بررسی پیوستگی نگاره‌های درخت با باورهای اساطیری و مذهبی هند

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه سیستان و بلوچستان

چکیده

نگاره­ی درخت، از کهن­ترین نگاره­های رایج در هنر هند است که پیوستگی قابل ملاحظه­ای با باورهای مذهبی و اسطوره­ای رایج در این سرزمین دارد. کهن­ترین تجلیات درخت در فرهنگ و هنر هندی بیش­تر در قالب سه شکل: درخت کیهانی (واژگون)، درخت زندگی و درخت بودهی (درخت تنویر بودا) دیده می­شود. این پژوهش با توجه به مساله ارتباط قابل ملاحظه­ی باورهای مذهبی رایج در هند با نگاره­ی درخت و بنا به اهمیت آن در نگارگری و هنر بودایی، مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش که مبتنی بر شیوه­ی توصیفی و تحلیلی است، موضوع درخت مقدس در سه مبحث: 1- ارزش و قداست درخت در هند. 2- انواع درختان مقدس در این سرزمین. 3- تجلی بودا به شکل درخت در هنر بودایی، مد نظر قرار دارد. نتیجه­ی این بررسی ضمن آن­که حاکی از اهمیت و قداست جایگاه درختان مقدس در بین پیروان ادیان گوناگون موجود در هند می باشد، نشان از آن دارد که پیوستگی حضور خدایان و شخصیت­های اسطوره­ای با درخت، از عوامل اصلی گسترش نگاره­های مربوط به درخت در هنر هندو بودایی است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The relationship between tree images and the Indian mythical and religious beliefs

نویسنده [English]

  • z h
چکیده [English]

The image of tree is one of the oldest images in Indian art which is considerably related to religious and mythical beliefs of this country. The oldest manifestations of tree in Indian art and culture are cosmic tree (converse), tree of life and the Buddhist tree (Buddha’s tree). This study was conducted to investigate the significant relationship between religious beliefs in India and the image of tree and its importance in Buddhist art. In this study, conducted through the descriptive-analytical method, the issue of tree is addressed from three aspects: 1) the value and sanctity of the tree in India, 2) The types of sacred tree in this land, and 3) The manifestation of Buddha as a tree in Buddhist art. The results while showing the significance and sanctity of sacred trees among the followers of different religions in India, reveal the relationship between the presences of Gods and the mythical characters and the tree is one of the major causes of expansion of images related to the tree in Indian and Buddhist art.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Sacred tree
  • Buddha’s tree
  • Indian art
  • Myth

چکیده

نگاره­ی درخت، از کهن­ترین نگاره­های رایج در هنر هند است که پیوستگی قابل ملاحظه­ای با باورهای مذهبی و اسطوره­ای رایج در این سرزمین دارد. کهن­ترین تجلیات درخت در فرهنگ و هنر هندی بیش­تر در قالب سه شکل: درخت کیهانی (واژگون)، درخت زندگی و درخت بودهی (درخت تنویر بودا) دیده می­شود. این پژوهش با توجه به مساله ارتباط قابل ملاحظه­ی باورهای مذهبی رایج در هند با نگاره­ی درخت و بنا به اهمیت آن در نگارگری و هنر بودایی، مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش که مبتنی بر شیوه­ی توصیفی و تحلیلی است، موضوع درخت مقدس در سه مبحث: 1- ارزش و قداست درخت در هند. 2- انواع درختان مقدس در این سرزمین. 3- تجلی بودا به شکل درخت در هنر بودایی، مد نظر قرار دارد. نتیجه­ی این بررسی ضمن آن­که حاکی از اهمیت و قداست جایگاه درختان مقدس در بین پیروان ادیان گوناگون موجود در هند می باشد، نشان از آن دارد که پیوستگی حضور خدایان و شخصیت­های اسطوره­ای با درخت، از عوامل اصلی گسترش نگاره­های مربوط به درخت در هنر هندو بودایی است.

 

کلید واژه ها: درخت مقدس، درخت بودا، هنر هند، اسطوره.

 

مقدمه 

درخت­های مقدس همراه با رمزها، اساطیر و آیین­های مربوط به آن­ بخش مهّمی از  مذهب، تاریخ، باورهای قومی و روایت­های مردمی رایج در سر تا سر جهان را تشکیل   می­دهند. درخت حیات و جاودانگی (تورات، سفر پیدایش، باب2: 16و 17)، درخت معرفت (بقره:35). (اعراف:22)، درخت مریم (نخل) (مریم: 23)، شجر اخضر (یس: 80).(قصص: 30)، درخت اهورا مزدا (بندهشن، فصل 27: 24) و درخت «اَشواتهه» (کیهانی، واژگون) (اوپانیشاد،1356: 229) و(بهگودگیتا،1346: 257) نمونه­هایی از معروف­ترین درختان مقدس شناخته شده در میان پیروان ادیان گوناگون هستند که برخی از آن­ها در شمایل­نگاری و هنر عوام نیز بازتاب بسیار گسترده­ای یافته­­اند.

