نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه قرآن و حدیث دانشگاه سیستان و بلوچستان

چکیده

سیداحمدخان هندی از علمای قرن  بیستم شبه قاره هند و یکی از رهبران تاثیرگذار هندوستان در تحولات سیاسی و منطقه ای هند در زمان استعمار انگلیس بود.ایشان در برخی مباحث دینی نظریاتی متفاوت از دیگر علمای اسلام ارائه داده اند از جمله: مباحثی در رابطه با ملک،جن، بهشت، دوزخ و معجزه. که بیان و نقد نظریات ایشان ضرورت پرداختن به این موضوع را چند برابر می کند چرا که با بیان نظریات متفاوت مفسرین و تحلیل بررسی جداگانه ی هر کدام می توان هر چه بهتر و بیشتر به دیدگاه واقعی و درست پی برد. هدف از این نوشته، بیان، دسته بندی، نقد و آسیب شناسی  اندیشه ی سیداحمدخان درباره ی معجزه است که به روش توصیفی - تحلیلی با رویکردی قرآنی ارائه می شود و در آخر نتیجه می گیرد که سید، معجزه را به دلیل تخطی اش با قوانین طبیعت، منکر بوده وآن را به عنوان دلیلی بر نبوت و رسالت پیامبران نمی پذیرد

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

A survey on Sayyed Ahmad Khan Hindi's Viewpoint on Miracle

نویسنده [English]

  • m g

چکیده [English]

Sayyed Ahmad Khan Hindi was one of the Indian Subcontinent scholars of the 20th century and one of the Indian most influential leaders on political and regional transformations at the British colonialism period. He presented different theories in some religious discussions compare to other Muslim Scholars, such as: Issues relating to the Angel, Elf, Heaven, Hell and miracles. The purpose of this article is to have a survey on Sayyed Ahmad Khan ideas about miracles, its criticism and Pathology using the descriptive - analytical method and Koranic approach. It has been concluded  thathe denied miracle because of its violation to the laws of nature and did not accept it as a reason on prophecy.
 
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Miracle
  • Sayyed Ahmad Khan
  • Indian subcontinent

خداوند متعال جهت نیل انسانیت به سعادت، هدایت و رستگاری و دوری از انحرافات

سلسله ی انبیاء (ع) را مبعوث نمود و از آن جایی که مخاطب این پیامبران تمام سطوح جامعه اعم از عموم مردم و نخبگان و بزرگان جامعه بودند، پیامبران نیز باید در سطحی فراتر از همه قرار می داشتند، در واقع برگزیدگانی که در تمام ابعاد زندگی سرآمد بوده پاسخگوی جامعه و متناسب با مخاطبان باشند اما به رغم وجود تمام این ارزش ها هیچگاه پیامبران در ابتدا مورد استقبال قرار نگرفتند و با مخالفت هایی مختلف موانعی برسر راه یافتند و پس از تلاش های بی وقفه با مطالباتی مواجه شدند که باید برای درستی ادعای خود پاسخگوی آن می بودند. از این رو خداوند متعال پیامبران را نشانه هایی بخشید که خارق العاده  و به نوعی فراتر از قوانین معهود دنیا و طبیعت رایج جامعه بودند. این نشانه ها در واقع تصدیق کننده های بی مانندی بودند که موافقان و مخالفان دعوت پیا مبران را به تسلیم و اعتراف وا داشتند مگر آنا نی که مغرضانه جبهه می گرفتند و از باب عناد وارد می شد ند. این اعمال خارق العاده پس از قرن دوم و تد وین علم کلام به معجزه تعبیر شدند و مورد بحث قرار گرفتند. اما در مورد دیدگاه ها و اعتقادات سید احمد خان به عنوان یکی از مفسرین شبه قاره ی هند می توان گفت: به طور کلی در شبه قاره هند برای راهنمایی افکار دو نوع رهبری حکومت می کرد، یکی از آن ها رهبری دینی زعما وعلمای دینی بود، و دیگری به رهبری سِرسیداحمدخان براساس تقلید از تمدن غرب، اقتباس علوم جدید با تمام لوازم آن و تفسیر اسلام و قرآن با آن چه معلومات نا قص قرن نوزده مسیحی آن را تایید می کرد، و بالأخره مطابق دلخواه و نظریه غربیان و پشت سرگذاشتن آن چه با حس و تجربه ثابت نشده و انکار کردن حقائق و امور ماوراء طبیعی، استوار بوده است. سِرسیداحمدخان هندی از علمای هند یکی از مفسران مادی‌گرای مسلمان صاحب «تفسیرالقرآن و هوالهدی و الفرقان» است. وی در تفسیر خود تلاش کرده است، دیدگاه‌ های خود را پیرامون آیات اعجاز بر پایه علوم تجربی و مادی بنا نهد. از این رو نظرات او در هندوستان سر و صدای فراوا نی به راه انداخت و سبب شد که علمای اسلامی هند او را طرد کنند و حتی رنگ سیاسی به کار او بدهند زیرا ا و از نظر سیا ست هندوستان، طرفدار همزیستی و سازش با انگستان بود و بعضی ا و را متهم به خیا نت می‌کردند. به خصوص سیدجمال الدین اسدآبادی در صدر منتقدین او قرار گرفت و رساله ها در رد او نوشت که می توان گفت رساله نیچریه سیدجمال الدین از بی نظیرترین آثار در رد مادی گرایی به شمار می رود (بزرگزاده، 1390: 38).ا و برای نخستین بار، پرچم تجد د گرایی و نوسازی افرا طی در دین و شریعت را در هند برافراشت. وی این ندا را سر داد که باید تحوّلی همه جانبه در علم و دانش سنتی اسلامی صورت گیرد، به شکلی که با دستاوردها و رهیافت های نوین د ا نش غربی سازگار باشد و در یک فرآیند معین، به آشتی بین علم جدید و شریعت بینجامد (بزرگزاده،1390: 38) .خود باختگی در برابر علوم طبیعی سر به بی اعتباری ارزش های روحی و ایده آلیستی که همه ادیان سماوی از جمله اسلام بر اسا س آن پایه ریزی شده ا ند خواهد زد، در نتیجه به ا نکار هر چیزی که در طبیعت دید ه نشود و یا با حس ا نسان لمس نشود خواهد ا نجامید (الهی،1419،15).

بیان مسأله

یکی از مفاهیم اسا سی که از طرف سیداحمدخان، جنبه ی تجربی به خود گرفت، معجزه است. اومعجزه را منکر شد و در عین حال کوشش کرد تا نشان دهد بر همان باوری است که عموم مسلما نان درست اندیش، بر آنند. در مقا له حاضر نویسنده می کوشد تا دیدگاه ایشان را به درستی بیان نموده، آسیب ها و چالش های پیش روی این اندیشه را تبیین نماید، مبنی بر این که سید بنا بر چه دلایلی معجزه را قبول ندارد؟ که به نظر می رسد دیدگاه وی در مورد ا نکار معجزه بر گرفته از نظریه ی خداشناسی است که در سخنان وی مشاهده می شود.

 هدف اصلی و فرعی تحقیق

در بیان هدف نوشته ی حاضر می توان گفت: از آن جایی که در طول تاریخ افراد مختلفی با مطالعه ی قرآن و نفاسیر گوناگون آرا و نظریات متفا وتی را مطرح نموده اند، لذ ا نگارنده برآنست تا دیدگاه سید احمد خان را به عنوان یکی از مفسرین مطرح نموده و آسیب های مطرح شده در آن را تا حد توان به چالش و نقد بکشد.

