نقد و بررسی تشبیه در مثنوی ِاسرارخودی اقبال لاهوری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان

چکیده

اقبال در مثنوی اسرار خودی، از عناصر بیانی مختلفی، بخصوص تشبیه، برای بیان اندیشه­ها و مفاهیم و معانی اندرزگونه ی خود بهره جسته است.  این جستار بر آن است تا از طریق استفاده از جامعه آماری، ساختارهای تشبیهی موجود در اسرارخودی اقبال را مشخص و انواع تشبیهات و عناصر تشکیل دهنده ی آن ها را باز نماید. مبنای این مقاله از جهت ساختاری بر اساس معرّفی و تحلیل انواع تشبیهاتاز جهت عناصر و موّاد بکار رفته، حسی و عقلی بودن طرفین، فشردگی و گستردگی ساختارتشبیهات، مفرد و مرکب بودن طرفین، شکل و وجه­شبهدر اسرارخودی ، استوارگردیده و روش کار بر پایه ی توصیف و تحلیل داده­ها، از دیدگاه اسلوب­های بلاغت است. ضمن اینکه در پایان، بر اساس جداول آماری، جایگاه انواع تشبیه در اسرارخودی اقبال نشان داده شده است. با انجام این پژوهش در می­یابیم که تشبیه در اسرار خودی از عناصربیانی مهم برای بیان اندیشه­های اقبال بوده و در اشکال مختلفی به کار رفته است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A survey on simile in Iqbal Lahori's Masnavi-e-Asrar-e-khodi

نویسندگان [English]

  • a n 1
  • m a 2
چکیده [English]

Iqbal has benefited different expression elements such as simile  inhisMasnavi-e-Asrar-e-khodi(selfsecrets) to state advisory contents and meanings. In this research it has been attempted to indicate similes structuresand their components in Masnavi-e-Asrar-e-khodi, using the statistical population. Structurally speaking, This research has been conducted on the basis ofintroducing and analyzing different kinds of similes, from the perspectives of used elements, beingintuitive or rational (the parties), complexity of the similes' structure, singularity or plurality of the parties, point of similarity and its form in Asrar-e-khodiand the method is the description and analysis of data, From the rhetoric point of view. In the end, the place of different simile types in Iqbal'sAsrar-e-khodiis demonstratedaccording to the statistical tables. The results prove that simile inIqbal'sAsrar-e-khodi is among the important expression elements to state his thoughtsand has been used through various forms.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • :. Iqbal Lahori
  • Asrar-e-khodi(self secrets)
  • Simile
  • Structure

علامه محمد اقبال لاهوری(1873-1938) شاعر بیداردل و اندیشمندآگاه و توانای جامعه بشری درجهان معاصر می­باشد. مثنوی اسرار خودی یکی از چهارده دفتر از کلیات اشعار وی و بیانگر بخشی از نگاه عارفانه او به انسان وجهان است. «اسرارخودی مهمترین مثنوی فکری و فلسفی اقبال است که درآن به طرح دستگاه فکری خود در باب انسان، جامعه و جهان پرداخته است. تمام اندیشه خودی اقبال دراین کتاب جلوه گراست (محبتی،181:1379) در این کتاب در کنار افکار واندیشه­های بیدارگر، نگاه نوجوی وی با تکیه بر ابزارتخیل، موفق به کشف روابط و شباهت هایی میان عناصرو اشیاء و حتی مفاهیم ذهنی شده است که این روابط و شباهت ها در عالم واقع وجود ندارد و چشم دیگران از دیدن این روابط عاجز است. «سقراط و افلاطون وبه تبع ایشان ارسطو،ماده شعر و کل هنر را محاکات (شبیه سازی،مانندسازی)می دانستند (شمیسا،45:1387).

1ـ بیان مسئلهو سوالات تحقیق

تشبیه به عنوان یکی از فنون و ابزارهای بیانی، پایه ی شکل گیری بسیاری ازاشعار است. از میان مباحث علم بیان، تشبیه، برجستگی ویژه­ای دارد؛ زیرا اساس شکل گیری استعاره نیزتشبیه است. شاعر از طریق این فن با طبیعت و ماورای آن ارتباط برقرار می­کند و از طریق محاکات آنها را به خدمت می­گیرد و ساختار ذهنی خود را با آنها شکل می دهد. تحقیق حاضر در راستای بحث پیرامون این عنصر بلاغی و شاعرانه در اسرار خودی اقبال لاهوری  صورت می­گیرد. این تحقیق که به شیوه توصیفی _تحلیلی انجام می­گیرد، بر آن است تا از طریق استفاده از جامعه آماری، ساختارهای تشبیهی موجود در اسرارخودی اقبال را مشخص و انواع تشبیهات و عناصر تشکیل دهنده ی آنها را باز نماید. سوالاتی که در این تحقیق مطرح است، به این قرار است:

1) انواع عناصر و موّاد تشبیه در اسرارخودی اقبال لاهوری کدام­اند؟

2) ساختار و بسامد تشبیه در اسرارخودی اقبال لاهوری چگونه است؟

3) آیا در تشبیهات اقبال باتوجه به اهداف روشنگرانه ی او ابداع و ابتکار مشاهده می­شود؟

2ـ اهداف تحقیق

ـ انواع عناصر و موّاد تشبیه در اسرارخودی اقبال لاهوری تعیین می­شوند.

ـ انواع و اشکال تشبیه نشان داده می­شود.

ـ تازگی و ابداع در تشبیه بامعرفی تشبیهات نو نشان داده می­شود.

