معرفی آنند رام مخلص لاهوری و نسخه ی«هنگامه ی عشق»

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

10.22111/jsr.2013.1263

چکیده

آنند رام (Anand Ram)، متخلص‌ به‌ «مخلص‌«، شاعر و نویسنده ی پارسى­گوی‌ قرن دوازدهم هجری، در سودهره (Sodhra) در بخش سیالکوت (Sialkot) از توابع‌ لاهور(Lahore) به‌ دنیا آمد. مخلص‌ در شاعری‌ از استاد خود میرزا عبدالقادر بیدل‌ پیروی‌ مى‌کرد و از بهترین شاگردان‌ او بود؛ ولى‌ سخنش‌ از پیچیدگی­ها و نازک‌ خیالی­های‌ معمّاواری‌ که‌ در شعر بیدل‌ دیده‌ مى‌شود، خالى‌ است‌. علاوه‌ بر قریحه ی سرشار آنند رام‌ در شاعری‌، ذوق‌ نکته­یابى‌ و نقّادی‌ وی‌ نیز شایسته ی توجّه‌ است و سبک‌ نگارش‌ او در نثر هم به‌ متانت‌ و روانى‌ مشهور بوده‌ است‌؛ به گونه­ای که مخلص را یکی از بهترین نویسندگان آن روزگار خوانده­اند. هنگامه ی عشق، داستان منثور عاشقانه­ای است که آنند رام مخلص در سال 1152ق. با ترجمه ی آزاد پدماوت (Padmavat)، یکی از افسانه­های باستانی هند، سروده ی ملک محمّد جایسی، با نثری شاعرانه و زیبا به رشته ی تحریر درآورد. در این نوشتار، به معرّفی نسخه ی هنگامه ی عشق و مؤلّف آن پرداخته شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Introduction of Anand Ram Mukhlis and ‘Hengame-yeEshgh’Manuscript

چکیده [English]

Anand Ram Mukhlis, Persian poet and author of the 12th century AH, was born in Sodhra,Sialkot district of Lahore. He followed his master, Bidel in poetry and although he was one ofhis best students, there is not the complexity of Bidel’s poetry in his poems. His prose style has been known to be of sobriety and Simplicity So that he is considered as one of the best writers of the time.‘Hengame-yeEshgh’is a romance story in prose written by Mukhlis in 1152 AH. It is a free translation of the ancient Indian legend, ‘Padmavat’ written by Malek Mohammad Jayesi.Mukhlis’ prose in ‘Hengame-ye Eshgh’ is poetic and beautiful. In the present article, ‘Hengame-yeEshgh’manuscript and its author are introduced.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Anand Ram Mukhlis
  • Hengame-yeEshgh
  • romance story
  • manuscript

چکیده

آنند رام (Anand Ram)، متخلص‌ به‌ «مخلص‌«، شاعر و نویسنده ی پارسى­گوی‌ قرن دوازدهم هجری، در سودهره (Sodhra) در بخش سیالکوت (Sialkot) از توابع‌ لاهور(Lahore) به‌ دنیا آمد. مخلص‌ در شاعری‌ از استاد خود میرزا عبدالقادر بیدل‌ پیروی‌ مى‌کرد و از بهترین شاگردان‌ او بود؛ ولى‌ سخنش‌ از پیچیدگی­ها و نازک‌ خیالی­های‌ معمّاواری‌ که‌ در شعر بیدل‌ دیده‌ مى‌شود، خالى‌ است‌. علاوه‌ بر قریحه ی سرشار آنند رام‌ در شاعری‌، ذوق‌ نکته­یابى‌ و نقّادی‌ وی‌ نیز شایسته ی توجّه‌ است و سبک‌ نگارش‌ او در نثر هم به‌ متانت‌ و روانى‌ مشهور بوده‌ است‌؛ به گونه­ای که مخلص را یکی از بهترین نویسندگان آن روزگار خوانده­اند. هنگامه ی عشق، داستان منثور عاشقانه­ای است که آنند رام مخلص در سال 1152ق. با ترجمه ی آزاد پدماوت (Padmavat)، یکی از افسانه­های باستانی هند، سروده ی ملک محمّد جایسی، با نثری شاعرانه و زیبا به رشته ی تحریر درآورد. در این نوشتار، به معرّفی نسخه ی هنگامه ی عشق و مؤلّف آن پرداخته شده است.

 

کلید واژه ­ها: آنند رام مخلص، هنگامه ی عشق، داستان عاشقانه، نسخه ی خطی.

مقدّمه

نسخه­های خطّی، از مهم­ترین و بازرترین دلایل و مدارک برای جلوه دادن هویّت واقعی ملل و فرهنگ و تمدن اقوام مختلف است؛ چرا که در هر دوره، معمولاً بزرگان و دانشمندان قوم، دستی در کتابت داشتند و به دلیل مشکلات در کتابت و کمبود ابزار آن، سعی بر این بوده تا بهترین‏ تجربه‏ها و اندوخته‏ها تحریر گردد. نسخه­های خطّی در هر زبان، سند هویّت آن زبان و ابزار انتقال دانش و فرهنگ از نسلی به نسل دیگر است. با توجّه به این که این آثار در طی زمان با خطر دگرگونی و فراموشی روبرو هستند، ضرروی است که از طریق تصحیح، غبار فراموشی و نابودی از چهره ی آن ها زدوده شود و به صورت مطلوب و مقبول به آیندگان عرضه گردد. 

«انجام هرگونه نقد در متون ادبی، وابسته به وجود متنی درست و معتبر است؛ زیرا منتقد باید اطمینان حاصل کند که به بررسی همان اثری می­پردازد که اصالتاً از زیر دست صاحب اثر بیرون آمده است»(امامی،1337: 103) به قول دیوید دیچز (David Daiches) «تصحیح، مقدّمه­ای برای هرگونه ارزیابی انتقادی است»(دیچز، 1366: 502)

تاریخ ادبی، علمی، اجتماعی یا سیاسی هر ملتی، تنها زمانی می‏تواند به شیوه‏ای کاملاً عینی به‏ نگارش درآید که بر مآخذ اصلی تکیه داشته باشد و بی­تردید یکی از سرچشمه­های این مآخذ اصلی، نسخه­های خطی است که آیینه ی فرهنگ و ادبیات ملّت­ها محسوب          می شوند. «هدف و غایت نقد و تصحیح متون ادبی آن است که از روی نسخ خطّی موجود، نسخه ی اصلی‏ یا قریب به اصل یک اثر را احیا و مرتّب و مدوّن کنند و آن را به صورتی عرضه دارند که خواننده ی اهل‏ تحقیق بتواند یقین و اطمینان حاصل کند که اگر اصل یک اثر را در دست ندارد، نسخه­ای از آن را دارد که به صورت اصلی و شکلی که مصنّف و مؤلّف اصل نوشته است، به نهایت درجه نزدیک است.»(زرین کوب،1371: 27)

 

پیشینه ی تحقیق

نسخه ی هنگامه ی عشق تا کنون تصحیح و چاپ نشده، اما درباره ی آنند رام و آثار او در تذکره­های مختلف از جمله: خزانه ی عامره تألیف آزاد بلگرامی، سفینه ی هندی تألیف بهگوان داس، سفینه ی خوشگو تألیف بندرابن داس، مجمع النفائس تألیف سراج الدین علی خان آرزو، صحف ابراهیم تألیف خلیل بنارسی، ریاض الشعرا تألیف واله داغستانی، نتایج الافکار تألیف گوپاموی، شمع انجمن تألیف نواب صدیق خان و خازن الشعرا تألیف محمد میرنجان مطالبی آمده است.