نگاره­ی ظهور خدا در درخت، یکی از گسترده­ترین نگاره­های رایج در زمینه­ی تقدس درختان است که از مضمون­های بسیار متداول در هنر تجسمی شرق باستان به شمار رفته و نمونه­هایی از آن را می­توان در سراسر بین النهرین، مصر و هند باستان یافت. (الیاده،1385: 269) در «موهنجو دارو»(Mohenjo Daro)، قدیمی­ترین تمدن هند که مربوط به هزاره سوم ق.م است، ظهور خداوند در درخت انجیر هندی مصور گردیده است. نشانه­های ظهور خداوند در گیاهان که در متون ودایی نیز قابل مشاهده است، نشان از وجود باورهای گسترده­ای در مورد تقدس درختان در میان هندیان باستان دارد. این سنت­ها که پس از ظهور آیین بودا، همچنان کارکردهای کهن خود را در جامه­ای همگون با گذشته حفظ نموده­اند، به صورت مجموعه­ای از نمادها در آیین بودا به حیات خود ادامه داده و بر تمثال­های نمادین بودا شاکیامونی نقش بستند، مفاهیم نمادین و اسطوره­ای این روایت از اصلی­ترین مضمون­های رایج در نگارگری بودایی است که در آن درختان و تخت­های خالی را به جای پیکره­های بودا تصویر می­کردند. (فیشر،1383: 20)

هدف از انجام این پژوهش معرفی باورهای مربوط به درخت در میان هندیان و جایگاه آن در مذهب و هنر بودایی هند است. مهم­ترین سؤالاتی که در این زمینه مطرح گردید، بدین قرار است:

- درخت در تمدن­ هند و آیین بودا چه جایگاهی دارد؟

- تجسم­­های درخت در اساطیر و هنر هندی چگونه است؟

پیشینه تحقیق

در بررسی به عمل آمده، پژوهشی مشابه در این زمینه مشاهده نشد و مشخص گردید که در اکثر تحقیق­های صورت گرفته در مورد درخت بودا یا تجلّی درخت در هنر هند، بیش­تر به باورهای مذهبی رایج در این زمینه پرداخته شده و موضوع پیوستگی درخت با هنر این سرزمین و آیین بودا به طور خاص مورد پژوهش قرار نگرفته است. به عنوان مثال میرچا الیاده در کتاب «رساله در تاریخ ادیان»،  باورها، آیین­ها و مناسک مربوط به درخت را شرح داده و سپس مناسبات سرّی میان درختان و نوع بشر در تمدن­های مختلف را مورد مطالعه قرار داده است اما تجلی درخت در هنر بودایی هند، به طور خاص در این پژوهش مورد بررسی قرار نگرفته است. (الیاده:1385) راجر کوک در کتاب «درخت زندگی»، به شرح مفاهیمی مانند: «درخت خیال»، «درخت مرکز» «درخت باروری»، «درخت عروج» و نظایر آن پرداخته و تجلی این مفاهیم را در تمدن­های مختلف مورد توجه قرار داده است. (کوک: 1387) ژان شوالیه و آلن گربران در کتاب «فرهنگ نمادها» معانی نمادین درخت در   تمدن­های مختلف را شرح داده­اند. (شوالیه و گربران،1382) بخشی از کتاب «هند در یک نگاه» نوشته جلالی نایینی نیز به اهمیت نباتات و گل­ها در زندگی مردم هند اختصاص دارد اما موضوع درخت در هنر هند و پیوستگی آن با شخص بودا مورد بررسی قرار نگرفته است. (جلالی نایینی،1375) داریوش شایگان در کتاب «ادیان و مکتب­های فلسفی هند»، به شرح معانی نمادین درخت «آشواتا» پرداخته است و پیوستگی آن را با باورهای مذهبی اقوام هندو مورد توجه قرار داده اما فقط به اشاراتی مختصر در مورد وصول بودا به مرتبه­ی روشنیدگی در زیر درخت بودا اکتفا نموده است. (شایگان، 1386) بخشی از کتاب «اسطوره­ها و نمادهای ایران و هند در عهد باستان» نیز به موضوع تقدس نباتات در میان مردم هند اختصاص یافته و نویسندگان به معرفی تعدادی از درختان مقدس و از آن جمله درخت «آسواتها پیپال» پرداخته­اند اما موضوع پیوستگی باورهای رایج در میان هندوان با نگاره­های درخت به طور خاص مورد توجه قرار نگرفته است. (دادور و منصوری، 1385) کوماراسوامی در کتاب «مقدمه­ای بر هنر هند»، نمادهای رایج در هنر بودایی را برشمرده و فقط به اشاراتی گذرا در مورد جلوه­های مختلف حضور بودا در هنر هند، اکتفا نموده است. (کوماراسوامی، 1386) با توجه به این­که در بررسی­های انجام شده، بیش­تر به مراسم و آیین­های مرتبط با درخت پرداخته شده و انگاره­های درخت در هنر هند و مخصوصاً هنر بودایی، به صورت تحقیقی مجزا و مستقل مورد توجّه قرار نگرفته است، در این پژوهش سعی گردیده تا به بررسی اهمیت درختان در میان هندیان پرداخته شده و نمونه­هایی از شمایل­نگاری هندی و بودایی با موضوع درخت که نشان از بیان نمادین باورهای مذهبی مردم هند دارد، مورد بررسی قرار گیرد.