3ـ روش تحقیق

در این پژوهش که به شیوه توصیفی و تحلیلی انجام می‌گیرد، ابتدا تشبیهات اسرار خودی اقبال لاهوری مشخص شده، سپس این تشبیهات از لحاظ عناصر و موّاد، انواع، اشکال، تازگی، و وجه شبه و ساختمان طرفین بررسی می­شود و در پایان با مشخص نمودن بسامد آماری نتیجه موردنظر ارائه خواهد شد.

4ـ پیشینه ی تحقیق

ادیبی (1375)، در پایان نامه خود با عنوان بیدادگری در شعر اقبال لاهوری" ثابت کرده است که اقبال در حیطه شعر فارسی وهنر ادبی محض نیست بلکه اقبال شعر را در راستای اهداف اصلاح طلبانه وبیدارگری خود قرار داده و نگاه او به شعر سطحی نگرانه نبود، بلکه کاملا آگاه واز روی معرفت بوده است. رادفر(1389)، در مقاله خود با عنوان جایگاه اقبال لاهوری در حوزه ادبیات تطبیقی و تاثر او از شاعران فارسی­زبان تا عصر حاضرنشان می­دهد که اقبال با بهره­گیری از تعالیم اسلامی و مضامین عرفانی، فلسفی و اخلاقی شرق به ویژه ایران­زمین مضمون­های تازه وافکار بدیعی را در آثار خود بیان کرده است و نشان می­دهد که شعر اقبال بازتاب اندیشه این شاعران و متفکران است. لذا باتوجه به این که در زمینه­ی تشبیه در اسرارخودی، تاکنون تحقیق مستقلی انجام نشده و اقبال لاهوری در تصویرگری­ها و بیان افکار و اندیشه­های خود از تشبیه بهره ی فراوانی برده است، انجام این پژوهش ضرورت دارد.

5ـ تشبیه

 تشبیه یکی از مقوله­های مهم ِعلم بیان و از عناصر اصلی تصویرگری و «مشارکت د و چیز در وصفی از اوصاف توسط الفاظ مخصوص است(رجایی،1372: 244). مانندگی یا تشبیه، مانندکردن چیزی است یا کسی به چیزی یا کسی دیگر، بر بنیاد پیوندی که به پندار ِشاعرانه، در میان آن دو می­توان یافت (کزازی،1375: 41). نیز، ر.ک ترجمان البلاغه (رادویانی،1362:49)، معیارجمالی و مفتاح ابواسحاقی (فخری اصفهانی،1389: 279)،آیین ِسخن (صفا،1363: 49)، فنون ِبلاغت وصناعات ادبی (همایی،1389: 151)همچنین، رشید وطواط درکتاب "حدائق السحر فی دقائق الشعر"، تشبیه را چنین تعریف می­کند: «این صفت چنان بود که دبیر یا شاعر چیزی را به چیزی مانندکند در صفتی از صفات»(وطواط،1362: 42) درحقیقت، تشبیه است که با آن پنهان­ترین وپیچید­ه­ترین کلام به واضح­ترین بیان تبدیل و نزدیک می­شود. درکتاب المثل السائر آمده است که:  تشبیه سه ویژگی مبالغه، تبیین و روشنگری و ایجاز را در یک­جا جمع می­کند (فاضلی،1376: 149؛ ابن اثیر،1962م:2-123) تلاش اندیشمندان اسلامی در فهم ِجنبه­های اعجاز قرآن مجید، موجب اهمیت پیداکردن علوم بلاغی، به­ویژه عناصربیانی همچون تشبیه گردید. جاحظ (ف 255.هـ) در تعریف تشبیه می گوید: «هو الدّلاله علی مشارکه الامر لأمر آخر فی معنی» (زکی صبّاغ،1998: 247) تعریفی که در دوره­های بعد بسیاری از علمای بلاغت،از جمله: قدامه ابن جعفر(ف377.هـ) در "نقد الشّعر" (قدامه ابن جعفر، بی: 124)، ابو هلال عسکری (ف395.هـ) در "الصّناعتین" (عسکری،1372: 16)، قیروانی (ف463.هـ) در "العمده" (قیروانی،1925،ج1 :194)، تفتازانی (ف729.هـ) در "شرح المختصر" (تفتازانی،1356: 8)، ودیگران، یا همان راتکرار کرده و یا بر آن تاکید ورزیده­اند. عبدالقاهرجرجانی (ف474.هـ) در اهمیت تشبیه و دیگر صور خیال می­گوید که: « نخستین و شایسته­ترین چیزی که باید در آن به طور کامل اندیشیده و دقت شود، بررسی درباره ی تشبیه و استعاره است (جرجانی،1361: 16).

6ـ عناصر و موّاد تشبیه در اسرارخودی اقبال لاهوری: بررسی تشبیه در اسرارخودی

اقبال بیانگر آن است که تشبیهات شعر او از نظر موضوع، بسیار گسترده و متنوعند. وی از عناصر مختلفی برای خلق تصاویر شاعرانه بهره برده که برخی از آنها عبارتند از: انسان، طبیعت، جانداران، اشیاء، عناصر دینی و مذهبی که در ذیل به طبقه بندی و بررسی جداگانه ی هریک پرداخته­ایم. آنچه مسلّم است بررسی این عناصر در شعر هر شاعر، ما را به درک بهتر جهان­بینی و شخصیت وی، نائل می­سازد.

