معرفی و شناسایی مهاجران گیلانی هند، با تکیه بر دکن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکتری مردم شناسی، دانشکده میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی نوشهر،دانشگاه مازندران

2 گروه تاریخ دانشگاه پیام نور اصفهان

چکیده

در فاصله زمانی قرن پانزدهم تا هجدهم میلادی گروه­های مختلفی از جمله شعرا، صوفیان، علما و دانشمندان ایرانی راهی هند شده و منشا خدمات شایانی در شبه قاره هند گردیدند. تحولات سیاسی  گیلان در دوران صفوی بویژه دوره شاه تهماسب و شاه عباس اول سبب شد تا گروهی از  بزرگان این خطه راهی دیار مهاراجه­ها شوند. این تحقیق تلاش دارد در کنار شناسایی اجمالی ۳۷ نفر از مهاجران گیلانی شمال هند به معرفی 15 نفر از مهاجران گیلانی دکن، بخصوص محمود گاوان وزیر شیعی و قدرتمند دوره بهمنیان، پرداخته و نقش آنان در دولت های مسلمان فارسی زبان دکن را مورد بررسی قرار دهد. سفر محققان به جنوب هند و استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و به کارگیری اسناد و مدارک مبنای شیوه کار این پژوهش قرار گرفته است. اطلاعات به دست آمده نشان می­دهد که حضور محمود گاوان گیلانی در دربار بهمنیان و پادشاهانی همچون احمد شاه بهمنی، محمد قطب شاه و علی عادل شاه در جذب این مهاجران به دکن نقش بسزایی داشته است.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

a

نویسندگان [English]

  • jalal jafarpour 1
  • s t 2
چکیده [English]

a

کلیدواژه‌ها [English]

  • a

در فاصله زمانی قرن پانزدهم تا هجدهم میلادی گروه­های مختلفی از جمله شعرا، صوفیان، علما و دانشمندان ایرانی راهی هند شده و منشا خدمات شایانی در شبه قاره هند گردیدند. تحولات سیاسی  گیلان در دوران صفوی بویژه دوره شاه تهماسب و شاه عباس اول سبب شد تا گروهی از  بزرگان این خطه راهی دیار مهاراجه­ها شوند. این تحقیق تلاش دارد در کنار شناسایی اجمالی ۳۷ نفر از مهاجران گیلانی شمال هند به معرفی 15 نفر از مهاجران گیلانی دکن، بخصوص محمود گاوان وزیر شیعی و قدرتمند دوره بهمنیان، پرداخته و نقش آنان در دولت های مسلمان فارسی زبان دکن را مورد بررسی قرار دهد. سفر محققان به جنوب هند و استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و به کارگیری اسناد و مدارک مبنای شیوه کار این پژوهش قرار گرفته است. اطلاعات به دست آمده نشان می­دهد که حضور محمود گاوان گیلانی در دربار بهمنیان و پادشاهانی همچون احمد شاه بهمنی، محمد قطب شاه و علی عادل شاه در جذب این مهاجران به دکن نقش بسزایی داشته است.

کلیدواژه­ها: گیلان، هند، مهاجران، دکن، محمود گاوان

 

1مقدمه

با تشکیل دولت شیعی و سیاست های خاص پادشاهان صفوی شاهد موج جدیدی از مهاجرت

ها به هند هستیم. دخالت این پادشاهان بخصوص شاه تهماسب و شاه عباس اول  در  نحوۀ  ادارۀ

گیلان منجر به مهاجرت عده ای از علما و بزرگان گیلان به هند گردید. با اینکه دوران صفویه دوران ثبات و امنیت و رشد علم، دین، فرهنگ و تمدن در ایران بوده است، با این همه برخی نیز اوضاع و احوال حاکم بر دوران صفوی را نمی‌پسندیدند. این افراد اغلب مهاجرت‌های دسته‌جمعی به هند داشته‌اند. گاهی این مهاجرت‌ها ناشی از نارضایتی آنان از زندگی در ایران و گاهی به امید دست یافتن به زندگی بهتر در هند بوده است به عبارت دیگر شاید بتوان گفت که سبب این کوچ‌ها نوعی رانده شدن از سویی و خوانده شدن از سوی دیگر باشد. با توجه به رونق زبان و ادبیات فارسی در دربار پادشاهان مسلمان هند،  از مهاجران ایرانی بخصوص شاعران فارسی زبان به گرمی استقبال می شد. با توجه به عنایت دربار گورکانیان به شاعران، نویسندگان و هنرمندان فارسی، گفته شده که جلال الدین اکبر حدود 150 شاعر فارسی زبان در دربارش داشته است. البته مهاجران از دیگر طبقات اجتماعی ایران مانند صوفیه و عرفا نیز بوده­اند(عادل، 1392، 2).

    سلاطین مسلمان، سلسله‌های بزرگی رادر نقاط مختلف هند تشکیل دادند. مورخان ۳۲ سلسله حکومتی مسلمان را در هند برشمرده‌اند که تعدادی از آنان ایرانی بوده‌اند. بازرگانان، مردان حکومتی، سپاهیان، نظامیان، سپه‌سالاران ، صدراعظم‌ها، امیران، والیان و سیاست‌مداران زیادی از ایران به هند کوچ نموده و در آنجا زندگی کردند؛ نام بسیاری از آنان در تاریخ‌ها ثبت شده است. بعلاوه پزشکان، فقیهان، قاضیان، دانشمندان، نویسندگان و هنرمندان نیز در طول یک تاریخ طولانی از ایران به هند رفتند. باید توجه داشت که مهاجرت ایرانیان به هند مهاجرتی سازنده بوده، نه ویرانگر. ایرانیان، برخلاف انگلیسی‌ها که در دوران استعمار به هند قدم نهادند، برای استعمار یا غارت هند و نابود کردن فرهنگ شبه قاره به آنجا  نرفتند. آنان در همه شئونات دینی، معنوی ،علمی، فلسفی، فرهنگی وهنری به تمدن هند غنا بخشیدند. بخش مهمی که به جلوه­ی حضور ایران در هند مربوط می  ‌شود، شعر و ادب، دین و مذهب،عرفان و تصوّف، علم، معماری، نقاشی، خوشنویسی و موسیقی است که در این میان داد و ستدهای علمی یکی از مهمترین جلوه ارتباطی بوده که بین ایران و هند برقرار بوده است(سمیعی،1392، ۹-۲۶).در سال 1392 پیرامون حضور مهاجران گیلانی در دربار مغولان هند مقاله ایی توسط احمد سمیعی نوشته شده است، اما در این مقاله ایشان اشاره ای به مهاجران گیلانی در دکن نکرده­اند. لذا تحقیق حاضر تلاش دارد با معرفی مهاجران گیلانی به دکن کار ایشان را تکمیل نماید.