 روش تحقیق

پژوهش حاضر با روش توصیفی،تحلیلی و رویکرد قرآنی، روایی نگاشته شده است

پیشینه ی بحث

تا جا یی که نگارنده بررسی نموده، تاکنون کتاب و مقاله ای که به طور مستقل به این موضوع پرداخته باشد وجود ندارد فقط در خلا ل برخی کتب و مقاله ها به طور پراکنده و جزئی به این مبحث اشاره شده است (غزالی، بی تا، 335، مطهری، بی تا، 56، کاظمی،سا ل هفتم: ش 26: صص 140-136، مطهری، 1420، 432). و در جایی دیگر، از او به عنوان قرآن گرای افرا طی یاد شده که سعی داشت همه چیز را از طریق قرآن استنباط نماید (اسعدی، 1389: 374-373).

1.مفهوم شناسی/1-1.معجزه:

معجزه در لغت به فتح جیم و کسر آن وارد شده است بر وزن مُفعَله و مُفعلِه اسم فاعل از فعل أعجز و همزه برای تعدیه و هاء برای مبالغه است مانند علّامه، و معجزه برگرفته از عجزی است که نقیض قدرت است.(ابن منظور،1415، 570؛ بستانی، 1375، 4: 24) بنابر دیدگاه برخی لغت نویسان"عجز" دارای دو اصل است: یکی ضعف و ناتوانی و دیگری انتهای یک چیز ( مصطفوی، 1426، 8: 37، راغب اصفهانی، 1412، 1: 547).  ودراصطلاح به امری گفته می شود که خارق العاده و به همراه تحدی و مبارزه طلبی باشد و از جانب کسی دیگر معارض نداشته باشد و این امر خارق العاده را خداوند به دست پیامبرانش ظاهر می کند (جرجانی، 1428،198؛ شهرستانی، بی تا، 417،میدانی،1430،300؛ الخن، دیب مستو،1427، 297؛ عبدالمنعم،1431 : 178؛ معرفت، 1385، 2: 23). پسمعجزه متعلق به امور مستحیلات عقلی نیست که مثلا اجتماع نقیضین صورت بگیرد یا امری در این حیطه، بلکه معجزات متعلق به اموری هستند که عقلاً ممکن هستند اما عادت معمول برخلاف آن در جریان است و معجزه خلاف آن عادت ظهور پیدا می کند و خرق عادتی صورتی می گیرد. یک امر خارق العاده در صورتی معجزه است که دارای شرایط زیر باشد:

1-معجزه باید امری خلاف قوانین طبیعی و خارق العاده باشد.

2-معجزه باید به گونه ای باشد که پیامبر تمام کسانی را که شامل دعوت او می شوند به مبارزه بطلبد و تحدی صورت گیرد و اگر امر خارق العاده به دست کسی که مدعی نبوت نیست صورت پذیرد، در این صورت معجزه به شمار نمی رود و می تواند کرامت باشد.

3-تمام امت و انسان ها از معارضه با معجزه ای که پیامبر آورده است و آوردن مثل آن عاجز باشند.

4-معجزه باید مقرون به ادعای رسالت و نبوت از طرف پیامبر باشد.

5- معجزه باید موافق ادعایی که مطرح می شود باشد و اگر مخالف باشد نمی توان گفت معجزه است مثلا: مدعی نبوت بگوید: دلیل راستگویی من شکافتن دریاست سپس کوه شکافته شود که در این صورت خلاف ادعایی که داشته ثابت شده است.

6- معجزه تکذیب کننده ی شخص مدعی نباشد مثلاً بگوید: نشانه ی پیامبری من سخن گفتن این سنگ است و سپس سنگ سخن نگوید این مدعی دروغین است (الخن، دیب مستو،1427

، 324؛ صلابی،1432، 233).

2.دیدگاه ها/2-1.منکرین

گروهی جانب قانون علیّت را گرفتند  و از توجیه معجزات عاجز ماندند و منکر آن  شدند

مانند ابوبکر رازی،ابن راوندی و برخی از معتزله و معمّر بن عباد و پیروانش، سیــد احمد خان هنـــدی آخوند زاده (قدردان قراملکی، 1381: 154(.

2-2.موافقین

عده ای جانب وقوع معجزات را گرفتند و به قوانین ساخته و پرداخته عقل انسانی اعتنایی نکردند. اهل حدیث و اشاعره به انگیزه جانب‌داری از توحید افعالی خداوند، منکر هرگونه تأثیر گذاری، سببیّت و اسناد کار و تحولی به غیر خدا هستند و در نتیجه علیّت و نظام اسباب را انکار می‌کنند و اثرگذاری موجودات پیرامون خود را که با چشم دل و جان مشاهده می‌کنند، مانند سوزاندن آتش و نور افشانی خورشید و... را «عادت خداوند» می‌نامند. (ایجی، بی‌تا: 341،تستری، بی‌تا: 1: 281، غزالى، بی تا، 169 ـ 170). بنابراین, خرق عادت از نگاه اینان صرفاً به این معناست که خداوند گاهى بر خلاف عادت مألوف خود عمل مى کند. این ها قانون‌هایی است که خدا خودش وضع کرده. از نظر ما کاری برخلاف آن ناممکن است، ولی از نظر خدا قانون بودن این قانون بستگی به مشیت و اراده او دارد. همان لحظه‌ای که خداوند بخواهد این جور نباشد، این جور نیست،معجزه نیز کار خداست (مطهری، 1420: 434).

2-3.اعتدال

گروه دیگر با پذیرش اصل علیّت و وقوع معجزات، به توجیه سازگاری این دو مبحث     پرداخته‌اند. این ایده عموما میان امامیه ومعتزله طرفدارانی دارد ( مطهری، 1373، 112).حکیمان مسلمان به وجود رابطه علّى و معلولى میان حوادثى که رخ مى دهند, قائلند, ولى با وجود این معتقدند که در معجزه, قانون علیت, سنخیت علت و معلول, نظم طولى و سلسله مراتبى عالم نقض نمى شوند (ابن سینا، 1403، 3: 418-395; طباطبائى, 1417، 1: 60). سید مرتضی(م 436 ه)در تعریف معجزه به اوصافی اشاره می‏کند که عبارتند از:خارق عادت بودن، مطابق دعوی نبوت بودن، متعذر بودن برای مردم، فعل خدا بودن، و در این صورت معجزه دلالت بر صدق نبی می‏کند سید مرتضی، بی تا، 13). شیخ طوسی(م 460 ه)می‏گوید:معجزه عبارت است از آن چه دلالت بر صدق کسی کند که آن را انجام می‏دهد و فقط اختصاص به او داشته باشد و منظور از معجزه معنی لغوی آن یعنی عاجز کننده نیست. وی اوصاف و شرایط معجزه را عبارت می‏داند از:فعل خدا بودن، ناقص عادت بودن، تعذّر انجام آن برای مردم، اختصاص داشتن به مدعی نبوت برای اثبات صدق او،خواجه نصیر الدین طوسی معجزه را عبارت می‏دارند از ثابت کردن آن چه بر خلاف عادت است همراه با خرق عادت و مطابقت با دعوی نبی ( ر.ک. طوسی،1370، 315-184).علامه حلی(م 726 ه)می‏گوید:معجزه امر خارق عادت است که همراه با تحدی می‏باشد و شرط آن این است که فعل خدا باشد و مقصود از معجزه تصدیق نبی است ( همان، 184).