6ـ 1. انسان و متعلقات وی: نگاه خاص به انسان و جایگاه ویژه ی او در جهان­بینی اقبال، یکی از مسائل مهم دراسرارخودی است که در شیوه بیان حقایق انسانی مؤثر بوده است و در بسیاری از ابیات به خوبی خود را نشان می دهد:

مشبه /انسان (مخاطب) به طایر

پَر زن و از جذبِ خاک آزاد باش        همچو طایر ایمن از افتاد باش (اقبال،1390: 62)

مشبهٌ­به /تشبیه حکمت به ساقی   

مدّتی مینایِ او در خون نشست         ساقیِ حکمت به جامش می، نبست (همان: 63)

6ـ 2. عناصرانتزاعی: عنصرانتزاعی به مفهومی ذهنی اطلاق می شود. یعنی آنچه که به ذهن مرتبط است و از جهان ملموس و مادی به دور. شاعران در ادوار مختلف ادب فارسی، به کاربرد مفاهیم انتزاعی در شعر خود روی آوردند تا بر دایره ی مضامین شعر خود بیفزایند. در ساختار شعر اقبال، بسیاری از عناصر انتزاعی در هیأت تشبیه نقش­آفرینند. علت توجه زیاد اقبال به عناصر انتزاعی در رکن مشبّه، آنست که وی در این اثر، در پی تبیین بسیاری از آموزه­های شرعی و اعتقادی و عرفانی ـ تعلیمی، است؛ از این جهت نیاز است که امور معقول را که مربوط به عالم غیب و مجرّدات هستند، از راه مانند کردن به امری محسوس که از جهاتی مشابه آن امر معقول است، به ذهن شنونده و فهم و ادراک او نزدیک­تر کند.

مشبه/تشبیه طلب به بیابان

هرچه باشد خوب و زیبا و جمیل        در بیابانِ طلب مـا را دلیل (همان: 35)

مشبهٌ­به/تشبیه مشبه مضمر«خودی و شخصیت» به جان عالم

ای چو جان اندر وجودِ عالمی         جانِ ما باشی و از ما می­رمی؟(همان: 71)

مخاطبِ نمونه فوق«خودی» و شخصیت است که به انسان زندگی و ابرو و عظمت می­بخشد و با تعبیرِ اقبال لاهوری، خودی یعنی: وجود، و وجود یعنی: عالمِ بود و نمود.

6ـ 3. عناصرطبیعی: براساس جدول شماره ی (1)، عناصر و موّاد طبیعت در اسرارخودی اقبال، بیشرین بسامد کاربرد را در رکن مشبهٌ­به دارند:

مشبه/ تشبیه آتش به لاله ـ شعله به ژاله

آتشـی دارد مثـال لالـه، ســرد        شعـله­ای دارد مثـال ژالـه، سـرد (همان: 68)

مشبهٌ­به/ تشبیه غم­ها به قُلزُم(دریا)

گفت با خود، عقده ی ما مشکل است      قُلزُمِ غم­های ما بی­ساحل است(همان:49)

6ـ 4. اشیاء: در اسرارخودی اقبال، اشیاء مختلفی موّاد و عناصر تشبیه را تشکیل می دهند که بیشتر در رکن مشبهٌ­به حضور دارند. در این ساختار، معمولاً یک طرف تشبیه را عناصر طبیعی، عناصر انتزاعی و اوصاف انسانی و طرف دیگر را اشیاء تشکیل می دهند:

مشبه/ تشبیه شمع به اشک

خودگدازی پیشه کرد ازخود رمید       همچو اشک آخر زِ چشم ِخود چکید(همان:42)

مشبهٌ­به/ تشبیه آرزو به کمند

آرزو، صیـدِ مقـاصـد را، کمنــد        دفـتــرِ افـعـال را شیــرازه بـنـد (همان: 39)

6ـ 5. حیوانات و پرندگان: یکی دیگر از عناصر و موّاد تشبیهات اقبال در اسرارخودی، حیوانات می­باشند، که نقطه آغازین آن با الهام از آیه قرآن کریم است که مردم را به تأمل و درنگ در آیات الهی فرا می­خواند«افلاینظرون الی­الابل کیف خلقت»(سوره غاشیه، آیه: 17)

مشبه/تشبیه شتر به زورق ( کشتی)

خدمت و محنت شعار اُشتر است       صـبـر و استـقـلال کـار ِ اُشـتـر اسـت

گــام او در راه کـم غـوغــاستی       کاروان را زورق صحراستی( همان: 54)

مشبهٌ­به/ تشبیه انسان(مخاطب) به بلبل

مثلِ بلبل، ذوق و شیون تا کجا؟      در چمن­زاران، نشیمن تا کجا؟(همان: 54)

6ـ 6. عناصردینی: کثرت شگفتی برانگیز مفاهیم دینی و قرآنی در مثنوی اسرار خودی علامه اقبال لاهوری، حکایت از احاطه و اشراف کم نظیر اقبال بر دین، قرآن و مضامین آن دارد. اسرارخودی گذشته از آنکه فضای فکریش، قرآنی است و تمرکز در بیداری مسلمانان همراه با تعلیم بسیاری از آموزه های دینی و اسلامی دارد، در جزئیات خود نیز کمتر از مفاهیم و اندیشه های قرآنی و دینی فاصله می­گیرد. این مفاهیم و معانی چنان در جای جای اسرارخودی اقبال موج می زنند که کمتر صفحه ای از آن را می­توان یافت که خالی از اندیشه­های قرآنی باشد:

