روابط فرهنگی و مذهبی پارسیان هند با زرتشتیان ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار باستانشناسی دانشگاه مازندران

2 کارشناس ارشد باستانشناسی دانشگاه مازندران

چکیده

چگونگی تداوم کیش باستانی زرتشتی تا کنون، با وجود موانع و مشکلات بیشماری که در دوره های مختلف پیش روی پیروان این کیش بوده، به خصوص پس از فروپاشی حکومت ساسانیان  قابل تأمل است و  بررسی روابط زرتشتیان  پس از ورود اسلام به ایران، می­تواند در این مورد راهگشا باشد. این پژوهش می­کوشد تا ضمن بررسی روابط فرهنگی و مذهبی بین پارسیان هند و زرتشتیان ایران، چگونگی روابط بین آنها را تبیین و به فواید این ارتباطات برای پیروان این کیش در هند و ایران و نیز پیامدهای آن اشاره نماید. مطالعات نشان می­دهد که پارسیان هند با زرتشتیان ایران بطور پیوسته در ارتباط بوده­اند. البته گاهی بنا بر اوضاع متشنج داخلی یا سیاسی حاکم بر فضای دو کشور، این دو جامعه­ی دینی از حال یکدیگر بی­خبر می­ماندند؛ اما به محض آرامش اجتماعی و سیاسی، مراودات آنان در زمینه­های مختلف آغاز می­گردید. روابط فرهنگی و مذهبی این دو جامعه که در ابتدا برای کمک به پارسیان هند شکل گرفت؛ در دوره­های متأخر برای کمک به زرتشتیان ایران ادامه یافت و این روند موجب گردید تا این دین کهن­وش کماکان هویت و اصول مسلم خود را حفظ نماید. روش پژوهش حاضر، از نوع تحقیقات تاریخی است که بر اساس آن مدارک و اطلاعات مکتوب از منابع معتبر گردآوری و آن گاه با استدلال قیاسی و تحلیل­های منطقی به نتایج علمی و معتبر دست می­یابد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Religious and cultural relationships between Persians in India and Iranian Zoroastrians

نویسندگان [English]

  • Reza Mehrafari 1
  • Malika Haidari 2
چکیده [English]

The survival of Zoroaster so far, despite the numerous problems and obstacles which its followers have encountered with in different periods of time, particularly afterthe collapse of Sassanid dynasty,is significant and considering the relations of Zoroastrians after Islam's entrance to Iran can be a guide to this matter.
In the presentstudyit has been attempted to considerreligious and cultural relations between Persians of India and Iranian Zoroastrians, along with its manner and to mention the advantages of these relations for the followers of that religion in India and Iran and also its consequences.Studies demonstrate that between Persians of India and Iranian Zoroastrianshad been in persistent relationships. Although in some periods these two religious communities could have been unaware of each other due to inlandor political anarchy,they would begin their relationships in various fields as soon as the political and social peace would have appeared. The religious and cultural relationships between the two nations, which were established to help the Persians of India,continued to help IranianZoroastriansin recent centuries and it caused this ancient religion to keep its identity and rules.This research has been conducted using descriptive-analytic method and written historical resources.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Key Words: Indian Persians
  • Iranian Zoroastrians
  • religious
  • Relationships
  • Zoroastrian communities

فصلنامه مطالعات شبه قاره دانشگاه سیستان و بلوچستان

سال هفتم شماره بیست و پنجم،زمستان  1394(صص120-109)

            روابط فرهنگی و مذهبی پارسیان هند با زرتشتیان ایران

دکتر رضا مهر آفرین*                                                         ملیکا حیدری*

چکیده

چگونگی تداوم کیش باستانی زرتشتی تا کنون، با وجود موانع و مشکلات بیشماری که در دوره های مختلف پیش روی پیروان این کیش بوده، به خصوص پس از فروپاشی حکومت ساسانیان  قابل تأمل است و  بررسی روابط زرتشتیان  پس از ورود اسلام به ایران، می­تواند در این مورد راهگشا باشد. این پژوهش می­کوشد تا ضمن بررسی روابط فرهنگی و مذهبی بین پارسیان هند و زرتشتیان ایران، چگونگی روابط بین آنها را تبیین و به فواید این ارتباطات برای پیروان این کیش در هند و ایران و نیز پیامدهای آن اشاره نماید. مطالعات نشان می­دهد که پارسیان هند با زرتشتیان ایران بطور پیوسته در ارتباط بوده­اند. البته گاهی بنا بر اوضاع متشنج داخلی یا سیاسی حاکم بر فضای دو کشور، این دو جامعه­ی دینی از حال یکدیگر بی­خبر می­ماندند؛ اما به محض آرامش اجتماعی و سیاسی، مراودات آنان در زمینه­های مختلف آغاز می­گردید. روابط فرهنگی و مذهبی این دو جامعه که در ابتدا برای کمک به پارسیان هند شکل گرفت؛ در دوره­های متأخر برای کمک به زرتشتیان ایران ادامه یافت و این روند موجب گردید تا این دین کهن­وش کماکان هویت و اصول مسلم خود را حفظ نماید. روش پژوهش حاضر، از نوع تحقیقات تاریخی است که بر اساس آن مدارک و اطلاعات مکتوب از منابع معتبر گردآوری و آن گاه با استدلال قیاسی و تحلیل­های منطقی به نتایج علمی و معتبر دست می­یابد.