همچنین در دانشنامه ی ادب فارسی در شبه قاره، دایره­المعارف بزرگ اسلامی، ادبیات فارسی در میان هندوان تألیف سید عبدالله و نیز در مقالات داستان پدماوت در ادبیات فارسی از امیرحسن عابدی، تعامل ادبیات فارسی با فرهنگ هندوان از خان محمد عامر و پری خانه از عارف نوشاهی به اختصار به معرفی مخلص و آثار او از جمله هنگامه ی عشق، پرداخته شده است. در حال حاضر تصحیح انتقادی نسخه­های «هنگامه ی عشق» و «کارنامه ی عشق»، دو اثر داستانی آنند رام مخلص به عنوان­ رساله دکتری این جانب، در حال انجام است که در ادامه به معرّفی نسخه ی هنگامه ی عشق و مؤلّف آن پرداخته خواهد شد.

 

نثر فارسی و ادبیات داستانی در شبه قاره

زبان و ادبیات فارسی، به دلیل غنای فرهنگی، ادبی، هنری و علمی خود، پس از نفوذ در شبه قاره هند، از زمان محمود غزنوی، بسیار مورد توجّه و ستایش عارفان، شاعران، نویسندگان، مورّخان و دانشمندان هندی قرار گرفت؛ به گونه­ای که آنان نیز در پرورش این زبان، نقش به سزایی داشتند و با خلق آثار و شاهکارهای ادبی و علمی، عشق و علاقه ی خود را نسبت به آن ابراز کردند.

«این منطقه ی جغرافیایی با زیرساخت فرهنگ هندی و سانسکریت، به نوبه ی خود مسبّب دگرگونی­هایی بود که در ادب فارسی روی داد؛ یکی از جنبه­های این دگرگونی، گرایش نثر فارسی به سادگی بود که آن را کم­کم از زیر بار نثر مقفّای عربی و نامفهوم منشیانه خلاص کرد و به گفتگوی طبیعی نزدیکش ساخت.»(شفیعی کدکنی،1378: 53)

البته نثر فارسی رایج در هند نثری بود که رو به تصنّع و تکلّف داشت و در آن قصد اظهار فضل و اطّلاع به چشم می­خورد. در این نثر به تکلّفات و زواید بیشتر توجه می­شد تا به اصل معنی و موضوع. در آثار منثور فارسی هندوان در قرن­های دهم تا دوازدهم هجری، ضعف تألیف ناشی از عدم رعایت قوانین لغوی و دستوری، مانند به کار بردن فعل­های وصفی، حذف فعل بدون قرینه لفظی یا معنوی، دیریابی معنی، پیچیده­گویی و... دیده      می­شود. هرچند در بعضی از کتب تاریخی و داستانی که در نگارش آن ها حدّ وسط رعایت شده، سبک انشا، عادی و طبیعی است.

«زبان فارسی در سال990 هجری به فرمان اکبرشاه، در هند زبان رسمی حکومت شد و از این دوره توجّه به زبان فارسی رونق یافت. نثر این دوره دنباله ی سبک و سیاق قرن نهم و دهم هجری است و تغییر حکومت، اثری در شیوه ی نثر نداشت؛ امّا محتوای نثر یعنی مطلب و اندیشه­های آن در حال تغییر و تحوّل بود.»(رستگار فسایی،1380: 510)

«بعد از مرگ اورنگ زیب، دوره ی دوم تیموریان که دوره ی فروپاشی و انحطاط این سلسله است، شروع شد. پادشاهان این دوره، توجّه کمتری به امور فرهنگی و ادبی نشان دادند و همین امر باعث شد که زبان فارسی کم‏کم جایگاه خود را در بین هندوان از دست بدهد. با این وجود، هندوان شایسته‏ای نیز در این دوران به چشم می‏خورند که آثار چشمگیری از خود بر جای گذاشتند. در زمان بهادر شاه ظفر دوم، آخرین پادشاه خاندان مغول، زبان فارسی، دوباره آن هم تا حدودی اهمیت و رونق یافت.»(عامر، 1383: 67)

از عهد جهانگیر تا زوال مغولان (قرن11-13هجری) که اوج شکوفایی زبان فارسی در هند بود، هندوان آثار پرارزش و سودمندی به زبان فارسی، به­ویژه در زمینه ی شعر، داستان، تاریخ و انشا به وجود آوردند. از قرن یازدهم گروهی از شاعران و نویسندگان پارسی زبان به ترجمه ی آثار هندی به فارسی علاقه­مند شدند و بسیاری از کتاب­های داستان هندوان به فارسی ترجمه شد.

جریان داستان­پردازی به موازات ایران، در شبه قاره نیز رونق ویژه­ای یافت. این سنّت بعد از روابط گسترده ی فرهنگی ایران و هند در عهد تیموریان و گورکانان هند در شبه قاره نیز با توجّه به زمینه­ها و مایه­های فرهنگی آن سرزمین به حدّ اعجاب­آوری گسترش یافت. مهاجرت‏های وسیع و گروهی شاعران ایران به‏ هند، از یک سو و ترجمه ی کتاب‏های مختلف به وسیله ی نویسندگان از سوی دیگر و همچنین رسمیّت یافتن زبان فارسی در شبه قاره در طول‏ چندین قرن، باعث امتزاج‏ ادبیات داستانی و به‏ویژه ادبیات‏ شفاهی هند و ایران شده است. ترجمه‏های متعدّد و مختلفی که‏ از داستان‏های هندی به فارسی‏ شده، تأثیر فراوانی در گسترش این داستان‏ها در میان‏ ایرانیان داشته است.

«شبه قاره ی هند همواره خاستگاه بسیاری از افسانه­های رایج و قصّه­ها بوده و داستان نقش مهمی در آموزش و پرورش مردم هند داشته است. از طرفی این شبه قاره، خاستگاه ادیان بزرگی چون بودایی، هندویی و فرقه ی جین است که اغلب کتب دینی آنان را داستان و حکایت تشکیل می­دهد. یکی از موضوعات داستانی رایج در این شبه قاره، داستان­های عاشقانه است که جز محتوای برخی داستان­ها که تأثیر آیین­های هندی را در آن می­توان به خوبی مشاهده کرد، بیانگر تأثیر عمیق ادب فارسی و فرهنگ غنی آن در این داستان­ها و منظومه­ها است.»(ذوالفقاری، 1389: 50)

«اگرچه در آغاز، داستان­های معروف ایرانی مانند شاهنامه و خمسه ی نظامی سرمشق صدها داستان­­نویس مقلّد در ایران و هندوستان گردید؛ ولی این سیر کم‏کم در هند موجب ظهور داستان­های بومی و خالص هندی و نقل آن‏ به شعر فارسی گردید. برای مثال می­توان پنج داستان معروف هندی: کامروپ و کاملتا (Kamrup & Kamlata)، مدهومالت و منوهر (Madhumalti & Manohar)، پدماوت (Padmavat)، پنون و سیسی (Punnun & sassi) و هیر و رانجها (Hir & Ranjha) را ذکر کرد.»(رضازاده شفق، 1336: 7)

ترجمه ی داستان­های حماسی و عاشقانه ی هند به فارسی، تأثیر زیادی بر ادب فارسی داشته است. «تأثیرپذیری ادبیات فارسی از ادب هند، به ویژه در دوره ی تیموریان و عهد اکبرشاه، یعنی در فاصله ی نخستین سال­های سده ی دهم و میانه ی قرن دوازدهم قمری به اوج خود رسید و در این راه، تشویق­های پادشاهان و فرمانروایان هند و دکن مایه ی اصلی این پیشرفت بوده است. رواج داستان­نویسی در این دوره به شکل نقل دوباره ی داستان­های قدیم یا ترجمه ی داستان­های هندی از زبان سانسکریت به فارسی و به نظم درآوردن آن ها به وسیله ی گویندگان و سرایندگانی است که زبانشان فارسی است و در شبه قاره زندگی               می­کردند.»(صدیقی،1377: 52)

یکی از این داستان­های باستانی هند، داستان پدماوت است که در اواسط قرن دوازدهم هجری به وسیله ی آنند رام مخلص از هندی به فارسی برگردانده و نام هنگامه ی عشق بر آن نهاده شد.