مشبه/ تشبیه لااله (لااله الله) به صدف ـ نماز به گوهر ـ نماز به حج اکبر

لا اله باشد صدف گوهر، نماز        قلب مسلم را حـج اکبر، نماز(همان: 55)

مشبهٌ­به/ تشبیه ادراک به حضرت موسی(ع)

طاقت پروازبخشـد خـاک را         خضر بـاشـد موسیِ ادراک را(همان:19)

6ـ 7. عناصرگفتار و نوشتار: مشبه/ تشبیه سخن به جنس(کالا)

قیمت ِ جنس ِ سخن بالا کنم        آب چشم ِ خویش در کالا کنم( همان: 39)

مشبهٌ­به/ تشبیه افعال به دفتر

آرزو، صیدِ مقاصـد را، کمنـد       دفـتـرِ افـعـال را شیـرازه بند(همان: 43)

7. تقسیم تشبیه بر اساس حسی یا عقلی بودن طرفین

7ـ 1.  مشبه عقلی و مشبهٌ­به حسی: در این نوع که مشبه، معقول و مشبه به، محسوس است. غالباً اقبال کوشیده است که امری معقول اعم از حالات عاطفی، خوی و خصلت­های اخلاقی، مفهومی معقول یا امور مربوط به عالم غیب و مجرّدات را از راه مانند کردن آن به امر محسوس که از جهت یا جهاتی مشابه آن امر معقول است، به ذهن شنونده و فهم و درک او نزدیک نماید، در حقیقت این جنبه از تشبیه یکی از جنبه­های هنری و زیبایی تشبیه است و «تصویر، آنگاه جنبه هنری پیدا می­کند که امر معقولی را به محسوسی پیوند دهند (کروچه،1344: 79) شواهدی ازاین نوع تصاویر:

مُرد چون شمع خودی انـدر وجـود          از خیـالِ آسمـان پیمـا چـه ســود؟

                                                                        (اقبال، 1390 :57)

7ـ 2. مشبه و مشبهٌ­به هردو حسی

من کـه این شب را چـو مـه آراستم         گَـــرد پــای مـلـت بیضـاستـــم

                                                                              (همان: 63)

7ـ 3. مشبه عقلی و مشبهٌ­به عقلی

هرکه حق باشد چو جان اندر تنش           خَـم نگـردد پیش بـاطـل گـردنش

                                                                                 (همان:68)

7ـ 4.  مشبه حسی و مشبهٌ­به عقلی

نایب حق همچو جان عالم است             هـستـی او ظـل اسـم اعـظم است

                                                                                (همان: 70)

8 ـ  تقسیم تشبیه بر حسب فشردگی یا گستردگی ساختار آن: به طور کلی«تشبیه را از نظر صورت بیانی می­توان در دو صورت گسترده و فشرده خلاصه کرد. منظور از تشبیهات فشرده، تشبیهاتی است که با افزودن دو طرف تشبیه(مشبه و مشبهٌ­به) به صورت یک ترکیب اضافی در می­آید. تشبیه گسترده تشبیه ی است که به صورت ترکیب اضافی بیان نشده باشد و ممکن است که هر چهار رکن تشبیه یعنی، مشبه و مشبهٌ­به، وجه­شبه و ادات تشبیه ذکرشده باشند و یا ممکن است که وجه­شبه و یا ادات تشبیه و یا هردوحذف شده باشند (پورنامداریان،1381: 214) به هرحال تشبیه فشرده به جهت کوتاهی و فشردگی ساختار و حذف وجه شبه و ادات تشبیه در آن از بلاغت و تأثیر بیشتری نسبت به تشبیه گسترده برخوردار است، از این رو به این ساختار، تشبیه بلیغ گفته می­شود (میرصادقی،1373: 69-83)

 خیز و در جامم شراب ناب ریز      بر شبِ اندیشه­ام، مهتاب ریز (اقبال،39:1390)

ایـن امـانـت باز گیر از سینه­ام       خـارِ جـوهـر بر کــش ازآئیــنه­ام (همان:70)

8 ـ 2. تشبیه گسترده: دراین نوع تشبیه، علاوه بر مشبه و مشبهٌ­به، ارکانِ دیگر، یعنی وجه­شبه و ادات و یا هر دو با هم بکار می­روند، که از این جهت به دسته­های ذیل تقسیم می­شوند:

8ـ 2ـ 1. تشبیه مفصل: دراین نوع تشبیه هر چهار رکن تشبیه حضور دارند و جایگاه چندانی برای مخاطب و مشارکت وی در شعر باقی نمی­ماند و این همان ساختاری است که"بارت" آن را"خواندنی" تعبیر می­کند: «این متن در جریانی خواندنی، خواننده را به سوی معنا رهنمون می­سازد. "خواندنی" نامیده شدن چنین متنی به معنی برجسته ساختن شیوه­ای است که خواننده­اش از آن طریق در موضع یک دریافت کننده نسبتاً منفعل است» (گراهام،1380: 114)

قلزمِ یاران چـو شبنم، بی­خروش       شبنم من مثل یم طوفان به دوش

                                                               (اقبال، 1390 :42)

نکته­ای می­گویمت روشن، چو دُر       تـاشنــاسی قیمت عبد و حُـر

                                                                      (هـمـان:69)

8ـ 2ـ 2.  تشبیه مجمل: دراصطلاح علم بیان، تشبیهی که وجه­شبه نداشته باشد، تشبیه مجمل نامیده می شود:

مسـت چشـم سـاقـی بـطـحاستیـم       در جـهـان مثـل مـی و میناستیم

                                                                          (همان:24)