1) ارزش و قداست درخت در هند

همبستگی میان عناصر طبیعی و مخصوصاً نباتات و گیاهان با انسان سبب شده تا مردم بسیاری از نقاط جهان از جمله هندوستان، برای برخی از گیاهان و درختان قداست ویژه­ای قایل شوند. عقاید اساطیری ودایی مبتنی بر این نکته است که همه ی پدیده­های طبیعت، جاندار و الهی بوده و به همین دلیل می­تواند، هدف ستایش و نیایش مردمان باشد. (بهار،1375: 138)اعتقاد به این امر که ارزش­های دینی موجود در طبیعت تجلی بخشی از جنبه­های گوناگون امر قدسی است، باعث تأمل انسان در این پدیده­ها شده و از این رو آسمان، زمین، کوه­ها، رودها، گیاهان و درختان همچون خدایان پرستش می­شدند. باور به جان داشتن این پدیده­های طبیعی در دره­ی سند، از آن روی که گویا جایگاه ارواح نیک یا بد­ هستند، به صورت پرستش «ناگه­ها» (Naga) (موجوداتی از خانواده­ی مارها که چهره­های انسانی و دم­های بلند دارند) و «یکشه­ها» (Yaksha) (ایزدان جنگل و ارواح مذکر خاک) در میان هندوان ظهور نمود به ­طوری که نمونه­های باقی­مانده از تمدن موهنجو دارو سرشار از این آثار جالب جان­گرایی (انیمیستی) است. (همان: 125)  

 این موضوع نه تنها در آثار باستانی کشف شده از این تمدن بروز یافته، بلکه در متون کهن مذهبی باقی مانده از این دوران نیز به روشنی و صراحت بیان شده است و نیایش­های پرشوری که از شیوا وگیاه سوما در ریگ­ودا صورت گرفته (ریگ­ودا، ماندالای نهم) تنها نشان دهنده­ی بخش کوچکی از این باورهاست. اعتقاد به وجود پیوستگی میان بشر و  پدیده­های طبیعی، مخصوصاً نباتات، باعث گسترش آیین­های خاصی در این خصوص شده که در ادامه به بخشی از آن پرداخته می­شود:

1-1) باورها و آیین­های مربوط به درخت

باورهای جان­گرایی (انیمیستی) که حضور ارواح طبیعت را به عنوان بخشی انکار ناپذیر از اعتقادات مذهبی هندوان مطرح ساخت، نه تنها در دوران ودایی حائز اهمیت بود، بلکه پس از آن نیز در مناسک و آیین­های مختلف، نقش قابل ملاحظه­ای را ایفا کرد. به طوری­که حتی امروزه نیز هنگامی که می­خواهند از درختی برای ساختن تندیس خدایی، چوب ببُرند، در ابتدا ضرورت دارد که افرادی از هرچهار کاست (طبقه) هندو در شب، آن درخت را مورد پرستش قرار داده و با این دعا آن را نیایش کنند«ای درخت ما می­خواهیم که از چوب، تندیس فلان خدای را بسازیم به تو احترام می­گذاریم عبادت ما را که مطابق احکام مذهبی انجام می­گیرد بپذیر موجوداتی که اینجا زندگی می­کنند، باید پیشکش­های ما را بپذیرند و برای اسکان مکان دیگری را انتخاب نمایند و ما را ببخشند. سلام بر همه­ی آنان» (جلالی نائینی،1375: 515) به این ترتیب اعتقاد به اینکه خدایان و ارواح نیک، در درختان مسکن دارند نه تنها موجب ابراز نگرانی برای آن­ها می­شد، بلکه در زندگی روزمره­ی مردم هند نیز بسیار تأثیر گزار بود. گسترش مراسم وصلت عرفانی میان درختان و افراد بشر که در بین اقوام دراویدی رواج دارد، بخشی از این اعتقادات بوده و نامزد یک گوآلای هندو قبل از ازدواج با همسرش باید با یک درخت انبه­ عروسی ­کند. (شوالیه،1382: 196)