3.دیدگاه سیداحمدخان در مورد معجزه

3-1.معجزه وخرق طبیعت:

به عقیده ی سید احمد خان اگر معجزات طبق قانون طبیعت باشند، معجزه نخواهند بود چون کسی که این قانون را بتواند به کار ببندد می تواند این معجزه را انجام دهد، بنابراین معجزه خرق عادت نخواهد بود واگر طبق قانون طبیعت نباشد، خلاف طبیعت است و طبیعت هم از سنن الهی است ومخالفت با سنن الهی امکان پذیر نیست (سید احمد خان، 1332: 3: 26). سیداحمدخان در موافقت با نظریه خداشناسی خود که دین را وجهی از طبیعت می دانست، خدا را به چشم صانع طبیعت و علت اولی می نگریست، به عقیده او نسبت خدا با عالم همانند نسبت ساعت ساز است با ساعت. همچنانکه صنعتگر ضامن ساخت ماشین و همبستگی اجزاء آن و کارکرد تام و تمام آن است، خدای صانع عالم نیز همچنان است، اوست که قوانینی به آن می دهد که بر طبق آن به کارکردن ادامه می دهد چون خدا تغیّرناپذیر است، قوانینی هم که در عالم حاکم است تغیّر ناپذیر است چنانکه قرآن کریم می فرماید: «وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلاً » (فتح/24)، همچنان که جهان مادی طبق قوانین لایتغیری کار می کند همچنان نیز در ساحت معنوی قانون مطلقی از درست و غلط هست که هیچ استثنایی در آن راه ندارد. رنج ها و شادی ها منطقاً تابع نوع اعمالی است که به دست انسان ها صورت می گیرد و در هیچ یک از ساحات مادی و معنوی نیازی به دخالت الهی نیست. در نتیجه ی همین نظریه خدا شناختی(deistic) اصالت طبیعت به عنوان صنع خدا و رابطه خدا با عالم بود که سیداحمدخان امکان پذیری معجزه و مؤثر بودن دعا را انکار می کرد. او نمی توانست معجزه را که تخطی از قوانین طبیعت است بپذیرد، زیرا به عقیده او طبیعت وعده عملی خداوند است به این که فلان چیز، چنین واقع خواهد شد. و اگر ما بگوییم که آن چیز ممکن است برخلاف وعده الهی واقع شود به منزله آن است که او را متهم کنیم که برخلاف وعده خود عمل می کند و این غیر قابل تصور است (شریف،1370: 207). سیداحمدخان در ادامه سخن خود می گوید: من امکان پذیر بودن معجزه را به این دلیل انکار نمی کنم که برخلاف عقل است، بلکه به این دلیل آن را انکار می کنم که قرآن وقوع حوادث و اتفاقاتی را که برخلاف قوانین طبیعت اند و جریان معهود امور را نقض می کنند، تایید نمی کند.او برای اثبات صحت مدعای خود کوشش می کرد که این معجزات را با توسل به قوانین طبیعی تبیین کند، کوششی که شاید یگانه علت این معنی بود که چرا تفسیر او در میان مسلمانان شهرت و اعتبار شایسته ای به دست نیاورد (سید احمد خان، 1332: 3: 26). به نظر می رسد، از نظر سید قران بر اساس اصول فطرت به قانون طبیعت پایبند است وچیزی بر خلاف قوانین طبیعی یا فطری بیان نمی کند. از این رو او معجزه را منکرشد.

3-2.معجزه و ادعای نبوت

سید احمد خان معجزه را به عنوان دلیلی بر صدق نبوت انبیاء، منکر شده و دلایلی  به شرح زیر برای اثبات مدعای خویش می آورد:

الف) معجزه نمی تواند دلیل بر نبوت باشد چرا که معجزه از دو حالت خارج نیست یعنی یا باید د لایل عقلی داشته باشیم یا نقلی، وجود دلیل شرعی امکان پذیر نیست چون تا هنگامی که رسالت پیامبر(ص) ثابت نشود آن دلیل هم معنا ندارد و از لحاظ عقل نیز امکان ندارد که گفته شود این نشانه ها به پیامبران اختصاص دارد مگر این که بپذیریم معجزات امکان پذیر است و اموری که از پیامبر(ص) سرزده طبق قانون طبیعی نبوده است (سید احمد خان، 1332: 1: 193).

ب) بین معجزه و ادعای نبوت ارتباطی وجود ندارد.

ج) این حرف( کسی که ادعای کذب نبوت را داشته باشد و بخواهد معجزه نشان دهد، نخواهد توانست) بی منطق و بی دلیل است.

د) از پیامبر هیچ معجزه ای ظاهر نگردیده و دلیل آن وجود آیات قرآنی می باشد.(قالو لن نؤمن لک حتی..) (همان:1/197)

ه) مشرکین عرب از پیامبر(ص) معجزه خواستند ولی پیامبر از آوردن آن سرباز زدند، از این رو معلوم می شود معجزه محال است وگرنه پیامبر(ص) به خواسته ی آنان پاسخ منفی نمی دادند، چرا که اعتقاد به معجزات و کرامات پیامبران و بزرگان، ایمان به توحید و صفات را ناقص و نامکمل می کند چون این اعتقاد انسان را به سمت گور، پیرو رشد پرستی سوق می دهد ( همان: 3/ 36).

3-3. تأویل حسی معجزات

 عده ای معجزه را قبول کرده اند ولی آن را تأویل نموده اند که این هم  به گفته ی شهید مطهری درواقع انکار است اما انکاری محترمانه( مطهری،بی تا، 56، مطهری، 1420، 432)، این طرز فکر در عصر غزالی نیز طرفدارانی داشته تا آن جا که دست به توجیه معجزات نیز زده اند، غزالی اهتمام این گروه بر اصل علیت را نقل کرده، در ادامه توضیح می دهد که این

تلقی در اثبات معجزه و خوارق عادات مشکل ایجاد می کند (غزالی، بی تا: 335).

سید احمد خان سعی می کرد برخی گزارش های غیبی یا پدیده های  غیر مادی را با تاویلات غیر مادی و بی اساس توجیه کند و طوری وانمود کند که دین و قران همان را می گویند که علم گرایان درست اندیش باوردارند. وی برای اثبات نظریه ی خود به دلایلی نیز متمسک شده است مانند این که می گوید: ما در قرآن یک سلسله آیات داریم که مردم از پیغمبران همین کارهای خارق العاده را می خواستند و پیغمبران می گفتند: ما هم بشری هستیم مانند بشرهای دیگر، و امتناع می کردند، دیگر یک سلسله آیات دیگری است در خود قرآن که نظام خلقت را به عنوان« سنن الهی» می نامد و تصریح می کند که سنن الهی تغییر ناپذیر است. تقریبا ده آیه به این تعبیر داریم که از همه صریح تر این آیه است: « سنه الله... و لن تجد لسنه الله تبدیلا»(احزاب/62) ودر آیه ی دیگر:« فلن تجد لسنه الله تبدیلا و لن تجد لسته الله تحویلا»( فاطر/43)« لن »، هم می گوید که برای نفی ابدی است، پس معجزه به معنی این که خرق عادت بشود، تبدیل سنت الهی است، تحویل سنت الهی است و نمی شود (سید احمد خان، 1332: 3: 34). همچنین هیچ حادثه ای خلاف قانون طبیعت انجام نمی گیرد، بنابراین اگر حادثه ای طبق قانون طبیعت( به ظاهر)انجام نگرفته باشد، معجزه نخواهد بود چون ممکن است طبق قانون طبیعت انجام نگرفته باشد که ما از آن قانون اطلاع نداریم، وقوع اتفاقی یک امر، بعد از دعای یک شخص بزرگ یا یک پیامبر نمی تواند معجزه باشد، چون وقوع آن امر طبق قانون طبیعت بوده و ربطی به دعای پیامبر ندارد و وقوع امر مذکور به طور اتفاقی همزمان شده اند ( همان: 3/ 35).

