموش و غیرفعال است که به‌صورت بالقوه، احتمال فعال و شکوفاشدن آن ژنوم‌ها در نسل‌های بعدی وجود دارد. از این ژن‌های غیرفعال و خاموش، ممکن است درصدی ژن دائم‌خاموش باشد؛ به‌طور مثال در آناتومی‌ جانوری مثل مار، زائده­های داشتن دست و پا وجود دارد؛ اما این ژن‌ها، دائم‌خاموش بوده و امکان شکوفایی آن به‌ندرت وجود دارد. همچنین ژنِ موقت‌خاموش، آن ژن‌هایی است که  تا دوران بلوغ خاموش‌اند؛ ولی با فعل ‌و انفعالات دوران بلوغ، فعال و روشن می‌شوند. به‌طور مثال رنگ چشم یا رنگ پوست یک فرد ممکن است شباهتی به پدر و مادر آن نداشته؛ اما به علت فعال‌شدن یک ژنِ موقت‌خاموش که از نسل‌های گذشته به ارث رسیده است، رنگی متفاوت در خصوصیات فیزیکی فرد ظاهر کند. نگارندگان، کوشش می‌کنند چنین مبحثی را در زمینه ی تقابل کد و ژنومِ ژئوپلیتیکِ سیاست‌خارجی دو کشور ایران و پاکستان، به‌کاربندند. بنابراین، در این زمینه، پژوهش‌هایی که به ایده ی نگارندگان نزدیک باشد، بسیارنادر هستند. وجود برخی نوشتارها همچون نظیف‌کار و نوروزی، نقوی، نامی، مسعودنیا و نجفی، مسعودنیا و شاه‌قلعه، کاویانی، خسروی، پیشگاهی‌فرد و میرزاده کوهشاهی، جوادی‌ارجمند، بیدالله‌خانی و رضایی‌زاده، حسین‌پورپویان، مجتهدزاده و احمدی‌پور، حسین‌پورپویان، مجتهدزاده، حافظ‌نیا و عزتی، احمدی و بیدالله‌خانی، آدمی‌، پیشگاهی‌فرد و قدسی، حافظ‌نیا، غلام‌سرور، دین‌محمدی، محمدی، برزگر، یزدانی و شجاع، حاتمی‌‌راد، ملکوتیان، احمدی، به‌عنوانِ تسهیل‌کننده‌ی مسیر پژوهشِ پیشِ‌رو، به‌کار آمده‌اند.

در این پژوهش با تأکید بر تحلیل کدها و ژنوم­های ژئوپلیتیک کوشش نموده‌ایم، تقابل کد/ ژنوم‌ها و پیامد آن بر سیاست‌خارجی پاکستان و ایران را بررسی نماییم. نگارندگان، درصدد پاسخ به این سؤال هستندکه درعرصه­ ی تقابل سیاست‌خارجی اهرم­های ژئوپلیتیک تا چه‌اندازه تأثیرگذارند؟ به‌نظر می‌رسد در ارتباط با کشور پاکستان، ژن موقت‌خاموشی وجود داشته باشد که عبارت است عدم افراز و تفکیک مرز دریایی ایران و پاکستان در فلات قاره در دریای عمان. این ژن ممکن است در طول زمان و دهه­های آینده به‌عنوان یک منشأ اختلاف، ظاهر گردد. ژنوم‌های ژئوپلیتیک رشد وهابی‌گری و بنیادگرایی، وجود مشکل مشترک اقلیت بلوچ، فدرالیسم پاکستان، تقابل سیاست‌های خارجی در افغانستان، ایدئولوژیک‌گرایی نظام‌های سیاسی و وجود اقلیت‌های آریایی‌تبار در پاکستان، از  ژنوم‌هایی قلمداد می‌گردند که به‌صورت فعال و غالب وجود دارند و سیاست‌خارجی هر دو کشور را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند.

مبانی نظری

ژنوم ژئوپلیتیک، نقشه­ی جغرافیایی ژنتیک سیاست در یک کشور است که تأثیری بسزا در شکل‌بخشیدن به رفتارهای نظام سیاسی در نظام بین­الملل دارد. همان‌گونه که انسان­ها، مطابق با نقشه ی­ ژنتیک خود عمل می‌کنند، کشورها را نیز، کدهای ژنتیک راهبری می‌نمایند.(خلیلی،1390: 101) ژنوم ژئوپلیتیک تحت شرایطی اگر بتواند بین منافع و اهداف ملی یک کشور یا بازیگر سیاسی با ارزش‌ها و مزیت‌های جغرافیایی کشورها و بازیگران دیگر وابستگی ژئوپلیتیک ایجاد نماید، این وابستگی متقابل جغرافیایی، فلسفه‌ ی همکاری و تعامل بین­المللی و توسعه و تکامل سیستم جهانی می‌گردد.(حافظ­نیا،1385: 146) کشورهای وابسته به مزیت‌های جغرافیایی دیگران درصورتی‌که فاقد عوامل و مزیت‌های جغرافیایی متوازن‌کننده باشند، در موضع ضعف قرار گرفته و سیاست ملی و خارجی آن‌ها منفعل شده و منافع و اهداف ملی آن‌ها با چالش و تهدید مواجه می‌گردد­.(حافظ­نیا،1385: 146) همچنین، کد ژئوپلیتیک عبارت است از دستورکار عملیاتی سیاست‌خارجی یک کشور که در ماورای مرزهای خود، مکان‌های جغرافیایی را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. کد ژئوپلیتیک به‌نوعی، نتیجه­ ی استدلال ژئوپلیتیک عملیاتی است که شامل مجموعه­ای از پیش‌فرض‌های سیاسی-جغرافیایی مربوط به زیرساخت سیاست‌خارجی یک کشور است. کدهای ژئوپلیتیک هر کشور اختصاصی آن است و کشورها سعی می‌کنند برای رسیدن به منافع خود، بر کدهای ژئوپلیتیک دیگران تأثیر گذارند. درواقع ژنوم ژئوپلیتیک یا نقشه­ ی ژنگانِ یک کشور به‌عنوان کدهایی ژئوپلیتیک از جانب کشورهای رقیب و همسایه قلمداد گشته و برنامه‌های تصوری و ذهنی سیاست‌خارجی یک کشور نسبت به کشور هدف را راهبری می‌نمایند؛ یعنی یک کشور براساس نقشه ی ژنگانِ خود، سیاست‌خارجی خود را سازماندهی می‌کند و کشور رقیب با توجه به کدهای ژئوپلیتیک موجود در آن کشور، سعی بر خنثی‌سازی سیاست‌های خارجی آن کشور دارد.

پس می‌­توان گفت کد ژئوپلیتیک با ژنوم ژئوپلیتیک، متفاوت است: 1- کد ژئوپلیتیک همان ژنوم‌های ژئوپلیتیک موجود در کشور رقیب یا کشور هدف است. 2- ژنوم ژئوپلیتیک همان واقعیت‌های جغرافیایی موجود در محدوده‌ ی مرزهای سیاسی کشور خودی است. 3- کد ژئوپلیتیک درحیطه‌ ی مطالعاتی مباحث مرتبط با ژئوپلیتیک است. 4- ژنوم ژئوپلیتیک درحیطه‌ ی مطالعاتی مباحث مرتبط با جغرافیای سیاسی است. 5- از برقراری ارتباط مؤثر بین ژنوم‌های خودی با کدهای کشور رقیب، یک سیاست‌خارجی برمبنای واقعیت‌ و به‌دور از آرمان‌گرایی شکل می‌‌گیرد. 6- ژنوم با مقدورات ملی نیز اختلاف معنی دارد؛ چراکه مقدورات ملی به آن‌‌دسته از مؤلّفه‌های جغرافیایی و انسانی اطلاق می‌‌گردد که موجب قدرت ملی گردد. این مؤلّفه‌ها در دوران‌های متفاوتِ زمامداری، ممکن است متمایز باشند؛ به‌طورمثال، ناسیونالیسم یکی از مقدورات ملی ایرانیان در زمان حکومت پهلوی‌ها بوده است. درحالی‌که بعد از انقلاب، ایدئولوژی شیعه و ژئوپلیتیک شیعه یکی از مؤلّفه‌های کسب قدرت ملی قلمداد می‌‌شود. اما ژنوم ژئوپلیتیک تمام عواملی را که در قدرت ملی یک کشور، نقش مثبت و منفی- بالفعل و بالقوه- داشته باشد، مورد مطالعه قرارمی‌‌دهد. 7- کد ژئوپلیتیک درحوزه‌ ی مطالعات سیاست‌خارجی و درراستای توسعه‌ ی دامنه‌ نفوذ سیاسی به‌کارگرفته شده و شناسایی می‌‌شود. 8- ژنوم ژئوپلیتیک درحوزه ی‌ مطالعات سیاست داخلی قرارداشته و در راستای جلب رضایت هموطنان و توجیه داخلی و بسترسازی سیاست‌خارجی، به‌کارگرفته شده و شناسایی می‌‌گردد.

1- ژنوم‌های جغرافیای مؤثر بر سیاست‌خارجی پاکستان

 پاکستان با مرز مشترکی به‌طول 891 کیلومتر، یکی از همسایگان جنوب‌شرقی ایران می‌باشد. ژنوم‌های جغرافیای مؤثر در سیاست‌خارجی پاکستان عبارتند از:

1-1- موقعیت ژئواستراتژیک ‏پاکستان

باتوجه به استراتژی‏های‏«برّی‏» و«بحری‏»، سه صحنه ی عملیات‏ وجود دارد: صحنه ی عملیاتی اقیانوس اطلس­، صحنه ی عملیاتی اقیانوس آرام، صحنه‏ ی عملیاتی اقیانوس منجمد شمالی. هر صحنه ی عملیاتی، دارای شاخک‏هایی است که نقش ژئواستراتژیک دارد و نکته ی مهم این است که‏ برای شروع جنگ، نقاط بحرانی از همین شاخک‏ها آغاز می‌‏شود. این شاخک‏های عملیاتی برای صحنه‏ ی عملیاتی اقیانوس آرام که پاکستان هم در مجموعه ی آن قرار دارد، شامل خلیج‌فارس، دریای عمان و دریای سرخ‏ است که خلیج‌فارس و دریای عمان در این بین، نقش مهم‏تری داشته و ایران و پاکستان به‌عنوان مراکز ثقل این‏ صحنه‏های عملیاتی مطرح هستند.(عزتی،10:1373) پاکستان در صحنه ی عملیاتی اقیانوس آرام، در قلمرو جغرافیایی یکی از معبرهای استراتژیک آسیا است. این معبر استراتژیک از گردنه‏های هیمالیا به سمت رودخانه‏ سند در غرب است و قسمت اعظم آن در کنترل پاکستان است. بنابراین در طرح‏ریزی نیروهای استراتژیک‏ به‌منظور پدافند از جنوب آسیا این واقعیت ژئواستراتژیک باید مدّ نظر قرار گیرد. درواقع، ­ژئوپلیتیک انرژی و خط لوله صلح، به‌دلیل وجود منابع اندک گاز طبیعی‏ و تقاضای بالای انرژی در هند و پاکستان، در زمره ی بازارهای هدف کشورهای دیگر به‏شمار می‌‏رود.(پیشگاهی­فرد و قدسی‌،89:1387)