هرکه حق باشد چو جان اندر تنش       خــم نگیـرد پیش باطـل گـردنـش

                                                                              (همان:43)

8 ـ 2ـ 3.  تشبیه مؤکد: به تشبیهی که ادات تشبیه در آن ذکر نشده باشد:

بس­که عودِ فطرتم نادر نواست     هم نشین از نغمه­ام نا آشناست (همان :41)

9ـ انواع تشبیه به اعتبارمفرد، مقید یا مرکب بودن طرفین تشبیه: طرفین تشبیه برحسب افراد و ترکیب ممکن است فرق داشته باشند و از این نظر هر تشبیه به اقسام مختلفی چون مفرد، مقید و مرکب، تقسیم می شود «درتشبیه مفرد، تصور و تصویر یک هیأت یا یک چیزاست مثل:گل، جام، دزد. در تشبیه مقید، تصویر و تصوّر مفردی است که مقید به قیدی باشد، مثل: جام بلورین، کشتی سرنگون، که مقید به قیدصفتند. در تشبیه مرکب، مقصود از مرکب لزوماً یک جمله یا عبارت یا مجموعة چندواژه نیست، بلکه مرکّب از یک هیأت انضمامی است و به قول قدما، مرکب: هیأت منتزع از چندواژه است.» (شمیسا،1373: 71)در تشبیهات اقبال، پرکاربردترین نوع تشبیه، مفردبه مفرداست، یعنی تشبیهی که مشبه و مشبهٌ­به، هر دو از نوع مفردند و بالعکس، تشبیهات مرکّب دراسرارخودی اقبال لاهوری بسامدکمتری دارند:

9ـ 1. تشبیه مفرد به مفرد

ای کـه مثل گـل ز گل بالیده­ای             تـو هــم از بطن خــودی زائیده­ای

                                                                       (اقبال،1390 :62)

9ـ 2. تشبیه مفرد به مقید

صورت برقی که برکهسارریخت              شیخ، سیلِ آتـش از گفتـارریخـت

                                                                                 (همان:49)

9ـ 3.  تشبیه مقید به مفرد

زیـرگردون آن جـوان ارجمند                 مـی­رود مـثـل صنوبـرســربـلنـد

                                                                                 (همان:57)

9ـ 4. تشبیه مقید به مقید

نایبِ حق همچو جانِ عالم اسـت             هـستـی او ظـل اسم اعظم اسـت

                                                                                 (همان:64)

9ـ 5. تشبیه مرکّب به مرکّب

فکر روشن­بین عمل را رهبر است       چـون درخش برق پیش ازتندر است

                                                                             (همـان:40)

10.  انواع تشبیه به لحاظ شکل

10ـ 1، تشبیه تسویه: تشبیه تسویه: «که آنرا تشبیه مزدوج نیز گویند، و آن اینست که مشبه متعدد و مشبه­ٌبه یکی باشد، یعنی چند چیز را به یک چیز مانند کنند.» (همایی،1373: 155)

مـثل انجم، روی تو هم خوی تو       جلوه­هـا خیزد از هـر پهلوی تـو

                                                                             (اقبال،1390: 55)

10ـ 2، تشبیه جمع: تشبیه جمع «عکس تشبیه تسویه است؛ یعنی یک چیز را به چند چیزمانند کرده باشند» (همایی:1373: 156)

مقصدی مثل سحر، تابنده­ای         مـاسـوی را آتـش سوزنـده­ای

                                                                              (اقبال،1390: 41)

10ـ 3، تشبیه مفروق: تشبیه مفروق «آنست­که طرفین تشبیه، متعدد باشد امّا هر مشبهی را پهلوی مشبهٌ­به خودش بیاورند» (همایی:1373: 155)

زندگی، کشت است و حاصل، قوّت است       شرح رمز حق و باطل، قوّت است

                                                                             (اقبال،1390: 59)

10ـ 4، تشبیه مضمر: تشبیه مضمر: «به معنی تشبیه پنهان است. در این نوع تشبیه ظاهراً با ساختار تشبیهی مواجه نیستیم ولی مقصود گوینده تشبیه است.» (شمیسا،1381: 49)

نغمه­ی من از جهان دیگر اسـت         این جَـرس راکـاروان دیـگراست

                                                                         (اقبال،1390: 60)

10ـ 5، تشبیه تفضیل: تشبیه تفضیل، «آن است که شاعر بعد از تشبیه چیزی به چیزی، وجه تفضیل و برتری و ترجیح مشبه را بر مشبه­به پیداکند». (تاج الحلاوی،1383: 39)

خاک من روشن ترازجام جم است     مـحـرم ازنـازادهـای عالـم اســت

                                                                        (اقبال،1390: 69)

11. تشبیهات نو و ابتکاری در اسرارخودی اقبال لاهوری : در اسرارخودی مولانا اقبال لاهوری تشبیهات تازه و نو مشاهده می­شود که جنبه ابتکار و نوآوری دارند. از مجموع 252 مورد از تشبیهات اسرارخودی، در 21 مورد از تشبیهات تازگی و ابتکار مشاهده می­شود که 33/8 درصد از مجموع تشبیهات را شامل می­شود. چنین تشبیهاتی، مؤید نوآوری و ابتکار اقبال در تشبیه سازی است. به چند مورد ازاین تشبیهات اشاره می­شود:  تشبیه هوس به لات و عزّای

محکم از حق شو سوی خود گام زن       لات وعزّای ِهوس را سرشکن(همان:46)