رسم زناشویی درختان که نزد بعضی گروه­های کولیان  نیز به چشم می­خورد (الیاده،1385: 292) شاید نشأت گرفته از باورهایی پیرامون پیوستگی درخت با مفاهیمی همچون، ولادت، رشد، بالندگی و تکامل پیوسته ی خانواده، جامعه، قوم و ملت (دوبوکور،1373: 25) باشد. از همین رو در بسیاری از نقاط هند، زناشویی درختان وقتی صورت می­گیرد که زنان چند سال پس از ازدواجشان هنوز صاحب فرزندی نشده­اند. برای رفع این مشکل زن و شوهر در روز و ساعت سعدی، کنار تالابی رفته و هر کدامشان درختی می­کارند، زن انجیر بن معابد و شوهر درخت انبه (الیاده،1385: 293). این موضوع که حکایت از وجود مناسباتی سرّی میان درختان و نوع بشر دارد، قطعی­ترین بیان خود را در عقایدی مانند گیاه تباری یا نسب بردن به نوعی گیاه و نبات پیدا می­کند که نیای اساطیری قبیله تلقی می­شود. بنا بر افسانه­های هندی همسر شاه ساگارا (Sagara) کدویی زایید که از آن شصت هزار پسر بیرون آمدند. در میان بعضی از اقوام بومی هند نیز این باور وجود دارد که نیای اساطیری آن­ها نوعی گیاه بوده است. (الیاده، 1385: 287) سیری اجمالی در عقاید مردم هند نشان از وجود رابطه­ای نمادین میان انسان، حیات نباتی و مخصوصاٌ تقدس درختان دارد.    

2) انواع درختان مقدس در هند

درخت یکی از نگاره­های رایج در هنر هند است که در نقش­پردازی آن، جنبه­های اساطیری، دینی و تزیینی به شدت مشاهده می­شود. علی­رغم وجود انواع متنوعی از درختان مقدس در هند، تجلیات مذهبی و اسطوره­ای برخی از درختان، در باورهای مذهبی مردم این سرزمین بازتاب گسترده­تری یافته­اند که می­توان آن­ها را به شرح زیر برشمرد:

 1- درخت کیهانی یا درخت واژگون

2- درخت زندگی

3- درخت بودهی (درخت تنویر بودا)

  با توجه به گستردگی و اهمیت مباحث مربوط به هر کدام از جنبه­های اسطوره­ای درخت در ادامه به شرح آن­ها پرداخته می­شود:

2-1) درخت کیهانی یا درخت واژگون

درخت کیهانی یکی از مهم­ترین مفاهیم نمادین مربوط به درخت در فرهنگ­های مختلف سراسر جهان است که یه عنوان نماد ارتباط میان آسمان، جهان فرودین و جهان زیرین شناخته شده و در مفاهیم اساطیری مردم سومر نقش قابل ملاحظه­ای پیدا می­کند. (گریمال، 1376: 17) این درخت که به شکل­های مختلف در ادیان کهن از جمله؛ دین یهود و آیین هندویی تجلی یافته، درخت شکوهمندی است که جنبه­های اساطیری آن بر جنبه­های واقعی، فزونی داشته و از این رو تعیین دقیق نوع این درخت و نشان دادن مصداق عینی آن در طبیعت امری غیر ممکن است. (بصیری،1384: 36) با این حال برخی از پژوهشگران با مطالعه­ی متون هندی و درخت­های مقدس موجود در سرزمین هند آن را با درخت مقدس انجیر یا بانیان مرتبط دانسته­اند (کوک،1387: 40) و (شوالیه،1382: 192) ویژگی خاص انجیر بن هندی، داشتن ریشه­های دراز است که همچون مقرنس­های غار از شاخه­هایش آویزان­­ شده و به زمین می­رسند. در هم آمیختگی شاخ و برگ­های انجیر بن هندی با    ریشه­های این درخت سبب می­شود، ریشه­های ستون مانند و شاخه­ها به یکدیگر، مشتبه ­شوند. ظاهر این درخت که تصویری از «درخت واژگون» را به ذهن متبادر می­کند، مبین این اعتقاد است که زندگانی از آسمان آمده، در زمین رخنه می­کند و بدان تقدس می­بخشد. این تصویر در هنر، فلسفه و شعر یافت می­شود. (دوبوکور، 1373 :16)

 مهم­ترین تجلیات درخت در فرهنگ هند نیز مربوط به درخت واژگونی است که از آن با عنوان درخت کیهانی یاد شده است. در بهگودگیتا وصف این درخت تحت عنوان درخت آفرینش ذکر شده و اهمیت آن در آیین هندو بقدری زیاد است که هر کس این درخت را بشناسد به فرداها عالم شده و هر کس از آن بگذرد به کمال مطلوب دست می­یابد. درخت کیهانی در این متن نمایشگر عالم و مبین موقعیت بشر در جهان است. (زمردی،1381: 203) در اوپانیشادها، این بینش با دقت و صراحت بیان شده است: «عالم درختی است که بیخ آن بالا است و شاخ­های آن رو به پایین است و نام این درخت «اَشواتهه» است (یعنی درختی که فناپذیر نیست و تا قیامت می­ماند و برگ­های آن همیشه در حرکت است – پس این عالم هم بر یک­قرار نیست و متغیر است) و این درخت عالم در این نزدیکی پیدا نشده است، دیرینه است، بیخ درخت بر هم است و پاک است و آن را بی­زوال می­گویند و همه­ی عالم متعلق به اوست. هیچ­کس از او نمی­تواند گذشت.» (اوپانیشاد،1356: 229)