 

معرفی آنند رام مخلص لاهوری

آنند رام، شاعر و نویسنده ی پارسى­گوی‌ هند، متخلص‌ به‌ «مخلص»‌ در سودهره (Sodhra) در بخش سیالکوت (Sialkot) از توابع‌ لاهور (Lahore) به‌ دنیا آمد. بیشتر تذکره­نویسان به سال تولّد او اشاره­ای نکرده­اند. در دانشنامه ی جهان اسلام، تولّد او حدود 1109ق. ذکر شده است (انوشه،1380 :2323) در دایرﺓ­المعارف ایرانیکا نیز سال تولّد او 1111 ق. آمده است. با این اوصاف و نیز با توجّه به این که او در هنگام نگارش کتاب پری­خانه (1144ق.) 37 ساله و نیز در هنگام تألیف کتاب دیگرش، مرآه­الاصطلاح (1157 ق.) 45 ساله بوده؛ بنابراین باید تولّد او را بین سال­های 1107 تا 1112 ق. دانست.

پدر مخلص،‌ راجه‌ هرده‌ رام‌ (Hirday Ram) چهتری‌ لاهوری، از طبقه ی چهتریان‌ (چهتری‌، کهتری یا کشتری‌، طبقه ی امیران‌ و سپاهیان‌ در هند) بود که‌ از طبقات‌ صاحب‌ نفوذ هند محسوب‌ مى‌شدند. آنند رام‌ نیز از موقعیّت‌ ممتاز اجتماعى‌ بهره‌مند بود و در 1132ق. (1719م.)‌ وکیل‌ سیف‌الدوله‌ عبدالصمدخان‌ ناظم‌ صوبه ی لاهور و ملتان (Multan) و نیز وکیل‌ نواب‌ اعتمادالدوله‌ قمرالدین‌ خان‌ بهادر آصف­جاه‌ نظام­الملک‌ گردید و در همان‌ سال‌ از جانب‌ محمد شاه‌، لقب «رای‌ رایان‌» دریافت کرد.

سراج‎الدین علی‎خان اکبرآبادی ملقب به استعدادخان و معروف به «خانِ آرزو» (1169-1099ق.) شاعر، عارف و دانشمند هندی که در سال 1132ق. (1720م.) در دهلی(Delhi) اقامت گزید، به خدمت آنند رام درآمد و از او منصب «جاگیر» (تیول) یافت. آرزو ضمن‌ اشاره‌ به‌ دوستى‌ 30 ساله ی خود با وی‌، حضور او را در شاهجهان­آباد (Shahjahanabad)، سبب‌ اقامت‌ خود در آن‌ شهر مى‌دانست.(بهگوان‌ داس‌،1958: 197) عبارت «خان» که در ابتدای تخلص آرزو آمده، طبق گفته برخی تذکره نویسان به خاطر یکی از نزدیک­ترین دوستانش یعنی «آنند رام مخلص» به او داده شده است.(سیدعبدالله،1371: 117)

بیشتر تذکره­ها اشاره دارند که پس‌ از حمله ی نادر به‌ دهلى(1150-1151ق./1737- 1738م‌.) آنند رام‌، انزوا گزید و خانه­­نشین‌ شد و در سال 1164ق. ‌(1751م.) در چهارمین‌ سال‌ حکومت‌ احمدشاه‌ در پى‌ بیماری‌ نفث‌الدم‌(استفراغ‌ خون‌) درگذشت(بهگوان‌ داس‌1958 :196) همچنین گوپاموی (Gupamoy) در تذکره ی نتایج الافکار، سال مرگ مخلص را 1140 ق. عنوان کرده و آفتاب رای لکهنوی (Aftab Ray Lakhnawi) در ریاض­العارفین، به کشته شدن او در لشکرکشی ایران به هند، اشاره داشته که این اقوال، با توجّه به شواهد بسیار، از جمله تألیف برخی از آثار او همچون هنگامه ی عشق و کارنامه ی عشق، پس از این سال­ها، کاملاً مردود است.

مخلص‌ در شاعری‌ از استاد خود میرزا عبدالقادر بیدل‌ پیروی‌ مى‌کرد و از بهترین‌ شاگردان‌ او بود؛ ولى‌ سخنش‌ از پیچیدگی­ها و نازک‌ خیالی­های‌ معمّاواری‌ که‌ در شعر بیدل‌ دیده‌ مى‌شود، خالى‌ است‌. به‌ گفته ی بهگوان‌ داس(Bhagvan Das)‌ «طور کلامش‌ ماورای‌ طور استاد است.»(بهگوان داس،1958:‌ 197) در تذکره ی شمع انجمن، مخلص، شاگرد بیدل و مربی آرزو اکبرآبادی معرّفی شده است.(نواب صدیق­خان، 1386 :653)

کلّیّات‌ اشعار او را بالغ‌ بر 50 هزار بیت‌ گفته‌اند که گزیده‌هایى‌ از آن ها به‌ طور پراکنده‌ در تذکره‌ها آمده‌ است‌. علاوه‌ بر قریحه ی سرشار آنند رام‌ در شاعری‌، ذوق‌ نکته­یابى‌ و نقّادی‌ وی‌ نیز شایسته ی توجّه‌ است‌ و سبک‌ نگارش‌ او در نثر هم‌ به‌ متانت‌ و روانى‌ مشهور بوده‌ است. در تذکره ی ریاض الشعرا، از مخلص چنین تمجید شده است: «از جماعت هنود در این جزو زمان، کسی به خوش محاورگی او نیست.»(واله داغستانی،1384: 2209)

«مخلص از بهترین نویسندگان روزگارش بود. محمدشاه وی را مأمور نوشتن نامه­ای به پادشاه صفوی در تهنیت جلوس او به نثری مصنوع و سنگین، به پیروی از سبک ابوالفضل علّامی کرد؛ امّا سبک نثرنویسی خود مخلص ساده و بی­تکلّف است. او در نثرش واژگان هندی به کار می­برد و نام­های هندی و فارسی را به هم اضافه و ترکیب می­کند؛ ولی نوآموزان را از این کار برحذر می­دارد.»(انوشه،1380: 2324)

آنند رام‌ را برای‌ تمایز از شعرای‌ دیگری‌ که‌ با تخلص‌ «مخلص»‌ شعر مى‌گفتند، مخلص‌ هندی‌ یا مخلص لاهوری خوانده­اند.

آثار آنند رام مخلص

‌1- هنگامه ی عشق‌(1152ق./1739م‌.): داستان‌ عاشقانه‌ای‌ است‌ به نثر درباره ی کنور سندر سین‌ (Kunver Sundar Sen) و رانى‌ چند پربها (Parbha Rani Chand)

2- کارنامه ی عشق‌(1144ق.‌/1731م‌.): داستان‌ عاشقانه‌ای‌ است‌ به نثر، درباره ی شاهزاده ی چینى‌ «گوهر» و شاهزاده‌ خانم‌ «مملَکَت‌».

3- پری­خانه‌ (1144ق.‌/1731م.‌): مقدّمه‌ای‌ است‌ بر مجموعه‌ای‌ از آثار خطّاطان‌ و نقّاشان.

4- رقعات‌ مخلص‌(1149ق./1736م.): مجموعه ی نامه‌های‌ اوست.