تشبیه بت­ها به خاشاک

آنکـه خـاشاکِ بـتـان از کعبه رُفـت        مردِ­ کاسب را حبیب­الله گفت(همان:46)

تشبیه لطفِ غیر به برق

خویش را از برقِ لطف ِغیر سوخت         با پشیزی مایه ی غیرت فروخت(همان:47)

تشبیه انکسار به رِدا

گــاه او را رحـم و نرمی پـرده دار         گـاه مـی­پـوشـد ردای انکسار(همان:59)

12. وجه شبه دراسرارخودی اقبال لاهوری: وجه شبه «مبیّن سرشاری ازمحیط و وسعت تخیّل» است (پورنامداریان،1387: 42) در واقع، وجه­شبه در تشبیه، ارتباط بین مشبه و مشبهٌ­به است که شاعر با روح کنجکاو و نکته­یاب خود به تشبیهاتش می­بخشد. جذّابیت تشبیه از طریق یافتن شباهتهایی است که شاعر در تقابل عناصرطبیعی، جانداران، اشیاء و عناصرانتزاعی و... کشف می­کند.با­ تحلیل و واکاوی تشبیهات اقبال در مثنوی اسرار خودی و نیز آمارهایی که از این طریق بدست می­آید،در می­یابیم کهاز مجموع252 ترکیب تشبیهی، در 175 مورد از تشبیهات، رکن وجه­شبه حضوردارد فقط در77 مورد از تشبیهاتش وجه شبه مشاهده نمی­شود. یکی از دلایل ذکر وجه شبه، تازگی و نویی تشبیه است و شاعر به دلیل نو­ بودن مشبّهٌ‌به و دوری آن از مشبّه، مجبور به آوردن وجه شبه می‌‌شود. اقبال نیز با توجّه به اینکه معانی و مضامین بدیع و نو را در تشبیهات خود آورده، مجبور شده است برای اینکه یافتنِ وجه شبه برای خواننده دشوار به نظر نرسد، وجه شبه را ذکر کند. بدین دلیل دراسرارخودی درصد تشبیهاتی که در آن وجه شبه ذکر شده، زیاد است. «ازآنجاکه تشبیهات نو است، معمولاً مفصّل است، یعنی شاعر یا نویسنده وجه شبه را ـ که غالباً تخییلی است ـ ذکر می‌‌کند تا نگرش او ـ که دو امر تازه را به هم مربوط ساخته است ـ فهمیده شود» (شمیسا، 1386: 137) نکتة دیگر در بیان علّت اینکه اقبال تشبیهات زیادی را با وجه شبه بیان کرده است، امکان دارد چنین باشد که، معمولاً مشبّهٌ‌بهْ صفات و خصوصیّاتی دارد که همه به یک میزان مشهور نیستند. وقتی نظر شاعر به خصوصیّت مشهور وجه شبه باشد، دیگر لزومی به آوردن آن نیست، ولی اگر مراد شاعر یکی از خصوصیّات دیگر باشد که چندان مشهور نیست و یا خصوصیّتی است که ذهن شاعر پیدا کرده، در این صورت ناچار است وجه شبه را ذکر کند.

                    جداول ونمودارهای بسامدی انواع تشبیه دراسرارخودی اقبال

                  جدول شماره 1- تقسیم تشبیه برحسب موّادوعناصربکاررفته:

 

موضوع

 

مشبه

مشبهٌ­به

بسامد

درصد

بسامد

درصد

انسان ومتعلقات وی

55

21.82

21

8.33

عناصرانتزاعی

107

42.46

13

5.15

عناصرطبیعی

4

1.58

123

48.80

اشیاء

25

9.92

43

17.06

حیوانات وجانوران

21

8.33

26

10.31

عناصر دینی

25

9.92

24

9.52

عناصرگفتارونوشتار

22

8.73

2

0.79

مجموع

252

100

252

100

             

            جدول شماره 2،  تقسیم تشبیه بر اساس حسی یا عقلی بودن طرفین:

نوع تشبیه

حسی

عقلی

بسامد

درصد

بسامد

درصد

حسی

113

44.8

9

3.57

عقلی

117

46.4

12

5.15

مجموع

252

                 جدول شماره 3، بسامد انواع تشبیه از لحاظ فشردگی و گستردگی ساختار:

نوع تشبیه

تشبیه گسترده

تشبیه فشرده

تشبیه مفصل

تشبیه مجمل

تشبیه مؤکد

بسامد

59

16

83

94

درصد

23.41

6.34

32.93

37.30

مجموع

252

                   جدول شماره 4، بسامد انواع تشبیه از لحاظ مفرد، مقید و مرکّب:

نوع تشبیه

مفرد

مقید

مرکب

بسامد

درصد

بسامد

درصد

بسامد

درصد

مفرد

165

65.47

37

14.68

0

0

مقید

26

10.31

13

5.15

0

0

مرکب

0

0

0

0

9

3.57

مجموع

252

                 جدول شماره 5، انواع تشبیه بر اساس شکل:

 

نوع تشبیه

جمع

تسویه

مفروق

مضمر

تفضیل

بسامد

12

4

14

8

10

درصد

4.46

1.58

5.55

3.17

3.96

مجموع

48

             

 