واژگان کلیدی: پارسیان هند، زرتشتیان ایران، روابط مذهبی، انجمن­های زرتشتیان.

_______________________

دانشیار باستانشناسی دانشگاه مازندران                      r.mehrafarin@umz.ac.ir Email:*

کارشناس ارشد باستانشناسی دانشگاه مازندران  Email:mheydari2013@yahoo.com       *

                  تاریخ دریافت:  12/6/93                   تاریخ پذیرش:26/2/94

  1. مقدمه

پسازحمله­ی اعراب بهایران وسقوطساسانیان، کیش زرتشت که همواره دین رسمی کشور بود،دچارانحطاط وتزلزل شدیدی شد. فشارهایی که از سوی اعراب به زرتشتیان برای پذیرش اسلام یا پرداخت جزیه وارد می­شد؛ تعدادی از آنان رابرای رهایی ازوضعیتموجود، رهسپار سرزمین های دیگر نمود. مناسب­ ترین مکان برای مهاجرین پارسی، سرزمین  هندوستان بود زیرا فرهنگ و تمدن هندو با فرهنگ و دین ایشان نکات مشترک فراوانی داشت و از سوی دیگر هندوستان با مذاهب فراوان،کانون ادیان مختلفی بود که به گونه­ای مسالمت ­آمیز در کنار یکدیگر زندگی  می­کردند.

1-1 بیان مسأله و سوالات تحقیق

مهاجرت به منظور بهبود اوضاع و رهایی از وضعیتی دشوار به امید شرایطی بهتر صورت می­گیرد. در قرون اولیه اسلامی، گروهی از زرتشتیان برای رهایی از فشار اعراب و حفظ جان و دینشان، سرزمین مادری خود را ترک گفتند. برخی از این مهاجران، هند را برای سکونت برگزیدندکه ما امروزه آن­ها را با نام پارسیان هند می­شناسیم. اینان پس از گذشت چند سده، با بروز مشکلاتی جدید در رابطه با چگونگی برگزاری آداب و رسوم خود- که ناشی از سال­ها دوری از وطن و پراکندگی در سواحل هند بود، نماینده­ای رهسپار ایران کردند تا علاوه بر آگاهی از حال برادران دینی خود در ایران، با بهره­گیری از کمک­ها و رهنمودهای هم­کیشانشان، بر مشکلات مذهبی موجود فایق آیند. از این رو نماینده­ی پارسیان هند در سال 846 یزدگردی (882 هجری قمری) وارد ایران شد. این سفر، آغاز رابطه­ای گردید که تاکنون ادامه دارد و اگر چنانچه کمک­های متقابل زرتشتیان ایران و پارسیان هند نمی­بود، با وجود مشکلات عدیده­ای که برای این کیش باستانی در ادوار مختلف پدید می­آمد، هم اکنون چندان اثر قابل توجهی از آن برجای نمی­ماند. پرسشاصلیاین است که روابط فرهنگی- مذهبی زرتشتیان با پارسیان هند چگونه توانست به حفظ کیش زرتشتی کمک کند؟ و دیگر اینکه نقش کدام یک از طرفین رابطه در این خصوص تأثیرگذارتر بوده است؟

 

 

1-2 اهداف تحقیق

شناخت عوامل موثر و کاربردی بر نظام اجتماعی محدود و بسته زرتشتیان ایران که در ادوار مختلف سده­های مورد بحث از تعدادشان روزبه­روز کاسته می­شد و هم چنین دریافت امتیازات و عوامل منفی ایجاد ارتباط دوسویه بین آن­ها و پارسیان هند از جمله اهدافی است که همچنان درپی حل آنها هستیم.

 1-3 روش تحقیق

برای پاسخگویی به سوالات و اهداف مذکور از روش تحقیقات تاریخی استفاده شد که بر اساس آن مدارک و اطلاعات مکتوب تاریخی و اسنادی از منابع معتبر و حتی­المقدور دست اول گردآوری گردید. پس از مطالعه و تجزیه و تحلیل این اطلاعات و مشخص ساختن هم­راستایی فرهنگی و برهم­کنش­های فرهنگی دو تمدن­ زرتشتی ساکن در ایران و دیگری در هند ، با یک استنتاج قیاسی به نتیجه گیری پرداخته شد..