5- مجموعه ی یادداشت­های‌ پراکنده‌، شامل‌ نامه‌های‌ آنند رام‌ به‌ خطّ خود او، اسناد و اشعار گردآورده ی او، نامه‌های‌ پدرش‌، نامه‌ای‌ از على‌ حزین‌ لاهیجی خطاب‌ به‌ او، عریضه ی او به‌ نواب‌ صاحب‌ وزیر ممالک‌، نامه‌های‌ او به عبدالمجید خان‌ و ... که‌ اغلب‌ این‌ نوشته‌ها به‌ تاریخ‌ 1155ق.‌‌ باز مى‌گردد.

6-  مرآت­الاصطلاح‌(1157ق.‌/1744م‌.): فرهنگ­نامه‌ای ‌است از تعبیرات ‌و اصطلاحات‌ شاعرانه‌ و ضرب‌­المثل­ها، با شواهدی‌ از شعر پارسى‌. این‌ کتاب‌ شامل‌ نکته‌هایى‌ درباره ی اوضاع‌ دربار دهلى‌ و شخصیت­های‌ معروف‌ آن‌ زمان‌ نیز هست‌. آنند رام، این کتاب را از آن جهت نوشت که متوجّه شده بود در زمان وی (اواخر عهد گورکانیان)، معیار صحیح و مستندی برای تلفّظ درست واژگان فارسی وجود ندارد و همچنین اکثر مردم، فقط به فارسی نوشتاری آشنایی دارند و متوجّه محاورات روزانه ی رایج در میان ایرانیان نمی‏شوند .این کتاب در سال 1993م. به کوشش تسنیم احمد چاپ شده است.

 7- چمنستان‌(1159ق‌./ 1746م‌.): مجموعه‌ای‌ است‌ از لطیفه‌ها، کنایات‌ و نکات‌ ظریف‌، اشاراتى‌ بر احوال‌ بعضى‌ از معاصران و توصیفاتى‌ از درختان‌، گل­ها و میوه‌ها، به نثر مرصّع که در چهار «چمن» و هر چمن در دو «گلدسته» ترتیب یافته است. چهار چمن عبارتند از: 1- نقل­های شیرین و شورانگیز و نقل‏های هزل‏آمیز2- بعضی احوال مسموعی و وقوعی، حقیقت بعضی از درختان وا نواعی از فواکه 3- فوایدی چند شامل نکات حکمت و اندرزها 4- لطایف بعضی مردم، لطایفی که بعضی اوقات بر زبان مؤلّف گذشته بود. این‌ کتاب‌ در سال 1294ق.‌‌ در لکهنو (Lakhno) به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌.

8- بدایع‌ وقایع‌: خاطرات‌ شخصى‌ نویسنده‌ و ذکر وقایع‌ زمان‌ او در شمال‌ هند است‌. این‌ کتاب‌ در سال­های‌ مختلف‌ نوشته‌ شده‌ و مشتمل‌ بر چهار بخش‌ است‌: بخش‌ اول‌: شرح‌ حمله ی نادر به‌ هند و جنگ‌ او با محمد شاه‌ که‌ به‌ نام‌ تذکره ی آنند رام‌ نیز شهرت‌ دارد و قسمت­هایى‌ از آن‌ در جلد هشتم‌ تاریخ‌ هند(History of India) تألیف الیوت‌(Elliot) و داوسون‌(Dawson) به‌ انگلیسى‌ ترجمه‌ شده‌ است‌.از این بخش کتاب به اشتباه در برخی تذکره­ها با عنوان تذکره مخلص یاد شده است. بخش‌ دوم‌: احوال‌ سیزده‌ روزه ی سفر گره‌­موکتیسر(Garhmuktesar) که‌ در ذی­القعده ی 1156ق. ‌نوشته‌ شده‌ است‌. بخش‌ سوم‌: احوال‌ سفر بنگره(Bingarh) که‌ در محرّم‌ و جمادی­­الاول‌ 1158ق. انجام‌ یافته‌ است‌. این‌ بخش‌ نیز به‌ کوشش‌ سیدعلی اظهر در رامپور(Rampur) به‌ سال‌ 1365ق. ‌با عنوان‌ سفرنامه ی مخلص‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. بخش‌ چهارم‌: نسخه ی سوانح‌ احوال‌ که‌ درباره ی وقایع‌ پنجاب(Punjab)‌ از جمادی‌الثانى‌ 1158 تا جمادی‌ الثانى‌ 1161ق. است‌. این‌ بخش‌ به کوشش مولوی محمد شفیع چاپ شده و در جلد پنجم مقالات مولوی محمد شفیع آمده است. همچنین این بخش به‌ کوشش‌ محمد شریف‌ در مجله ی دانشکده ی شرق­شناسى‌ دانشگاه‌ پنجاب‌ در‌ سال‌ 1360ق. به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. بدین‌ ترتیب‌ بدایع‌ وقایع‌ درفاصله ی سال­های 1145‌ تا 1161ق. تألیف‌ شده است. نسخه ی کاملى‌ از آن‌ در دانشگاه‌ پنجاب‌ لاهور و بخش­های‌ جداگانه ی آن‌ در علیگره(Aligarh)‌ و رامپور موجود است‌.

9- دیوان اشعار: آنند رام‌ صاحب‌ دیوانى‌ به‌ فارسى‌ و اشعاری‌ به‌ هندی‌ بوده‌ است‌. از دیوان مخلص نسخه­هایی در برخی کتابخانه­ها نگهداری می شود از جمله کتابخانه دانشگاه پنجاب لاهورکه نسخه ای از رباعیات او را به خطّ خود مخلص با تاریخ بیست و هفتم صفر 1156ق. حفظ کرده است، وکتابخانه ی انجمن ترقّی اردوی کراچی(karachi) و کتابخانه ی دیوان هند که مجموعه ای از غزلیات و رباعیات اورا نگهداری می­کند.

10- انتخاب‌ تحفه ی سامى: که ‌گزیده‌ای‌ از تذکره ی سام‌ میرزاست.

 11- نامه‌ای‌ بلند به‌ نثر: این نامه هنگام‌ تاج­گذاری‌ شاه‌ صفوی،‌ به‌ فرمان‌ محمدشاه‌ خطاب‌ به‌ وی‌ نوشته‌ شده‌ است‌.

12- کتاب‌ راحه­ الافراس: درباره­ ی نگهداری‌ اسب‌ که گویا برگردانی از متنی سانسکریت بوده است.

13- تذکره الشعرا: از تذکره الشعرای مخلص در هیچ یک از منابع معروف چون تذکره­نویسی فارسی در هند و پاکستان، تألیف سید علی رضا نقوی و تاریخ تذکره­های فارسی، تألیف احمد گلچین معانی نامی نیست و در برخی منابع از اثر دیگر او بدایع وقایع، با عنوان تذکره یاد شده است. «نسخه­ای از این تذکره در گنجینه ی حکیم چترسینگ(Chatersing) کتابخانه ی عمومی مهاراجه جی­پور(Jaipur) بوده که بعداً به مؤسّسه ی تحقیقات عربی و فارسی در تونک(Tonk) هند، شماره ی 3297-Jaipur منتقل و برای اولین بار در فهرست آن کتابخانه معرفی شد. صولت خان از روی همین نسخه، پایان نامه دکتری خود را در سال 1993م. به راهنمایی قمر غفّار با عنوان «تصحیح انتقادی تذکره­الشعرای آنند رام مخلص با مقدمه و حواشی» در جامعه ی ملیه ی اسلامیه ی دهلی نو گذراند.»(نوشاهی،1385: 265-266)

14- مثنویات مخلص: مجموعه مثنویات مخلص به زبان اردو.

 

هنگامه ی عشق

هنگامه ی عشق، داستان منثور عاشقانه­ای است که آنند رام مخلص در سال 1152ق. با ترجمه ی آزاد داستان پدماوت، سروده ی ملک محمد جایسی به رشته ی تحریر درآورد.