1-2- فرقه‌گرایی و قوم‌گرایی ­و دسته‌بندی احزاب

تعصبات فرقه­گرایانه و جنگ­های فرقه­ای یکی از مشخصه­های کشور پاکستان­است. گروه‌های فرقه­گرا با توجه به انگیزه‌های قومی،­ دینی و مادی شکل گرفته و رهبران آن‌ها بر اساس برداشت­های خود، نوعی احساس تنفر و انتقام‌جویی  از گروه‌های رقیب را در بین پیروان خود تبلیغ می‌نمایند. این عناصر، جوامع را به درگیری‌های قومی و بحران‌های دیگری از قبیل تروریسم و تجزیه‌طلبی سوق می‌دهند. برخی از صاحب­نظران، جنگ­های فرقه­ای در پاکستان را، نتیجه ی سیاست‌های غلط بریتانیا می­دانند و معتقدند سرزمین بزرگ هند براساس قومیّت­های دینی تقسیم‌بندی شده است. پیدایش گروه‌های فرقه­گرای پاکستان به عوامل مهم دیگری نیز بستگی داشت که فقدان دموکراسی و تحریک عناصر بیگانه، جزئی از آن‌هاست. بعد از به بن‌بست رسیدن اقداماتی که برای اجرای دموکراسی در سال‌های 1950، 77-1971 و 1979 و در نتیجه ی این شکست­های پیاپی، نظامیان، فئودال­ها و متنفذان قومی که به وسیله ی نیروهای فرقه­گرا حمایت می‌شدند، به منصب­های بالای کشوری دست یافتند و برای پیشبرد اهداف خود فرقه­گرایی و فرهنگ کلاشینکف را بر جامعه ی پاکستان مسلّط نمودند­. لذا تنوع و پراکندگی قومی در پاکستان، تلاش آن‌ها برای گرفتن امتیازات بیشتر از حکومت مرکزی نیز از جمله مشکلات عمده پاکستان از آغاز استقلال تاکنون بوده است. وجود قومیت‌های بلوچ، پشتون، پنجابی و سندی در پاکستان و پراکندگی آن‌ها در حاشیه ی مرزها و گسترش آن‌ها در خاک کشورهای همسایه(ایران، افغانستان و هند) از جمله دغدغه‌های مهم دولت پاکستان است. علاوه بر درگیری‌های قومی، فرقه‌گرایی تجزیه‌گرایانه و جنگ‌های مذهبی و تروریسم نیز از دیگر مشکلات پاکستان است.(ایزددوست، 1380: 39-38) درواقع، وقوع جنگ‌های تروریستی و فرقه­ای که عمدتاً به وسیله ی گروه‌های مذهبی صورت می­گیرد، از نظر مقامات پاکستانی اکنون به‌عنوان یک تهدید بزرگ برای امنیّت ملی پاکستان به‌حساب می‌آید و استراتژیست‌های این کشور مطرح کرده‌اند که اگر روزی این گروه‌ها، به بمب‌های هسته­ای پاکستان دسترسی پیدا کنند، آن‌وقت چه تهدیدی برای پاکستان و منطقه آسیای مرکزی و جنوب آسیا به‌وجود خواهد آمد.( Farouqi, 2001:57)

1-3- ژئوکالچر«عوامل فرهنگی» و ایدئولوژیک

کشور پاکستان از متغیر مذهب(فرقه ی وهابیّت) به‌طور کامل تأثیر می‌­پذیرد. بخشی از اختلافات این کشور با همسایگان، ناشی از رقابت با تداخل دیرینه ی منابع و علایق‏ فرهنگی است. این منابع مشاجره، در شمار منابعِ ‏«ژئوکالچر» محسوب می‌‏شود. رقابت‏های دیرینه ی قومی‌/ ملی‏‌گرایانه و تلاش برای صدور ارزش‏های فرهنگی و گستراندن نظام ارزشی و حمایت از هم‏کیشان، بخشی از عملکرد این کشور  است. درواقع، گسترش دامنه ی نیروهای ایدئولوژیک در تعقیب مخالفان تا آن‌سوی مرز و کنترل ایدئولوژیک منطقه، بخشی از نتایج رقابت‏های سیاسی-فرهنگی این کشور با همسایگان به‌شمار می‌‏رود.(کریمی‌‌پور،­89:1379)

1-4- گروه‌های فشار ذی‌نفوذ

پس از حادثه ی یازدهم سپتامبر، گروه­های ذی‌نفوذ پاکستان، به دو گروه اصلی سیاسی تقسیم شده اند: احزاب بنیادگرا(معتقدان به بنیادگرایی اسلامی)، گروه نخبگان طرفدار غرب. تا قبل از یازدهم سپتامبر، ارتش پاکستان برای کنترل این کشور با احزاب بنیادگرای پاکستان متحد شده بود؛ اما پس از حمله ی آمریکا به افغانستان، احزاب بنیادگرا موضع مخالفت با مسئولان نظامی پاکستان را درپیش گرفته­اند. از جمله مهمترین مناطقی که در آن تعداد بنیادگرایان بیش از سایر ایالات پاکستان است، می­توان به بلوچستان و ایالت سرحدّی شمال غربی اشاره نمود. این دو ایالت، تعداد زیادی از مدرسه­های بنیادگرا را در خود جای داده است.(نظیف‌کار، 1382: 151)

1-5- استراتژی منطقه­ای/هندی و نبرد با کشورهای دیگر

مهم‌ترین استراتژی منطقه­ای پاکستان، استراتژی دفاعی این کشور در منطقه ی جنوب آسیا به‌ویژه در قبال هندوستان است. مقامات ارشد پاکستانی به خوبی از این حقیقت آگاهند که نیروی دفاعی پاکستان با نیروهای هندی برابر نیست؛ از این‌رو اجتناب از جنگ، اولین هدف در سیاست امنیّتی پاکستان محسوب می‌شود. پاکستان در سیاست منطقه­ای خود، از استراتژی دفاعی پیروی می­کند. می­توان گفت اتخاذ استراتژی متعارف آفندی پاکستان «دفاع آفندی» مشخص و شناخته می­شود. دکترین دفاع آفندی ضربه­ای سریع و پیشگیرانه را تجویز می­نماید. در این دکترین به‌دست‌آوردن منطقه ی نفوذ در قلمرو دشمن برای استفاده ی ابزاری از آن در مذاکرات صلح، یکی از ارکان اصلی به‌شمار می­آید. بعد از دهه ی 1990 و فروپاشی شوروی، حوزه ی آسیای مرکزی و حضور در این حوزه و همچنین عضویّت در سارک و سازمان همکاری‌های اقتصادی(اکو)، مورد توجه شدید پاکستان است. به‌طور کلی پاکستان، بیش‌تر از آن‌چه که به منافع بین‌المللی اهمیت دهد، به منافع منطقه­ای خود توجه می­نماید و در این زمینه، بیشتر به توسعه ی روابط دوجانبه با همه ی کشورهای منطقه­ای به‌ویژه چین و  کشورهای اسلامی می­اندیشد. در دوره‌ی کوتاه تاریخی   50 ساله‌ی پاکستان، این کشور با رقابت‌ها و چالش­هایی مانند بحران خاورمیانه، تجاوز شوروی سابق به افغانستان، فعالیت‌های نظامی نیروهای متحدشده در افغانستان مواجه شده است.(Pakistan, almance, 2001-2002:165) آغاز نبرد با کشورهای دیگر، به‌خصوص هند، باتوجه به پیشرفت­های تسلیحاتی و تجهیز دو کشور به سلاح‌های هسته‌ای و تکنولوژی پرتاب آن‌ها، نسبت به جنگ‌های پیشین، ابعاد جغرافیایی گسترده‌تری خواهد داشت. چنین نبردی، امنیّت داخلی کشورهای جنوب شرقی را با تهدید مواجه خواهد ساخت. بخشی از نتایج این نبرد عبارتند از: ورود سیل پناهندگان و گسترش ناامنی‌های حاصل از آن، خطر تشعشات هسته‌ای ناشی از به‌کارگیری این سلاح‌ها، تنش ناشی از تقاضای بلوچ‌ها برای حمایت از پاکستان و یا ایجاد زمینه ی مناسب برای افزایش تقاضای خودمختاری یا وحدت قومی.(کریمی‌پور،1379: 166)

1-6- قدرت هسته­ای پاکستان

پاکستان تلاش­های هسته­ای­اش را ناشی از تهدید دایمی هند و اقدامی واکنشی قلمداد می‌کند و از این نظر آن‌را کاری صرفاً دفاعی به‌حساب می‌آورد؛ اما ایران از سه جهت می‌تواند نگران مسابقه ی تسلیحاتی در شبه‌قاره و به‌ویژه پاکستان باشد: الف: آزمایش‌ها، تحقیقات و انفجارهای هسته­ای پاکستان در ایالت بلوچستان؛ یعنی در نزدیکی مرز ایران صورت می­گیرد. نگرانی ایران به آلودگی استان‌های شرقی از این آزمایش‌ها و انفجارها، برای شهروندان بلوچ و سیستانی قابل درک است؛ ب: استقرار یک حکومت بنیادگرای افراطی شبیه طالبان در پاکستان که از توانایی هسته­ای بالایی برخوردار باشد، علاوه بر هند، برای ایران نیز خطرناک و تهدیدآمیز خواهد بود؛ اما تهدیدی جدی‌تر، سرقت پلوتونیوم یا بمب‌های کوچک و قابل‌ِحمل هسته­ای این کشور به وسیله ی سازمان‌ها و گروه‌های ذی‌نفوذ بنیادگرا برای انجام عملیات تروریستی در ایران است؛ پ: موضع پاکستان به‌عنوان یک قدرت هسته­ای همجوار دربرابر ایران و به‌ویژه در زمینه ی مسایل مورد اختلاف، قوی‌تر و استوارتر از موقعیت پیشین است. طبیعی است که پاکستان از این برتری، حداکثر بهره‌جویی را خواهد داشت.(کریمی‌پور،1379: 167)