1-4 پیشینه تحقیق

ایران و هند از عهد باستان، روابط گوناگونی با یکدیگر داشته­اند و این روابط مختص زرتشتیان این دو کشور در دوره اسلامی نبوده است. در این رابطه  آثار مختلفی از جمله: «روابط ایران و هند در عهد باستان» به قلم علاءالدین آذری (1350)، «روابط هند قدیم و ایران باستانی» تألیف علی اصغر حکمت (1337)، «روابط  ایران و هند بر مبنای روایات ملی آریایی­های مشرق به ویژه شاهنامه فردوسی» نوشته مهدی غروی (1354) و بسیاری دیگر در این زمینه منتشر گردیده است. این پژوهش­ها به بررسی روابط فرهنگی ایران و هند در دوره­های مختلف تاریخی و پیش از تاریخی پرداخته­­اند و ماحصل این مطالعات، نشان دهنده­ی ارتباطات و تأثیرات فرهنگی متقابل میان فلات ایران و شبه قاره هند است. که دامنه­ی این ارتباطات تاریخی از هزاره­ی سوم پیش از میلاد تا دوره ساسانیان را در بر می­گیرد.

 پژوهش حاضر با موضوع روابط پارسیان هند و زرتشتیان ایران با رویکرد فرهنگی-مذهبی پژوهشی مستقل است، موضوعی که می­تواند با بسط در دوره های مختلف تاریخی به شناخته شدن کیش زرتشتی باستانی کمک شایان توجهی نماید. این پژوهش با مطالعه­ی چگونگی روابط فرهنگی و مذهبی زرتشتیان ایران و پارسیان هند، مهاجرت زرتشتیان به هند را یکی از مفیدترین فعالیت­های صورت گرفته برای حفظ دین زرتشت می­داند. هم­چنین با توجه به همبستگی و مهری که زرتشتیان نسبت به برادران دینی خود دارند، ارتباط بین این دو جامعه، به خصوص هنگامی که هر گروه در خطر نابودی قرار می­گرفت، بسیار کارآمد بود. در واقع ماندگاری کیش زرتشتی پس از سقوط ساسانیان تا به امروز، مدیون همین ارتباطات مداوم و دوسویه است.

تاریخچه پارسیان هند

تاریخ پارسیان هند به روشنی آشکار نیست و همچنان در پس پرده­­­ای از ابهام قرار دارد. ایران و هند از کشورهای باستانی جهان به­شمار می­روند که از دیرباز، روابط فرهنگی و تجاری گسترده­ای میان آن­ها برقرار بوده­است.به احتمال فراوان در دوره ساسانینیز زرتشتیانی در هند اقامت داشته­اند. زیرا مرزهای سیاسی ایران در ادوار پیش از اسلام همواره به سند می­رسید. در کتیبه­های پادشاهان هخامنشی از هند به عنوان یکی از ساتراپی­های آن­ها یاد شده است. معبد سکایی تاکسیلا از دوره اشکانیان در 35 کیلومتری اسلام­آباد، پایتخت پاکستان از نمونه­های بارز نیایشگاه­های زرتشتی در سواحل سند است (مهرآفرین، 1389: 138-137). قدیمی­ترین سند مکتوب در خصوص مهاجرت زرتشتیان به هندوستان در دوره اسلامی، رساله­ی مختصری به نظم فارسی معروف به قصه­ی سنجان(sanjan)است که در اوایل قرن هفدهم میلادی سروده شده (زینالی و کبیری، ۱۳۹۰: ۱۸۲)  و هم­چنان به عنوان یکی از مهم­ترین منابع در این زمینه، توسط محققان مورد مطالعه و تحلیل قرار می­گیرد. پس از سقوط ساسانیان، ایرانیان به مدت بیش از صد سال هم­چنان با اعراب در ستیز بودند. گروهی از آن­ها که توان ستیز نداشتند و نمی­توانستند جزیه (مالیاتی که از غیر مسلمانانِ اهل کتاب می­ستاندند) پرداخت کنند، برای نگهداری از جان و آیین کهن خود به کوه و بیابان روی آوردند. چنان که تا سالیان متمادی کوه­های خراسان پناهگاه این آوارگان بود؛ تا این­که آن مکان نیز به تصرف اعراب در­آمد. زرتشتیان پس از آن به جزیره هرمز رفتند و چون در آن­جا نیز در امان نبودند با کشتی رهسپار هند شدند.این مهاجرین ابتدا در جزیره­ای به نام دیب (جزیره­ای در دریای عمان در جنوب شبه جزیره­ی کاتیوار) لنگر انداختند و تا نوزده سال در آن­ مکان ماندند و پس از آن با کشتی راهی هند شدند. آنگاه در ساحل غربی شبه جزیره­ی هندوستان، گجرات (Gujarat)، از کشتی پیاده شدند و از حکمران هندوی آن محل که «جادی رانا»Jadairana)) نام داشت، اجازه اقامت خواستند که با شرایطی درخواست آنان مورد موافقت قرار گرفت. پارسیان به تدریج آن محل را آباد نموده و سنجان نامیدند (آذرگشسب، 1358: 59). زرتشتیان به حکمران هندی پنج تعهد دادند، که چنین است: دین خود را توضیح بدهند ولی برای گرویدن مردم بومی به آن نکوشند؛ سلاح­های خود را تحویل دهند؛ زبان گجراتی بیاموزند؛ مراسم ازدواج خود را بعد از غروبگاهان انجام دهند و سرانجام زنان آن­ها به جای لباس ایرانی، لباس هندی بپوشند. پارسیان در عین حال که دین خود را در هند حفظ نمودند، به تعهدات خویش نیز وفادار ماندند (خورشیدیان، 1384: 111). سنجان که نخستین اقامتگاه پارسیان در هند بود با تلاش و پشتکار زرتشتیان به شهری بزرگ و ثروتمند تبدیل شد. آنان در سنجان زندگی مرفه و راحتی داشتند و جمعیت آن­ها به تدریج رو به فزونی نهاد. بعد از چند سده عده­ای از آن­ها به شهرهای دیگر هند مهاجرت کردند (آذرگشسب، 1358: 63). پس از استیلای انگلیس، جمعیت عمده­ی پارسیان به بمبئی نقل مکان نمود. هر چند جمعیت آن­ها در این شهر نسبت به هندوان در اقلیت  بود؛ ولی سهم بزرگی در پیشرفت و توسعه­ی اقتصادی و فرهنگی آن شهر داشتند. چنان­که تعدادی از آنان از سرمایه­داران و تجار بزرگ و درجه اول هند بشمار می­رفتند. پارسیان در آغاز ورودشان به هندوستان به کشاورزی پرداختند، سپس به کار نساجی و هم اکنون به کارهای عمده­ی تجاری و صنایع اشتغال دارند (پورداوود، 1295 یزدگردی؛ 1938م.: 24- 23).