1-1- بیان مساله وسوالات تحقیق

سلاطین مسلمان، سلسله‌های بزرگی رادر نقاط مختلف هند تشکیل دادند. مورخان ۳۲ سلسله حکومتی مسلمان را در هند برشمرده‌اند که تعدادی از آنان ایرانی بوده‌اند. بازرگانان، مردان حکومتی، سپاهیان، نظامیان، سپه‌سالاران ، صدراعظم‌ها، امیران، والیان و سیاست‌مداران زیادی از ایران به هند کوچ نموده و در آنجا زندگی کردند، نام بسیاری از آنان در تاریخ‌ها ثبت شده است. بعلاوه پزشکان، فقیهان، قاضیان، دانشمندان، نویسندگان و هنرمندان نیز در طول یک تاریخ طولانی از ایران به هند رفتند. باید توجه داشت که مهاجرت ایرانیان به هند مهاجرتی سازنده بوده، نه ویرانگر. ایرانیان، برخلاف انگلیسی‌ها که در دوران استعمار به هند قدم نهادند، برای استعمار یا غارت هند و نابود کردن فرهنگ شبه قاره به آنجا نرفتند. آنان در همه شئونات دینی، معنوی ،علمی، فلسفی، فرهنگی وهنری به تمدن هند غنا بخشیدند. بخش مهمی که به جلوۀ حضور ایران در هند مربوط می‌شود، شعر و ادب، دین و مذهب، عرفان و تصوّف، علم، معماری، نقاشی، خوشنویسی و موسیقی است که در این میان داد و ستدهای علمی یکی از مهمترین جلوه های ارتباطی بوده که بین ایران و هند برقرار شده است(سمیعی،1392، ۹-۲۶). در این تحقیق مساله اصلی اینست که افراد مشهور گیلانی که در این دوره (قرن ۱۴ تا ۱۷) به هند مهاجرت کردند منشاء چه خدماتی بوده اند؟ در سال 1392 پیرامون حضور مهاجران گیلانی در دربار مغولان هند مقاله ای توسط احمد سمیعی نوشته شده است، اما در این مقاله اشاره ای به مهاجران گیلانی وجود ندارد. لذا تحقیق حاضر تلاش دارد با معرفی مهاجران گیلانی دکن کار ایشان را تکمیل نماید. در این راستا پاسخ به سوالات ذیل مورد نظر خواهد بود:

  1. چه گروه ها و افرادی از سرزمین گیلان به دکن  مهاجرت کردند؟
  2. آیا محمود گاوان گیلانی در جذب مهاجران گیلانی به دکن نقش داشت؟
  3. در چه دوره ای میزان مهاجرت از گیلان به هند بیشتر بوده است؟
  4. مهاجران گیلانی چه نوع شغل هایی در هند داشته­اند؟

2-1-اهداف و ضرورت تحقیق

        در دورۀ صفوی و در زمان حکومت شاه طهماسب و شاه عباس اول،  سرزمین گیلان دچار

مشکلات بسیاری شد. بادستگیری و زندانی شدن خان احمد گیلانی, به عنوان مردی ادیب و عالم که دربار وی همیشه پذیرای تعداد زیادی از علما، شعرا و هنرمندان بود، شرایط اجتماعی و فرهنگی گیلان به گونه­ای شد که علمای تحت حمایت وی  با از دست دادن حامی خود، مجبور شدند راهی دربارهای پادشاهان مسلمان و فارسی زبان هند، که از نخبگان فارسی زبان به خصوص ایرانیان به گرمی استقبال می کردند، شوند. با توجه با اینکه در تحقیقات گذشته بطور خاص مهاجران گیلانی دکن مورد توجه قرار نگرفته­اند. لذا این تحقیق بدنبال آنست که با شناسایی مهاجران گیلانی به دکن نقش گروه های مهاجر، خدمات آنها، نقش آنان در تحولات دکن بخصوص نقش محمود گاوان را مورد نظر قرار دهد. مشخص نمودن جایگاه اجتماعی مهاجران گیلانی و اینکه در چه دوره­ای مهاجرت به دکن بیشتر بوده از دیگر اهداف این پژوهش است.

3-1-روش تفصیلی تحقیق

این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده‌است.  مبانی نظری تحقیق بوسیله مطالعه و حضور در میدان تحقیق و مشاهده مشارکتی، با ارائه سوالات و جمع آوری اسناد کتابخانه ای داخلی و خارجی و سفر محققان به جنوب هند و به کارگیری  اسناد و مدارک با ارائه جداول تفکیک شده از اسامی مهاجران و تجزیه و تحلیل آنها مبنای روش اصلی این پژوهش قرار گرفته است.

4-1-پیشینه تحقیق

مهاجرت و زندگی گروه های مختلفی که از ایران به هند رفته اند دستمایۀ تالیف بسیاری از کتابها و مقالات  چه در داخل و چه در خارج از ایران شده است. گیلانی­ها از جملۀ این مهاجران بودند که اطلاعات مربوط به  آنها به صورت پراکنده در منابع مختلف نقل شده است. تذکره ها، کتب تاریخی، سفرنامه ها  و منابع دیگری از این دست اشاراتی به این مهاجران داشته اند. کتاب تاریخ فرشته از جمله کتاب هایی است که در مورد ایرانیانی که در هند و دربارپادشاهان آن، مشغول

خدمت بوده اند اطلاعات ذی قیمتی را ارائه می کند، در  جلد سوم این کتاب آنجا که از حکومت های بهمنیان، قطب شاهیان،  عادل شاهیان و نظام شاهیان صحبت می کند، به تعدادی  از مهاجران