1-7- استقلال‌طلبی پشتون‌ها

منطقه قبایلی که به اختصار FATA(فتا) یا «منطقه به‌لحاظِ اداری خودمختار» خوانده می‌شود، به‌وسیله ی خط دیورند(خط مرزی افغانستان و پاکستان که هیچ‌گاه مورد قبول افغانستان واقع نشده است) از افغانستان جدا می‌شود. به‌لحاظ جغرافیایی، منطقه قبایلی از غرب با افغانستان همسایه است، از شرق با دو ایالت سرحد و پنجاب پاکستان و از جنوب با ایالت بلوچستان پاکستان هم‌مرز است. این منطقه، به هفت ناحیه قبیله‌ای تقسیم می‌شوند که عبارتند از: مهمند، باجور، کورام، اورکزی، خیبر، وزیرستان جنوبی و وزیرستان شمالی. اگرچه ساکنان این منطقه همگی پشتون هستند؛ اما خود به گروه‌های قومی کوچک‌تر تقسیم می‌شوند که با نام همان نواحی قبیله‌ای خوانده می‌شوند. این منطقه به‌صورت خودمختار اداره می‌شود و اگرچه در خاک پاکستان قرار دارد؛ اما دولت مرکزی پاکستان و یا دولت‌های ایالتی، حق مداخله در امور داخلی این منطقه را ندارند. تا قبل از مداخله ی آمریکا در افغانستان، منطقه قبایلی فقط در پرتو اختلافات پاکستان و افغانستان بر سر «خط دیورند» مورد توجه قرار می‌گرفت؛ اما پس از حمله آمریکا، طالبان در این منطقه مستقر شدند و از این زمان به بعد بود که منطقه قبایلی به محلی برای مشاجره تبدیل شد. این مشاجره دارای 3 وجه بود: پاکستان و سران منطقه قبایلی، پاکستان و آمریکا، پاکستان و افغانستان .مشاجره ی پاکستان با سران قبایل، یک وجه تاکتیکی و یک وجه استراتژیک داشت: وجه تاکتیکی حول مخالفت ظاهری پاکستان با سران قبایل به‌دلیل پناه‌دادن به طالبان و القاعده دور می‌زد. وجه استراتژیک، حول تلاش پاکستان برای بهره‌برداری از وضع موجود جهت بسط حاکمیّت خود به منطقه قبایلی بود. در همین حال افغانستان و آمریکا، دولت پاکستان را به دلیل استقرار طالبان و القاعده در خاک این کشور، مورد نکوهش قرار دادند. بنابراین منطقه قبایلی می‌تواند به‌عنوان ابزاری در دست پاکستان یا افغانستان جهت تعدیل و تنظیم رفتار یکدیگر مورد استفاده قرار گیرد. قومیّت و خودمختاری منطقه قبایلی یک عامل کلیدی در نقش‌آفرینی این منطقه در مناسبات افغانستان و پاکستان است. هرگاه افغانستان اراده کند می‌تواند با بهره‌گیری از ناسیونالیسم پشتون، ساکنین قبایل را علیه پاکستان تحریک کند و برعکس پاکستان نیز می‌تواند با تحریک همین احساسات، آن‌ها را علیه دولت کابل تحریک کند. در حال حاضر به‌دلیل استقرار طالبان در این منطقه که اغلب از قومیت پشتون هستند و نیز به‌دلیل حمایت پاکستان از طالبان، منطقه قبایلی به‌سود پاکستان عمل می‌کند؛ اما هرگاه پاکستان قصد داشته باشد علیه طالبان عمل کند و یا حاکمیّت خود را بر این مناطق گسترش دهد، ساکنین قبایل به سمت افغانستان و علیه پاکستان وارد عمل می‌شوند. هرگونه تغییر و تحولات جدایی‌طلبی پشتون‌ها  بر کشورهای دیگر نیز، تأثیرگذار خواهد بود.

2- ژنوم‌های جغرافیای مؤثر بر سیاست‌خارجی ایران

از شاخص‌های مهم سیاست‌گذاری ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی، دارابودنِ عوامل طبیعی، داشتن تنوع در مرزها، دسترسی یا عدم دسترسی به آب‌های آزاد، تعداد همسایگان و برخورداری از جایگاه کشوری در مجموعه نظام بین‌الملل است که از آن به ژئوپلیتیک تعبیر می‌شود.(گل­وردی،1389: 11) واحدهای سیاسی باتوجه وزن ژئوپلیتیک و مقدورات ژنوم جغرافیایی در تعاملات مثبت یا منفی با دیگر واحدهای سیاسی به‌ویژه قدرت‌های جهانی متأثّرند. کشور ایران به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، دارای ژنوم‌های ژئوپلیتیک با بار مثبت و منفی است.

2-1- تنگه استراتژیک هرمز و دارابودن سواحل طولانی در خلیج‌فارس و دریای عمان

دراختیارداشتن تنگه ی راهبردی هرمز و برخورداری از موقعیت گذرگاهی، ایران را مسلط به بهترین گلوگاه اقتصادی و انرژی جهان گردانیده است. اهمیت راهبردی تنگه ی هرمز، چنان است‌که در این باره گفته‌اند: «تنگه ی هرمز ممکن است ما را در یک جنگ زودهنگام گرفتار کند. درصورت وقوع، عوامل مختلف نظیر جغرافیا، انرژی، اقتصاد و امنیّت درهم‌می‌آمیزد و موقعیّت حسّاسی را به‌وجود می‌ آورند.»(گل­وردی،1389: 12) یکی دیگر از ویژگی‌های منحصربه‌فرد ایران، همانا دارابودن مرزی طولانی در خلیج‌فارس و دریای عمان است که ایران را به آب‌های آزاد متصل می‌کند و به تعبیر اسپایکمن، ایران از موقعیّت بحری نیز برخوردار است. داشتن چنین ویژگی مهمی‌، ایران را نسبت به دیگر کشورهای همسایه و حتی منطقه­ی جنوب غربی آسیا متمایز کرده است.(گل­وردی،1389: 11) موقعیت خلیج‌فارس و دریای عمان در جنوب، بهترین و مطمئن‌ترین موقع سیاسی را برای مرزهای جنوبی فراهم آورده است.(اخباری،1388: 179)

2-2- تکثّر قومی‌ و تنوّع زبانی

قومیّت و ناسیونالیسم قومی‌ با هر تعریف، مفاهیمی‌ مرتبط با مقوله هویّت و مؤ‌ثر بر هویّت دولت و یا در رقابت با آن هستند. یک گروه قومی‌ از آن رو با گروه‌های قومی‌ دیگر تمایز و مرزبندی دارد که هویّتی متفاوت- خواه واقعی یا تصوری - برای خود قایل بوده و کمابیش براساس همین تمایز هویّتی رفتار می‌کند. این مفروضه، گزاره‌ای مورد مناقشه نیست. نکته ی مهم مناقشه‌انگیز، نحوه ی تأثیرگذاری این متغیر هویّت‌بخش بر سیاست‌خارجی است.(حق­پناه،1390: 84) اگرچه بیشتر حرکت‌های تجزیه طلبانه در محدوده ی سرزمینی کشورها محصور است؛ اما وقتی که حکومت‌ها نتوانند به نیازها و تقاضاها پاسخ مناسب دهند و یا نتوانند به طریق مناسب به سرکوب یا مهار تجزیه‌طلبانه اقدام کنند، گرایش به کسب حمایت خارجی، به‌ویژه ازسوی کشورهای همسایه و گروه‌هایی که با آن‌ها وابستگی قومی‌، نژادی و یا مشترکات فرهنگی دارند، تقویت می‌شود.اتحاد بین گروه‌های محلی و ناحیه‌ای ناراضی و بازیگران خارجی، موجب درهم‌بافته‌شدن تهدیدات داخلی و خارجی می‌شود و در نتیجه، مدیریّت امنیّت ملی را با مشکل مواجه می‌سازد. ایران به‌طور طبیعی، دارای تکثّر قومی‌ است و یکی از ناهمگن‌ترین کشورهای خاورمیانه به‌حساب می‌آید. تنوع فرهنگی و قومی‌ از ویژگی‌های جامعه ی ایران است؛  به‌طوری که ایران از نقطه نظر ناهمگنی زبانی در شمار ده کشور نخست دنیا و اولین کشور از این نظر در جهان اسلام شمرده می‌شود و بارها در طول حیات سیاسی خود، شاهد اوج‌گیری تنش‌هایی با منشأ قومی‌ بوده(کریمی‌‌پور،1388: 17)، به این دلیل باید درصدد شناسایی دقیق و طبقه‌بندی پتانسیل‌های مثبت و منفی این ژن بود.

2-3- ژنوم قدرت نرم، پیشینه­ی تاریخی و فرهنگی و ژنوم ایدئولوژیک‌پایه­ شیعه‌گرایی

قدرت نرم به آن‌دسته از قابلیّت‌ها و منابع یک کشور چون فرهنگ، آرمان یا ارزش‌های اخلاقی اطلاق می‌شود که به‌صورت غیرمستقیم بر منافع یا رفتارهای دیگر کشورها، اثر می‌گذارد.‌(هرسیج،1388: 226) قدرت نرم، توجه به اشغال فضای ذهنی شهروندان دیگر جوامع، از طریق ایجاد اقناع است و هدف آن در درجه ی نخست، افکار عمومی‌ خارج از کشور است. در قدرت نرم، باید دید دنیا چگونه به ما می‌نگرد، نه این‌که ما به دنیا چگونه می‌ نگریم. قدرت نرم هر کشوری در ابتدا از سه منبع سرچشمه می‌گیرد: فرهنگ(بخش‌هایی که برای دیگران جذاب است)، ارزش‌های سیاسی(زمانی که منطبق با افکار عمومی‌ داخل و خارج باشد)، سیاست‌خارجی.(زمانی که مشروع و اخلاقی تلقی شوند)به‌طورکلی ایران، بیشترین میزان کاربرد قدرت نرم‌افزاری را در منطقه ی ژئوپلیتیک اورآسیای مرکزی به میزان 28/76درصد داراست.(حق­پناه،1390: 262) ایران پایگاه اصلی تشیع در خاورمیانه است. بعد از حمله ی آمریکا به عراق، نقش مذهب شیعه در تحولات مذهبی خاورمیانه مشخص‌تر شده؛ زیرا نقطه ی مهم جغرافیایی شیعیان، مناطقی است که بر روابط قدرت در سطح منطقه و جهان، تأثیرگذار است و خصوصاً در سواحل خلیج‌فارس ودر حوزه‌های نفتی پراکنده شده‌اند. بالغ بر 70درصد جمعیت سواحل خلیج‌فارس شیعه هستند. این عامل بر اهمیت ژئوپلیتیک مذهب شیعه می‌افزاید.(قصاب‌زاده،1391: 329) سیاست‌های جمهوری اسلامی‌ در مدیریت تنوعات اجتماعی و افزایش همبستگی ملی بر بنیاد «سیاست تکثرگرایی وحدت‌طلب دینی» بنا شده است.(ترابی،1388: 152) انقلاب اسلامی‌ ایران مهم‌ترین جرقه ی خیزش و تقویت شیعه را به‌وجود آورد و شیعیان در کشورهای مختلف منطقه، ایران را مأمنی برای خود تصور می‌کردند.

پیشینه ی دولت در فضای جغرافیایی فلات ایران به اوایل قرن هشتم پیش از میلاد بازمی‌گردد. شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و امنیّتی باعث شد که اقوام ایرانی متحد شوند و نخستین دولت فراگیر را با نام «دولت ماد» و به مرکزیت هگمتانه تشکیل دهند.(حافظ­نیا،1381: 17) منظومه ی فرهنگی ایران، محصول چندهزارساله ی ملتی کهن و برآیند تعامل جمعی گروه‌های قومی‌ است که هویّت فرهنگی ایران را شکل بخشیده‌اند و هریک به سهم خود، بر آن لایه‌هایی گوناگون افزوده‌اند و در نهایت، در این هویّت کلان فرهنگی، مستحیل و خود بخشی از آن شده‌اند؛ درواقع، هویّت فرهنگی ایران، چتر گسترده و فراگیری است که درعین‌حال، همه اقوام و گروه‌های قومی‌ را در خویش جای داده است. از ویژگی‌های تاریخی ایران می‌توان به تنوعات فرهنگی و اجتماعی اشاره کرد که با این وجود همه ی گروه‌ها در اغلب ادوار تاریخی با همدیگر، همزیستی مسالمت‌آمیز داشته‌اند و هویّت ایرانی‌بودن، آنان را در صف متحدی قرار داده است. به تعبیر «گوبینو»، ایرانیان مردمی‌ هستند که با ما تفاوت فاحشی دارند؛ آنان از پیوند نژادهای مختلف به‌وجود آمده‌اند؛ ولی هویّت خود را نگه داشته‌اند. این قوم اندیشه‌ها و منافع خود را به‌هم‌پیوسته و همانند یک تنه، به‌هم‌تنیده‌اند؛ به‌نحوی که هریک از آن تاروپود می‌تواند کشیده و دراز شود، بدون آن‌که به‌هم گره بخورند.(ترابی،1388: 117)