اهمیت درخت کیهانی (واژگون) علاوه بر اوپانیشادها، در بهگودگیتا نیز مورد تأکید قرار گرفته و گیتا برای نشان دادن رابطه­ی آفریده و آفریننده به تمثیل درخت واژگون متوسل شده است: «درباره­ی درخت اشواتای ابدی سخن می­گویند درختی که ریشه­های آن در بالا و شاخه­های آن در پایین است. و وداها برگ­های آن هستند. شاخه­­های آن به سوی بالا و پایین سر بر می­آورند و سه جوهر تصاعدی، نزولی و انبساطی آن را می­پرورانند، مدرکات حواس، شکوفه­های آن درختند و در جهت پایین یعنی در دنیای آدمیان این درخت ریشه دوانیده و به اعمال آدمیان گره خورده و پیوسته است.» (شایگان،1368: 328) «کسی صورت آغاز و انجام گسترش این درخت را نمی­یابد، بایستی با تبر نیرومند         بی­علاقگی این درخت «آشواتا» را که ریشه­ی محکم دارد قطع کرد، سپس آن مقامی را جستجو کرد که چون انسان بدان نایل آید، دوباره (به این جهان هستی) بر نمی­گردد.» (بهگودگیتا، شرح مکالمه پانزدهم، 1346: 257)

یکی از خصوصیات درخت آشواتا در گیتا داشتن ریشه­هایی دو گانه است. از یک سو ریشه­ی آن در دل آسمان بی­کران فرو می­رود که همان عالم غیب و برهمن است و از سوی دیگر همان ریشه در دنیای آدمیان گسترش یافته و به اعمال آن­ها متصل شده است. برخی از مفسران ودایی در تفسیر این بند می­گویند: چون برهمن به علت نیروی ناپیدای خود یعنی «مایا» (Maya) به غایت لطیف بوده، ابدی و یزرگ است، آن را «بالا» می­گویند و ریشه­ی درخت می­دانند. عقل و انیت شاخه­های آن درختند که به سوی پایین سر بر       می­آورند و چون شاخه­های آن فانی هستند، مفسران این درخت را درخت «سامسارا»، نیز می­نامند. (شایگان،1386: 329)

 در این­جا اَش وتهه نماد جلوه­ی کائنات از مبدأ واحد و متعالی یا برهمن است. در میتریه اوپانیشاد ضمن اشاره به سه ساقه­ی اصلی درخت کیهان آمده است که برهمن سه­گانه ریشه­ای رو به بالا دارد. این سه ساقه معرف تثلیث هندو است یعنی سه خدای کائنات که همانا برهمن یا خدای آفریننده، ویشنو یا خدای نگهدارنده و شیوا یا خدای نابودگر هستند. از این سه ساقه شاخه­های بیش­تری بیرون آمده و هر یک همراه با همتای زنانه­ی خود به گونه­ای فعال در جسم­های مختلف در چرخه­ی زمان و تاریخ شرکت می­جویند. از طریق همین درخت واژگون علم ماوراء الطبیعه­ی هندی به شیوه­ای ظریف، چند خدایی هندوها را با یکتاپرستی آشتی می­دهد. زیرا همه­ی این خدایان و خدای بانوان به راستی شاخ و     برگ­های پرشمار یک ریشه­ی پنهان هستند. (کوک،1387: 40)

2-2) درخت زندگی

اعتقاد به اینکه در بعضی درختان و گیاهانی که برای بشر سودمند است روحی وجود دارد، به پیش از تاریخ باز می­گردد. تصویر درختی که در دو سوی آن یک جفت جانور نیمه خدا یا نقش انسان باشد در هنر بین النهرین در حدود سده­ی هجدهم ظاهر شد. (هال،1383: 290) درخت زندگی که با این شمایل جایگاه خاصی را در هنر بین النهرین اشغال کرد، ترکیبی از رستنی­های گوناگون بود که به علت طول عمر، زیبایی و یا سودمندی­شان مقدس شمرده می­شدند از قبیل: درخت سدر که چوبی گرانبها دارد، درخت نخل که خرما می­دهد، درخت تاک بن با خوشه­های انگور و درخت انار، رمز باروری که میوه­اش آبستن صدها دانه است. (دوبوکور،1373: 13) برخی از پژوهشگران برآنند که انگاره­ی این درخت با تصاویر انسانی از بین­النهرین به خاور دور رسیده و ضمن راه تغییراتی پیدا کرد. تصویر درختی که در دو سوی آن جانورانی قرار داشتند، شاخص­ترین نمونه­ی هنری درخت مقدس بود که به همین ترتیب به طرف شرق و به سوی ایران رفته و از آن­جا به هندوستان انتقال یافت (هال،1383: 291) بر روی مهرهای کشف شده از منطقه­ی موهنجو دارو و هاراپا (هزاره­ی سوم ق.م) نقش درخت انجیر معابد با جانوران خیالی شاخ­دار که از دو سو، سر خود را به بدنه­ی درخت چسبانده­اند به دست آمده است. این نقوش با طرح­های درخت زندگی و گیل گمش یافت شده در تمدن کهن ایران و بین النهرین مشابهت بسیاری دارد. (کوماراسوامی،1382: 18) (تصویر 1) در این تمدن (موهنجو دارو)، جایگاه مقدس حصاری بود که دور درختی کشیده بودند. این موضوع بعدها به آیین بودا وارد شد. به طوری که در روزگاری که بودا به موعظه و تعلیم می­پرداخت، چنین امکنه­ی مقدسی در همه جای هند وجود داشت. (الیاده، 1385: 263)

اهمیت و قداست درخت بودهی که بعدها در آیین بودایی جای خاصی را اشغال کرد، بخشی از میراث فکری دوران ودایی بود که در ادامه به آن پرداخته می­شود.