گیلانی که در دکن و در خدمت این حکومت ها یودند، اشاره می کند. لطایف الخیال، میخانه، آتشکده و نصر آبادی از جمله  تذکره هایی هستند که در  آنها از مهاجران گیلانی در هند نام برده شده است. خزانه عامره که در سال 1176 توسط بلگرامی نویسنده مسلمان هندی به رشته تحریر درآمده تعداد 135 شاعر پارسی گو را  بررسی کرده است. شاگرد هندوی وی لچهمی ناراین متخلص به شفیق اورنگ آبادی نیز در اثر خود به نام "شام غریبان" تعداد 474 شاعر ایرانی را که به هند مهاجرت کرده اند، مورد بررسی قرار داده است. در مورد مهاجران گیلانی در دکن به طور خاص کتاب یا مقاله ای را سراغ نداریم. ستوده تنها نویسنده ایرانی است که در رابطه با مهاجران گیلانی به هند مقاله­ای را به رشته تحریر درآورده است که البته آن هم با وجود کار برجسته ایشان کامل نیست زیرا تنها به مهاجران گیلانی در دربار مغولان هند اشاره کرده و بجز یک نفر نامی از گیلانی هایی که در دکن بودند، نیاورده است.احمد گلچین معانی در کتاب کاروان هند با استفاده از تذکره ها و سایر منابع به بیش از هفتصد نفر از شاعران ایرانی اشاره کرده که به دلایل مختلف راهی هند شده بودند. به عده ای از شاعران  گیلانی  که راهی هند و ازجمله دکن شده اند، در این کتاب اشاره شده است. آقا بزرگ طهرانی در جلد 9 کتاب الذریعه التصانیف الشیعه ضمن برشماری دیوان های شعرای ایرانی به شعرای گیلانی مهاجر به هند نیزاشاره می کند. در فصلی از کتاب مهاجرت تاریخی ایرانیان به هند شرح حال تعدادی از مهاجران ایرانی در فاصله قرن هشتم تا هجدهم میلادی آمده است. نرگس جابری نسب در مقاله ای پیرامون مهاجرت ایرانیان به هند به بعضی از مهاجران گیلانی اشاره می کند(جابری نسب،1389،61). نویسنده ژاپنی ماساشی هاندا در نگاهی به مهاجران نخبه ایرانی به هند در اثنای قرن 16 تا 18 میلادی, به تحلیل کتاب "مآثر الامرا" پرداخته است.

2-ادبیات تحقیق

1-2-گیلانیان در هند

حضور بعضی از این مهاجران در رده های بالای حکومتی سبب می شد که شاهان هندی دیگر افراد مهاجر گیلانی را نیز در پستهای کلیدی منصوب کنند و حتی  زمینه ی جذب گروه های مهاجر بیشتری ازگیلان به سوی هند فراهم شود. در این میان حضور خواجه محمود گاوان گیلانی در منصب وزارت بهمنیان، مثال بسیار گویایی برای تایید این مسئله می­باشد. از جمله شهرها و مناطقی که مهاجران در آنجا مقیم شدند، می توان به اینها اشاره کرد: اجمیر- آگره-احمد نگر – اورنگ آباد- برهانپور- بنارس- بنگاله(ناحیه ای در شمال شرقی هند)- بیجاپور- بیدر- تته(شهری در 320 کیلومتری لاهور)- حیدر آباد- دهلی _ شاه جهان آباد- عظیم آباد- فتحور سیکری(شهری در مغرب اوتارپرادش)- کشمیر- گلکنده(در 8 کیلو متری مغرب حیدر آباد)- لاهور – ملتان (سمیعی گیلانی،26،1392-21). با توجه به تحقیقات انجام شده و بر اساس منابع مکتوب در دوران مهاجرت گیلانیان به هند و در راستای شناسایی آنان دو جدول(1و2) تهیه گردیده است که در این دو جدول اسامی مهاجران و سایر اطلاعات مربوطه به آنان گردآوری شده است. جدول اول مربوط به گیلانیان مهاجر در دوره گورکانیان هند و جدول دوم مربوط به مهاجران گیلانی به دکن می باشد. توضیح اینکهاسامی 1 تا ۱6 مهاجر گیلانی به هند که در لیست پایین آمده مربوط به مهاجران گیلانی دکن می باشد، که توسط سمیعی گرد آوری شده است وبقیۀ اسامی توسط پژوهشگران این مقاله فراهم

جدول 1: گیلانیان مهاجر  به شمال هند                                                          

 

گردیده است.

 