4.خلاصه ی دلایل سید احمد خان درانکار معجزه

نظریات و باورهای سید را در مورد انکار معجزه، می توان به این ترتیب خلاصه نمود:

الف) عدم تغییر و تبدیل در قانون طبیعت ضروری و لازم است چون خداوند در ایات

متعددی که از نظام خلقت به عنوان سنن الهی نام می برد( سنة الله ... و لن تجد لسنة الله

تبدیلا» (احزاب/62)، تصریح می کندکه سنن الهی تغییر ناپذیرند واگر خلاف این ثابت شود تکذیب بر خدا لازم می آید. از این رو هیچ حادثه ای بر خلاف قانون طبیعت انجام نمی گیردو اگر خلاف این ثابت شد دیگر معجزه نمی باشد زیرا ممکن است طبق قانون طبیعت انجام گرفته باشد.

ب) برخی ایات نیز اشاره دارند به این که مردم از پیغمبران‏ کارهای خارق‏العاده را می‏خواستند و پیغمبران می‏گفتند ما جز بشری‏ نیستیم، ما هم بشری هستیم مانند بشرهای دیگر، و امتناع می‏کردند«قل انما ان بشر مثلکم یوحی الیّ…» (کهف/110) سید احمد خان براساس این ایات می گوید: در قرآن مجید امری که بر خلاف قانون فطرت باشد وجود ندارد و مسأله معجزات نیز چنان که از قرآن استفاده می‌شود پیامبر(ص) هیچ‌گاه ادعای معجزه نکرده است. او مثل دیگران است و تفاوتی با دیگران ندارد که­معجزه­ بیاورد.
بنابراین با استناد به آیات قرآن که از قول پیامبر(ص) خطاب به مشرکان بیان شده است عملاً انجام هرگونه اعجاز و تحقق آن در عالم خارج مورد انکار قرار گرفته است.

ج) وقوع اتفاقی یک امر، بعد از دعای یک شخص بزرگ یا یک پیامبر نمی تواند معجزه باشد چون وقوع آن امر طبق قانون طبیعت بوده و ارتباطی به دعای پیامبر(ص) ندارد و وقوع امر مذکور به صورت تصادفی همزمان شده ا ند.مشرکین از پیامبر (ص) درخواست معجزه می کردند و پیامبر(ص) از اوردن معجزه خوداری میکرد از این رو معلوم میشود معجزه محال است وگرنه پیامبر(ص) درخواست آن ها را اجابت کرده و به خواسته ی آنان پاسخ مثبت می داد. از منظر سید احمد خان هندی اعتقاد به معجزات و کرامات پیامبران و بزرگان، ایمان به توحید به صفات را ناقص می کند زیرا این اعتقاد انسان را به سوی گور، پیر و مرشد پرستی سوق می دهد.

 د) میان معجزه و ادعای نبوت ارتباطی وجود ندارد زیرا معجزه از ساحر نیز سر می زند.

ه) معجزه نمی تواند دلیل نبوت باشد زیرا معجزه از دو حالت خارج نیست: یا باید دلیل عقلی داشته باشد یا نقلی. وجود دلیلی شرعی امکان پذیر نیست زیرا تا زمانی که رسالت و معجزات پیامبر(ص) ثابت نشود آن دلیل هم معنا ندارد و از لحاظ عقل هم امکان ندارد که گفته شود این نشانه ها مختص پیامبر(ص)است مگر این که بپذیریم معجزات امکان پذیر است و اموری که از پیامبر سرزده طبق قانون طبیعت نبوده است.

و) در قرآن مراد از آیات یا بینات معجزات نیست بلکه مراد از آن احکام یا آیه های قرانی می باشد و هر جا آیه به معنای معجزه آمده حکایت از قول کفار بوده است که قرآن طبق عقیده آن ها سخن گفته است و از این که آیات با صفت بینات آمده معلوم می گردد که احکام قرانی هستند که موصوف به صفت بینات می شوند نه معجزه زیرا معجزات   موصوف به صفت بینات نمی شوند و آوردن صفت بینات برای آن تحصیل ماحصل است.

ز) او با دستاویز قرار دادن وجوه تشابه جسمی پیامبر(ص) با سایر انسان‌های معمولی، انجام معجزه را امری محال دانسته و یا این که به توجیه آن ها پرداخته است.

ح) از منظر سید احمد خان هیچ تفاوتی میان پیامبر و دیگر بشر نیست. سید، رابطه ی پیامبر و پیروانش را چون چوپان و گوسفندان می داند که هر دو متعلق به مقوله ی حیوانیّت اند و برخورداری از عقل، چوپان را از گوسفندان متمایز می کند. آن هایی که عقل بالاتری دارند، رهبران و پیشوایان مردمند و همه ی آن ها بی هیچ تمایزی، قابل الهام و یا وحی روحانی اند.تفاوت میان پیامبران و نوابغ نیز، نه به خاطر تفویض پیامبری به آن هاست، بلکه موارد تفاوت میان ساحت هایی است که در آن ها کار و زندگی می کنند. (همان: 1/ 36-34)

5- آسیب شناسی ونقد دیدگاه های سید

دیدگاه ها و نظریات سید در برخی موارد شامل آسیب ها و ضعف هایی است بدین قرار:

5-1.آسیب های مبنایی

این آسیب ریشه در مبنای غلط یک مفسر دارد که در موارد زیادی قابل مشاهده است، به نظر می رسد سر سید ، بر اساس نظریه ی خداشناسی که قائل به آن بود، به این آسیب مبتلا

شده، زیرا  همان طور که بیان شد: وی دین  را وجهی از طبیعت می داند و خداوند را صانع طبیعت و علت اولیه ی آن، نسبت خدا با عالم همچون نسبت ساعت ساز است با ساعت، همچنان که سازنده ی ساعت ضامن ساخت آن است، خداوند به عنوان صانع جهان نیز، چنین می باشد. براساس همین پیش فرض بود که وی در تفسیر آیات قرآن دچار تاویل های نا به جا شده و اموری همچون: معجزه، نبوت، وحی و... را منکر شده است.