2-3) درخت بودهی (درخت تنویر بودا)

هنر بودایی نخستین و آثار بودایی متأخرتر در سانچی (Sanchi) و بهارهوت (Bharhut) شواهدی از تأثیر کیش جان­گرایی (انیمیستی) بر هنر بودایی دارد. داستان «ناگامو کالیندا» (Naga Muchalinda)، شاه ماری که با حفاظت از بودا در مقابل گزند باران و طوفان، نقش مهمی در رسیدن وی به مرحله­ی اشراق ایفا نمود، از غلبه­ی آیین بودایی بر سنن پیش از خود حکایت دارد. (کوماراسوامی،1390: 117)

بنا بر روایات، شامگاه که بودا به سوی درخت بودی (Bodhi= روشن­شدگی) به راه افتاد، پشت به درخت بودی و رو به شرق در ده کمال (Dasa Pāramiyo) به دیانه پرداخت.

وی در نخستین پاس شب به دانش وجودهای پیشین، در پاس میانی شب به بینش آسمانی و در آخرین پاس شب به دانش زنجیر علّی دست یافته و سپس به مقام همه آگاهی (Sabbannuta – Nānam)، رسید. (پاشایی،1386: 132) وقتی بودا شاکیامونی از تختش زیر درخت «بودی» پس از تأملی دراز مدت که وی را از اسارت زندگانی و مرگ رهانید، برخاست لوتوس­های شگرف زیر پاهایش شکفتند. (بوکهارت،1381: 166) بنا بر روایات، این درخت، همان انجیر هندی (Ficus Religiosa یا Pipal) بود که چنان که پیش­تر نیز گفته شد، بسیاری از مفسران آن را با درخت کیهانی (درخت واژگون) برابر دانسته­اند. یکی از گیراترین تصاویر درخت در هنر بودایی، تجسم این صحنه است که اغلب اوقات برای نشان دادن حضور واقعی بودا در هنر بودایی کهن، پیش از آن­که به صورت انسانی نشان داده شود  (سانچی، اوایل سده­ی اول ق.م) به کار می­رفت. (هال،1383: 285) (تصویر 2)

 درخت انجیر، فیکوس رلیگیوسا (Ficus Religiosa) یا درخت تنویر بودا، که به این ترتیب با زندگی بودا شاکیامونی پیوند یافت، نه تنها مورد احترام بوداییان قرار گرفت، بلکه پیش از آن، در دوره­ی ودایی مورد احترام هندوان قرار داشته و آن­ها برای این درخت اهمیت خاصی قایل بودند. بنا بر روایات درخت انجیر در تمدن دره­ی سند به مادر الهه­ای مربوط بوده و نام آن در ریگ­ودا آمده است. همچنین در بعضی از افسانه­ها این درخت را نماینده­ی ویشنو نیز دانسته­اند. (جلالی نائینی،1375: 515)

 پیوستگی درخت انجیر با حضور خدایان، در سرنوشت کریشنا، ایزد عشق و خوشبختی، نیز دیده می­شود. کریشنا از جمله­ی خدایانی است که برای ریاضت، درخت انجیر هندی را بر می­گزید. (ایونس،1381: 123) تصویر کریشنای خفته بر روی برگ انجیر که درباره­ی ویرانی جهان در پایان کالپا یا عصر کیهانی می­اندیشد، از مضامین متداول در هنر هند جنوبی است. (هال،1383: 277) گفته می­شود که علاوه بر خدایان، نیکان و روح­های زاهد نیز روی شاخه­های پیپال قرار دارند. همچنین در مورد خواص سحرآمیز درخت بودهی گفته­اند که، انسانی پر مغز و با هوش به تنهایی می­تواند با نشستن زیر درخت آسواتها پیپال در خلسه رو رود. چرا که این درخت با صدای برگ­های مخروطی تابانش، جریان انرژی نیرومندی ایجاد می­کند که از طریق آن­ها الهام و شهود پدید می­آید. (دادور، 1385: 201)

علاوه بر درختان اساطیری فوق، درختان دیگری نیز هستند که به علت دارا بودن ویژگی­هایی خاص، مورد توجه مردم هند بوده و به همین دلیل مقدس شمرده می­شوند که در ادامه به معرفی تعدادی از آن­ها پرداخته می­شود:

2- 4) سایر درختان مقدس در هند

 چنانکه چیش­تر نیز گفته شد، هندوها برای بسیاری از درختان  ارزش و قداست قایل بوده، آن­ها را مورد ستایش قرار می­دهند. از جمله­ی معروف­ترین این درختان می­توان به درخت گولار (Goolar)، ویلوا (Vilva)، صندل (Sandal)، درخت انبه و درخت اقاقیا اشاره کرد. (دادور،1385: 200) درختان بانیان (Banyan)، آلما(Almga)، تمالا (Temala)، ویلوا (Vilva) و درخت کالپا (Kalpa) نیز از سایر درختان مقدس هند هستند که در ادامه به شرح توضیح مختصری در مورد آن­ها پرداخته می­شود:  

درخت بانیان: نیه گرودهه یا درخت بانیان (Banyan)، درخت انجیری است با برگ­های بیضوی، عادت خاص این درخت، رویش بر روی درختان دیگر است (کوک،1387: 40).  به نظر می­رسد که علاوه بر درخت انجیر پیپال، درخت بانیان نیز در شمایل نگاری­های اولیه، نماد مشخص بودا بوده است. در سراسر آسیای جنوب شرقی، این اعتقاد وجود دارد که فرشتگان و پریان بر روی بانیان سکنی دارند. علاوه بر آن این درخت نماد قدرت و زندگی بوده و در میان سره­ها، بانیان نماد زاد و ولد و در میان رانگائوها و سدانگ­ها به عنوان نماد عمر طولانی شناخته می­شود. این درخت مورد علاقه­ی بودا نیز بود و او اغلب دوست ­داشت زیر این درخت بنشیند و به شاگردانش تعلیم بدهد. (شوالیه،1384: 258)

این درخت نه تنها در آیین بودا مورد تقدیس و احترام بود، بلکه در افسانه­های قدیمی هند نیز روایت­هایی در مورد آن ذکر شذه است از جمله آن­که «ساویتری» (Savitri) ایزد بانوی عهد ودایی، هنگامی­که «یاما راجا ساتیاوانا» (Yamaraja Satitavana) خدای مرگ، برای گرفتن جان شوهرش آمده بود، زیر درخت بانیان نشست و با خلسه­ی ماورایی و قدرت «ساتیاوایی» (Satiatava) خود، مرگ را از وی دور کرد. به این سبب زنان هندوی متأهل برای دستیابی به زندگی طولانی و خوش در روز «واتساری» (Vatsari) درخت بانیان را می­پرستند. (دادور،1385: 203)

درخت آلما (Almga): از درختانی بود که به دلیل خاصیت جوان سازی محبوبیت داشت. (دادور،1385: 204)

درخت تمالا (Temala): این درخت دارای قشر و برگ مشکی بوده و به کریشنا، ایزد عشق، که رنگ چهره و پوستش تیره بوده تعلق دارد. پرستندگان ویشنو نیز این درخت را ستایش می­کنند. (جلالی نائینی،1375: 515)

درخت ویلوا (Vilva): پرستش شیوا و خدایان دیگر هندو بدون تقدیم برگ­های درخت مقدس ویلوا کامل نیست، بریدن شاخه­های این درخت ممنوع است در جشن دُرگا پوجا (Durga Purja)، الهه دُرگا را روی شاخه­ی این درخت گذاشته و در حضورش نیایش می­کنند.(همان: 516)

درخت کالپا: درخت کالپا (Kalpa)، درخت پاریجاته (Parijata) یا درخت بهشت ایندرا از درختانی است که بنا بر اعتقاد رایج در میان اقوام هندو، تماشای آن جوانی را باز می­گرداند و در زمره­ی درختان بهشتی قرار دارد. بنا بر روایات کریشنا  درخت کالپا را که به ایندرانی(Indrani) همسر ایندرا تعلق داشت، جای کنده و با خود به زمین آورد. این موضوع باعث ستیز ایندرا با کریشنا شد که نتیجه­ی آن به شکست ایندرا انجامید. اما یک سال پس از این ماجرا کریشنا تصمیم گرفت به میل خود درخت کالپا را به باغ ایندرا باز گرداند.(ایونس،1381: 118)

 

3) تجلی بودا به شکل درخت در هنر بودایی

چنان که قبلاٌ نیز گفته شد، کاوش­های باستان شناسی حاکی از آن است که در تمدن  دره­ی سند (موهنجو دارو و هاراپا)، همذاتی و هم سرشتی الهه­ی بزرگ و نباتات از طریق پیوستگی با درخت انجیر هندی(Ficus Religiosa) تصویر شده است. یکی از مشهورترین نمونه­های به دست آمده از این منطقه، تصویر خدابانوی ایستاده در میان شاخه­های درخت است. (تصویر 2) درخت انجیر به عنوان نمادی از جهان گیاهی، برداشت ذهنی انسان کشاورز اعصار پیش از تاریخ را از ارتباط میان گیاه و انسان، که صورتی اسطوره­ای پیدا کرده، مجسم می­سازد. این تصویر که در طی تاریخ تحول پیدا کرد و به انواع شکل­های داستانی- اسطوره­ای بیان شد، از دو جهت حائز اهمیت است:

یکی پیوستگی وجود خدایان با انواع نباتی و دیگری تأکید بر تقدس انجیر هندی، قبل از پیوستگی آن با سرنوشت بودا. ذکر این نکته ضروری است که درخت انجیر در سراسر هندوستان به عنوان درخت شیوا و ویشنو، خدایان کهن هندی، شناخته می­شود. (شوالیه،1384: 259) و پس از گسترش آیین بودایی، شخص بودا نیز در زمره­ی مظاهر ویشنو قرار گرفت. (شایگان،1386: 273) و نایل شدن بودا به مقام معرفت در زیر درخت انجیر، به خودی خود، نوعی پیوند میان آیین بودایی و عناصر کهن برهمنی برقرار کرد.   