شغل

دوره پادشاهی

سال میلادی

نام

صوفی

بهمنیان

14

سید ابدال گیلانی

صوفی

بهمنیان

14

سید ناصر گیانی

صوفی

قطب شاهیان- عادلشاهیان

15

سید یعقوب گیلانی

صوفی

قطب شاهیان- عادلشاهیان

16

سید عبدلقادر گیلانی

صوفی

قطب شاهیان- عادلشاهیان

16

سید ابی الحیات گیلانی

صوفی

قطب شاهیان- عادلشاهیان

16

سید جمالدین گیلانی

صوفی

قطب شاهیان- عادلشاهیان

16

سید تاج الدین گیلانی

کتابدار-عارف

همایون

16

یحیی لاهیجی

پزشک- شاعر

همایون

16

حکیم عبدالرزاق لاهیجی

شاعر

همایون

16

افضل بیگ لاهیجی

پزشک

اکبرشاه

16

حکیم ابوالفتح گیلانی

پزشک

اکبرشاه

16

دوایی گیلانی

شاعر- منصب دار- زرگر

اکبرشاه

16

حیاتی گیلانی                       

کاتب ، خوشنویس،شاعر

اکبرشاه

16

نورالدین محمد قراریگیلانی

شاعر

اکبرشاه

16

میرزا صدرالدین بینا

پزشک- منصب دار

اکبرشاه

16

حکیم نجیب الدین همام گیلانی

نظامی  و اداری

اکبرشاه

16

حکیم نورالدین قراری

پزشک

اکبرشاه

16

حکیم لطف الله

شاعر

اکبرشاه

16

میر محمود گبلانی

فیلسوف و شاعر

اکبرشاه

16

مولانا مصطفی قدسی گیلانی

پزشک

اکبرشاه

16

حکیم الملک گیلانی

پزشک

اکبرشاه

16

علی گیلانی

پزشک

اکبرشاه

16

علی بن کماالدین گیلانی

طبیب و عالم دینی

اکبرشاه

16

صدر الدین علی گیلانی

شاعر

اکبرشاه

16

قیلی گیلانی

پزشک

اکبرشاه

16

کمال الدین محمد گیلانی

پزشک

اکبرشاه

16

محمد امین لاهیجی

شاعر

جهانگیر

17

نادم گیلانی

موسیقی دان،پزشک

جهانگیر

17

فغفور گیلانی

شاعر،فیلسوف

جهانگیر

17

محمد علی حزین لاهیجی

نویسنده، خوشنویس

جهانگیر

17

فایق لاهیجانی

شاعر، زرگر،خوشنویس

جهانگیر

17

سعیدی گیلانی

شاعر

جهانگیر

17

ندیم لاهیجی

شاعر

جهانگیر

17

عرفی گیلانی

نویسنده،خوشنویس

جهانگیر

17

فایق لاهیجانی

شاعر

جهانگیر

17

مولانا حیات گیلانی

شاعر

جهانگیر

17

مولانا احسانی گیلانی

شاعر- عالم

جهانگیر

17

فایض گیلانی

شاعر

جهانگیر

17

مصطفی خانی گیلانی

پزشک

جهانگیر

17

فیضی گیلانی

عالم- حکیم

جهانگیر

17

فانی گیلانی

شاعر

جهانگیر

17

عشرتی گیلانی

پزشک

شاه جهان

17

سید محمد رضی فاتح گیلانی

شاعر، نویسنده،

شاه جهان

17

حاذق گیلانی

شاعر،بازرگان،نقاش،  سر داروغه

شاه جهان

17

سعیدای گیلانی

پزشک

اورنگ زیب

17

شمس الدین حکیم الملک گیلانی

ادیب و شاعر

اورنگ زیب

17

میر محمد هاشم گیلانی جرات

شاعر

اورنگ زیب

17

مخفی رشت

شاعر

اورنگ زیب

17

محمد صالح رافع لاهیجانی

صوفی

اورنگ زیب

17

سید عبدالله گیلانی

شاعر

بهادر شاه اول

17

محمد انوار لاهیجی

ماخذ جدول: (سمیعی،1392) و نویسندگان مقاله

2-2-مهاجران گیلانی در دکن

برای آشنایی با چگونگی حضور و تاثیر گذاری مهاجران گیلانی در منطقۀ دکن لازم است که ضمن شناسایی و معرفی  این افراد روند شکل گیری این حضور و دیگر موضوعاتی که منجر به صعود و افول موقعیت آنها در دربار سلاطین دکن شد، مورد بررسی قرار گیرد. در دربار سلاطین بهمنی و دیگر سلاطین دکن، بجز ایرانیان مهاجر، منابع آن دوره از گروه های مهاجر دیگری از جمله حبشیان ، ترکان، یمنیان و... نام می برند. تعامل مهاجران گیلانی با  دیگر ایرانیان مهاجر، بومیان دکن و مهاجران غیر ایرانی به هند از جمله مسائلی است که می بایست به آنها توجه کامل داشت. گروه های سیاسی حاضر، در دربار بهمنیان و بعدها در دولت های منشعب از بهمنیان، به دو گروه دکنی- حبشی و ترک- غریبان(ایرانی) تقسیم می شدند. رقابت های این دو گروه برای به دست گرفتن قدرت از یک طرف و نقش مهاجران گیلانی در این گروه بندی ها به ما کمک خواهد کرد تا بتوانیم تصویر بهتری از این مهاجران داشته باشیم. در ادامه خواهیم دید که این رقابت و دسته بندی ها در نهایت منجر به قتل بزرگترین و قدرتمند ترین وزیر گیلانی دربار بهمنیان می شود که به نوبۀ خود تاثیر بسیار زیادی در تضعیف موقعیت مهاجران گیلانی در دکن داشت. با توجه به مهاجرت گیلانیان به دکن و اشتغال آنان در شغل های مختلف اداری ، نظامی ، سیاسی و شاعری در دربارهند، جدولی از این مهاجران و دورۀ آنها، تهیه شده است(جدول شماره 2).