2-4- ژنوم موقعیت نسبی و محوریّت در نظریه­های ژئوپلیتیک

براساس نظریه ی مکیندر شمال ایران، جزء ناحیه محوری هارتلند و دیگر قسمت‌ها جزء هلال داخلی(حاشیه‌ای) است.(زین‌العابدین،1389: 52) براساس نظریه ی اسپایکمن ایران در محدوده ی سرزمین حاشیه یا ریملند قرار دارد که این منطقه، امکان ترکیب قدرت برّی و بحری را بهتر فراهم می‌سازد. ازطرف‌دیگر، بیشترین منابع نیروی انسانی و سهولت ارتباط دراین بخش از جهان وجود دارد.(عزتی،1388: 14) براساس نظریه برژینسکی، آمریکا منطقه ی خلیج‌فارس را بعد از اروپا و امریکا، سومین خط دفاعی استراتژیک خود محسوب می‌دارد. بنابراین کنترل مناطق و نقاط استراتژیک، به‌ویژه تنگه ی هرمز، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از مهمترین مبانی اهمیت و موقعیت استراتژیک و ژئوپلیتیک خلیج‌فارس، ذخایر عظیم نفت وگاز در آن است. حدود 66درصد ذخایر شناخته‌شده نفت جهان در این منطقه قرار دارد و حدود 60درصد نفت جهان از تولیدات نفتی هشت کشور نفتی خلیج‌فارس تأمین می‌شود.(نامی‌،1391: 14)       

3- مهم‌ترین چالش­ها در روابط پاکستان­ و ایران

3-1- چالش اقتصادی

الف- رقابت در آسیای مرکزی: یکی از منابع جدید رقابت بین دو دولت، تلاش آن‌ها در دهه ی اخیر برای ورود به بازار آسیای مرکزی و قرارگرفتن در مسیر انتقال لوله گاز به شبه‌قاره و اقیانوس هند است. در این رقابت، پاکستان، حمایت طبیعی افغانستان را به همراه دارد. استقرار دولتی فراگیر و باثبات در افغانستان،  موضع اسلام‌آباد را نسبت به ایران تقویت خواهد کرد(کریمی‌پور،1379: 171) که در صورت عملی‌شدن، منطقه ی شرق ایران که مهمترین راه توسعه ی آن ترانزیت کالاست، با مشکل مواجه خواهد شد و همچنان سایه ی فقر و ناامنی بر آن حاکم خواهد بود.

ب- بندر دریایی گوادر پاکستان: بندر گوادر در منتهی‌الیه جنوب غربی پاکستان و در ساحل خلیج گوادر در دریای عمان قرار گرفته است. فاصله ی این بندر تا کراچی مرکز ایالت سند 800 کیلومتر است. به‌دلیل شرایط خاص آب‌وهوایی منطقه که گرم و بیابانی است و فاصله ی زیاد آن با مراکز سیاسی، اقتصادی و جمعیتی پاکستان و همچنین محدودشدن کلیه ی فعالیت­های اقتصادی و تجاری پاکستان به بندر بزرگ و استراتژیک کراچی، توسعه ی بندر گوادر در گذشته، مورد بی‌توجهی مقامات پاکستانی قرار گرفته بود. منطقه ی آزاد گوادر در حال‌ حاضر به نماد و اوج همکاری‌های اقتصادی چین و پاکستان تبدیل شده است. توسعه و تجهیز این منطقه برای پاکستان و چین، دارای آثار اقتصادی و استراتژیک بسیاری است و دو کشور، اهداف کلانی را از اجرا و مشارکت در آن جستجو می‌کنند. دولت پاکستان تحت‌تأثیر عوامل مختلف داخلی و منطقه­ای و بین‌المللی، ایجاد و توسعه ی گوادر را در دستور کار خود قرار داده است. عوامل داخلی به عقب‌ماندگی غرب پاکستان و ایالت بلوچستان و نقش ناچیز آن در اقتصاد ملی برمی­گردد. عوامل منطقه­ای به وضعیت روبه‌ثبات افغانستان و رقابت سیاسی و نظامی پاکستان با هند مربوط می‌شود. به لحاظ بین‌المللی نیز، این کشور به‌دنبال یافتن جایگاه مثبت و مطمئنی در تعاملات اقتصادی جهان و آسیاست. عینی‌ترین و مهم‌ترین اثر منفی این طرح، تضعیف ماهیت وجودی منطقه ی آزاد چابهار در جنوب شرقی ایران است. بدون تردید در شرایط کنونی، گوادر مهم‌ترین و قوی‌ترین رقیب تجاری و اقتصادی چابهار به‌شمار می‌آید. با وجود این‌که منطقه ی آزاد چابهار نزدیک به یک‌دهه است که فعالیت خود را آغاز کرده؛ اما به دلایل مختلف از جمله مشکلات زیرساختی نظیر فقدان سیستم حمل‌ونقل ریلی و جاده­ای و هوایی مناسب نتوانسته است موفقیت چندانی در تجارت و ترانزیت کالا از چابهار به کشورهای افغانستان و آسیای مرکزی پیدا کند و در شرایط کنونی با توجه به کندی توسعه ی زیرساخت‌های منطقه، به‌دلیل کمبود اعتبارات و مشکلات خاص دیگر، چشم‌انداز این بهبود موقعیت در میان‌مدت، چندان امیدوارکننده به‌نظرنمی رسد. این وضعیت به‌گونه‌ای است که چابهار باتوجه به اهمیت استراتژیک آن هنوز در اقتصاد ملی نیز، موقعیت واقعی خود را به‌دست نیاورده است. در این شرایط و با توجه به حضور یک قدرت اقتصادی جهان(چین) در بندر گوادر و سرمایه‌گذاری عظیم در آن و همچنین با توجه به سرعت عمل زیاد در اجرای طرح‌های زیرساختی(حداقل تا 5 سال آینده)، به‌نظرمی‌رسد منطقه ی آزاد چابهار از گردونه ی رقابت، عقب افتد و مزیّت نسبی خود را در ترانزیت کالا به افغانستان و آسیای مرکزی از دست بدهد. به‌طور طبیعی، علاوه بر چین و پاکستان، افغانستان نیز می‌تواند از منافع ترانزیت کالا به آسیای مرکزی، بهره ی لازم را ببرد و بنابراین مشوّق این امر است. این مهم در سطح کلان‌تر، طرح استراتژیک محور شرق را نیز تحت‌تأثیر قرار خواهد داد. مزیّت قابل‌توجه و مهم بندر گوادر در مقایسه با چابهار، نزدیکی این بندر به کراچی و اتصال آن از طریق بزرگراه مکران است. بدون تردید، نزدیکی و اتصال پایتخت اقتصادی پاکستان به گوادر، عامل بسیارمهمی در توسعه و تجهیز این بندر است. ازسوی‌دیگر، ایجاد بندر آزاد گوادر، باعث جذب و تمرکز فعالیت‌های اقتصادی و تجاری بسیاری از کشورها در این بندر باتوجه به سرعت عمل در فرآیند توسعه و تجهیز زمینه‌های ارتباطی آن است. یکی از الزامات توسعه ی اقتصادی و تجاری منطقه ی خلیج‌فارس، وجود یک مرکز تجاری در سواحل شمالی آب‌های دریای عمان است. چابهار و گوادر، بهترین موقعیت را برای این مهم دارند. هر یک از این دو منطقه که سریع‌تر به نتیجه برسند و از امکانات و تسهیلات بیش‌تری برخوردار گردند، بیش‌تر می­توانند فعالیت­های اقتصادی و تجاری را جذب نمایند. علاوه بر موارد فوق، به‌طورطبیعی، ایجاد پایگاه نظامی و تجهیز نیروهای دریایی و هوایی پاکستان و چین در کنار مرزهای آبی و خاکی ایران، حساسیت‌ها و آسیب‌پذیری‌های خاص خود را همراه دارد.

3-2- چالش مرزی

کره ی زمین متشکل از دو بخش خشکی و آبی است و در بخش خشکی زمین، تعداد41 کشور هستند که محصور در خشکی هستند که ماحصل سیاست‌های استعمارگران انگلیسی، روسی، فرانسوی، آلمانی است و یا از تجزیه ی امپراطوری‌های بزرگی چون شوروی، بیرون آمده‌اند؛ یا از ابتدای تاریخ(مغولستان) محصور در خشکی بوده­اند که در نقشه ی سیاسی جهان در قرن 19 به بعد ظاهر شدند و مرزبندی برای این‌گونه کشورها، بدون توجه به شرایط جغرافیایی انسانی و طبیعی صورت می­گرفته است. از مهم‌ترین منابع تنش بین کشورها، مرزهای خشکی است. درهرحال تنش بین کشورها منحصر به خشکی‌ها نمی‌شود و در مناطق آبی(غیرخشکی) هم وجود دارد. تنش‌ها می­تواند برای کنترل آبراهه‌ها یا تنگه‌ها(تنگه هرمز)، وجود منابع نفت و گاز در فلات قاره(خلیج‌فارس) و یا بندری ساحلی(چابهار و گوادر) روبه‌رشد و توسعه  باشد که همه ی این‌ها، ناشی از عدم‌مشخص‌بودن مرزهای دریایی بین کشورهای ساحلی است. درحال ‌حاضر در ارزیابی قدرت هر حکومت، همواره عامل دوری یا نزدیکی با دریا مورد نظر بوده و براساس همین عامل، نظریه‌های مهم ژئوپلیتیک هارتلند(مکیندر) و تفوق قدرت دریایی(ماهان) ارائه شده است. دریاها قابلیت مانور بیشتری در جابجایی نیروها و تسلیحات نظامی و کالاها بین کشورها برعهده دارند و محدودیت‌هایی که در خشکی برای انتقال از یک یا چند کشورهست، وجود ندارد و این به خاطر پیوستگی سطوح آبی است.    ایران هم از تنش مرزهای دریایی در شمال(دریای خزر)ودر جنوب(خلیج‌فارس و دریای عمان)بی‌نصیب نمانده است.

الف- مرز دریایی گوادر: هرچند ایران و پاکستان اختلاف‌های عمده در زمینه ی مرزهای خشکی ندارند؛ ولی مسأله ی مرز دریایی این دو کشور در خلیج گواتر، هنوز به سرانجام نرسیده است.  انزوای جغرافیایی این خلیج به دلیل پرت‌بودن، دورافتادگی و ناشناخته‌بودن قابلیّت‌های عظیم دریای عمان و اقیانوس هند برای ایرانیان، باعث کم‌رغبتی و یا حساسیّت اندک دولت‌ها، نسبت به تعیین مرز دریایی در این خلیج شده است. این در حالی است که قابلیّت‌های عمده ی گوادر در آینده­ای نزدیک، ایران و پاکستان را وارد این عرصه خواهد کرد.(کریمی‌پور،1379: 169)

ب- حقابه ی رودهای مرزی: ایالت بلوچستان پاکستان و استان سیستان وبلوچستان، در شمار مناطق دارای اقلیم صحرایی به‌شمار می‌روند. در حالی که مهم‌ترین مانع توسعه ی این استان، تنگناهای آبی اعلام شده است. هرچند رودخانه‌های مرزی لادیز و نهنگ، دارای رژیم نزدیک به سیلابی و متغیرند؛ اما برداشت‌های آبی دو طرف از این رودخانه‌ها، ممکن است منبع تنش و مشاجره ی ایران و پاکستان را در مقیاس محلی و منطقه­ای در دو سوی مرز فراهم آورد.