لازم به ذکر است که گروهی از محققین، دیدگاه های سید را برگرفته از اندیشه های غربی  دانسته و معتقدند: وی کاملا طبیعت گراست.( علوی مهر، 1381: 191-190، رفیعی محمدی، 1379: 2: 27، ندوی، 1400: 89-88، اسعدی، 1389: 375-373)

5-1.سید احمد خان و عقاید پروتستان ها( خود محوری):

چنین به نظر می رسد که سِرسید با مسیحیان و مبلغان پروتستان پیوندهای نزدیک داشته است. در نگرش او به اقتدار دین و مسئله معجزه شباهت های روشنی میان افکار سرسید و عقاید پروتستان های رها از تعصب که پاسخگویی به مذهب انتقادگرای برتر آلمان و داروینیسم را در انگلستان اواسط عصر ویکتوریا آغاز کردند وجود دارد. او امکان پذیری معجزه و مؤثر افتادن  دعا را انکار  می کرد  و  نمی توانست معجزه را  که  تخطّی از قوانین

طبیعت است، بپذیرد، زیرا به عقیده ی او قانون طبیعت وعده ی عملی خداست به این که فلان چیز چنین واقع می شود (شریف،1370، 4: 209). و از آن جا که همه چیز نزد سِر سیّد طبیعت است و از قوانین طبیعی تخلف امکان ندارد او دعا را بی تاثیر و عملی بیهوده می داند. سیداحمدخان با استدلالی از همین نوع موثر بودن دعا را آن گونه که معمولاً از آن اراده می شود انکار می کند. قوانین طبیعت تخلف ناپذیر است و هیچ چیز نمی تواند آن را تغییر دهد حتی خدا هم نمی تواند برخلاف آن ها عمل کند نعوذبالله به عقیده ی او فایده دعا را نمی توان با قبول و یا عدم قبول آن از طرف خدا ارزیابی کرد، زیرا قبول آن محال است، بلکه فایده آن تسکین آلام و اضطراباتی است که ملازم بعضی حوادث ناگوار در زندگی انسان است ( سید احمد خان، 1332، 1: 190). طبق آن چه سِرسیّد می گوید اگر خدا فقط صرفاً علت العلل است و نمی تواند فراتر از قوانین طبیعت و قانون مطلق درست و غلط عمل کند پس فقط اسماً خدا است، موجودی است عاری از شخصیت و هرگونه احساس و عاطفه نسبت به موجودات انسانی. به این ترتیب خدا از مرتبه ی الوهیت فروکشیده می شود و همه گونه زندگی دینی از بین می رود، همچنین نماز نشانه ی بیرنگی از پرستش سطحی موجودی می شود که آغوشش هرگز برای اجابت دعاها گشوده نمی شود و گوشش هرگز استغاثه های گناهکار پشیمان را نمی شنود ( همان: 1/ 193).اگر وضع بدین منوال باشد دیگر انسان به هنگام اضطرار نیازی به روی آوردن به خدا ندارد.

5-2. عدم تایید حوادث ناساز گار با قانون طبیعت در قرآن

 در مورد انکار معجزه توسط سید مبنی بر عدم تایید حوادث خلاف قانون طبیعت در قرآن، می توان گفت: از یک نظر سیداحمدخان درست می گفت، زیرا قرآن موکداً ومکرراً درخواست مردم از پیامبر را که در تایید حقانیت خود معجزاتی نشان دهد، رد می کند و به همه این گونه پاسخ می دهد که «قُلْ سُبْحَانَ رَبِّی هَلْ کُنْتُ إِلاَّ بَشَراً رَسُولاً»، (الإسراء: 93) ولی از نظر دیگر اشتباه می کرد، زیرا قرآن پر است از اخبار معجزات پیامبران گذشته، لذا برای اثبات مدعای خود کوشش می کرد که این معجزات را با توسل به قوانین طبیعی تبیین کند، کوششی که شاید یگانه علت این معنی بود که چرا تفسیر او در میان مسلمانان شهرت و اعتبار شایسته ای به دست نیاورد (شریف، 1370: 207).

5-3.خود باختگی مطلق در برابر علوم طبیعی

محمد الهی استاد دانشگاه ازهر در انتقاد روش سید در کتاب خود ( الفکر الاسلامی الحدیث) چنین می نویسد:« نهضت سید احمد خان براساس خود باختگی مطلق در برابر علوم طبیعی و تمدن غرب استوار است همچنان که در عصر ما گروهی از متفکران به اصطلاح روشنفکر در برابر پدیده ای به نام علم و مظاهر تمدن قائم بر آن فریفته شده اند،خودباختگی در برابر علوم طبیعی سر به بی اعتباری ارزش های وحی و ایده آلیستی که همه ادیان سماوی از جمله اسلام بر اساس آن پایه ریزی نشود ویا با حس انسان لمس نشود خواهد انجامید» ( الهی، 1419: 15).

5-4. تاویل بر مبنای نظر زنادقه

سید جمال الدین اسد آبادی در یکی از تبعیدهای خود در هند، با سخنان و مقالات سید احمد خان آشنا شد و با شامه ی تیز خود به دهری گری یا اصالت طبیعی بودن او پی برد و به قول بسیاری از صاحب نظران، رساله ی نیچریه  را در رد او و هم فکرانش نوشت.   « شنیدم که شخصی در حالت کبر سن و کثرت تجربیات وسیاحت ممالک فرنگ، پس از کد و جهد، به جهت اصلاح جامعه اسلامی تفسیری بر قرآن نوشته است...وگمان بردم که گمشده ی خود را یافته ام، ولی چون تفسیر به نظرم گذشت دیدم به هیچ وجه در راه یاد شده قدم نگذارده، تنها همت خود را بر آن گماشته که هر آیه ای که در آن ذکری از ملک ، جن، روح الامین، وحی، جنت، نار ویا معجزه ای از معجزات انبیاء (ع) می رود، آن آیه را از ظاهر خود برآورده به تاویلات بارده زندیق های قرون گذشته تأویل نماید. فرق همین است که زنادقه ی سلف دانشمندانی بوده اند واین مفسر بسیار عوام است، لهذا نمی تواند اقوال ایشان را هم به خوبی فراگیرد... وعجیب تر آن است که این مفسر، رتبه مقدسه الهیه نبوت را تنزل داده، به پایه  «رفارمر» فرود آورده وانبیاء(ع) را چون واشنگتن ، ناپلئون، پالمرستن، گاری بالدی، مستر گلادستن و موسیوگامبلتا گمان کرده است» ( اسد آبادی، 1379 :191).

5-5. تاویلات ناهمگون معجزات پیامبران

ذهبی  در  گزارشی  از تفسیر سید احمد خان، بدون این که  نامی  از  آن  ببرد،چنین می نویسد:

قرآن خود مفسر خویشتن است و به بیرون از خود نیازی ندارد، جز واقعیت هایی که قرآن با آن وفق می دهد و سنت الهی در کون در نظام حاکم بر جامعه، موید آن است. ذهبی می گوید: وی با این برداشت خودسرانه، خواسته است رابطه ی میان قرآن و سنت را که با دستور الهی باید همواره در کنار قرآن و بیانگر آن باشد، از هم بگسلاند. ( ذهبی، 1396، 2: 523)« وانزلنا إلیک الذکر لتبین للناس ما نزل إلیهم و لعلهم یتفکرون»( نحل/44). در این تفسیر، معجزات انبیاء کلا دستخوش تأویلات ناهمگون وغیر منطقی قرار گرفته و در نهایت پدیده ی اعجاز به معنی معروف انکار شده است...دعوت انبیاء را که قرین صدق و حقیقت است و خود  بزرگترین جنبه ی  اعجاز نبوت را تشکیل می دهد  نیز

انکار می کند.(معرفت، 1396، 2: 517)

6.آسیب های مصداقی

برای روشن‌تر شدن موضوع در اینجا به چند نمونه  تفسیری که نشان‌دهنده دیدگاه عقل‌گرایانه ی افراطی سید احمد خان هندی در تفسیر است اشاره می‌کنیم:

 6-1.شکافته شدن دریا برای قوم بنی‌اسرائیل

سیداحمد خان هندی در بیان معجزه ی حضرت موسی و شکافته شدن دریا برای قوم بنی‌اسرائیل می‌گوید: هیچ کدام از آیات دلالت بر شکافته شدن دریا ندارد و آن چه مفسران در تفسیر این آیات بیان داشته‌اند بر پایه ی اسرائیلیات شکل گرفته است. وی در ادامه به استدلالات زبان شناختی و دلالت الفاظ آیات مربوط به داستان حضرت موسی پرداخته است. اوشکافته شدن دریا را برای حضرت موسی به سبب جزر و مد می‌داندوچنین استدلال می کند که در آن زمان، اب دریای سرخ مثل امروز زیاد نبود و عبور موسی به هنگام جزرومد اتفاق افتاده است (صاحبی، و حسینی، بی تا، 156).اما در نقد دیگاه سر سید می توان گفت: معجزه دلیل قاطع و حجت مسلم عقلی و گواه صدق رسالت انبیا است و بیان برخی معجزات انبیای گذشته در قرآن تأکیدی بر این مطلب است. پس نمی‌توان معجزه را صرفاً یک فرایند طبیعی قلمداد کرد که بسان روابط علی و معلولی میان دیگر اشیا قابل تحلیل و ارزیابی قرار گیرد و فقط به این چارچوب منحصر گردد، اگر معجره امری طبیعی ست، باید پرسید چرا دیگران از آوردن آن ناتوان و عاجز شده اند؟ چرا تاکنون کسی به این مبارزه طلبی پاسخی نداده است؟ و هزاران سوال دیگر..

 6-2.شکافته شدن چشمه‌های دوازده‌گانه برای قوم بنی‌اسرائیل

سید در تفسیر آیة شصت سورة بقره که حضرت موسی به راهنمایی خداوند با زدن عصای خود بر یک تخته سنگ دوازده چشمه از آن جوشیدن می‌گیرد و قوم بنی‌اسرائیل از آن چشمه‌ها می‌نوشند منظور از «حجر» را در عبارت «إضرب بعصاک الحجر...»( بقره/60، کوهستان دانسته است. به اعتقاد سید امکان ندارد دوازده چشمه از یک سنگ بجوشد.( سید احمد خان، 1332، 1: 18) او درتکمیل نظریة تفسیری خود می‌گوید:در موضعی که بنی‌اسرائیل از حضرت موسی آب خواستند، تپه‌هایی بوده است که خداوند نسبت به همان تپه‌ها به حضرت موسی می‌فرماید: «إضرب بعصاک الحجر»، یعنی،  با عصای خود به زمین بزن و به کمک عصای خودت بالای آن تپه‌ها برو. در آن حدود محلی بوده که تورات آن را «ایلم» نوشته است و دوازده چشمه در آن جا جاری بوده است. همان طور که در مناطق کوهستانی از زیر کوه‌ها و یا از میان صخره‌ها آب بیرون می‌آید.( سید احمد خان، 1332، 1: 20) و این همان است که خدا نسبت به آن فرموده است:« فانفجرت منه اثنتا عشرة عیناً»( بقره/60) در این نمونه مشاهده می‌کنیم که مفسر با معیار عقلانی خود که جوشیدن دوازده چشمه از زیر یک سنگ را محال می‌داند به نفی معجزه و تحلیل به ظاهر خردپذیر آیه دست می‌زند و با استناد به متن تحریف شده ی دیگر کتب آسمانی، قرآن را تفسیر می‌کند. حال این پرسش رخ می‌نماید که چگونه مفسر، برخی مسلمات را به دلیل اینکه بر پایه ی اسرائیلیات و عقاید پیروان دیگر ادیان شکل گرفته و به دین اسلام راه یافته است به راحتی منکر می‌شود، ولی در توضیح نظریه ی خویش به متون تحریف شده‌ای همچون تورات استناد می‌کند؟ واضح است که این تناقض در راستای موافق ساختن و هم داستانی مفهوم آیات با دیدگاه‌های عقلانی مفسر صورت می‌پذیرد و تلاشی تکلف‌آمیز و غیرروشمند در تحلیل بیانات قرآن است. سِرسیّد در باب شکافتن دریای سرخ که از نص صریح قرآن ثابت می شود معتقد است که: داستان موسی در قرآن مبنی بر این که او آب را با عصای خود شکافت و بدین وسیله از دریای سرخ گذشت به عبورکردن وی درهنگام فرونشستن آب اشاره  دارد  و از طرفی دیگر دریای سرخ در زمان موسی  به اندازه  زمان  سید احمد  خان

عمیق نبوده است. این عقیده سرسید است ( سید احمد خان، 1332، 1: 22).

اما آن چه از آیات قرآن بر می آید چیزی دیگر است. «فَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاکَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَکَانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ‌« (الشعراء:63) و در سوره ی دخان می فرماید:» وَ اتْرُکِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ‌« (الدخان‏:24) نکته ی قابل تامل اینجاست که اگر دریا خشک بوده« کَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ‌« چگونه به وجود آورده و اگر عمیق نبود، فرعون و لشکرش کجا غرق شدند. تفسیری که مبنایش عقل و خرد باشد سرانجامش تحریف است.

اما آن چه که برخی آیات از جمله:« أَوْ یَکُونَ لَکَ بَیْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِی السَّمَاءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِیِّکَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَیْنَا کِتَاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّی هَلْ کُنْتُ إِلاَّ بَشَراً رَسُولاً » (الإسراء: 93) نفی می کنند اشاره به معجزات اقتراحی است که گروهی بهانه جو مطرح می کردند نه قصد پذیرش حق را داشتند و نه بعد از انجام آن تسلیم حق می شدند، ولی معجزاتی که برای تحقیق حقیقت مطالبه می شد از سوی پیامبر انجام می گرفت و شواهد فراوانی بر این امر در تاریخ زندگی آن حضرت وجود دارد. سپس قرآن می فرماید مخالفان لجوج هنگامی که نشان و معجزاتی را بر صدق دعوت تو می بینند اعراض کرده، می گویند این سحری مستمر است: « وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ» (القمر/2) تعبیر به مستمر اشاره به این است که آن ها معجزات مکرری از پیامبر دیده بودند و آن ها همه را بر تداوم سحر حمل می کردند هرچند این تهمت بهانه ای بود برای نپذیرفتن حق.

6-3.پدر داشتن حضرت عیسی (ع)

سید احمد خان تولد عیسی را معجزه نمی داند چون معجزه در مقابل منکران نبوت آورده می شود؛در حالی که مسیح درآن هنگام به نبوت نرسیده بود.پس چگونه می توان نام معجزه برآن نهاد ( همان: 2/ 21-20). سید همچنین منکر تکلم حضرت عیسی در مهد بوده و معتقد است که: منظور از« مهد» گهواره نیست بلکه دوران کودکی است، چون هیچ نوزادی 

بنابر قانون طبیعت و فطرت نمی تواند سخن بگوید... او شاید در دوازده سالگی این سخنان را بیان کرده است،زیرا در این سنین بود که عالم یهودی به مریم پرخاش کرد.(همان:2 / 195-194). همچنین او باردار شدن حضرت مریم را معجزه نمی شمارد، و مجسم شدن فرشته برای او را تخیل، رویا و خواب تلقی می کند.به نظر او تمامی یهود اعم از زن ومرد یقین داشتند که از میانشان یک نفر به عنوان مسیح پدید خواهد آمد که پادشاهی آنان را دیگر بار بر پا می کند ، لذا هر یک از زنان و مردان یهود آرزو می‌کرد که شخصی که می‌آید، پسر وی باشد...در چنین مواقع و حالاتی دیدن این گونه خواب‌ها یا شنیدن آوازهایی بدون اینکه گوینده‌ای باشد و یا به نظر آمدن شیء مجسمی در مخیله، از اموری است که به مقتضای فطرت انسانی وقوع می‌یابد ( همان: 2/ 34)).همچنین در داستان حضرت موسی(ع)، در سوره طه پس از درخواست هایی که  موسی می کند :خداوند متعال در جواب می گوید:« قَالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ یَا مُوسَى‌« (طه:36) با استناد به این آیات تصور سیداحمدخان از خدا و نقش دعا به هیچ وجه با وجدان دینی تطبیق پیدا نمی کند.( همان: 2/ 195)