جدول 2: گیلانیان مهاجر به دکن، ماخذ: نویسندگان مقاله

شغل

دوره پادشاهی

سال میلادی

نام

بازرگان- وزیر- نویسنده

بهمنیان

14

محمود گاوان گیلانی

معمار و مهندس

فیروز شاه بهمنی

14

حکیم حسن گیلانی

خزانه دار محمود گاوان

بهمنیان

14

نظام الدین حسن گیلانی

نظامی

بهمنیان

14

اسد خان گیلانی

درویش

قطب شاهیان

15

میر رضی فاتح

پزشک

قطب شاهیان

15

حکیم عبدالجبار گیلانی

عالم

قطب شاهیان

15

سید حنیف گیلانی

نظامی

عادلشاهیان

15

عین الملک گیلانی

شاعر- عالم

جهانگیر-نظامشاهیان

15

قدسی گیلانی

افسر نظامی

عادلشاهیان

15

بهادر خان گیلانی

تاجر

نظامشاهیان

15

خواجه شمس الدین گیلانی

جاگیر دار

بهمنیان

15

نجم الدین گیلانی   

جاگیر دار

بهمنیان

15

زین الدین علی تالشی

پزشک

عبدا.. قطب شاه

16

میرزا نظام الدین احمد گیلانی

شاعر- خوشنویس

عبدا.. قطب شاه

16

ملا جمال الدین تجلی گیلانی 

1-2-2-محمود گاوان گیلانی

عماد الدین محمود گاوان گیلانی درسال 808 هجری درروستای گاوان یا قاوان در گیلان متولد شد. پدران وی از گذشته های دور، جزو فرامانروایان گیلان بوده اند. وی علوم و کمالات را در زادگاه خود گیلان فرا گرفت و هنگامی که به سن رشد رسید به دلیل توطئه و دسیسه چینی برخی امرای گیلان که علیه او در حال شکل گیری بود، به توصیه مادرش از گیلان خارج شد وپس از آن به خراسان و عراق رفته و در محضر بزرگان علم و ادب به فراگیری دانش پرداخت. محمود در نهایت شغل تجارت و بازرگانی را برگزید و چون به علم و دانش و استفاده از محضر علما و دانشمندان و اهل طریقت علاقه فراوان داشت درسال 851هجری در عهد سلطنت  علاءالدین احمد شاه دوم (۸۶۲-۸۳۹/۱۴۵۸-۱۴۳۶) برای تجارت و در اصل جهت دیدار با علمای آن دیار و به خصوص دیدار با  شاه محب الله،  نوۀ شاه نعمت الله ولی، ازطریق بنادر خلیج فارس به بندر دابول هند رفته از آنجا به شهر بیدر، پایتخت بهمنیان، وارد شد(فرشته،1883 ج1، 358). وی در آنجا پس از ملاقات با علما و مشایخ قصد داشت که به عراق سفر کند اما چون شخصیت علمی و فرهنگی او مورد توجه علاءالدین‌ همایون‌ قرار گرفت از خواجه درخواست شد که در هند بماند و به دربار بهمنیان خدمت کند. محمود پس از قبول درخواست سلطان بهمنی به سرعت درمناصب اداری و لشکری دربار بهمنیان راه ترقی را پیموده و از منصب هزاری( فرماندهی هزار نیروی نظامی) به مقام وزارت و وکالت امور شاهی رسید. در دوره همایون شاه بهمنی  (865-862)  وی با لقب ملک التجار به حکومت و سپهسالاری ولایت بیجاپور رسید و پس از مرگ همایون شاه و طبق وصیت او، وزارت پسرش نظام الدین احمد سوم بهمنی ( 867-865) به او واگذار گردید. سلطان شمس الدین محمد شاه سوم بهمنی (887-867) که پس از برادرش نظام الدین  به قدرت رسید، به اشاره مادرش مخدومه جهان، القاب خواجه جهان ومنصب امیر الامرا و وکالت امور شاهی را به وی داد و حتی غلام محمود گاوان مو سوم به "خوش قدم" به "کشور خان"ملقب گردید. در نامه نگاری های رسمی از محمود گاوان  با عنوان "مخدومه جهانیان، معتمد درگاه سلطان، آصف جم نشان، امیرالامرا، ملک نایب مخدومه جهان"  نام برده می شد(فرشته،1883ج2، 433). در نتیجه موقعیت شاخص محمود گاوان در دکن و وضعیت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و همچنین آشوب­ها و جنگ هایی که در گیلان رخ داد، سبب شد که تعداد زیادی از گیلانیان به خصوص نخبگان دست به مهاجرت زده راهی دیار هند شوند.این مهاجران به امید یافتن محلی امن و پناهگاهی مطمئن، برای عرضه هنر و علم خود و یا دست یافتن به زندگی بهتر از گیلان راهی دیار هند شدند. از جانب دیگر حضور فردی همچون محمود گاوان به عنوان وزیر عالم و دانشمند گیلانی در دربار بهمنیان و علاقه وی در استفاده از ایرانیان به خصوص گیلانیان در دستگاهای حکومتی، زمینۀ مهاجرت تعداد دیگری از نخبگان گیلانی به سرزمین هند را  فراهم آورد.این مهاجرت­ها سبب شد که بخش زیادی از آثار شاعران و دانشمندان گیلانی، در این دوره به ثبت برسد. این مهاجران توانستند در حوزه­های مختلفی مانند  شعر و شاعری، منصب داری، وزارت، نویسندگی، پزشکی و...توان خود را در دستگاه شاهان هند نشان داده  و آثار بسیاری به خصوص در زمینه های علمی و فرهنگی از خود به جای گذارند.  متاسفانه افزایش قدرت محمود گاوان و ایرانیان حاضر در دربار بهمنیان منجر به توطئه و دسیسه چینی گروه مخالف در دربار بهمنی، یعنی گروه دکنی- حبشی، علیه محمود و ایرانیان شد  و این گروه توانستند در نقشه ای از قبل طراحی شده، شاه را وادار به صدور حکم قتل محمود گاوان کرده و قدرت را به دست گیرند.

2-2-2-خان احمد گیلانی حامی علما، شعرا و نویسندگان

  وی در دوران حکومت خود در گیلان درباری خسروانه داشت و شاعران و نوازندگان و هنرمندان بسیاری از هر طرف به درگاه او روی می آوردند(نوایی، 1350، 120/ نوزاد،  1373، 64).

"گیلان در دوره شکوه و جلالِ خان احمد، از مراکزاجتماع شاعران و ادیبان و عالمان بود، لیکن چون او دوبار مقید و محبوس گردید، آن اجتماع ارزشمند دوبار دستخوش تفرقه شد و بعضی از آنان که در این جمع بودند ناگزیر به هندوستان پناه بردند" (صفا، ۱۳۷۳ج۵، بخش ۱، 120).ظاهرا خان احمد خود نیز شعر می سرود و "احمد" تخلص می کرد (آذربیگدلی،1338 بخش ۲، ۸۴۳).

3-2-2-نظام الدین حسن گیلانی

نظام الدین از کسانی بود که از گیلان به دکن مهاجرت کرد و به خدمت محمود گاوان درآمد. با توجه به شایستگی اش، محمود وی را به عنوان خزانه دار خود برگزید و رسیدگی به  امور مالی را به وی سپرد. پس از قتل محمود گاوان با توجه به گزارش هایی که دشمنان محمود به شاه داده بودند و ادعا کرده بودند که وی مبالغ هنگفتی را در خزانه خود جمع آوری کرده است، شاه به سراغ خزانه دار او یعنی نظام الدین رفت و از وی خواست تا اموال محمود گاوان را که در  خزانه اش بود،  در اختیار شاه قرار دهد. خزانه دار به شاه  گفت: صاحب من دو خزانه داشت: یکی « خزانه شاهی » بود که خرج اسب، فیل، مطبخ و سپاهیان از آنجا تهیه می شد. در آنجا هزار لاری(واحد پولی که در لار فارس ضرب می شد) و سه هزار هون (واحد پول قدیم هند) موجود است. خزانۀ  دیگر به نام « خزانۀ درویشان » بود که صرف فقرا و مساکین می شد. در آن خزانه، هم اکنون یک  کیسه به مبلغ  سیصد لاری به مهر او موجود است. سلطان از پاسخ خزانه دار تعجب کرد و گفت: چگونه است که  زندگی اومانند شاهان بود؟ آیا اموال وی همین مقدار است؟ خزانه چی گفت: هر گاه اموالی از جاگیر(منطقه ای که پادشاه به او می دهد) به او می رسید، خرج اسب و فیل و سپاهیان را جدا می کرد و بقیه را در راه خداوند صرف فقرا می نمود. همچنین اموال شخصی او چهل هزار لاری بود که از ایران با خود آورده بود. وی این مبلغ را سالانه صرف تجارت می کرد. فایده و درآمد حاصل از آن را در خزانۀ درویشان می گذاشت و برای مادر، خویشاوندان و مستمندان مناطق گوناگون (که با آنان آشنایی داشت) می فرستاد و تنها روزانه دوازده لاری را صرف هزینۀ شخصی خود می کرد. با توجه به اینکه دشمنان خواجه گفته بودند که او توسط قاصدی برای دشمن شاه نامه فرستاده و از او خواسته تا به سرزمین بهمنیان حمله کند، نظام الدین در همین مجلس از شاه می خواهد که در صورت درست بودن این جریان آن فرد را حاضر کرده و از او در این مورد  سوال و جواب شود. ظاهرا شاه تصمیم داشت که اینکار را بکند، اما بنا به گفته نویسنده تاریخ فرشته گروه مخالف و عوامل قتل خواجه باتهدید شاه، مانع از انجام این کار شدند(فرشته، 1883ج1، 359).