ج-گسست فضایی: جدابودن قطب‏های اصلی سیاسی-اقتصادی و جمعیتی دو کشور، از لحاظ گسستگی عمیق‏ فضاهای سرزمینی در اثر وجود بیابان‏ها، کویرها و قلمروهای کم‌تراکم جمعیتی، موجب کاهش سطح‏ تعاملات کلان در اغلب بخش‏های اقتصادی و فرهنگی دو کشور شده است.(پیشگاهی‌فرد و قدسی،94:1387) 

3-3- چالش سیاسی

الف- افغانستان: از هنگام تأسیس پاکستان تاکنون، مناسبات دیپلماتیک این کشور با ایران، تحت‌تأثیر موضع آن‌ها نسبت به افغانستان بوده است. درحالی‌که در روابط ایران و پاکستان، تعارض ژئوپلیتیک عمده­ای به‌چشم نمی­خورد و ازسوی‌دیگر، افغانستان پس از هند، دومین منبع تهدید تاریخی برای تمامیّت ارضی این کشور به‌حساب می‌آید، اسلام‌آباد در دو دهه ی اخیر، بخش عمده­ای از انرژی خود را به‌سوی افغانستان سوق داده است. از نظرگاه اسلام‌آباد، یک حکومت بنیادگرای مذهبی برخلاف نظامی ملی‌گرا، ادعای ارضی بر ایالت سرحد و منطقه ی قبیله­ای شمال غرب را نخواهد داشت و از جمله خط مرزی دیورند را خواهد پذیرفت. آن‌هم به‌دلیل توجه ماهوی‌شان به اسلام به‌عنوان متحدکننده ی اصلی. شایان ذکر است که تاکنون دولت‌های افغانستان حتی طالبان، از پذیرش مرزی که در 1893 بین شبه‌قاره و افغانستان  به این دولت تحمیل شد و به نام مؤسس آن دوراند مشهور است، امتناع ورزیده‌اند؛  اما تهران از استقرار رژیم متعصب سنی در کابل، روابط احتمالی تنگاتنگ آن با دولت‌ها، سازمان‌ها و محافل بنیادگرای سنی به‌ویژه گروه‌های وهّابی خشنود نیست. این نوع رژیم‌ها با طرح عقاید متروک فرقه­ای، می­توانند ناامنی  را  در مرزهای شرقی ایران به‌وجود آورند.    ، تفاوت دیدگاه‌های تهران و اسلام‌‌آباد درباره ی نوع حکومت آینده ی  افغانستان کـه مبتنی بر منافع استراتژیک آن‌هاست، از سال 1992 شکاف نسبتاً عمیق و درحال‌گسترشی را بین دو کشور به‌وجود آورده است.(کریمی‌پور ، 1379: 172)

      ب- درگیری‌های فرقه‌ای پاکستان: گسترش درگیری‌های فرقه­ای در پاکستان به‌ویژه تداوم حملات تروریستی گروه‌های وهّابی به شیعیان پاکستانی و اعمال فشار بر آن‌ها، ترور دیپلمات‌های ایران به‌دست گروه‌های افراطی از جمله سپاه صحابه و واکنش ضعیف اسلام‌آباد دربرابر آن‌ها، حاکی از قدرت‌یابی این گروه‌ها و افزایش نفوذ آن‌ها در ارکان تصمیم‌گیری دولت‌های فدرال و ایالتی است. درحال‌حاضر، ایران به‌شدت از موضع‌گیری‌های ضعیف پاکستان و برخورد جانبدارانه یا همراه با تساهل دستگاه‌های تصمیم‌ساز این دولت به‌ویژه قوه ی قضائیه ی این کشور در برخورد با عاملان ترور دیپلمات‌های خود ناخشنود است. تهران، تساهل اسلام‌آباد را در این زمینه با تردید می­نگرد و آن‌ را نشانه ی نفوذ عوامل افراطی سنی و وهّابی در دستگاه‌های تصمیم‌ساز پاکستان می­داند. به هر حال استمرار فشار تشکل‌های افراطی بنیادگرا علیه شیعیان این کشور، بر مناسبات دو دولت مؤثر است.­(کریمی‌پور،1379: 165)

3-4- چالش نظامی- امنیتی

ایران در محیط پیرامونی خود، همواره با چالش‌های متعددی روبه‌رو بوده و این مشکلات در تمام حوزه‌های محیط امنیّتی بازتولید شده، به‌گونه‌ای که این کشور هنوز نتوانسته است در این حوزه‌ها، شاهد شکل‌گیری چارچوب امنیّتی پایدار و ثبات مورد توافق باشد. در گذشته، چالش‌های امنیّتی ایران که از محیط پیرامونی آن ناشی می‌شد، اشکال متفاوتی داشت و ناامنی‌های مرزی و بی‌ثباتی‌های موقت تا حملات و جنگ‌های طولانی‌مدت نظامی را دربرمی‌گرفت. اکنون نیز این مسأله در قالب‌های مختلفی تجلی یافته است. تروریسم و افراط‌گرایی، دولت‌های ضعیف و بحران اقتدار و مداخلات قدرت‌های فرامنطقه‌ای، سه چالش امنیّتی اصلی در پیرامون ایران محسوب می‌شود که با یکدیگر ارتباطی تنگاتنگ دارند. دولت‌های ضعیف و بحران اقتدار، چالش اساسی‌تری هستند که باعث تحریک دو مؤلّفه ی دیگر؛ یعنی اشاعه ی تروریسم و افراط‌گرایی و نیز گسترش نفوذ و مداخلات قدرت‌های فرامنطقه‌ای است. تروریسم و افراط‌گرایی مذهبی و قومی در طول سال‌های اخیر افزایش یافته و این امر نظم و ثبات سیاسی- اجتماعی و پیشرفت اقتصادی کشورها را به‌شدت تحت‌تأثیر قرارداده است. وهّابیت و سلفی‌گری به‌عنوان یک ایدئولوژی مذهبی افراطی، منبع عمده ی گسترش تروریسم و تنش‌های مذهبی است و این ایدئولوژی به‌واسطه ی آشفتگی کلی منطقه‌ای و برخی ملاحظات سیاسی بازیگران ذینفع، فضای گسترده‌تری برای تأثیرگذاری پیدا کرده است. هرچند که تمرکز سیاست خارجی ایران در سه قرن اخیر بر روی مرزهای غربی این کشور قرار داشته، اما عملاً این کشور از سوی مرزهای شرقی خود دچار صدمات مهمی شده است، به‌نحوی‌که پس از تقسیم شبه‌قاره در 1947 و وقوع اختلافات مرزی میان هند و پاکستان ازیک‌سو و پاکستان و افغانستان ازسوی‌دیگر و نیز وقوع کودتای کمونیستی در افغانستان، ایران همواره با معضلات امنیّتی در مرزهای شرقی خود مواجه بوده است. اثرات منفی ناشی از بی‌ثباتی‌ها در میان کشورهای شرقی، همواره بر ایران مترتب شده و نگرانی‌های امنیتی در شرق را به یکی از معضلات اصلی ایران مبدل ساخته است.

4- مدل تأثیر و تقابل ژنوم و کد ژئوپلیتیک در سیاست داخلی و خارجی

در این مدل نمایش داده می‌شود که کدهای ژئوپلیتیک که در کشور پاکستان وجود دارد ازیک‌طرف و ژنوم‌های ژئوپلیتیک که در کشور ایران وجود دارد ازطرف‌دیگر، و هر کدام به‌طریقی عرصه ی سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی‌های سیاسی داخلی و خارجی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. همچنین این مدل نمایان می‌سازد که شناخت ژنوم‌های ژئوپلیتیک که منبع جغرافیایی دارند، می‌توانند به‌صورت ریشه‌ای، سیاست داخلی را سامان داده و مبنایی مستحکم جهت اخذ تصمیمات درعرصه ی سیاست‌خارجی را فراهم نمایند. شناخت ژنوم‌های ژئوپلیتیک، درک درستی از واقعیت‌های جغرافیایی را به ذهن سیاست‌گذاران متبادر می‌نماید که مسلماً منشأ نتایج مطلوب درعرصه ی سیاست‌خارجی نیز به‌بار می‌‌آورد. کار جغرافی‌دان سیاسی باتوجه به مدل این است‌که درک واقعیّت‌های جغرافیای سیاسی کشور خود را جهت سیاست‌گزینی مطلوب درعرصه ی سیاست داخلی، سرلوحه ی کار قرار دهد و با درک واقعیّت‌های جغرافیایی کشورهای هدف که از آن به‌عنوان کد ژئوپلیتیک یاد می‌ شود، شرایط را برای توسعه نفوذ سیاست‌خارجی مهیا نماید.

 

نمودار(1): مدل تقابل و تعامل کد/ ژنوم ژئوپلیتیک در روابط ایران و پاکستان

کد ژئوپلیتیک

دستگاه دیپلماسی و سیاست گذاری کشور

ژنوم ژئوپلیتیک

سیاست داخلی

سیاست‌خارجی

کد اقلیتهای آریایی‌تبار

کد بنیادگرایی و وهابی‌گری

کد نظام فدرالیسم

کد قدرت هسته‌ای

پیشینه تاریخی و فرهنگی

چابهار بندر اقیانوسی

فلات قاره در دریای عمان

تکثر قومی‌ با تأکید بر قوم بلوچ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل برساخته‌ ی نگارندگان

 