روابط پارسیان هند با زرتشتیان ایران

پارسیان از آغاز مهاجرت به هند تا کنون، در زمینه­های مختلفی با زرتشتیان ایران رابطه و مراوده داشته­اند. در ادوار مختلفی که وضعیت جامعه­ی زرتشتیان ایران و پارسیان هند دگرگون می­شد، با توجه به شرایط موجود و نیز نیازهای پیش رو، روابطی بین آن­ها صورت می­گرفت.این روابط را می­توان در سه دوره زمانی مختلفمورد بررسی قرار داد:

  1. از آغاز مهاجرت زرتشتیان به هند تا حمله­ی مغولان به ایران

  2. از آغاز دوران صفوی تا عصر قاجار

  3. از عصر قاجار تا دوره­ی پهلوی

روابط زرتشتیان ایرانوپارسیان هند(از آغاز مهاجرت تا حمله­ی مغول به ایران)

پس از مهاجرتی که شرح آن رفت، به تدریج گروه­های دیگری از نواحی مختلف ایران روانه هندوستان گردیدند و رابطه­ی پارسیان هند و زرتشتیان ساکن ایران تداوم یافت. پارسیان با ورود به سنجان برای تقدیس آتش بهرام که در آن­جا برافروختند و به آتش ایرانشاه معروف بود، چند نفر را به خراسان فرستادند تا ابزار لازم را برای انجام مراسم با خود به سنجان بیاورند. به همراه این عده­، گروهی دیگر از زرتشتیان نواحی شرق ایران به هند رفتند (پورداوود، 1295 یزدگردی: 6). از این که این گونه ارتباطات بین آن­ها و زرتشتیان تا چه زمانی برقرار بوده،. اطلاعی در دست نیست. تنها می­دانیم که برای مدتی نامعلوم تا قبل از 846 یزدگردی (882 هجری قمری) از اوضاع یکدیگر بی­خبربوده­اند.درنامه­ای که از ایران به هند نوشته شده، آمده است که: «... آن بز ر گواران را اعلام آنکه تا ایام عرب گذشته و ایام ترک درآمده این فقیران را معلوم نبوده که در ممالک هند، بهدینان مانده­اند یا نه. تا  قبل از سی و پنج سال از این تاریخ،  بهشت بهر نریمان هوشنگ متوجه اینجانب شد...» (شهمردان، 1363: 266) وازاین تاریخ به بعد مکاتباتی بین آنها صورت گرفته است.

روابط زرتشتیان ایران و پارسیان هند (از آغاز دوران صفوی تا عصر قاجار)