«پدماوت یکی از افسانه­های باستانی هند است که پس از حمله ی علاءالدین خلجی به قلعه ی چتور (Chittor) زبانزد خاص و عام گردید. این داستان در اصل به دو قسمت تقسیم می­شود: قسمت اول آن افسانه عشق و عروسی رتن سین (Ratan Sen) و پدماوتی (Padmavati) و بازگشت آنان به چتوراست. قسمت دوم که تا حدودی جنبه ی تاریخی دارد، مربوط به محاصره ی قلعه ی چتور به وسیله ی علاءالدین خلجی(695-715 ق.) و مرگ رتن سین و خودکشی (ستی) پدماوت است.»(عابدی، 1341: 75)

ملک محمد جایسی (906-999ق.) نخستین سراینده ی این داستان است که در زمان سلطنت شیرشاه سوری (945- 952ق.) در سال 947 هجری آن را به زبان هندی به نظم درآورد. داستان پدماوت که جایسی آن را به نظم درآورده، از عالی­ترین شاهکارهای ادبیات هندی به­شمار می­رود.

داستان پدماوت به وسیله ی نویسندگان و شاعران مختلفی روایت شده است. اولین شاعری که این داستان را به فارسی ترجمه کرد، ملاعبدالشکور بزمی است. او آن را در سال  1028 ق. به نظم درآورد و نام «رت پدم»  بر آن نهاد. شاعر دیگری که این داستان را از داستان پدماوتی جایسی به نظم درآورده، عاقل خان رازی،  شاعر قرن یازدهم هجری است که این اثر «شمع و پروانه» نام دارد. همچنین شاعری به نام ذاکر، داستان پدماوت را در سال 1222 ق. به نظم درآورد. راوی گوبند منشی نیز داستان پدماوت را به نثر فارسی به رشته ی تحریر درآورده و آن را «تحفه القلوب» نامیده است. آنند رام مخلص نیز در سال 1152 ق. این داستان را به نثر فارسی ترجمه کرد و نام «هنگامه ی عشق» بر آن نهاد. مخلص فقط قسمت اول داستان را، آن هم به گونه­ای دیگر بیان کرده است. داستان عشق رتن ­سین و پدماوتی را شاعری به نام امام در سال 1223ق. در مثنوی بوستان سخن که نسخه خطّی آن به شماره 3085 در موزه ی ملّی هند در دهلی نو نگهداری می­شود، آورده است. به جز این موارد، ترجمه­های دیگری از این داستان نیز به فارسی موجود است؛ از جمله : مثنوی پدماوت (حسن غازانه)، مثنوی حسن و عشق (حسام الدین)، مثنوی فرح بخش (لچمی­رام ابراهیم­آبادی)، خلاصه نثر پدماوت (نواب ضیاءالدین احمدخان)، قصص پدماوت (حسین غزنوی)، خلاصه پدماوت جایسی(سیدمحمد عشرتی) (عابدی،1341: 75-89)

بر اساس روایت آنند رام، قهرمانان داستان، «کنور سندر سین» پسر فرمانروای کرناتک (Karnatak) و «رانی چند پربها» از سیلان (Silane) می­باشند. «کنور» به سرزمین محبوب خود رفته، در معبدی منتظر دیدار وی می­شود؛ اما خواب بر وی غالب می­آید و «رانی» به وسیله ی شخص بدکاری از معبد دزدیده می­شود. رانی با توسّل به حیله­ای، خود را از دست دزد می­رهاند و به جستجوی کنور به راه می­افتد.... 

مخلص در ابتدای کتاب پس از مناجات، دلیل نگارش هنگامه ی عشق را چنین بیان    می­کند:

«امّا بعد بر خداوندان محبت و شوق و صاحبان وجد و ذوق پوشیده مباد که در سنه ی یک هزار و یکصد و پنجاه و دو هجری... به دکنی خدمتکار که خالی از مزاج­دانی نیست، گفتم افسانه­ای باید گفت شاید به این بهانه دیده، طرح خواب اندازد... او این حکایت رنگین را که ملک محمد جایسی مصنف پدماوت در هندی به زبان پورب، سرتاسر چون پرده ی پوربی، لبریز درد نگاشته و بنای سخن بر معانی غریب و تشبیهات بدیع گذاشته است، نقل کرد. از آنجا که متضمّن نیرنگ­های محبت است، بی­اختیار دل را به درد آورد، با خود گفتم که اگر این معشوق هندی را در لباس قلمکار فارسی جلوه داده آید، ممکن که در نظر اهل ذوق این فن مستحسن نماید؛ لهذا قلم پریشان­رقم، طرح تحریرش انداخت و ... به هنگامه ی عشق موسوم ساخت»(آنند رام، بی­تا1: 2-3). 

او در پایان کتاب، تاریخ تألیف آن را با ماده تاریخ آورده است:

«... به هر تقدیر چون این فقره ی چند مشعر است بر احوال آن ماه سپهر وفا، یعنی رانی چندر پربها، لهذا فکر معنی در کمند که کلمه نغمه ی چند، تاریخ اتمامش یافته بود، قلم پریشان­خاطر قطعه ی آن بدین موجب تحریر نمود:

 

چو این نغمه ی چند نقاش شوق
به تحریک دل سال اتمام آن

 

به این رنگ بر صفحه تصویر کرد
قلم نغمه ی چند تحریر کرد»
                 (آنند رام، بی­تا1: 50)

 

ویژگی­های نثر کتاب

نثر این کتاب، اگرچه شاعرانه است و آراسته به انواع صنعت­ها و آرایش­های لفظی و معنوی و به قول مخلص، نثری رنگین؛ اما در مقایسه با برخی از آثار او از جمله دیباچه ی پری­خانه، ساده و بی­تکلّف است. او خود در پایان داستان تأکید می­کند که در بند عبارت­پردازی و نگارش متکلّفانه نبوده است:

«...در بند عبارت­آرایی و معانی­پیرایی نبوده، حرفی چند سرسری نگاشتم؛ ورنه صد سال می­توان سخن از زلف یار گفت. با این همه اگر پای انصاف در میان باشد، عالمی دارد و دلی به درد می­آورد. اگر گرفت و گیری در میان نیست و منظور استیعاب لذت است، این قدر هم کفایت می­کند؛ و اگر معامله بالعکس است چه حاصل اگر قلم بدایع­رقم، به تکلف، بساط سخن آراید.»(آنند رام، بی­تا1: 49)

- بهره­گیری از اشعار فارسی

استفاده آنند رام از سروده­های خود و دیگر شاعران، در جای­جای داستان، از ویژگی­های قابل توجه و ارزشمند این اثر است. در هنگامه عشق با مصرع­ها و ابیاتی از شاعرانی چون: حافظ، جامی، خاقانی، صائب، حکیم شفائی، ناصرعلی، عرفی، داراب بیگ جویا و نیز با ابیات، غزل­ها و مثنوی­هایی از مؤلّف روبرو می­شویم. اشعار مخلص، غالباً در اوزان کوتاه، ساده و روان هستند.