نتیجه

ایران به‌خاطر داشتن جمعیّت زیاد، ثبات سیاسی، منابع بالقوه اقتصادی و از همه مهم‌تر داشتن بیش‌ترین ساحل در خلیج‌فارس وتسلط بر تنگه ی استراتژیک هرمز و همچنین اتصال آن به کشورهای آسیای مرکزی و­ دریای خزر، ­همانند پلی بین سه قاره ی آسیا، اروپا و آفریقا اهمیت ژئوپلیتیک فوق­العاده­ای دارد. از طرفی پاکستان، با استفاده از نزدیکی جغرافیایی با کشورهای خلیج‌فارس، همکاری‌های خود را به‌منظور جذب سرمایه ی این کشورهای نفت‌خیز گسترش می‌دهد. موقعیّت جغرافیایی این کشور در همجواری با دریای عمان و نزدیکی به تنگه ی هرمز موجب گردیده تا پایگاه‌های هوایی و دریایی این کشور در سواحل دریای عمان، نقش مهمی را در منطقه ایفا نماید. از این جهت پاکستان در منطقه ی اقیانوس هند، از اهمیت قابل ملاحظه‌ای برخورداراست. به‌طور کلی ژنوم‌های تأثیرگذار ژئوپلیتیک بر روابط پاکستان و ایران عبارتند از: ژنوم ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک: زمانی که استقلال و تمامیّت ارضی، وحدت و امنیّت ملی و ارزش‏های‏ اساسی دولت- ملت به فضاهای جغرافیایی و سیاست ملل دیگر پیوند خورد، منابع ژئوپلیتیک مشاجره شکل‏ خواهد گرفت. درواقع آن‌جا که سیاست‌خارجی ملت‏ها و یا استراتژی‏های نظامی‌ آن‏ها، تحت‌تأثیر محیط و فضای جغرافیایی، به‏ویژه موقعیت نسبی است، مسایل ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک شکل می‌‏گیرند. براین اساس، منبع‏ چالش دو کشور در این عرصه عبارت است از حضور نظامی‌ ایالات متحده در پاکستان؛ زیرا منافع متضاد دو کشور امریکا و ایران در منطقه و ایفای نقش پاکستان‏ به‌عنوان میزبان و عقبه ی لجستیک ارتش آمریکا در صحنه ی افغانستان از عوامل عمده ی چالش در روابط دو کشور ارزیابی می‌‏شود. گرچه مقامات پاکستانی بارها اعلام و تأکید نموده‏اند که به هیچ‏وجه سرزمین این‏ کشور در اجرای عملیات علیه ایران به‌کار نخواهد رفت؛ اما همواره پتانسیل ایجاد تنش‏ در روابط(تا شکل‌گیری بحران‏های عمیق)وجود خواهد داشت. کارکرد مرزی: ­گرچه مرز 891 کیلومتری ایران و پاکستان از نظر تهدید استراتژیک، ‏امن ‏محسوب‏ می‌‏شود؛ اما از منظر کارکردهای مرزی، نقش مؤثری در تقویت نیروهای واگرا داشته و در زمره ی مرزهای‏ بد و بسیار ناامن برای دو کشور به‏ویژه ایران، محسوب می‌‏گردد؛ به‌نحوی که می‌‏توان از آن به‌عنوان‏ «مناطق شکننده‏» یاد کرد. مرز دو کشور از طرف پاکستان کاملاً رها شده و دولت پاکستان در آن‌جا، هیچ‌گونه اعمال حاکمیّتی ندارد. از این‌رو زمینه‌های فراوان عملکردهای منفی مهیاست. عملکرد بسیارنامطلوب این مرز، ریشه در تکوین تاریخی آن دارد. این مرز از نظر جداسازی قوم بلوچ و توزیع و پراکندگی آن از جمله مرزهای تحمیلی‏ محسوب می‌‏شود. ژنوم ژئوکالچر «عوامل فرهنگی» و ایدئولوژیک: تأثیرپذیری کامل کشور پاکستان از متغیر مذهب(فرقه ی وهّابیّت) و شکل‏گیری‏ تضادهای عمیق ایدئولوژیک بین دو کشور، پتانسیل بالقوه‏ای را برای چالش‏های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی فراهم نموده است. نمود عینی این تقابل در صحنه ی رویارویی میان طالبان و گروه‏های جهادی‏ طرفدار ایران در کشور افغانستان، کاملاً هویدا بود.­ تهدیدهای قومی‌: تأثیرپذیری مردم بلوچستان ‏ایران از فرهنگ بلوچستان پاکستان با تحرکات و القائات فرامرزی موجب کمرنگ‌شدن روحیه ی ملی و کاهش اقتدار مرکزی شده و زمینه‏های آن روبه‌گسترش‏ است. به‏طور مثال، اگر تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی،‌ پوشیدن لباس محلی بلوچ، نوعی ارتجاع و عقب‏افتادگی محسوب می‌‏شد، اکنون این اقدام نه‌تنها رایج که به یک ارزش اجتماعی تبدیل شده‏ است. درحال‌حاضر با تبلیغات وسیع خارج از مرز(به‏ویژه از سوی عربستان سعودی، امارات متحده و عمان) و همچنین کم‏توجهی حاکمیت، زمینه‏های گرایش به فرهنگ آن سوی مرزها روبه‌افزایش‏ است.

 

 

جدول(1): نقاط قوت همجواری با کشور پاکستان

1

قابلیت نظامی و دفاعی مناسب ایران و استان سیستان نسبت به کشورهای افغانستان و پاکستان

2

وجود ناهمواری‌ها و ویژگی‌های طبیعی مناسب جهت دفاع در مقابل حملات زمینی در شرق ایران

3

انجام طرح انسداد مرز و تجهیز مرز به موانع فیزیکی و الکترونیکی

4

وجود نهادها و سیستم‌های اطلاعاتی و اشراف اطلاعاتی مناسب نسبت به گروه‌های برانداز، معاند، اشرار و جاسوسان

5

جایگزینی سواحل جنوب‌شرق در امر صادرات و واردات کالا برای خروج نسبی ایران از تنگنای تنگه هرمز

6

وجود رودخانه‌های دائمی و فصلی در بلوچستان(سرباز، باهوکلات) و وجود هیرمند و دریاچه‌های نیمه‌طبیعی چاه نیمه در سیستان

7

چشمه‌های آب گرم و معدنی و دریابارهای سواحل عمان و دریاچه‌های آب شیرین هامون هیرمند و هامون صابری در راستای توسعه ی صنعت گردشگری

8

تنوع محیط‌های طبیعی و بکر بودن پهنه‌های وسیع

9

امکانات بالقوه معدنی در زمینه ی سنگ‌های تزیینی و مصالح ساختمانی، کانسارهای مس، کرومیت، منگنز و منیزیم و گل سفید و صدف‌های ساحلی و همچنین امکان دستیابی به منابع نفت در سواحل مکران

10

نقش ترانزیت در ایجاد ارزش افزوده و اشتغال محلی بالا با توجه به مزیت‌های نسبی این صنعت در استان

11

منابع دریایی غنی، مانند انواع ماهیان، میگوها و غیره در جهت توسعه ی شیلات

12

ایجاد زمینه‌های لازم برای جذب جمعیّت از سایر مناطق کشور و افزایش سهم جمعیّتی استان از کل جمعیّت کشور با توسعه ی نیروی دریایی

13

وجود مراکز علمی و تحقیقاتی نظیر دانشگاه‌های متعدد در استان

14

ملی‌گرایی بلوچ‌ها به‌خاطر پیوندهای تاریخی، زبانی و فرهنگی بلوچ‌ها با ایران

15

فقدان گرایش‌های سیاسی قوی در میان بلوچ‌های ایرانی

  

جدول(2): نقاط ضعف همجواری با کشور پاکستان

1

فقر منابع آبی، سطح نازل بارندگی، بیلان منفی سفره‌های آب زیرزمینی، پراکندگی سفره‌های زیر زمینی و کیفیت نامطلوب آب به‌ویژه در بخش ساحلی

2

دورافتادگی و در حاشیه قرارگرفتن استان استراتژیک سیستان و بلوچستان از مراکز اصلی جمعیّت و محورهای توسعه کشور، تراکم اندک جمعیّت و پراکندگی مناطق زیست

3

نبود جزایر در سواحل دریای عمان

4

نابسامانی و ضعف نگران‌کننده شاخص‌های اقتصادی – اجتماعی استان‌های شرقی از جمله نرخ بیکاری

5

میزان بالای بیکاری(30% در سال 1384) و کاهش درآمدهای ناشی از فعالیت‌های مختلف اقتصادی در استان(عمدتاً ناشی از فراهم‌نشدن فرصت‌های شغلی کافی، خشکسالی بلندمدت استان، عدم جذب سرمایه‌گذاری‌ها به‌دلیل پایین‌بودن ضریب امنیّت استان و ریسک بالای فعالیت‌های اقتصادی)

6

کثرت بازرسی‌های امنیّتی در گمرک فرودگاه و مبادی ورود و خروج استان‌های شرقی کشور

7

فاصله ی شاخص‌های توسعه ی انسانی استان‌های شرقی با سطح ملی

8

رشد سریع و ضریب جوانی بالای جمعیّت

9

مشکلات مرزی(فقر، قاچاق، بیکاری، رودخانه‌های مرزی و پهنه‌های خالی از جمعیّت و شیوع بیماری‌های مشترک دام و انسان)

10

تعصبات شدید مذهبی بلوچ‌ها و همگرایی بیش‌تر آن‌ها با گستره­ ی فرامرزی قومی‌ خود

11

رویکرد مناطق آزاد کیش و قشم به ایجاد زیر ساختارها، تسهیلات، تأسیسات و خدمات گردشگری جهت جذب گردشگران داخلی و خارجی به‌عنوان رقیب منطقه ی آزاد چابهار

12

حاشیه‌نشینی گسترده در شهرهای بزرگ استان سیستان و بلوچستان

13

توان کم ساختمان‌ها در مقابل زلزله و سایر بلایای طبیعی در استان‌های شرقی کشور

14

فقدان مشارکت موثر مردم در فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی، به‌ویژه در حوزه ی صنعت و معدن

15

مهاجرت و کمبود نیروی کار جوان و آموزش‌دیده در استان‌های شرقی کشور

16

احتمال بروز مخالفت در گروه‌ها و نهادهای سنتی و مذهبی استان‌های شرقی با طرح‌های توسعه‌ای و مانع‌تراشی در راه توسعه و پیشرفت  طرح‌ها

17

بالابودن میزان ریسک امنیّتی ناشی از فعالیت‌های مسلحانه افراد شرور در سطح بعضی از مناطق استان

18

ساختار اجتماعی منطقه که مبتنی بر جوامع عشیره‌ای، روستایی و شهری با اقتصاد عقب‌مانده است و محدودیّت منابع تولیدی موجبِ هدایت نامشروع و غیرقانونی و پدیدآمدن نوعی نظام ارزشی ضدتوسعه

19

کمبود شدید آب برای مصارف تولیدی و شرب و بهداشتی در بیش‌تر نقاط شهری و روستایی استان‌های شرقی

20

ماهیت سیلابی اکثر رودخانه‌های فصلی استان‌های شرقی

  

جدول(3): تهدیدات همجواری با کشور پاکستان

1

مجاورت با محور قاچاق مواد مخدر و کالا(مرزهای پاکستان و افغانستان)

2

سرمایه‌گذاری چینی‌ها در بندر گوادر پاکستان در حوزه ی زیرساخت‌ها و تأسیسات به‌عنوان رقیب بندر چابهار

3

عدم وجود ارتباطات بانکی، مالی و پولی مناسب با کشورهای همجوار( افغانستان و پاکستان)

4

توجه صرف به بازارهای کشورهای همسایه و عدم حضور کشور مقابل در بازارچه‌های منتهی به مرز

5

پایین‌بودن سطح بهداشت در مناطق مجاور مرزهای خارجی و انتقال انواع بیماری‌ها به داخل مرزهای کشور

6

تنش‌های سیاسی در کشورهای قرارگرفته در مسیر کریدور شمال – جنوب(آسیای مرکزی و پاکستان) و درنظرگرفته نشدن مسیرهای جایگزین

7

ترددهای مرزی و مبادلات میان اقوام و طوایف استان با کشورهای همسایه و مشکل‌شدن کنترل نواحی مرزی

8

تأثیرگذاری ساکنان کشورهای عقب‌افتاده پاکستان و افغانستان بر فرهنگ ساکنان مناطق مرزی استان به‌دلیل وجود ارتباط میان آن‌ها

9

بروز اختلاف و برخورد میان کشورهای منطقه و بروز ناآرامی‌های سیاسی(افغانستان، پاکستان و هند)

10

ترانزیت مواد مخدر از پاکستان و افغانستان با استفاده از موقعیتِ گذرگاه بین المللی مواد مخدر و زمینه‌سازی ناامنی و ترددهای غیرمجاز از مرزهای استان و ممانعت از برقراری امنیّت و انباشت سرمایه در گسترش فعالیت‌های رسمی اقتصادی

11

وجود گروه‌های تروریستی و معاند با حمایت آمریکا در مرزهای ایران و پاکستان

12

تعصبات شدید مذهبی با گرایش وهّابی از طریق حمایت عربستان سعودی در ابعاد اقتصادی و مذهبی

13

پراکندگی قوم بلوچ در سه کشور ایران، پاکستان و افغانستان و اشتراکات قومی، زبانی و مذهب