در سال 846 یزگردی(882 هجری قمری) شخصی به نام نریمان هوشنگ از سوی پارسیان به یزد-که در آن زمان مرکز مذهبی زرتشتیان و محل زندگی موبد موبدان بود-رهسپار شد و زرتشتیان را از اوضاع پارسیان و تعداد آن­ها مطلع ساخت. پارسیان در آن زمان به واسطه­ی زندگی در کشوری بیگانه و تماس با غیر زرتشتیان، دچار نوعی ضعف و انحطاط در زمینه­ی اطلاعات مذهبی شده بودند. از این رو، برای حل این مشکل و بازیابی اطلاعات درباره کیش راستین زرتشتی، نریمان هوشنگ را راهی ایران کردند (آذرگشسب، 1358: 97- 95). نریمان هنگام ورود فارسی نمی­دانست، یک سال در یزد ماند و به داد و ستد و تحصیل فارسی پرداخت، سپس پاسخ پرسش­های خود را از موبدان دریافت کرد و مسائل دینی و مراسم را عملاً آموخت. موبدان ایرانی مسائل مهم دینی را از روی محافظه کاری به زبان پهلوی می­نوشتند ولی نریمان از آن­ها خواست که نامه را به پهلوی ننویسند، چرا که پارسیان پهلوی نمی­دانستند. این نامه­ که در سال 847 یزدگردی نگاشته شد به جای زبان پهلوی به زبان پارسی اما با الفبای اوستایی نوشته و ارسال گردید. موبدان ایرانی در آن نامه از بزرگان پارسی درخواست کرده بودند که: «برای آموختن خط پهلوی و روش درست برگزاری مراسم مذهبی، دو هیربد دانا بیایند، خط پهلوی بیاموزند و شایست ناشایست بدانند.در راه خشکان نزدیک است و از قندهار تا سیستان نزدیک است و از سیستان تا یزد از این بیم نیست» (شهمردان، 1363: 261-260). از آن سال تا سال 1137 یزدگردی -1182هجری قمری-پیکهایی حامل نامه­های پارسیان از هندوستان به ایران آمدند و با آموزش­های پیاپی  به هند برگشتند (بهرامی، 1369: 3). نامه­ها در خانه­ی کلانتر، فردی که برای اداره­ی امور زرتشتیان از بین آنان و با نظر دولت انتخاب می­شد، به وسیله­ی موبدان و با حضور او پاسخ داده می­شد و همه­ی موبدان وکلانتر و بسیاری از بهدینان متنفذ آن را امضاء می­کردند. آنان نام بهدینان و موبدان شهرهای دیگر را هم ذکر می­نمودند (شهمردان، 1360: 137). مطالب این نامه­ها بعدها جمع­آوری و در کتابی به نام «روایات داراب هرمزدیار» و «روایت هرمزدیار فرامرز» منتشر شد. مضمون این نامه­ها مذهبی بود و از این طریق پارسیان سوالات دینی خود را از هم­کیشان ایرانیشان می­پرسیدند و موبدان زرتشتی که در کرمان و یزد، به خصوص روستاهای شریف­آباد و ترک­آباد اقامت داشتند با اشتیاق به آن­ها جواب می­دادند. موبدان ایرانی همراه با نامه­هایی که برای پارسیان نوشتند و مسائل مذهبی را برای آن­ها حل کردند؛ کتب دینی و رساله­های فراوان مذهبی و بسیاری از نیرنگ­ها (اذکار و اوراد) را نیز برای آنان فرستادند (شهمردان، 1363: 100). در عوض پارسیان هند که زرتشتیان ایرانی را پاسداران سنت­های کیش خود در سرزمین نیاکانشان می­دانستند، به آنان کمک مالی می­نمودند .نمونه­ای از این نگرش که به ثبت رسیده، کمک­های مردمان گجرات است که برای موبدان ایرانی پول می­فرستادند تا برای روان آنان مراسم مذهبی برگزار کنند، زیرا بر این باور بودند آیین­هایی که در ایران برگزار ­می­شود، کارایی بیشتری دارد (بویس، 1386: 291). در قرون 15 تا 17 میلادی، پارسیان در مسائل مذهبی، شاگردان زرتشتیان ایران محسوب می­شدند و ایرانیان با محبت آن­ها را راهنمایی می­کردند. هنگامی که در قرن هیجدهم میلادی وضع زرتشتیان ایرانی بسیار سخت­شد، دامنه­ی ارتباط بین این دو جامعه­ به حداقل ممکن رسید. اما در همین قرن بود که از کرمان موبدی با نام «جاماسب ولایتی» برای راهنمایی موبدان به سورات هندوستان اعزام شد. این موبد در سورات ( Surat) متوجه گردید که تقویم مذهبی زرتشتیان هند یک ماه از تاریخ تقویم زرتشتیان ایران عقب­تر است. از آنجایی که بسیاری از مراسم مذهبی به تقویم و تاریخ وابسته است، این مسئله اهمیت فراوانی داشت. پس از مدتی برخی از موبدان سورات، تقویم ایرانی را پذیرفتند و یکی از موبدان را با نام ملا کاووس برای تحقیقات بیشتر به ایران فرستادند که این شخص پس از مراجعت به هندوستان در بمبئی شعبه­ی مذهب جدیدی معروف به «قدیمی»­ که پیروان تقویم قدیمی یا ایرانی بودند بنیاد نهاد. این دسته نه تنها تابع تقویم زرتشتیان ایران گردیدند، بلکه به پیروی از آداب، رسوم و عبادات زرتشتیان ایران پرداختند که در فروع و جزئیات با اعتقادات و رسوم پارسیان هند متفاوت بود. قدیمی­ها فقط در سورات و بمبئی نفوذ یافتند و زرتشتیان گجرات به تقویم و رسوم و عقاید دیرینه خود پا برجا باقی ماندند (کای­بار و دیگران، 1384: 144- 143).

هر چند عمده­ی تلاش­ها با هدف کسب معارف دینی از سوی پارسیان صورت می­گرفت، اما این موضوع به مفهوم ارتباطی یک جانبه و دینی نبود، چنان­که مطابق نامه­ای مربوط به سال 878 یزدگردی (915هجری قمری) در این سال چهار نفر از زرتشتیان ایران به قصد بازرگانی راهی هند گردیدند (تشکری و کجباف، 1387: 168).