4-2-2-خواجه نجم الدین گیلانی

خواجه نجم الدین گیلانی از شناخته شده ترین مهاجران گیلانی به هند در قرن 15 میلادی و فردی عادل و منصف بود که پس از مهاجرت به هند به خدمت بهمنیان درآمد. سلطان محمود شاه بهمنی بندری به اسم "کووه" به عنوان جاگیر (اقطاع) به کشور خان، غلام محمود گاوان، اعطا می کند. کشور خان نجم الدین را مامور می کند که از طرف او جاگیردار این منطقه شود (فرشته،1883ج2، 433).

5-2-2-بهادر خان گیلانی

نوکر و خدمتگزار نجم الدین گیلانی بود که پس از مرگ نجم الدین جاگیردار بندر " کووه" شد. او پس از مرگ نجم الدین مناطق زیادی را در اطراف کووه  به تصرف خود در آورد و عملا در مقابل بهمنیان دست به شورش زد. در این  شورش تعداد زیادی از گیلانیان نیز با اوهمراه  بودند­ ,426)   . (Shyam1966

6-2-2-زین الدین علی تالشی

او جاگیر دار منطقه "جاگنه" بود که پس از قتل محمود گاوان  سر از اطاعت ملک احمد پسر نظام الملک(عامل اصلی قتل گاوان) بر می دارد. هنگامی که ملک احمد تصمیم می گیرد که او را سرکوب کند، زین الدین ازعادل خان پسر خوانده محمود گاوان  و حاکم بیجاپور در خواست کمک می کند و عادل خان در حمایت از او 5000  هزار نیروی نظامی  به منطقه جاگنه اعزام می نماید. ظاهرا بعد از مرگ محمود گاوان، همۀ این افراد به صورت شبکه ای در ارتباط با هم هستند. در دوره محمود شاه بهمنی نیز  به علت مهاجرت ایرانیان به احمد آباد بیدر و حمایت شاه از ایرانیان، آن ناحیه به صورت مکانی امن برای ایرانیان در می آید (فرشته 1883ج 2: 478).

7-2-2-سید حنیف گیلانی (تاج بخش)

در میان مهاجران گیلانی جدای از شعرا و نویسندگان، به افرادی بر می خوریم که در دربار بهمنیان جایگاه ممتاز و ویژه ای داشتند از میان آنان علما و سادات برجسته تر بودند. نقل شده که به هنگام تاج گذاری علاءالدین احمد دوم (838-862 ق) دو تن از سادات او را همراهی می کردند که پس از تاج گذاری به وی تبریک گفتند به گزارش طبا طبا در این مراسم علاء الدین شاه خلیل ا... در دست راست او و سید حنیف گیلانی در دست چپ او قرار دشتند(طباطبا، 1355 ق، 75).

8-2-2-تجلی گیلانی

مولانا تجلی از شعرای گیلان که اصل وی از رودسر و فرزند یکی از علمای گیلان به نام ملا سلیمان بود. او در ایام جوانی با نام جمالی تخلص می کرد. در فسا و ابیورد به خدمت سلطان استاجلو حاکم این مناطق در آمد.وی در سال 1015عازم هند شد و در هند تخلص خود را به خاوری تبدیل کرد. در سال 1024 ساکن گلکنده و حیدرآباد شد. وی در آن جا تجلی تخلص می­کرد. او علاوه بر شاعری در خوشنویسی هم تبحر داشت و خط شکسته را به خوبی می نوشت. وی مدتی در برهانپور و قنوج در خدمت سپهسالار خان خانان بود و  قصیده ای در وصف برهانپور سرود و به سال 1022 اجازه سفر به حجاز و کربلا را گرفت (گلچین معانی، 1369، 207 ).

 

9-2-2-قدسی گیلانی

مولانا مصطفی معروف به قدسی گیلانی از شاگردان علامه چلبی بود که  در فنون حکمت علمی و عملی تبحر داشت. وی  در زمان جلال‌الدین محمد اکبرشاه گورکانی (۹۶۳ - ۱۰۱۴ ق) به هند رفت. بنا به گفته تقی اوحدی  او مدتی در اصفهان هم صحبت وی  بوده اما تا زمانی که در این شهر  اقامت داشت شعر ی نگفت و هنگامی که به هند رفت در آنجا سرودن شعر را آغاز کرد. قدسی مدتی هم در بنگاله و اگرا  زندگی کرد(گلچین معانی، 1369، 1095).

10-2-2-عبدالجبار گیلانی

وی از دانشمندان و پزشکان دربار عبدالله قطب شاه بود. آنچنان که گفته شده علاوه بر طبابت  به هنگام محرم  در حضور عبدالله قطب شاه روضه خوانی  نیز می کرده است(ساعدی,167,1961). قبر او اکنون در قبرستان سلطنتی قطب شاهیان و در محلی به نام سون تمبز در شهر حیدرآباد است. مقبره او و دیگر حکیم گیلانی دربار قطب شاهی یعنی نظام الدین احمد گیلانی در کنار یکدیگر قرار داشته  و به مانند آرامگاه های پادشاهان قطب شاهی دارای گنبدی پیازی بوده است. این دو طبیب گیلانی در بیمارستانی که دار الشفا نامیده می شد و توسط میر مومن استرابادی در شهر حیدراباد تاسیس شده بود با عنوان پزشک خدمت می کردند (نویسندگان این مقاله در سال 1393 از این دو محل در شهر حیدر آباد بازدید کردند).

11-2-2-حکیم حسن گیلانی

از دانشمندان و منجمین مهاجر گیلانی به دکن بود که به خدمت فیروزه شاه بهمنی درآمد. در سال810 ق/1407 م فیروزشاه طی حکمی  به حسن گیلانی و  دانشمند دیگری به نام سید محمد کازرونی ماموریت می دهد که در شهر دولت آباد  رصد خانه ای را تاسیس کنند.کار ساخت رصد خانه آغاز می شود اما به علت مرگ حکیم گیلانی احداث آن ناتمام می ماند(قنبری، 1390 ،36).