نتیجه­

نتایج حاصل از این جستار را می­توان چنین برشمرد:1ـ از نظر موّاد و عناصر بکار رفته، عناصرطبیعی با 48.80 درصد، در رکن مشبهٌ­به، و معنویات و مفاهیم مجرد، انتزاعی و ذهنی با 44.47 درصد، در رکن مشبه، از بیشترین بسامد آماری برخوردارند. بر این اساس، تجزیه و تحلیل ِعناصر و موّاد بکار رفته در تشبیهات اسرارخودی اقبال، معرّف ویژگی های خاص زبان و سبک تعلیمی وی در این اثر است.2ـ از جهت انواع تشبیه به اعتبار حسی یا عقلی بودن طرفین تشبیه، چهار نوع قابل تشخیص است که برحسب بسامدکاربرد عبارتنداز: معقول به محسوس، محسوس به محسوس، معقول به معقول، محسوس به معقول. از آنجا که قصد اقبال، تفهیم مفاهیم متعالی و انسان­ساز، به طیف عظیمی از مخاطبان بوده، لذا بیشترین توجه او به کاربرد تشبیه معقول به محسوس است.3ـ از جهت فشرده یا گسترده بودن ساختار تشبیه، اضافه ی تشبیه ی تشبیه فشرده و هر تشبیه ی غیر از این ساختار، تشبیه گسترده نام گرفت. در این دسته از تشبیهات اقبال، همیشه ادات محذوف است و به جهت حذف وجه شبه و ادات تشبیه از تشبیه گسترده، بلیغ­تر و جنبه­ی تأکید در آن افزون­تر است. وجه شبه در تشبیهات اسرار خودی اقبال، قاعده ی ثابتی ندارد و گاه در تشبیهات فشرده هم وجه­شبه ذکر می­گردد. تشبیه گسترده، همان گونه که درجدول شماره ی(3) نشان داده شده است به سه گروه مرسل مفصل، مجمل و مؤکدتقسیم شده است.4- از جهت افراد و ترکیب طرفین تشبیه، همانگونه که در جدول شماره ی (4)نشان داده شده است، پرکاربردترین نوع تشبیه، تشبیه مفرد به مفرداست که65.47 درصد از تشبیهات را شامل شده است و می­توان گفت که تشبیهات مرکب از کمترین بسامدکاربرد برخوردارند. 5-در مورد شکل باید اذعان داشت، علی­رغم اینکه نمونه­هایی ازتشبیهات تسویه، جمع، مفروق، مضمر و تفضیل در اسرارخودی اقبال دیده می شود؛ امّا اینگونه تشبیهات بسامدچندانی ندارند و اقبال کمتر به استفاده از چنین ساختارهایی توجه داشته است. 6-ازجهت وجه­شبه نیز، از مجموع252 ترکیبِ تشبیهی، در175 مورد از تشبیهات، رکن وجه­شبه حضور دارد فقط در77 مورد از تشبیهاتش وجه شبه مشاهده نمی­شود.

منابع

قرآن کریم.

آلن،گرهام، بینامتنیت، ترجمه ی پیام یزدانخواه، تهران: مرکز، 1380.

ابن الأثیر، ضیاءالدین، المثل السائر، ،مصر: مکتب النهضه، 1962م.

4- اقبال لاهوری، محمد، کلیات اقبال لاهوری، بامقدمه دکترعلی شریعتی و جاوید اقبال،   تهران: الهام، 1390.

 پورنامداریان، تقی، سفردرمه، تهران: نگاه، 1381.

ـــــــــــــــــ، رمزوداستان های رمزی،تهران:علمی وفرهنگی، 1375.

  7- تاج الحلاوی، علی بن محمّد، دقایق الشعر، تصحیح سیدمحمدکاظم امام، تهران: دانشگاه تهران، 1383.

  8ـ تفتازانی، سعدالدین، شرح المختصر، حواشی عبدالمتعال الصعیدی،مصر: المکتبه المحمودیه، 1356.

ثروتیان، بهروز، بیان درشعرپارسی، تهران: انتشارات برگ، 1369.

10ـ جرجانی، عبدالقاهر، اسرارالبلاغه، ترجمه ی جلیل تجلیل، تهران: دانشگاه تهران، 1361.

11ـ رجایی، محمّدخلیل، معالم البلاغه، انتشارات دانشگاه شیراز، 1372.

12ـ رادویانی، محمدبن عمر، ترجمان البلاغه، تحقیق ازاحمدآتش، تهران: اساطیر، 1362.

13ـ رازی، شمس الدین محمّد، المعجم، تصحیح سیروس شمیسا، تهران: فردوس، 1373.

14ـ زکی صبّاغ،محمدع، البلاغه الشعریه، بیروت: المکتبه­العصریه، 1998م.

15ـ زرین کوب، عبدالحسین، باکاروان اندیشه، تهران: امیرکبیر، 1377.

16ـ شمیسا، سیروس، بیان، تهران: فردوس، 1373.

17ـ شفیعی کدکنی، محمدرضا، صورخیال در شعرفارسی، تهران: آگاه، 1372.

18ـ ــــــــــــــــــــــــــ، موسیقی شعر، تهران: آگاه، 1368.

19ـ صفوی،کورش، از زبان شناسی به ادبیات، ج 1و2 نظم، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنراسلامی، 1380.

20ـ صفا،ذبیح الله، آیین سخن، تهران : فردوسی، 1363.

 21ـ عسکری، ابوهلال حسن بن عبدالله، معیارالبلاغه، ترجمه ی محمدجوادنصیری، تهران:دانشگاه تهران، 1372.

22ـ فاطمی، سیدحسین، تصویرگری درغزلیات شمس، تهران: امیرکبیر، 1364.

23ـ فاضلی، محمد، دراسه ونقدفی مسائل بلاغه هامه، مشهد: فردوس، 1376.