نمونه‏هایی از اشعار آنند رام در هنگامه ی عشق:

- لاله بـا داغ از زمین رویـد

- ساکنان شهر خوش آب و هوای الفتیم

- سیاحت پیشه­ام از بیستون عشق می­آیم

- الا ای خوش­نشینان قفس می­آیم از گلشن

 

کـار سوداییان خـدا ساز است
                       (آنند رام، بی­تا1: 17)

عشق می­بارد چو کنعان از در و دیوار ما
                       (آنند رام، بی­تا1: 33)

حکایت­های شیرینی ز حال کوهکن دارم
                       (آنند رام، بی­تا1: 34) به جای نامه گلبرگی به بال خویشتن دارم
                     (آنند رام، بی­تا1: 44)

***

دائم ز می تهی­ست چو خورشید جام ما
بی­وجه نیست این همه مقبول اهل درد
هر جانبش فتاده ز بس خونچکان پریست
معلوم نیست چشم که سامان عشوه کرد
مسموع شد که یار گرفتار چون خودی­ست
مستغنی­ام ز دولت شور جنون که هست
آن روز کز مزاج شود شور عشق کم
لبریــز از ترانـه ی شـور محبت است

 

گاهی نبود گردش گردون به کام ما
چون نی بود ز ذوق لبالب کلام ما
خالی ز سیر همچو چمن نیست دام ما
لبریز شد ز نکهت نرگس مشام ما
آخر ازو زمــانه کشید انتقام مــا
زلف و رخ تو سلطنت روم و شام ما
گم بــاد از جریده ی ایـام نام مـا
دیوان شعر مخلص شیرین کلام ما
                       (آنند رام، بی­تا1: 29)

- استفاده از اصطلاحات نسخه­پردازی و نقاشی

بر اساس آنچه که مخلص در دیباچه ی اثر دیگرش، پری­خانه بیان داشته، از دل ­مشغولی­های دوره ی نوجوانی او، جمع­آوری آثار خوشنویسی استادانی چون میرعلی و میرعماد و اوراق نقاشی استادان ممتاز بوده است.(نوشاهی،1385: 266)؛ از این رو مخلص با اصطلاحات خط، کتابت و نقاشی کاملاً آشنا بوده، بهره­گیری او از این اصطلاحات در خلق تشبیهات و استعارات گوناگون در شعر و نثر، تعلّق خاطر و اشراف او را بر آداب هنر خط و نقاشی نشان می­دهد. در هنگامه ی عشق نیز آنچه که بسیار جلب توجه می­کند، استفاده فراوان از اصطلاحات خط و نقاشی و کتابت است؛ اصطلاحاتی چون: شنجرف، مرقع، تذهیب، کاغذ باد، مشق، تحریر، نستعلیق، جدول، پیاله، نیرنگ، موقلم، مسطر، مقط، قلمکار و ...

«...هنگامی که به سندهور رنگینش کنند، جدول شنجرفی است بر صفحه ی سیاهی کشیده.... زلف از دو جانب حلقه­گردیده، دو لام نستعلیقی است از مشک به تحریر آمده... قامت، نیشکری است قد کشیده یا الفی است به خط شیرین­رقم تحریر گردیده.»(آنند رام، بی­تا1: 13)

- استفاده از واژه­های هندی

«مخلص در نثرش واژگان هندی را به کار می­برد و نام­های هندی و فارسی را به هم اضافه و ترکیب می­کند؛ ولی نوآموزان را از این کار برحذر می­دارد.»(انوشه،1380: 2324)

در هنگامه عشق، با واژه­هایی هندی بسیاری روبرو می­شویم که بیشتر شامل اسامی خاص اشخاص، مکان­ها، گیاهان، بازی­ها و ... است که از جمله می­توان به واژه­های: چیله (غلام)،  پورب (مشرق)، کیله (درخت موز)، جوگی (مرتاض)، جوگن (زن مرتاض)، هولی (نام یکی از اعیاد هندوان)، مالا (گردنبند)، رانی (ملکه)، کیستگی (نام درختی است)، چتر (باهوش) و ... اشاره کرد.

-  استفاده از عبارات وصفی بلند

مخلص در نثر این کتاب، از ترکیبات و عبارت­های وصفی طولانی و بلند بسیار استفاده کرده است، به گونه­ای که این ویژگی در سرتاسر این اثر به چشم می خورد. برای مثال: «چشم دنباله کشنده غزالی به کمند بندگردیده» /  «درخشنده برقی است از ابر متجلی­گردیده» / «تار ابریشمی است به غنچه­های یاسمین پذیرفته­ آرایش.»(آنند رام، بی­تا1: 13)

- بهره­گیری از آرایه­های ادبی

«نویسندگان هندی همچنان که در شعر به استعاره و ترکیبات مجازی سخت معتادند، در نثر نیز استعاره را آزادانه به­کار می­برند.»(شفیعی کدکنی، 1378: 53) مخلص در هنگامه ی عشق، اگرچه‌ داستانی را روایت می­کند؛ اما برای‌ آرایش‌ سخن‌ خود، دست‌ به‌ دامن‌ ‌ آرایه‌های‌ ادبی‌ و شگردهای هنری می‌شود. آرایه­هایی چون: تلمیح‌، جناس‌، اغراق‌، تضاد، مجاز، کنایه‌، تشبیه، استعاره، تشخیص و...

برای‌ شناخت‌ بیشتر و نمایاندن‌ گونه‌های‌ شاعرانه‌تر این‌ اثر، به نمونه‌هایی‌ از آن اشاره می شود.

1-     صنایع لفظی:

مخلص به جنبه ی موسیقی سخن، بسیار توجّه‌ داشته و از آن‌ بهره‌ جسته‌ است. در نثر هنگامه ی عشق، اشکال‌ مختلف‌ موسیقی‌ (معنوی‌ و لفظی‌) به‌ چشم‌ می‌خورد. سجع‌، جناس، هم­حروفی و... نمونه­هایی از تلاش نویسنده برای آهنگین کردن نثر است.

«دلی می­خواهم چون اشک از مژه ی عاشق چکیده، از جوهر درد آفریده، دلی به رنگ لاله آتش حل کرده در پیاله، دلی چون قفس بلبل کارگاه ناله، دلی مانند چشم معشوقان شهره به سیاه­مستی، دلی چون آیینه مصروف حسن­پرستی، دلی بسان غنچه در جراحت­کده معتکف، دلی چون بال کبک، تخته ی مشق الف.»(آنند رام، بی­تا1: 2)

2-     تشبیه:

تشبیه‌ از پرکاربردترین‌ آرایه‌های‌ ادبی‌ در این‌ کتاب است‌. از همه‌ تشبیهات‌ به‌ کارگرفته‌ شده،‌ تنها به‌ چند نمونه ی زیبا بسنده‌ می‌شود:

«آن ساعد سیمین، دسته گلی است پنهان در آستین.»(آنند رام، بی­تا1: 14)

«گردن، کافوری شمعی است که پروانه­اش دل اهل انجمن.»(همان)

«بند پیراهن گشودنش به واشدِ در باغ می­ماند.»(همان)

        3- تصاویر بدیع و زیبا:

یکی‌از ویژگی‌های‌ بنیادین‌ نثر فنی‌، پرداختن‌ به‌ تصویر است‌. در این‌ کتاب‌ نیز نمونه‌های‌ فراوانی‌ از تصویرپردازی‌­های زیبا و شاعرانه می‌بینیم‌.

«ابرو دربانی است برای پریزاد حسن؛ دو کمانی است جهت صیاد حسن؛ دو مشکین سایبانی است افراخته؛ دو هلالی است یکجا به سپهر دلبری، طرح جلوه انداخته.»(آنند رام، بی­تا1: 13)

«خال رخسارش هندویی است دود آتش پرستی در دماغ یا دزدی است به کمین چیدن گل در باغ یا بر سر آتش سپندی است یا اختر طالع یکی از ستاره سوختگان دردمند.»(همان)

4- تشخیص:‌

تشخیص، زنده‌ترین‌ و پویاترین‌ گونه ی ‌استعاره‌ است‌. نثر هنگامه ی عشق، افزون‌ بر انواع‌ استعاره‌ها، از آرایه ی‌ تشخیص‌ نیز بهره ی فراوان برده‌ است‌.