روابط زرتشتیان ایران و پارسیان هند (از عصر قاجار تا دوره­ی پهلوی)

از اواخر قرن هجدهم میلادی توجه پارسیان به شرایط زندگی زرتشتیان ایران به طور قابل ملاحظه­ای افزایش یافت. یکی از عوامل این توجه، گزارش­هایی بود که درباره­ی وضعیت اسفناک زرتشتیان ساکن یزد و کرمان توسط جهانگردان غربی منتشر می­گردید. با عزل امیرکبیر در سال 1268 هجری قمری، حساسیت حکومت به وضعیت اقلیت­ها، هم­پای دیگر اصلاحات امیرکبیر، رنگ باخت؛ اما در این میان نقش­آفرینی «انجمن اکابر پارسیان»، فصل نوینی را در حیات اجتماعی زرتشتیان ایران گشود. انجمن مذکور در سال 1270هجری قمری فردی به نام مانکجی لیمجی هاتریا (ManekjilimjiHateria) معروف به مانکجی صاحبیه را به ایران فرستاد تا ضمن معاشرت با همکیشان، از نحوه­ی معیشت و مشکلات آن­ها اطلاعاتی کسب کند (تشکری، 1391: 31). مانکجی به محض ورود به ایران، به یزد و کرمان سفر نمود، به احتیاجات زرتشتیان رسیدگی و به مستمندان کمک مالی کرد. عده­ای از جوانان زرتشتی را از یزد و کرمان با خرج خود به تهران برد، در آنجا مدرسه­ای تأسیس نمود و به آن­ها تعلیم داد. پس از چند سال که این جوانان تعلیمات مذهبی و معلومات آن زمان را آموختند، مدارسی در یزد و کرمان بنا کرد و آنان را به امر تدریس با حقوق کافی گمارد  (آذرگشسب، 1358: 103- 101). مانکجی برای تأمین رفاه زرتشتیان ایران تلاش بسیار کرد. آتشکده­ها و دخمه­ها را مرمت و برخی را نیز از نو ساخت. زیارتگاه زرجوع (پارس بانو) در حوالی یزد را تعمیر نمود. زرتشتیان با اینکه در مذهب آنان کشتن گاو حرام است، گاو را نذر  و در آن زیارتگاه ذبح می­کردند. هاتریا لوحی نگاشت و در همان زیارتگاه نصب کرد و در این لوح ذبح گاو را ممنوع و لعنت کرد. در آن زمان زرتشتیان در یزد و کرمان از سِدره و کُشتی (لباس و کمربند مخصوص زرتشتیان) استفاده نمی­کردند و مانکجی آن­ها را تشویق به پوشیدن این البسه نمود و به همه­ی آنان از پول خود سدره و کشتی داد. زرتشتیان ایران به دلیل سختی­ها و فشارهایی که بعد از دوران صفوی بر آنان وارد می­آمد، بسیاری از آداب و رسوم خود را فراموش کرده بودند و رسوم نکوهیده را که با آیین آنان منافات داشت، اجرا می­کردند. مانند نپوشیدن سدره و کشتی، طلاق دادن زن، کشتن گاو و ... که مانکجی آداب و رسوم صحیح دین را به آن­ها یادآوری کرد (شهمردان، 1363: 624- 622). مهم­ترین کاری که مانکجی برای زرتشتیان ایران انجام داد، برداشتن بار جزیه از دوش آنان بود. مانکجی با همراهی سفیر انگلیس در ایران از ناصرالدین شاه تقاضای لغو جزیه را کرد که بالاخره در سال 1299 هجری قمری فرمان لغو جزیه صادر و از نوروز 1261 خورشیدی (1300 هجری قمری) زرتشتیان ایران از پرداخت جزیه معاف شدند. با کمک و راهنمایی­های دومین نماینده­ی انجمن اکابر صاحبان پارسی، «کیخسرو جی خان صاحب»، در اواخر پادشاهی ناصرالدین شاه، انجمنی در یزد در حدود سال 1279 خورشیدی برای رسیدگی به کارهای داخلی زرتشتیان، تحت عنوان انجمن ناصری زرتشتیان یزد بنیان نهاده شد که بعد­ها به انجمن زرتشتیان یزد تغییر نام داد. انجمنی هم به همین ترتیب با کمک این نماینده در کرمان تشکیل شد(آذرگشسب، 1358: 127- 126). در سال 1918 میلادی در بمبئی، انجمنی با نام «انجمن زرتشتیان ایرانی» به منظور رسیدگی به احتیاجات ایرانیان ساکن بمبئی و کمک در راه بهبود حال برادران خود در ایران تشکیل شد. نخستین اقدام این انجمن، تأسیس درمانگاه و داروخانه­ی «سر رتن تاتا»، پرورشگاه پسرانه­ی مارکار و سپس ایجاد هنرستان جهانگیری در شهر یزد بود که هر سه، در آن زمان بسیار لازم و در پیشرفت و آسایش زرتشتیان مؤثر بودند. اقدامات دیگر این انجمن شامل: تأسیسات فرهنگی مارکار در شهر یزد با کمک­های «پشوتن دوسابای مارکار» که شامل دبستان و دبیرستان پسرانه و دخترانه و احداث برج ساعت می­باشد، احداث دبستان­هایی در روستاهای یزد، کمک به چاپ و نشر کتاب­های مذهبی و غیره بود. نماینده­ی این انجمن در ایران «سروش لهراسب» بود (لهراسب، 1335: 25- 9).