12-2-2-حکیم نظام الدین احمد گیلانی

در قرن 10 میلادی و به هنگام فرمانروایی خان احمد، منطقه گیلان در راه ترقی و تعالی گام برداشت و صاحب وجه و اعتبار والایی شد تا جایی که گیلان را همردیف شیراز و به قولی دیگر در سطح بغداد و دمشق دانسته اند. در این زمان حکیم نظام الدین به عنوان پزشکی حاذق در گیلان و در دربار خان احمد حضور داشت. پس از اینکه طومار حکومت خان احمد توسط پادشاهان  صفوی در هم پیچیده شد و یک بحران اجتماعی در گیلان به وجود آمد، نظام الدین تصمیم گرفت از گیلان به هند مهاجرت کند و راه هند را در پیش گرفت. او به عنوان پزشکی حاذق به خدمت  سلطان عبدا... قطب شاه درآمد و آثار و تالیفات زیادی در زمینه­های مختلف از خود به جا گذاشت اما آنچه که سبب شهرت او شد و تاکنون نیز در محافل علمی جهان از او یاد می شود، تخصص او در زمینه پزشکی و شناخت داروها می باشد. یکی از آثار مشهور او "اسرار الاطباء" در شناخت داروها است که به زبان فارسی بنام سلطان عبدا.. تالیف شده است(علی نژاد،1387، 127). علاوه بر پزشکی، او یک کارشناس خبره در معماری و طراحی شهری بود. در دوره عبدالله قطب شاه درشهر حیدر آباد مکانی ساخت که امروز بنام "حکیم پت"  معروف است. ضمنا در شمال قلعه گلکنده در شهر حیدر آباد در بالای کوه قلعه ای ساخت که معروف به جبل النور می باشد، معماری قلعه ترکیبی از معماری هندی و ایرانی است(Kirmani, 2004.24).

13-2-2-خواجه شمس الدین گیلانی

خواجه شمس الدین از تاجران گیلانی مهاجر به هندوستان است که به خدمت نظامشاهیان احمدنگر درآمد و در دوره حسین نظامشاه جزو ملازمان اسدخان لاری از فرماندهان نظامی این سلسله شد. پس ازمرگ اسد خان  تمام ثروت او به خواجه رسید(معانی ، 1369،13). او در سواحل جنوب هند در منطقه کنتور به تجارت اشتغال داشت و در دهۀ 1540 میلادی رهبر جمعیت مسلمانان در این منطقه شد(Subrahmanyam,2012,242).

14-2-2-میر رضی فاتح

درویشی صاحب دل که که از گیلان به اصفهان رفت. وی مدتی در اصفهان به سر برد و از آنجا عازم هند شد. مدتی در دکن زندگی کرد اما قصد بازگشت به ایران کرد که در راه بازگشت به دست راهزنان کشته شد (Sherwani,1974,211).

15-2-2-عین الملک گیلانی

عین الملک پس از مهاجرت به هند نخست به احمد نگر رفته به خدمت نظامشاهیان درمی آید. در دربار حسین نظامشاه صاحب جاه و منزلت شده و شاه همراه با لقب صیف خان , منصب  جاگیرداری نیز  به اواعطا می کند. پس از چندی عین الملک به دلایلی دربار نظامشاهیان را رها کرده به خدمت عادلشاهیان بیجاپور در می آید. وی که یکی از فرماندهان برجستۀ نظامی بود و در دربار عادلشاهیان  نیز از طرف سلطان ابراهیم  منصب جاگیرداری  به او اعطا شده بود،  فرماندار شهر "ستاره" در شمال غربی بیجاپورمی شود  اما پس از مدتی رابطه اش با سلطان تیره گشته ودر

نهایت منجر به درگیری مسلحانه  میان او و سپاهیان ابراهیم عادل شاه می شود. او خدمت ابراهیم عادلشاه را رها کرده به همراه 4000 نفر از سواره نظام عادلشاهی به  راما رایا پادشاه ویجایانگر، که دشمن عادلشاهیان بود، می پیوندد. خدمات او به پادشاه هندوی ویجایا نگر آنقدر برجسته بود که شاه به او لقب برادر می­دهد(Briggs.1910.381 (.

 

جدول 3: درصد مهاجرت گیلانیان به دکن در فاصله قرون 14و15و16 میلادی

به میلادی            فراوانی        درصد

14                 5              33.3

15                 8              53.3

16                 2              13.3

جمع کل           15             100

 

 

 

       

 

 

 

 نتیجه

در این پژوهش سعی شد که با توجه به مقاله احمد سمیعی و سایر منابع در رابطه با مهاجران گیلانی به هند با آوردن اسامی، دوره تاریخی و مشاغل آنها، دو جدول کامل تهیه شود که جدول اول مربوط است به مهاجران گیلانی به شمال و بخصوص دربار مغولان هند و جدول دوم اختصاص به مهاجران گیلانی به دکن در جنوب هند دارد. با تجزیه و تحلیل جداول مربوط به مهاجران گیلانی می توان نتیجه­گیری کرد که بیشترین مهاجرت های گیلانیان در قرن 16 میلادی بوده و در دورۀ پادشاهی اکبر شاه و بعد از آن  در قرن 17 در دورۀ جهانگیر شاه، شاه جهان و اورنگ زیب می باشد.  با توجه به نتایج به دست آمده در جدول شماره(2) یعنی مهاجرت گیلانیان به دکن در متن، 33.3 درصد از مهاجران در قرن 14 میلادی و 53.3 درصد در قرن 15 ، و 13.3 درصد در قرن 16 به دکن مهاجرت کرده اند ، که با نگاهی به جدول بیشترین مهاجرت ها به دکن در قرن 14 و15 میلادی، یعنی در دوره بهمنیان، قطب شاهیان ،عادلشاهیان و نظامشاهیان می­باشد. همچنین با توجه به این اطلاعات می­توانیم بگوییم دورۀ قدرت شیعیان ایرانی در دکن و حمایت افرادی چون محمود گاوان از گیلانیان و پادشاهانی چون احمد شاه بهمنی، محمد قطب شاه، و علی عادل شاه باعث جذب بیشتر گیلانیان به دکن هند می باشد. در رابطه با جایگاه مهاجران گیلانی به دکن نتایج جدول شماره ۲ نشان می دهد که بیشتر این مهاجران در شغل­های اداری، نظامی ، پزشکی، شعر و هنر فعالیت داشتند. در انتها می­توان گفت این پژوهش توانسته است در کنار کار تحقیقی احمد سمیعی ۳۷ نفر از مهاجران گیلانی به شمال را مورد شناسایی قرار داده و بعلاوه ۱۵ نفر از مهاجران گیلانی به دکن را نیز معرفی نماید. 

 

منابع

1-آذر بیگدلی،آتشکده (بخش دوم)، با تصحیح و حواشی سید حسن سادات ناصری، انتشارات امیر کبیر، تهران :۱۳۳۸

2-جابری نسب، نرگس. مهاجرت ایرانیان به هند، دانشگاه سیستان و بلوچستان، فصلنامه مطالعات شبه قاره ، شماره 1 صص:61 -  1389,525

3-حدّاد عادل ، غلامعلی. فرهنگ ایران و تأثیر آن در شبه‌قارّه هند،  یکشنبه ، 20 بهمن ،1392.