«مینا به اخراج غم از شهرستان دل، لوای سبز برافراشته و شیشه از ساغر مانند فرنگی پسران، کلاه بر سر کج گذاشته.»(آنند رام، بی­تا1: 48)

 

نسخه­های کتاب هنگامه ی عشق:

1-     نسخه ی کتابخانه ی انجمن ترقّی اردو دهلی، هند

شماره: 101- 3: ا ب: 61

تاریخ کتابت: ندارد

خط: نستعلیق

تعداد صفحه: 98 صفحه

تعداد سطر در هر صفحه: 23 سطر

تزئینات نسخه: عناوین شنگرف

آغاز: خداوندا قلم آشفته­رقم را چه قدرت که به بهارپیرایی چمنستان ثنایت پردازد و این بریده ­زبانِ ژولیده­بیان را چه یارا که به چمن­آرایی بهارستانِ حمدت گردنِ دعوی برافرازد.

انجام: هر نقش قدم حرف سری می­گوید؛ هر کهنه خرابه از دری می­گوید؛ دنیاست فسانه پاره­ای ما گفتیم؛ وان پاره که ماند دیگری می­گوید.

توضیحات: میکروفیلم این نسخه به شماره 1/7 در مرکز میکروفیلم نور در دهلی نو نگهداری می­شود.

2-     نسخه ی کتابخانه ی مولانا آزاد دانشگاه اسلامی علیگر، هند

شماره: 871- 245/50 H.G.

تاریخ کتابت: 1273ق. (1856م.)

خط: نستعلیق

تعداد صفحه: 166 صفحه

تعداد سطر در هر صفحه: 11 سطر

تزئینات نسخه: عناوین شنگرف

آغاز: خداوندا قلم آشفته­رقم را چه قدرت که به بهارپیرایی چمنستان ثنایت پردازد و این بریده­زبانِ ژولیده­ بیان را چه یارا که به چمن­آرایی بهارستانِ حمدت گردنِ دعوی برافرازد.

انجام: هر نقش قدم حرف سری می­گوید؛ هر کهنه خرابه از دری می­گوید؛ دنیاست فسانه پاره­ای ما گفتیم؛ وان پاره که ماند دیگری می­گوید.

توضیحات: میکروفیلم این نسخه به شماره40/5 در مرکز میکروفیلم نور در دهلی نو نگهداری می­شود.

3-     نسخه ی کتابخانه ی ایوان غالب دهلی، هند

شماره: 105- 4417Acc. No.

تاریخ کتابت: ندارد

خط: نستعلیق شکسته

تعداد صفحه: 153 صفحه

تعداد سطر در هر صفحه: 11 سطر

تزئینات نسخه: عناوین شنگرف

آغاز: خداوندا قلم آشفته­ را چه یارا و قدرت که به بهارپیرایی چمنستان ثنایت پردازد و این ژولیده­ جان و بریده­زبانِ را چه جرئت که به چمن­آرایی بهارستانِ حمدت گردنِ دعوی برافرازد.

انجام: به ترانه­های کنایه­آمیز و لطیفه­های شوق­انگیز میل نمودند و دست آخر به این اکتفا نکرده، به دشنام­های رنگین...

توضیحات: در پایان نسخه، افتادگی دارد. میکروفیلم این نسخه به شماره 3 /10 در مرکز میکروفیلم نور در دهلی نو نگهداری می­شود.

4-     نسخه ی کتابخانه ی عمومی پنجاب لاهور، پاکستان

شماره: ج 821 ،873 ، جائس- مخل

تاریخ کتابت: 17 رجب 1251ق. (1835م.)

خط: نستعلیق شکسته

تعداد برگ: 126 صفحه

تعداد سطر در هر صفحه: 15 سطر

تزئینات نسخه: عناوین شنگرف

آغاز: ... مناجات به درگاه مجیب الدّعوات، الهی اگرچه گناهکارم پناه به تو می­آرم. کرمت را بگو که از سرم سایه برنگیرد و عذرم همه اگر بدتر از گناه است که بپذیرد.

انجام: هر نقش قدم حرف سری می­گوید؛ هر کهنه خرابه از دری می­گوید؛ دنیاست فسانه پاره­ای ما گفتیم؛ وان پاره که ماند دیگری می­گوید.

توضیحات: در آغاز نسخه، افتادگی دارد.

 

 

 

 

نتیجه

آنند رام، شاعر و نویسنده ی پارسى‌ گوی‌ هند، متخلّص‌ به‌ «مخلص»‌ بین سال­های 1107 تا 1112 ق. در سودهره‌ در بخش سیالکوت از توابع‌ لاهور به‌ دنیا آمد و در سال 1164ق.‌ در چهارمین‌ سال‌ حکومت‌ احمدشاه‌ در پى‌ بیماری‌ نفث‌الدم ‌(استفراغ‌ خون‌) درگذشت.‌

هنگامه ی عشق، نام داستان منثور عاشقانه­ای است که مخلص لاهوری، در سال 1152ق. به رشته ی تحریر درآورد. این اثر را می­توان ترجمه­ای آزاد از داستان پدماوت- از افسانه­های باستانی هند- خواند که ملک محمد جایسی آن را در سال 947 ق. به زبان هندی منظوم ساخته است.

نثر هنگامه ی عشق، اگرچه شاعرانه است و آراسته به انواع صنعت­ها و آرایش­های لفظی و معنوی و به قول مخلص، نثری رنگین؛ امّا در مقایسه با برخی از آثار او همچون دیباچه ی کتاب پری­خانه، ساده و بی­تکلّف است. بهره­گیری از اشعار فارسی خود و دیگر شاعران در جای­جای داستان، استفاده فراوان از اصطلاحات نسخه­پردازی، خط، نقاشی و کتابت در توصیف­ها، به­کاربردن عبارات وصفی بلند و استفاده از واژه­های بومی هندی و اردو، از دیگر ویژگی­های نثر هنگامه ی عشق است.

از این کتاب که تاکنون تصحیح و چاپ نشده، چهار نسخه در کتابخانه­های انجمن ترقّی اردو دهلی، مولانا آزاد دانشگاه اسلامی علیگر و ایوان غالب هند و کتابخانه ی عمومی پنجاب لاهور پاکستان موجود است.