14

احیای قدرت فرقه‌های طالبان، القاعده، سپاه صحابه، وهّابیون افراطی، با همراهی و موافقت کشورهای اشغال‌گر افغانستان و پاکستان

15

حضور قدرت‌های مداخله‌گر مخالف ایران در افغانستان و پاکستان به‌دلیل عدم حضور به‌موقع و مناسب ایران در خلأ قدرت ایجادشده و احتمال پیوستن افغانستان و پاکستان به پیمان نظامی آمریکا محور ناتو و تکمیل حلقه ی محاصره ی فیزیکی ایران

16

وجود نرخ بیکاری بالا و حضور تعداد زیاد نیروی کار خارجی(افغانی و پاکستانی) در استان  سیستان و بلوچستان و تشدید اقدامات ضدامنیّتی(جاسوسی) در صورت بروز بحران

17

تغییر هویّت در بعضی مناطق استان سیستان و بلوچستان از جمله سیستان به‌خاطر حضور  فراوان اتباع خارجی مخصوصاً افغان‌ها

18

افزایش شدید هزینه‌های بهداشتی و درمانی به‌خاطر ارائه ی خدمات به اتباع خارجی در استان

19

تنوع جریان‌های سیاسی، مذهبی و  فرهنگی و عدم اعمال کنترل بر آن‌ها؛ منازعات و تعارضات و واگرایی اجتماعی ناشی از آن

20

اختلاف سطح توسعه ی نواحی مرزی کشورهای منطقه(افغانستان، ترکمنستان، ایران)

21

عدم وجود ارتباط ریلی با داخل کشور و فرسوده‌بودن ارتباط ریلی با کشور پاکستان

 

جدول(4): فرصت‌های همجواری با کشور پاکستان

1

قابلیّت ترانزیتی استان به‌دلیل همجواری با کشورهای پاکستان و افغانستان و دسترسی به آب‌های آزاد خارج از تنگه ی هرمز

2

نقش ترانزیتی استان‌های شرقی کشور به‌عنوان پل ارتباطی کشورهای آسیای مرکزی با آب‌های آزاد و پاکستان

3

امکان استفاده از قابلیّت وجود 300 کیلومتر نوار ساحلی و نزدیکی مناطق ساحلی این استان با کشورهای جنوبی خلیج‌فارس و دریای عمان و ارتباط سریع با هند و پاکستان و کشورهای آفریقایی برای توسعه ی فعالیت‌های بازرگانی بندری و گردشگری

4

شرایط ممتاز استان برای تصدّی نقش در بازرگانی ملی و ترانزیت خارجی میان اروپا و آسیای مرکزی با آسیای شرقی و جنوبی و شاخ آفریقا و امکان ایجاد و توسعه ی مبادلات قانونی در زمینه ی برق و گاز

5

وجود مکان استراتژیک بندر چابهار جهت تبادلات بین کشورهای حوزه ی خلیج‌فارس، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی

6

انتقال گاز طبیعی از منطقه ی عسلویه به ایرانشهر در طرح خط لوله ی صلح(ایران- پاکستان- هند)

7

طرح بین‌المللی کریدور شمال – جنوب(هلسینکی) و عبور بخشی از آن از مناطق جنوب استان سیستان و بلوچستان

8

امکان اتصال خط آهن از زابل به مرز میرجاوه و پاکستان به‌دنبال اتصال راه‌آهن سراسری به زاهدان و اتصال آن به پاکستان و شبه‌قاره

9

وجود فضاهای طبیعی بدیع دریایی و تاریخی برای توسعه ی صنعت توریسم

 

یادداشت:

این نوشتار، برگرفته از یک طرح پژوهشی است که در قالب طرحِ شماره‌ی یک و با شماره‌ی 27460، زیر عنوانِ «پیوند کد/ ژنوم ژئوپلیتیک و سیاست‌خارجی: ایران و همسایگان» در تاریخ 29/3/1392، به تأیید معاونت پژوهش و فنّ‌آوری دانشگاه فردوسی مشهد رسیده است.

منابع

1- آدمی‌، علی، تأثیر انرژی بر گسترش همکاری‌های ایران با شبه‌قارّه، فصلنامه مطالعات شبه‌قارّه دانشگاه سیستان و بلوچستان، سال2، شماره‌3، تابستان1389، صص7-28، 1389.

2- احمدی، عباس و محمدرضا حافظ­نیا، موانع و شیوه‌های بازدارنده ی تجدیدحیات شیعه در جهان، شیعه‌شناسی، سال8، شماره‌ی‌30، تابستان1389، صص 155-193،1389.

3- احمدی، حمید و آرش بیدالله‌خانی، طالبان پاکستان: علل پیدایش، ماهیّت و چالش‌های امنیّتی، سیاست، دوره‌ی42، شماره‌ی1، بهار1391، صص21-37،1391.

4- اخباری، محمد و محمدحسن نامی‌، جغرافیای مرز با تأکید بر مرزهای ایران، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح،1388.

5- ایزددوست، مصطفی،گزارش تحلیلی «نقش ارتش در حیات سیاسی پاکستان»، سیاست خارجی، سال 16، شماره 2، صص 535-548،1380.

6- پیشگاهی‌فرد، زهرا و امیر قدسی، «بررسی و تحلیل ویژگی‌های ژئوپلیتیک پاکستان و نقش آن در روابط با سایر کشورها»، پژوهش‌های جغرافیایی، شماره‌ی63، بهار1387، صص99-81،1387.

7- پیشگاهی‌فرد، زهرا و مهدی می‌رزاده کوهشاهی، تبیین موانع مدیریت بهینه‌ی مرزهای جمهوری اسلامی‌ ایران و پاکستان، راهبرد دفاعی، سال9، شماره‌ی35، زمستان1390، صص141-107،1390.

8- ترابی، یوسف، سیاست‌های جمهوری اسلامی‌ در مدیریت تنوعات اجتماعی، دانش سیاسی، سال5، شماره‌ی1، بهار و تابستان1388، صص 115-158،1388.

9- جوادی‌ارجمند، محمدجواد و آرش بیدالله‌خانی و پیمان رضایی‌زاده،تحلیل ژئواستراتژیکی روابط ایران و پاکستان با تأکید بر عامل امنیّتی،فصلنامه مطالعات شبه‌قارّه دانشگاه سیستان و بلوچستان، سال4، شماره‌ی12، پاییز1391، صص51-76،1391.

10- حافظ­نیا، محمدرضا و محمدباقر قالیباف، راهبرد توزیع فضایی قدرت سیاسی در ایران از طریق توسعه ی نهادهای محلی، تحقیقات جغرافیایی، شماره‌ی61، تابستان 1380، صص 39-61،1380.

11- حافظ‌نیا، محمدرضا، اصول و مفاهیم ژئوپلیتیک، مشهد: پاپلی،1385.

12- ------------، جغرافیای سیاسی ایران، تهران: سمت،1381.

13- ------------، «تحلیل کارکرد مرز بین‌المللی(مرز ایران و افغانستان)»،مجله مدرس علوم انسانی، دوره‌ی8، شماره‌ی4، زمستان1383، صص 69-78،1383.

14- ------------، «موقعیّت سیاسی پنجاب در پاکستان»، نامه فرهنگ، شماره‌ی 33و32.صص317-306،1378.

15- حسین‌پورپویان، رضا و مجتهدزاده، پیروز و احمدی‌پور، زهرا ، «بنیان‌های جغرافیایی و ژئوپلیتیکی روابط در شبه‌قارّه‌ی هند»،فصلنامه مطالعات شبه‌قارّه دانشگاه سیستان و بلوچستان، سال2، شماره‌ی5، زمستان1389، صص55-78،1389.

16- حسین‌پورپویان، رضا و پیروزمجتهدزاده و محمدرضا حافظ‌نیا و عزت‌الله عزتی، «تبیین ژئوپلیتیک روابط قدرت در منطقه‌ی شبه‌قارّه‌ی هند پس از وقایع11سپتامبر2001م»، ژئوپلیتیک، سال8، شماره‌ی3، شماره‌ی پیاپی27، صص1-34،1391.

17- حق‌پناه، جعفر، «هویّت، قومیّت و سیاست‌خارجی در خاورمیانه»، سیاست، دوره‌ی41، شماره‌ی1، بهار1390، صص 81-96،1390.

18- خسروی، غلامرضا، «شیعیان پاکستان»، مجموعه مقالات مناسبات راهبردی ایران و پاکستان، به‌اهتمام طیبه واعظی، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، صص139-181،1390.

19- خلیلی، محسن، «بن‌مایه­ی دگرگون‌شونده­ی ژنوم ژئوپلیتیک در خاورمیانه­ی عربی»، مجموعه مقالات همایش اسلام و تحولات خاورمی‌انه، تهران: سوم اسفند1390، صص 55-56،1390.

20- خلیلی، محسن و مرتضی منشادی و فهیمه آزموده، «بایستگی‌های ژئواکونومیک توسعه‌ی منطقه‌ی جنوب‌شرق ایران»، روابط خارجی، سال3، شماره‌ی4، شماره‌ی پیاپی12، زمستان1390، صص81-14،1390.

21- زین‌العابدین، یوسف، ژئوپلیتیک(ایده-کاربرد)، رشت: دانشگاه آزاد اسلامی‌ رشت،1389.

22- عزتی، عزت‌الله، ژئواستراتژی، تهران: سمت،1373.

23- عزتی، عزت‌الله، ژئوپلیتیک در قرن بیست‌ویکم، تهران: سمت،1380.

24- عزتی، عزت‌الله و هادی ویسی، «تحلیل ژئوپلیتیک و ژئواکونومی‌ خط لوله‌ی گاز ایران و هند»، ژئوپلیتیک، سال2، شماره‌ی2، شماره‌ی‌ پیاپی4، تابستان1385، صص27-45،1385.

25- قصاب­زاده، مجید، «جایگاه ژئواکونومی‌ ایران در منطقه‌ی خاورمی‌انه بزرگ»، مجموعه مقالات پنجمین کنگره‌ی انجمن ژئوپلیتیک ایران، جلد دوم، رشت: دانشگاه آزاد اسلامی‌، صص 323-332،1391.

26- کاویانی‌راد، مراد، «کارکرد ژئوپلیتیک بلوچستان در مناسبات ایران و پاکستان»، مجموعه مقالات مناسبات راهبردی ایران و پاکستان، به اهتمام طیبه واعظی، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، صص183-213،1390.

27- کاویانی‌راد، مراد، ناحیه‌گرایی در ایران از منظر جغرافیای سیاسی، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی،1389.

28- کاظمی، علی اصغر، (1369)، نقش قدرت در جامعه و روابط بین الملل، نشر قومس: تهران.

29- کریمی‌‌پور، یدالله، مقدمه‌ای بر ایران و همسایگان(منابع تنش و تهدید)، تهران: دانشگاه تربیت معلم،1379.

30- کریمی پور، یدالله و محمدی، حمیدرضا، (1388)، ژئوپلیتیک ناحیه گرایی و تقسیمات کشوری ایران، انتشارات میرباقری: تهران.

31- گل­وردی، عیسی، «مرزها، آسیب‌ها و کارکردها»، ره­نامه‌ی سیاست‌گذاری سیاسی دفاعی و امنیتی، سال1، شماره‌ی2، زمستان1389، صص 10-27،1389.

32- میرحیدر، دره، «ژئوپلیتیک: ارائه‌ی تعریفی جدید»، تحقیقات جغرافیایی، شماره‌ی13: 22، صص 3-23،1377.