نتیجه

زرتشتیانی که برای رهایی از ظلم و فشار اعراب مجبور به  ترک سرزمین خویش شدند، سرزمین­هایی را انتخاب کردند که با فرهنگ آنان نزدیکی داشته باشد. بهترین انتخاب برای آنان، سرزمین هند بود. به این دسته از مهاجرین زرتشتی که در سواحل هندوستان اقامت گزیدند، پارسیان هند گفته شد. زرتشتیان، حمله­ی اعراب به ایران را ماننِد حمله­ی اسکندر می­دانستند و به این امید که ایران، دیگر بار از زیر یوغ فرمان­برداری بیگانگان رهایی می­یابد و آنان بار دیگر می­توانند به سرزمینشان باز­ گردند، در همه حال ارتباطشان را با میهن خود حفظ نمودند. از سوی دیگر، پارسیان پس از سال­ها اقامت در سرزمین بیگانه و مشکلاتی که در آن سرزمین گریبانگیرشان بود، برخی از کتب و آداب دینی خود را از دست دادند و در برگزاری مراسم عبادی خود دچار سؤالات فراوان گردیدند. در این زمان با آگاهی یافتن از حال برادران زرتشتی خود در ایران، از آن­ها کمک خواستند و ایرانیان برای کمک، نسخه­یی از کتاب­های دینی موجود را برای آنان فرستادند و مراسم مذهبی را به آن­ها یادآور شدند.. سال­ها پس از این رویداد، همین وضعیت برای زرتشتیان ایران پیش آمد. به دلیل ازدیاد سختی­ها و فشارهایی که از دوران صفویه تا قاجار بر پیروان زرتشتی در ایران وارد شد، زرتشتیان شمار زیادی از کتاب­های مذهبی خود را از دست دادند، در برگزاری مراسم مذهبی دچار اشتباه و سردرگمی شدند و وضعیتشان روز به روز اسفناک­تر می­شد. در این هنگام بود که پارسیان به یاری آنان شتافتند و با کمک­های مالی، مذهبی و فرهنگی خود، وضعیت آن­ها را بهبود بخشیدند. بنا بر این اگر این روابط شکل نگرفته بود و زرتشتیان به یاری پارسیان نمی­شتافتند؛ جامعه پارسیان اگر هم تداوم می­یافت، آداب و سنن زرتشتی را نمی­توانست حفظ کند. از طرف دیگر، اگر پارسیان بعد از آن به دستگیری زرتشتیان ایران نمی­آمدند، چه بسا که دیگر اثری از این اقلیت مذهبی در ایران وجود نداشت. اما هر دو جامعه با درایت و فداکاری و حفظ روابط مؤثر در حفظ کیش زرتشتی نقشی مهم ایفا نمودند. در این بین به احتمال فراوان مراسم مذهبی پارسیان هند که به طور نامحسوس از فرهنگ هندی تأثیر پذیرفته بود، در مراسم مذهبی زرتشیان ایران تغیراتی ایجاد نمود که با توجه به از دست دادن برخی کتب مذهبی در آن زمان، تشخیص این تأثیر کار آسانی نبود. برای آگاهی از این موضوع و میزان تأثیری­پذیری باید به پژوهش­هایی در این رابطه، در دوره­های مختلف بپردازیم. با این وجود، روابط دوسویه پارسیان هند و زرتشتیان ایران  در دوره­ای که احتمال انحطاط کامل این کیش می­رفت، رابطه­ای مثبت و موجب پایداری زرتشتیان و تداوم کیش باستانی زرتشتی بوده است.

 

 

 

 

 

منابع

  1. آذرگشسب، اردشیر، مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان، تهران: انتشارات فروهر، 1358

  2. آذری، علاءالدین، روابط ایران و هند در عهد باستان، بررسی­های تاریخی، شماره 4، سال 6،  1354، صص146-111.

  3. بویس، مری، آیین زرتشت کهن روزگار و قدرت ماندگارش، مترجم: ابوالحسن تهامی، تهران: انتشارات نگاه، 1386

  4. بهرامی، احسان، فرهنگ واژه­های اوستایی، دفتر نخست، تهران: انتشارات بلخ، 1369

  5. پورداوود، ابراهیم،ایرانشاه، بمبئی: انتشارات انجمن زرتشتیان ایرانی، 1295یزدگردی (1938 میلادی)

  6. تشکری، علی­اکبر و کجباف، علی­اکبر، در­آمدی بر شرایط اجتماعی زرتشتیان یزد از تأسیس سلسله­ی صفوی تا پایان پادشاهی شاه­عباس اول (1038-907 ه.ق)، مجله فرهنگ، زمستان87، صص181- 155

  7. تشکری، علی­اکبر، رویکرد حکومت به زرتشتیان در عهد ناصری، تحقیقات تاریخ اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال دوم، شماره اول، بهار و تابستان 1391، صص51- 25

  8. حکمت، علی اصغر، روابط هند قدیم و ایران باستانی، مجله دانشکده ادبیات، شماره  3، سال پنجم، فروردین 1337، صص7-1.