24ـ فخری اصفهانی، شمس الدین، معیارجمالی، تصحیح یحیی کاردگر، تهران: مرکزاسناد مجلس، 1389.

25ـ قدامه بن جعفر، ابی فرح، نقدالشعر، تحقیق عبدالمنعم خفاجی، بیروت، دارالکتب العلمیه، (بی­تا).

26ـ قیروانی، ابن رشیق، العمده، مصر: مطبعه شارع المناخ، 1925م.

27ـ کروچه، بندتو، کلیات زیبایی شناسی، ترجمه ی فؤاد رحمانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشرکتاب، 1344.

28ـ کزازی، جلاالدین، زیبایی شناسی سخن پارسی(1)بیان، تهران: نشرمرکز، 1375.

29ـ  محبتی، مهدی، صدای رویش خیال، تهران: زهد، 1379.

30 ـ میرصادقی، میمنت، واژه نامه ی هنرشاعری، تهران: مهناز، 1373.

31ـ وطواط، رشیدالدین محمدبن محمد، حدائق السحر، تصحیح عباس اقبال، تهران: سنایی، 1362.

32ـ همایی، جلاالدین، معانی و بیان، تهران: مؤسسه نشرهما، 1373.

33ـ ـــــــــــــــ، فنون بلاغت وصناعات ادبی، تهران: اهورا، 1389.

منابع

قرآن کریم.

آلن،گرهام، بینامتنیت، ترجمه ی پیام یزدانخواه، تهران: مرکز، 1380.

ابن الأثیر، ضیاءالدین، المثل السائر، ،مصر: مکتب النهضه، 1962م.

4- اقبال لاهوری، محمد، کلیات اقبال لاهوری، بامقدمه دکترعلی شریعتی و جاوید اقبال،   تهران: الهام، 1390.

 پورنامداریان، تقی، سفردرمه، تهران: نگاه، 1381.

ـــــــــــــــــ، رمزوداستان های رمزی،تهران:علمی وفرهنگی، 1375.

  7- تاج الحلاوی، علی بن محمّد، دقایق الشعر، تصحیح سیدمحمدکاظم امام، تهران: دانشگاه تهران، 1383.

  8ـ تفتازانی، سعدالدین، شرح المختصر، حواشی عبدالمتعال الصعیدی،مصر: المکتبه المحمودیه، 1356.

ثروتیان، بهروز، بیان درشعرپارسی، تهران: انتشارات برگ، 1369.

10ـ جرجانی، عبدالقاهر، اسرارالبلاغه، ترجمه ی جلیل تجلیل، تهران: دانشگاه تهران، 1361.

11ـ رجایی، محمّدخلیل، معالم البلاغه، انتشارات دانشگاه شیراز، 1372.

12ـ رادویانی، محمدبن عمر، ترجمان البلاغه، تحقیق ازاحمدآتش، تهران: اساطیر، 1362.

13ـ رازی، شمس الدین محمّد، المعجم، تصحیح سیروس شمیسا، تهران: فردوس، 1373.

14ـ زکی صبّاغ،محمدع، البلاغه الشعریه، بیروت: المکتبه­العصریه، 1998م.

15ـ زرین کوب، عبدالحسین، باکاروان اندیشه، تهران: امیرکبیر، 1377.

16ـ شمیسا، سیروس، بیان، تهران: فردوس، 1373.

17ـ شفیعی کدکنی، محمدرضا، صورخیال در شعرفارسی، تهران: آگاه، 1372.

18ـ ــــــــــــــــــــــــــ، موسیقی شعر، تهران: آگاه، 1368.

19ـ صفوی،کورش، از زبان شناسی به ادبیات، ج 1و2 نظم، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنراسلامی، 1380.

20ـ صفا،ذبیح الله، آیین سخن، تهران : فردوسی، 1363.

 21ـ عسکری، ابوهلال حسن بن عبدالله، معیارالبلاغه، ترجمه ی محمدجوادنصیری، تهران:دانشگاه تهران، 1372.

22ـ فاطمی، سیدحسین، تصویرگری درغزلیات شمس، تهران: امیرکبیر، 1364.

23ـ فاضلی، محمد، دراسه ونقدفی مسائل بلاغه هامه، مشهد: فردوس، 1376.

24ـ فخری اصفهانی، شمس الدین، معیارجمالی، تصحیح یحیی کاردگر، تهران: مرکزاسناد مجلس، 1389.

25ـ قدامه بن جعفر، ابی فرح، نقدالشعر، تحقیق عبدالمنعم خفاجی، بیروت، دارالکتب العلمیه، (بی­تا).

26ـ قیروانی، ابن رشیق، العمده، مصر: مطبعه شارع المناخ، 1925م.

27ـ کروچه، بندتو، کلیات زیبایی شناسی، ترجمه ی فؤاد رحمانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشرکتاب، 1344.

28ـ کزازی، جلاالدین، زیبایی شناسی سخن پارسی(1)بیان، تهران: نشرمرکز، 1375.

29ـ  محبتی، مهدی، صدای رویش خیال، تهران: زهد، 1379.

30 ـ میرصادقی، میمنت، واژه نامه ی هنرشاعری، تهران: مهناز، 1373.

31ـ وطواط، رشیدالدین محمدبن محمد، حدائق السحر، تصحیح عباس اقبال، تهران: سنایی، 1362.

32ـ همایی، جلاالدین، معانی و بیان، تهران: مؤسسه نشرهما، 1373.

33ـ ـــــــــــــــ، فنون بلاغت وصناعات ادبی، تهران: اهورا، 1389.