33- مجتهدزاده، پیروز، «مرزهای شرق»، گفتگو، شماره‌ی21،1377.

34- مجتهدزاده، پیروز، امیران مرزدار و مرزها خاوری ایران، ترجمه‌ی حمی‌درضا ملک‌محمدی نوری، تهران: شیرازه،1378.

35- مجتهدزاده، پیروز، جغرافیای سیاسی و سیاست جغرافیایی، سمت: تهران،1381.

36- محمدی، ناصر، جغرافیای کشورهای همجوار: پاکستان، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح،1385.

37- مسعودنیا، حسین و صفی‌الله شاه‌قلعه، «بررسی علل رفتار خشونت‌آمیز نیروهای اسلامی‌ در پاکستان با تأکید بر طالبانیسم»، دانش سیاسی، سال5، شماره‌ی1، شماره‌ی پیاپی9، بهاروتابستان1388، صص193-218،1388.

38- مسعودنیا، حسین و داود نجفی، «عوامل مؤثر در تکوین و رشد بنیادگرایی در پاکستان»، مطالعات شبه‌قارّه دانشگاه سیستان و بلوچستان، سال3، شماره‌ی8، پاییز1390، صص83-116،1390.

39- نامی، محمد حسن، جغرافیای کشور پاکستان با تأکید بر ایالت بلوچستان، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح،1388.

40- نامی‌، محمدحسن و فریبرز احمدی دهکا، بررسی چالش‌های حاکمیّتی جمهوری اسلامی‌ ایران در خلیج‌فارس و تنگه‌ی هرمز، مجموعه‌ی مقالات پنجمین کنگره‌ی انجمن ژئوپلیتیک ایران، جلد دوم، رشت: دانشگاه آزاد اسلامی‌، صص 13-28،1391.

41- نظیف کار، غزاله، نوروزی، حسین، برآورد استراتژیک پاکستان(سرزمینی- سیاسی)، تهران، ابرار معاصر،1382.

42- نقوی، سیدساجد [گفت‌وگو با]، «شیعیان و چالش‌های پیش‌رو: وضعیّت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شیعیان در پاکستان»، شیعه‌شناسی، سال3، شماره‌ی10، تابستان1384، صص207-226،1384.

43- هرسیج، حسین و مجتبی تویسرکانی و لیلا جعفری، «ژئوپلیتیک قدرت نرم ایران»، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال4، شماره‌ی2، بهار1388، صص 225-269،1388.

44- Moosavi Jashni, Seyyed Sadrodin; Mohammad, Noorallah “Geopolitics of Development: A Study of the Impacts of IPI Pipeline on Regional Development”, Geopolitics Quarterly, Vol.5, No.3, Winter2009, pp. 85-105.

45- Pakistan, Alamance,(12001) Royahbook Company, Pakistan, Karachi. 2001-2002.

References

1- Adami,A."Tasire energi bar gostareshe hamkarihaye Iran ba shebhe gharre" journal of studies Subcontinent of Sistan and Baluchestan University, Year 2, No. 3, Summer 2010, pp. 7-28.

2-Ahmadi,A.and M.Hafeznia "mavane, va shivehaye bazdarandeye tajdide hayate shie, dar jahan" journal of Shia Studies, Year 8, Number 30, Summer 2010.pp 155-193.

3- Ahmadi, H and A. Beydollhkhani " talabane pakestan: ,elale paideyesh, maheyat va chaleshhaye ,amniyate" journal of Politics, Volume 42, Number 1, spring 2012, pp. 21-37.

4- Akhbari, M and Nami, H. joghrafiya marz ba ta,kid bar marzhaye iran. Tehran, publication by geographical organization of the armed forces, 2009

5-Arefi, M. "Pakistan Shi,e". journal of Shia Science, years 1, 3 and 4, Fall and Winter 2003, pp. 197-211.

6-     Ezzati, E. zheostrategy. Tehran: Samt Publication. 1994

7- Ezzati, E. zheopolitic dar gharne bisto yekom. Tehran: Samt Publication. 2001

8- Ezzati, E and Va,ezi H. "tahlile geopolitic va geo’ekonomie khatte luleye gaz iran va hend" Year 2, No. 2, Serial No. 4, Summer 2006, pp. 27-45.

9- Ghassabzade, M. "jayegah zheo’ekonomi iran dar khavarmiyaneye bozorg. Volume II, City: Islamic Azad University. summer 2012, pp 323-332.

10- Golverdi, I. "marzha,asibha va karkerdha", Quarterly Of Doctrine Political policy Defense and Security, Year 1, No. 2, Winter 2010.pp 10-27.

11- HafizNiya, MR and Ghalibaf, M. rahborde tozi,e fazai,i ghodrate siyasi dar iran az tarighe tose,eye nahadhaye mahali. Journal of Geographical Research, Number 61, summer 2001.pp 39-61.

12- HafezNiya, M.R. ,osol va mafahime zheopolitic. Mashhad: Papoly Publication. 2006

13- HafezNia, M.R. joghrafiya,e siyasye iran. Tehran: Samt Publication. 2002

14- Hafeznia, M.R. tahlile karkarde marze beynolmalali (marz iran va afghanestan)" Journal Of Modarres Of Humanities, Volume 8, Number 4, Winter 2004.pp 69-78.

15- Hafeznia, M.R. "mou,gheiyat siyasiye panjab dar pakestan" Letter of culture, the number 33 and 32. Spring 1999. pp. 317-306.

16- Haghpanah, J. "hoviyat, ghomeyat va siyasate khareji dar khavarmeyane" Journal of Policy, Volume 41, Number 1, spring 2011.pp 81-96.

17- Harsij, H. Toysirkani,M and Jafari,l. "zheopolitice ghodrate narme iran", Journal Of Political Science, Year 4, No. 2, Spring 2009. pp225-269.

18-Hosynporyan, R.( et all). "bonyanhaye joghrafiai,i va zheopoliticie ravabete shebhe ghareye hend " Journal Of studies Subcontinent of Sistan and Baluchestan University, Year 2, No. 5, Winter 2010, pp. 55-78.

19- Hosynporyan, R.  ( et all). Tabyin-e- zheopolitice ravabete ghodrat dar mantagheye shebhe ghareye hend pas az vaghaye’e 11 septambre 2001 miladi. international Journal Of zheopolitics, Year 8, Number 3, Serial No. 27, fall 2012, pp. 1-34.

20- Izaddust, M. gozareshe tahlili (naghshe artesh dar hayatye siyasie pakestan)", Journal Of Foreign Policy, 16 years, NO 2, summer 2001 .pp 535-548.

21- Javadyarjmand, MJ and A. Beydollakhani ."tahlile zheosterategikie ravabete iran va pakestan ba takid bar amele amniati" Journal Of studies Subcontinent of Sistan and Baluchistan University, Year 4, No. 12, fall 2012, pp. 51-76.

22- Karimipur, y. moghadamei,i bar iran va hamsayegan (manabe tanesh va tahdid), Tehran, Publication by University teacher training. 2000

23- Karimipur, y. zheopolitice naheyegarai,i va taghsimate keshvari iran, Tehran, publication by Mirbagheri. 2009

24- Kaviani, M. karkarde zheopolitice baluchestan dar monasebate iran va pakestan. in book: Tayyebe vaezi [effort] strategic relations between Pakistan and Iran, Tehran, Institute for Strategic Studies, 2011, pp. 183-213.

25- Kavianirad, M. nahiyegera,i dar Iran ,az man, Tehran, Institute for Strategic Studies. 2010

26- Kazemi, AA. naghshe ghodrat dar jame’e va ravabete baynolmelal, Tehran: Ghoomes publication. 1990

27- Khalili, M. "bonmayeye degargon shavandeye zhenome zheopolitic dar khavarmiyaneye arabi". Tehran: Third Persian date march, 2011, pp 55-56.

28- Khalili, M. Manshadi. M and Azmoodeh, F. " bayestagihaye zheo’ekonomike tose,ye mantagheye jonobe sharghe iran," Journal Of Foreign Relations, Year 3, No. 4, Serial No. 12, Winter 2011, pp. 81-14.

29- Khosravi, G. "shi,ayane pakestan", in book: Tayebe vaezi [effort] Strategic relations between Pakistan and Iran. , Tehran, Institute for Strategic Studies, 2011, pp. 139-181.

30- Mas,udnia, H. and Shahghale,S, " barrasie elale raftare khoshonat amize nirohaye eslami dar pakestan ba takid bar talebanism," Political Science, Year 5, No. 1, Serial No. 9, spring and summer 2009, pp. 193-218.

31- Mas,udnia, H. and Najafi, D. "a,vamele moa,ser dar takvin va roshde bonyadgerai,i dar pakestan". Journal Of studies subcontinent of Sistan and Baluchestan University, Year 3, No. 8, fall 2011, pp. 83-116.

32- Mirheydar, D. "zheopolitic: ,era,eye ta,rifi jadid" Journal Of Geographical Research, No.13. winter 1998, pp.3-23

33- Mojtahedzade, P. "marzhaye shargh", Goftegoo Quarterly, No. 21. 1998

34- Mojtahedzade, P. "amirane marzdar va marzhaye khavari iran", Translat by hamid reza malek ohamadi noori, Tehran, shirazeh Publication. 1999

35- Mojtahedzade, P. "joghrafiaye siyasi va siyasate joghrafiai,I", Tehran, samt Publication. 2002

36- Mohammadi, N. joghrafiaye keshvarhaye hajavar: pakestan, Tehran, Publication by geographical organization of the armed forces. 2006

37- Nami, MH. joghrafiaye keshvare pakestan ba ta,kid bar ,eyalate baluchestan. Publication by Tehran, geographical organization of the armed forces. 2009

38- Nami, MH and Ahmadi Dehka, F. barrasie chaleshhaye hakemeyatie jomhori ,eslamiy iran dar khalije fars va tangeye hormoz. Proceedings of the Fifth Congress of Iranian geopolitics, Volume II, City: Islamic Azad University. Spring 2012, pp 13-28

39- Naghavi, SJ. [interview] shiayan va chaleshhaye pishru: vaz,iyate siyasi, ,eghtesadi va farhangie shia,yan dar pakestan," Journal Of Shia Studies,, Year 3, No. 10, Summer 2005, pp. 207-226.

40- Nazifkar, Gh, Noroozi, H. baravorde ,esteratezhik pakestan (sarzamini-siyasi). Tehran, Abrar Moaser Publication. 2003

41- Pakistan, Alamance, (12001) Royahbook Company. Pakistan, Karachi. 2001-2002.

42- Pishgahyfard, Zand and Ghodsi,A. " barrasi va tahlile vizhagihaye zheopolitie pakestan va naghshe ,an dar ravabet ba sayere keshvarha," Journal Of Geographical Research, No. 63, Spring 2008, pp. 81-100.

43- Pishgahyfard, Z. and M. Mirzadeh Kohshahy. "tabyin-e- mavane’e modireyate behaineye marzhaye jomhoriy ,eslamie iran va pakestan," Journal Of defense strategy, Year 9, No. 35, Winter 2011, pp. 141-107.

44- Torabi, J. siyasathaye jomhoriy ,eslamie iran dar modireyate tanavo,ate ,ejtemai,i, " Journal Of Political Science, Year 5, Number 1, Spring and Summer 2009.pp 115-158.

45- Zeynol,abedin, J. zheopolitic (ide-karbord). Rasht, Publication by Islamic Azad University. 2010.