  9. خورشیدیان، اردشیر، فرهنگ زرتشتی: یادواره سه هزار سال فرهنگ زرتشتی، تهران: انجمن زرتشتیان تهران، 1384

  10. زینالی، محمدباقر، کبیری، سیدتقی، پارسیان هند در اشعار قصه سنجان، بهارستان سخن (فصلنامه علمی-پژوهشی ادبیات فارسی)، سال هفتم، شماره 17، بهار و تابستان 1390، صص 196-181.

  11. شهمردان، رشید، تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان، تهران: انتشارات راستی، 1360

  12. شهمردان، رشید، تاریخ زرتشتیان فرزانگان زرتشتی، تهران: انشارات فروهر، 1363

  13. غروی، مهدی، روابط ایران و هند بر مبنای روایات ملی آریایی­های مشرق به ویژه شاهنامه فردوسی، بررسی­های تاریخی، شماره 3، سال دهم، 1354، صص154-119.

  14. کای­بار و آسموسن و بویس، مری، دیانت زرتشتی، مترجم: فریدون وهمن، تهران: انتشارات جامی، 1384

  15. لهراسب، سروش،یادنامه پشوتن دوسابای مارکار، بمبئی: انتشارات سازمان جوانان زرتشتی بمبئی و انجمن ایران لیگ، 1335 یزدگردی

  16. .مهرآفرین رضا، معبد سکایی تاکسیلا، فصلنامه مطالعات شبه قاره، سال دوم، شماره سوم، تابستان 1389،صص 123-144

 

  1. آذرگشسب، اردشیر، مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان، تهران: انتشارات فروهر، 1358

  2. آذری، علاءالدین، روابط ایران و هند در عهد باستان، بررسی­های تاریخی، شماره 4، سال 6،  1354، صص146-111.

  3. بویس، مری، آیین زرتشت کهن روزگار و قدرت ماندگارش، مترجم: ابوالحسن تهامی، تهران: انتشارات نگاه، 1386

  4. بهرامی، احسان، فرهنگ واژه­های اوستایی، دفتر نخست، تهران: انتشارات بلخ، 1369

  5. پورداوود، ابراهیم،ایرانشاه، بمبئی: انتشارات انجمن زرتشتیان ایرانی، 1295یزدگردی (1938 میلادی)

  6. تشکری، علی­اکبر و کجباف، علی­اکبر، در­آمدی بر شرایط اجتماعی زرتشتیان یزد از تأسیس سلسله­ی صفوی تا پایان پادشاهی شاه­عباس اول (1038-907 ه.ق)، مجله فرهنگ، زمستان87، صص181- 155

  7. تشکری، علی­اکبر، رویکرد حکومت به زرتشتیان در عهد ناصری، تحقیقات تاریخ اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال دوم، شماره اول، بهار و تابستان 1391، صص51- 25

  8. حکمت، علی اصغر، روابط هند قدیم و ایران باستانی، مجله دانشکده ادبیات، شماره  3، سال پنجم، فروردین 1337، صص7-1.

  9. خورشیدیان، اردشیر، فرهنگ زرتشتی: یادواره سه هزار سال فرهنگ زرتشتی، تهران: انجمن زرتشتیان تهران، 1384

  10. زینالی، محمدباقر، کبیری، سیدتقی، پارسیان هند در اشعار قصه سنجان، بهارستان سخن (فصلنامه علمی-پژوهشی ادبیات فارسی)، سال هفتم، شماره 17، بهار و تابستان 1390، صص 196-181.

  11. شهمردان، رشید، تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان، تهران: انتشارات راستی، 1360

  12. شهمردان، رشید، تاریخ زرتشتیان فرزانگان زرتشتی، تهران: انشارات فروهر، 1363

  13. غروی، مهدی، روابط ایران و هند بر مبنای روایات ملی آریایی­های مشرق به ویژه شاهنامه فردوسی، بررسی­های تاریخی، شماره 3، سال دهم، 1354، صص154-119.

  14. کای­بار و آسموسن و بویس، مری، دیانت زرتشتی، مترجم: فریدون وهمن، تهران: انتشارات جامی، 1384

  15. لهراسب، سروش،یادنامه پشوتن دوسابای مارکار، بمبئی: انتشارات سازمان جوانان زرتشتی بمبئی و انجمن ایران لیگ، 1335 یزدگردی

  16. .مهرآفرین رضا، معبد سکایی تاکسیلا، فصلنامه مطالعات شبه قاره، سال دوم، شماره سوم، تابستان 1389،صص 123-144