منابع
 
1- آزاد بلگرامی، غلام­ علی، خزانه ی عامره، تصحیح ناصر نیکوبخت و شکیل اسلم بیگ، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1390 .
2- آنند رام لاهوری، مخلص، هنگامه ی عشق، نسخه ی خطّی شماره 101- 3: ا ب: 61، کتابخانه ی انجمن ترقی اردو دهلی، ]بی تا1[.
3- ------------ هنگامه ی عشق، نسخه ی خطّی شماره 871- 245/50H.G. ، کتابخانه ی مولانا آزاد دانشگاه اسلامی علیگر، 1273ق.
4- ------------ هنگامه ی عشق، نسخه ی خطّی شماره 105- 4417Acc. No.، کتابخانه ایوان غالب دهلی، ]بی تا2[.
5- ----------- هنگامه ی عشق، نسخه ی خطّی شماره ج 821، 873، جائس- مخل، کتابخانه ی عمومی پنجاب لاهور، 1251ق.
6- امامی، نصرالله، مبانی و روش­های نقد ادبی، تهران: جامی، 1377.
7- انوشه، حسن، دانشنامه ی ادب فارسی در شبه قاره، ج4، بخش سوم، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380.
8- بهگوان­داس، سفینه هندی، تصحیح سیدشاه محمد عطاءالرحمن کاکوی، پنته: اداره تحقیقات عربی و فارسی، 1958.
9- خوشگو، بندرابن داس، سفینه ی خوشگو، به کوشش سیدشاه محمدعطاءالرحمن کاکوی، پنته: لیبل لیتهوپریس، 1959.
10- دیچز، دیوید، شیوه­های نقد ادبی، غلامحسین یوسفی و محمدتقی صدقیانی، تهران: علمی، 1366 .
11- ذوالفقاری، حسن، ریخت­شناسی افسانه ی عاشقانه گل بکاولی، فنون ادبی، سال دوم، شماره 1، تهران: 49- 62 ، 1389.
12- ---------- ملک خورشید و معشوق بنارس، پژوهش­نامه ی دانشگاه شهید بهشتی، شماره 54، تهران: 255- 278، 1386.
13- رستگار فسایی، منصور، انواع نثر فارسی،  تهران: سمت، 1380.
14- رضازاده شفق، صادق، وسعت انتشار زبان و ادبیات فارسی، ارمغان، شماره 1، تهران: 4– 9، 1336.
15- زرین­کوب، عبدالحسین، یادداشت­ها و اندیشه­ها (از مقالات، نقدها و انتشارات)، تهران: اساطیر، 1371.
16- سید عبدالله، ادبیات فارسی در میان هندوان، محمد اسلم خان، تهران: بنیاد موقوفات محمود افشار، 1371.
17- شفیعی­کدکنی، محمدرضا، ادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما، حجت­الله اصیل، تهران: نی، 1378.
18- صدیقی، طاهره، داستان­سرایی فارسی در شبه ­قاره در دوره ی تیموریان، اسلام آباد: مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، 1377.
19- عابدی، امیرحسن، داستان پدماوت در ادبیات فارسی، مجله ی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، سال 9، شماره 4، تهران: 75 -89 ، 1341.
20- عامر، خان محمد، تعامل ادبیات فارسی با فرهنگ هندوان، کیهان فرهنگی، شماره 216، تهران: 67-71، 1383.
21- عرفانی، عبدالحمید، داستان­های عشقی پاکستان، تهران: کتاب­­فروشی ابن سینا، 1340.
22- غروی، مهدی، افسانه­های عشقی هند باستان، مجله هنر و مردم، شماره 96 و 97، تهران: 60-67 ،1349 .
23- گوپاموی، محمد قدرت­الله، تذکره ی نتایج الافکار، تصحیح یوسف بیگ باباپور، قم: مجمع ذخایر اسلامی،1387.
24- موسوی بجنوردی، محمدکاظم، دایرﺓ­المعارف بزرگ اسلامی، ج 2، تهران: مرکز دایره­المعارف بزرگ اسلامی، 1374.
25- نواب صدیق خان، تذکره ی شمع انجمن، تصحیح محمدکاظم کهدویی، یزد: دانشگاه یزد،1386 .
26- نوشاهی، عارف، پری­خانه، نامه ی بهارستان، سال ششم، شماره اول و دوم، دفتر 11و12، تهران: 265- 284، 1385.
27- واله داغستانی، علی­قلی، ریاض­الشعرا، ج 4، تصحیح سیدمحسن ناجی نصرآبادی، تهران: اساطیر، 1384.

28- Grierson, G.A. & Dvivedi,  Mahamahopadhyaya Sudhakara , The Padumawati of         Malik Muammad Jaisi, Calcutta: Asiatic  Society, 1896.

29-Anand Ram Mokhles, www.iranicaonline.org.
 
References
 
1-Abedi, Amir Hasan, Dastan-e Padmavat dar adabiyyat-e Farsi, Journal of Faculty of Literature and Humanities, Tehran University, 9th Year, No. 4, Tehran: 75-89, 1962.
2-Amer, Khan Mohammad, Ta'amol-e adabiyat-e Farsi ba farhang-e Hendovan, Cultural Keyhan, No. 216, Tehran: 67-71, 2004.
3-Anand Ram Mokhlis, www.iranicaonline.org.
4- Anand Ram Lahori, Mokhlis, Hengame-ye eshgh, Manuscript No. 101-3:b:61, Anjuman Tarrqiy Urdu Library, Delhi.
5--------------------Hengame-ye eshgh, Manuscript No. H.G.50/245-871, Mowlana Azad Library, Aligarh, 1856.
6--------------------Hengame-ye eshgh, Manuscript No. Acc. 4417-105, Eyvan Ghaleb Library, Delhi.
7--------------------Hengame -ye eshgh, Manuscript No. j821, 873, Jaes- Mokhl, Punjab Public Library, Lahore, 1835.
8-Anoshah, hasan, Daneshname-ye adab-e Farsi dar Shebh-e gharreh, Vol.4, Tehran: Publication of the Ministry of Culture and Islamic Guidance, 2001.
9-Azad Balgrami, gholam Ali, Kazane-ye Amereh, Ed. Naser Nikobakht & Shakil Esalm Beyg, Tehran: Institute for Humanities and Cultural Studies, 2011.
10-Bhagvan Das, Safine-ye Hendi, Ed. Sayyed Shah Mahammad Ataorrahman Kakuy, Panta: Department of Arabic and Persian Research, 1958.   
11-Daiches, David, Critical Approaches to Literature, Tr. Gholam Hosein Yosefi & Mohammad Taghi Sedghiani, Tehran: Elmi, 1987.
12-Emami ,Nasrollah, Mabani va ravesh-haye naghd-e adabi, Tehran: jami, 1998.
13-Erfani, Abdolhamid, Dastan-haye eshghi-e Pakistan, Tehran: Ebn-e Sina, 1961.
14-Gharavi, Mahdi, Afsane-haye eshghi-e Hend-e bastan, Journal of Arts & Humanities, No. 96 & 97, Tehran: 60- 67, 1970.
15-Gopamoy, Mohammad Ghodratollah, Tazkere-ye Natayej-alafkar, Ed. Yusof Beyg Babapur, Qum: Center of Islamic deposits, 2008.

16- Grierson, G.A. & Dvivedi,  Mahamahopadhyaya Sudhakara , The Padumawati of  Malik Muammad Jaisi, Calcutta: Asiatic  Society, 1896.

17-Khoshgu, Bandarebne Das, Safine-ye Khoshgu, Ed. Sayyed Shah Mahammad Ataorrahman Kakuy, Panta: Libel Litho press, 1959.
18-Mosavi Bojnurdi, Mohammad Kazem, Dayerat-olma'aref-e bozorg-e islami, Vol. 2, Tehran: the Center of the Great Islamic Encyclopedia, 1995.
19-Navvab Sadigh Khan, Tazkere-ye sham'-e anjoman, Ed. Mohammad Kazem Kahduyi, Yazd: Yazd University, 2007.
20-Nowshahi, Aref, Pari khaneh, Baharestan Letter, 6th Year, No. 1 & 2, Tehran: 284- 265, 2006.
21-Rastgare Fasayi, Mansur, Anva'-e nasr-e Farsi, Tehran: samt, 2001.
22-Rezazadeh Shafagh, Sadegh, Vossat-e enteshar-e zaban va adabiyat-e Farsi, Armaghan, No. 1, Tehran: 4-9, 1957.
23-Sayyed Abdollah, Adabiyat-e Farsi dar miyan-e Hendovan, Tr. Mohammad Eslam Khan, Tehran: Mahmud Afshars Foundation, 1992.
24-Sedighi, Tahere, Dastan-sorayi-e Farsi dar Shebhe gharreh dar dowre-ye Teymurian, Islamabad: Persian Research center of Iran and ,1998.
25-Shafisi  Kadkani, Mohammad Reza,  Adabiyyat-e Farsi az asr-e Jami ta ruzgar-e ma, Hojjatollah Asil, Tehran: ney, 1999.
26-Valeh Daghestani, Ali Gholi, Riyaz al sho'ara, Vol. 4, Ed. Sayyed Mohsen Naji Nasrabadi, Tehran: Asatir, 2005.
27-Zarrinkub, Abd-ul Hosen, Yaddasht-ha va andishe-ha, Tehran: Asatir, 1992.
28-zolfaghari, Hasan, Rikht shenasi-ye afsane-ye Gol-e Bakavali, Literary Techniques journal,2nd Year, No. 1, Tehran: 49-62, 2010.
29------------- Malek Khorshid va ma'shugh-e Banaresi, Research Journal Shahid Beheshti University, No.54, Tehran: 255-278, 2007.