7.آسیب های روشی

مراد از این آسیب، آسیب هایی است که مفسران در ر وش خود به آن ها مبتلا شده اند مانند: عدم توجه به سیاق آیات، عدم توجه به استعمال واژه در قرآن، برخورد گزینشی با علم یا قرآن و زیاده گویی و پراکنده گویی که سید احمد خان از جمله مفسرانی است که در تفسیرخود

 به آن دچار شده است، زیرا وی از بین چهار منبع شرعی، فقط به قرآن آن هم با تفسیر به رأی تکیه می کرد وصحت و اعتبار اغلب احادیث را زیر سوال می برد (موثقی، بی تا، 280، الهی بخش، 1421، 106-100، اسعدی، 1389، 1: 384). پس می توان گفت سید در روش تفسیری خویش انتخابی نادرست داشته که در نتیجه ی آن، قرآن کریم را تفسیری کاملا طبیعی و مادی نموده است. بنابر دیدگاه او، قرآن براساس اصول فطرت و قانون طبیعت پایبند است و چیزی بر خلاف قوانین طبیعی یا فطری بیان نمی کند.( سید احمد خان، 1320، 1: 88)

8.آسیب های غایی

مراد از آسیب های غایی، این است که مفسر در نتیجه ی اتخاذ مبنا  و  روش نادرست، در

در تفسیر آیات به نتیجه ای نادرست و اشتباه مبتلا می گردد، سید از جمله افرادی است که برای نخستین بار، پرچم تجدد گرایی افراطی در دین را در هند برافراشت. وی این ندا را سر داد که باید تحوّلی همه جانبه در علم و دانش سنتی اسلامی صورت گیرد؛ به شکلی که با دستاوردها و رهیافت های نوین دانش غربی سازگار باشد و در یک فرآیند معین، به آشتی بین علم جدید و شریعت بینجامد (بزرگزاده، 1390: 38). خود باختگی در برابر علوم طبیعی سر به بی اعتباری ارزش های روحی و ایده آلیستی که همه ادیان سماوی از جمله اسلام بر اساس آن پایه ریزی شده اند خواهد زد، در نتیجه به انکار هر چیزی که در طبیعت دیده نشود و یا با حس انسان لمس نشود خواهد انجامید (الهی/1419/ص15). در نتیجه ی همین مبانی و روش ها بود که سید برای توجیه و تحلیل معجزات انبیای الهی به عقل پناه برده و با استمداد از نیروی خرد به شرح و توضیح و گاه انکار معجزات می‌پردازد. وی معجزات مافوق قدرت و خارق عادت را ناممکن می‌داند.

نتیجه

دیدگاه سید احمد خان هندی نشان می دهد که معجزه امری غیر ممکن و محال است،

چرا که براساس نظریه ی ایشان عدم تغییر و تبدیل در قانون طبیعت ضروری و الزامی است و هیچ حادثه ای خلاف قوانین طبیعت رخ نمی دهد. سید با استناد با برخی آیات معتقد است: که پیامبران خود را مانند سایر بشر معرفی نموده اند و از آوردن معجزات امتناع می کردند؛ چنان چه سخن پیامبر(ص) را خطاب به مشرکان و در خواست آن ها به عنوان دلیل ذکر می کند. آسیب های مبنایی این نگرش، نظریه ی خداشناسی است که براساس آن دین را وجهی از طبیعت دانسته و خداوند را صانع و علت اولیه ی آن می داند، لذا به دنبال این نظریه دچار عقاید پروتستانی و خودمحوری بوده، حوادثی را که خلاف قانون طبیعت

باشند تایید نمی کند، همچنین به صورت مطلق خود باخته ی غرب و علوم طبیعی بوده، در نتیجه معجزات پیامبران را تأویل می کند. این دیدگاه از لحاظ مصداقی به بیان و اظهاراتی براساس معیارهای عقلانی می پردازد.

دیدگاه سید احمد خان به لحاظ روشی دچار زیاده گویی، پراکنده گویی و برخورد گزینشی با علم یا قرآن بوده و قرآن را تفسیری کاملا طبیعی و مادی نموده است که در نتیجه ی آن برای نخستین بار پرچم تجدد گرایی و نوسازی افراطی دین و شریعت را در هند برافراشته است.

 

 

 

منابع

  1. القرآن الکریم

  2. ابن سینا، حسین به عبدالله، الاشارات و التنبیهات شرح الاشارات و التنبیهات، خواجه نصیرالدین طوسى، تهران: دفتر نشر کتاب، 1403 هـ. ق.

  3. ابن منظور، لسان العرب، بیروت : درالفکر: 145ه.

  4. اسدآبادی، سیدجمال الدین، مجموعه رسائل ومقالات.، به کوشش سیدهادی خسروشاهی،تهران: انتشارات شروق، 1379ه.

  5. اسعدی، محمد، و همکاران، آسیب شناسی جریان های تفسیری، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، انتشارات اسوه: 1389.

  6. الخن، مصطفی سعید/مستو، محی الدین دیب، العقیدة الإسلامیة، بیروت: دارابن کثیر،1427ه.

  7. الهی، محمد، الفکر الإسلامی الحدیث، قاره: دارالسلام، 1419ه.

  8. الهی بخش، خادم، القرآنیون و شبهاتهم حول السنه، طائف: مکه الصدیق، 1421ه.

  9. ایجی، عبدالرحمن بن احمد، المواقف فی علم الکلام، عالم الکتب، بیروت: بی تا.

  10. بزرگزاده، محمد انور، جایگاه سنت و حجیت آن در اسلام، مجله ندای اسلام، شماره 46، صص 42-38، 1390ه.

  11. بستانی، فؤاد افرام.فرهنگ جدید عربی به فارسی، مترجم: رضا معیار، تهران: انتشارات اسلامی، 1375.

     12-تستری، قاضی، نورالله، احقاق الحق، تعلیق نجفی مرعشی، تهران: الاسلامیه، بی تا.

    13-جرجانی، علی بن محمدبن علی، التعریفات، بیروت: دارالمعرفة، 1428ق.

   14- حلی، انوار الملکوت، تهران: دانشگاه تهران، بی تا.

15-راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، محقق: صفوان عدنان      

داوودی، بیروت- دمشق: دارالقلم- الدار الشامیه،1412ق.

16-رفیعی محمدی، ‌ناصر، تفسیر علمی قرآن،تهران: فرهنگ گستر،1379

17-سید احمدخان هندی، تفسیر القرآن و هو الهدی و الفرقان، ترجمه محمد تقی فخر داعی گیلانی، تهران: شرکت تضامنی محمد حسن علمی و دیگران، 1332.

18-سید مرتضی، جزء العلم، مندرج در تمهید الاصول شیخ طوسی، تهران: چاپ دانشگاه تهران، بی تا.

19- شریف، میان محمد، تاریخ فلسفه در اسلام، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1370.

20-شهرستانی، عبدالکریم، نهایة الأقدام فی علم الکلام، معهد: مکتبة البمتنبی. بی تا.