4-ساعدی شیرازی، میرزا نظام الدین احمد ابن عبدالله، حدیقه السلاطین، تصحیح و تحشیه سید علی اصغر بلگرامی، حیدرآباد دکن، 1961 م.

5-سمیعی گیلانی، احمد، گیلانیان مهاجر به دربار هند، ویژه نامه فرهنگستان(شبه قاره) سال اول فروردین  شماره 1، 1392.

6-طباطبا، علی بن عزیزالله، برهان مآثر، ‌دهلی، طبع جامعه دهلی،1355.

7-صفا، دکتر ذبیح الله،  تاریخ ادبیات در ایران، انتشارات فردوس، چ دهم،۱۳۷۳.

8- علی نژاد ، رقیه ، پیشنیان فرهیخته: نظام ادلین گیلانی، کتاب ماه علوم و فنون ،شماره 104 ،ص 1378،۲۴.

9-فرشته، محمد قاسم هندوشاه،  گلشن ابراهیمی (تاریخ فرشته)، بی جا، کانپور.1883 میلادی.

10-قنبری، محمد رضا،  مروری بر حضور ایرانیان و نفوذ زبان فارسی در حکومت بهمنیانhttp://parshistory.blogfa.com/post  1390.

11-گاوان، خواجه عمادالدین محمود، ریاض الانشاء، به اهتمام غلام یزدانی، حیدرآباد دکن، بی نا. 1948.

12-گاوان، خواجه عمادالدین محمود،  مناظر الانشاء، مصحح: معصومه معدن کهن ناشر: فرهنگستان زبان و ادب فارسی. 2002.

13-گلچین معانی، احمد،  کاروان هند مشهد آستان قدس رضوی. 1369.

14-نوایی، عبدالحسین،  شاه تهماسب صفوی (مجموعه اسناد و مکاتبات تاریخی، همراه با یادداشت های تفضیلی)، تهران: بنیاد فرهنگ ایران. 1350.

15-نوزاد، فریدون، نامه های خان احمد خان گیلانی، تهران: بنیاد موقوفات محمود افشار. 1373.

16-هالیستر، جان نورمن،تشیّع در هند ترجمه آزرمیدخت مشایخ فریدنی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی. 1373.

17-Alexander, J. P. "Decisive Battles, Strategic Leaders". Partridge Publishing. 2014.

18-Briggs, Jhon. "History of the rise of the Mahomedan power in India till the year A.D". 1612, Vol 3, Oriental Book, London, 1910.

19-Kirmani, M. Z, Sing, N.K. "Encyclopaedia of Islamic Science and Scientists": A-H, New Delhi. 2004.

20-Sherwani, H. K. "cultural Influences under Ahmad Shah Wali Bahmani", Islamic Culture, 1944

21-Subrahmanyam, Sanjay. "The Portuguese empire in Asia”, 1500-1700: a political and economic history". John Wiley & Sons, 2012.

 

 

 

 

1-آذر بیگدلی،آتشکده (بخش دوم)، با تصحیح و حواشی سید حسن سادات ناصری، انتشارات امیر کبیر، تهران :۱۳۳۸

2-جابری نسب، نرگس. مهاجرت ایرانیان به هند، دانشگاه سیستان و بلوچستان، فصلنامه مطالعات شبه قاره ، شماره 1 صص:61 -  1389,525

3-حدّاد عادل ، غلامعلی. فرهنگ ایران و تأثیر آن در شبه‌قارّه هند،  یکشنبه ، 20 بهمن ،1392.

4-ساعدی شیرازی، میرزا نظام الدین احمد ابن عبدالله، حدیقه السلاطین، تصحیح و تحشیه سید علی اصغر بلگرامی، حیدرآباد دکن، 1961 م.

5-سمیعی گیلانی، احمد، گیلانیان مهاجر به دربار هند، ویژه نامه فرهنگستان(شبه قاره) سال اول فروردین  شماره 1، 1392.

6-طباطبا، علی بن عزیزالله، برهان مآثر، ‌دهلی، طبع جامعه دهلی،1355.

7-صفا، دکتر ذبیح الله،  تاریخ ادبیات در ایران، انتشارات فردوس، چ دهم،۱۳۷۳.

8- علی نژاد ، رقیه ، پیشنیان فرهیخته: نظام ادلین گیلانی، کتاب ماه علوم و فنون ،شماره 104 ،ص 1378،۲۴.

9-فرشته، محمد قاسم هندوشاه،  گلشن ابراهیمی (تاریخ فرشته)، بی جا، کانپور.1883 میلادی.

10-قنبری، محمد رضا،  مروری بر حضور ایرانیان و نفوذ زبان فارسی در حکومت بهمنیانhttp://parshistory.blogfa.com/post  1390.

11-گاوان، خواجه عمادالدین محمود، ریاض الانشاء، به اهتمام غلام یزدانی، حیدرآباد دکن، بی نا. 1948.

12-گاوان، خواجه عمادالدین محمود،  مناظر الانشاء، مصحح: معصومه معدن کهن ناشر: فرهنگستان زبان و ادب فارسی. 2002.

13-گلچین معانی، احمد،  کاروان هند مشهد آستان قدس رضوی. 1369.

14-نوایی، عبدالحسین،  شاه تهماسب صفوی (مجموعه اسناد و مکاتبات تاریخی، همراه با یادداشت های تفضیلی)، تهران: بنیاد فرهنگ ایران. 1350.

15-نوزاد، فریدون، نامه های خان احمد خان گیلانی، تهران: بنیاد موقوفات محمود افشار. 1373.

16-هالیستر، جان نورمن،تشیّع در هند ترجمه آزرمیدخت مشایخ فریدنی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی. 1373.

17-Alexander, J. P. "Decisive Battles, Strategic Leaders". Partridge Publishing. 2014.

18-Briggs, Jhon. "History of the rise of the Mahomedan power in India till the year A.D". 1612, Vol 3, Oriental Book, London, 1910.

19-Kirmani, M. Z, Sing, N.K. "Encyclopaedia of Islamic Science and Scientists": A-H, New Delhi. 2004.

20-Sherwani, H. K. "cultural Influences under Ahmad Shah Wali Bahmani", Islamic Culture, 1944

21-Subrahmanyam, Sanjay. "The Portuguese empire in Asia”, 1500-1700: a political and economic history". John Wiley & Sons, 2012.