21-صاحبی، محمد جواد محمدوحسینی، جمال الدین، طلایه دار نهضت اتحاد و تقریب، تهران: دانشگاه تهران، بی تا.

22-صلابی، علی محمد محمد، الإیمان بالرسل والرسالات، دمشق: داربن کثیر،1432.

23-طباطبائى، سید محمدحسین، المیزان فى تفسیر القرآن، چاپ بیروت: 1417.

24-طوسی، نصیر الدین، کشف المرادشرح تجرید الاعتقاد، شرح از جمال الدین حلی. ترجمه و شرح فارسی، ابو الحسن شعرانی، تهران: انتشارات اسلامی، 1370.

25---------------، تمهید الاصول، چاپ تهران: مکتب الاعلام الاسلامی.

26----------------، تجرید الاعتقاد، چاپ تهران: مکتب الاعلام الاسلامی.

27-عبدالمنعم، جمال عبدالناصر، الکامل فی أصول الدین، مصر: دارالسلام.1431.

28-علوی مهر، حسین، روش ها و گرایش های تفسیری، قم: انتشارات اسوه، 1381.

29-غزالی، ابو حامد، محمد. تهافت الفلاسفه، ترجمه: علی اصغر حکمت، قاهره: دارالمعارف، بی تا.

30-غزالى, ابوحامد، القسطاس المستقیم، دمشق ـ بیروت: بی تا.

31-قدردان قراملکی، محمد حسن، معجزه در قلمرو عقل ودین، قم: تبلیغات اسلامی، 1381.

32-مصطفوی، حسن. التحقیق فی کلمات القران، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،1426.

33-__________، نبوت، قم: صدرا، 1373.

34-معرفت، محمد هادی، تلخیص التمهید، قم: انتشارات اسلامی، 1385.

35-----------------، تفسیر ومفسرون، قم: انتشارات تمهید، 1380.

36-موثقی، احمد، جنبش های اسلامی معاصر، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی، بی تا.

37-میدانی، عبدالرحمن حسن حبنکة، العقیدة الإسلامیة وأسسها، دمشق: دارالقلم. 1430.

38-ندوی، ابوالحسن، علی، مسلم ممالیک مین اسلامیت اور مغربیت کی کش مکش ، کراچی: مجلس نشریات، 1981م.

39- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، قم: صدرا. 1420

 

 

 

 

 

 

 

 

  1. منابع

    1. القرآن الکریم

    2. ابن سینا، حسین به عبدالله، الاشارات و التنبیهات شرح الاشارات و التنبیهات، خواجه نصیرالدین طوسى، تهران: دفتر نشر کتاب، 1403 هـ. ق.

    3. ابن منظور، لسان العرب، بیروت : درالفکر: 145ه.

    4. اسدآبادی، سیدجمال الدین، مجموعه رسائل ومقالات.، به کوشش سیدهادی خسروشاهی،تهران: انتشارات شروق، 1379ه.

    5. اسعدی، محمد، و همکاران، آسیب شناسی جریان های تفسیری، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، انتشارات اسوه: 1389.

    6. الخن، مصطفی سعید/مستو، محی الدین دیب، العقیدة الإسلامیة، بیروت: دارابن کثیر،1427ه.

    7. الهی، محمد، الفکر الإسلامی الحدیث، قاره: دارالسلام، 1419ه.

    8. الهی بخش، خادم، القرآنیون و شبهاتهم حول السنه، طائف: مکه الصدیق، 1421ه.

    9. ایجی، عبدالرحمن بن احمد، المواقف فی علم الکلام، عالم الکتب، بیروت: بی تا.

    10. بزرگزاده، محمد انور، جایگاه سنت و حجیت آن در اسلام، مجله ندای اسلام، شماره 46، صص 42-38، 1390ه.

    11. بستانی، فؤاد افرام.فرهنگ جدید عربی به فارسی، مترجم: رضا معیار، تهران: انتشارات اسلامی، 1375.

         12-تستری، قاضی، نورالله، احقاق الحق، تعلیق نجفی مرعشی، تهران: الاسلامیه، بی تا.

        13-جرجانی، علی بن محمدبن علی، التعریفات، بیروت: دارالمعرفة، 1428ق.

       14- حلی، انوار الملکوت، تهران: دانشگاه تهران، بی تا.

    15-راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، محقق: صفوان عدنان      

    داوودی، بیروت- دمشق: دارالقلم- الدار الشامیه،1412ق.

    16-رفیعی محمدی، ‌ناصر، تفسیر علمی قرآن،تهران: فرهنگ گستر،1379

    17-سید احمدخان هندی، تفسیر القرآن و هو الهدی و الفرقان، ترجمه محمد تقی فخر داعی گیلانی، تهران: شرکت تضامنی محمد حسن علمی و دیگران، 1332.

    18-سید مرتضی، جزء العلم، مندرج در تمهید الاصول شیخ طوسی، تهران: چاپ دانشگاه تهران، بی تا.

    19- شریف، میان محمد، تاریخ فلسفه در اسلام، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1370.

    20-شهرستانی، عبدالکریم، نهایة الأقدام فی علم الکلام، معهد: مکتبة البمتنبی. بی تا.

    21-صاحبی، محمد جواد محمدوحسینی، جمال الدین، طلایه دار نهضت اتحاد و تقریب، تهران: دانشگاه تهران، بی تا.

    22-صلابی، علی محمد محمد، الإیمان بالرسل والرسالات، دمشق: داربن کثیر،1432.

    23-طباطبائى، سید محمدحسین، المیزان فى تفسیر القرآن، چاپ بیروت: 1417.

    24-طوسی، نصیر الدین، کشف المرادشرح تجرید الاعتقاد، شرح از جمال الدین حلی. ترجمه و شرح فارسی، ابو الحسن شعرانی، تهران: انتشارات اسلامی، 1370.

    25---------------، تمهید الاصول، چاپ تهران: مکتب الاعلام الاسلامی.

    26----------------، تجرید الاعتقاد، چاپ تهران: مکتب الاعلام الاسلامی.

    27-عبدالمنعم، جمال عبدالناصر، الکامل فی أصول الدین، مصر: دارالسلام.1431.

    28-علوی مهر، حسین، روش ها و گرایش های تفسیری، قم: انتشارات اسوه، 1381.

    29-غزالی، ابو حامد، محمد. تهافت الفلاسفه، ترجمه: علی اصغر حکمت، قاهره: دارالمعارف، بی تا.

    30-غزالى, ابوحامد، القسطاس المستقیم، دمشق ـ بیروت: بی تا.

    31-قدردان قراملکی، محمد حسن، معجزه در قلمرو عقل ودین، قم: تبلیغات اسلامی، 1381.

    32-مصطفوی، حسن. التحقیق فی کلمات القران، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،1426.

    33-__________، نبوت، قم: صدرا، 1373.

    34-معرفت، محمد هادی، تلخیص التمهید، قم: انتشارات اسلامی، 1385.

    35-----------------، تفسیر ومفسرون، قم: انتشارات تمهید، 1380.

    36-موثقی، احمد، جنبش های اسلامی معاصر، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی، بی تا.

    37-میدانی، عبدالرحمن حسن حبنکة، العقیدة الإسلامیة وأسسها، دمشق: دارالقلم. 1430.

    38-ندوی، ابوالحسن، علی، مسلم ممالیک مین اسلامیت اور مغربیت کی کش مکش ، کراچی: مجلس نشریات، 1981م.

    39- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، قم: صدرا. 1420