 این شیوه­ی هنری که نمونه­ی بسیار شاخصی از هنر برهمنی و انیمستی می­باشد، وجه غالب هنری در دوران قبل از ظهور آیین بودا است و اساساً با کیش نیایش ارواح طبیعت، ایزد بانوی زمین، ناگاها و یاکشاها که فرمانروایان چهار اقلیم هستند، ارتباط دارد. حضور ارواح طبیعت به عنوان نگهبانان زیارتگاه­های بودایی، چگونگی گسترش این نگاره­ها را در هنر بودایی آغازین توجیه می­کند چراکه، آیین بودا لااقل در آغاز پیدایش خود، به منزله­ی شاخه­ای از آیین هندو بوده است. (شایگان، همان: 127)

از این رو بهترین جلوه­های شعور معنوی پیروان آیین بودا، صرفاً در آثاری قابل ملاحظه است که در آن­ها مریدان زانو زده در مقابل درخت بودهی(Bodhi Tree) یا تخت خالی یا کرسی متعلق به بودا که شخص بودا بر آن دیده نمی­شود، یا چرخ که سمبل تعالیم بودا است تصویر شده­اند. (کوماراسوامی،1382: 72) (تصاویر 4و 5)

به نظر می­رسد در این نگاره­ها، غیبت جسمانی بودا در میان مردم که ترجمانی از مرگ پیشوا و پیوستن وی به نیروانا است، بهترین تجلی خود را در بیانی نمادین از رویدادهای مرتبط با زندگی واقعی او پیدا کرده است. در همین نمادهای درخت بودهی پیوستگی ظرفیت­های دینی حیات نباتی با آیین بودا و مشخصاً خود بودا با قدرت و وضوح تمام به نمایش در می­آید.

در تعبیری دیگر از این تصاویر نمادین، شاید بتوان گفت: بودا که در ذهن مریدانش به ایزدی شایسته­ی پرستش تبدیل شده بود، به جزئی جدایی ناپذیر از هیأت آشنای درخت مقدس بدل شده و به این ترتیب با جاذبه­ی شگرف آیین برهمنی، پیوند یافت. شاید درخت تنویر بودا نیز موقعیت ممتاز خود را به دلیل این واقعیت به دست آورد،­ که تجسم صورت نوعی و مثالی عالم نباتی در شخص بودا به عنوان روحی مقدس، یک خدا یا جلوه­ای از مظاهر ویشنو است.     

بر طبق آن چه که در روایت­های بودایی آمده نه تنها تنویر بودا بلکه تولد وی نیز با درخت پیوند دارد. بودا به محض تولد، در زیر درخت مقدس شاله، بر مرکز جهان قرار  می­گیرد وی با پا نهادن بر روی گل­های لوتوس هفت گام بزرگ را بر می­دارد و عروج دشوار «دوروهنه» (Durohana) را به انجام می­رساند. این عروج به طور نمادین از میان هفت سیاره­ی آسمان و به سوی قله­ی کیهان صورت می­پذیرد. چنان­که در متون بودایی آمده است بودا به اطرافش نگاهی ­افکنده، می­گوید: «من بر فراز جهان قرار دارم و این آخرین تولد من است. برای من هیچگاه جسم دیگری نخواهد بود.» (کوک،1387: 85)

  حادثه تولد بودا در زیر درخت از دیگر نگاره­هایی است که در هنر هند مشاهده   می­شود. در (تصویر6) ملکه مایا، مادر بودا به حالت ایزد بانوی باروری بر روی مرکز تجلی الهی یا گل لوتوس باز شده ایستاده است و شاخه­ای از درخت مقدس شاله که بودا در زیر آن متولد شد را در دست دارد. این تصویر که شباهت بسیار زیادی با تصویر یاکشی، روح مؤنث خاک، در استوپای سانچی دارد، (تصویر 7) از تأکید بر استمرار شیوه­های هنر کهن هندی خبر می­دهد. در هر دوی این تصاویر دستان پیکره به شاخ و برگ درختان تکیه داشته و نمونه­ای از هنر انیمیستی هندویی است که نشان از تداوم باورهای کهن هندوان مبنی بر قداست پدیده­های طبیعی دارد.

1- قرآن کریم.
2- الیاده، میرچا، رساله در تاریخ ادیان، چ 3، ترجمه: جلال ستاری، تهران: سروش، 1385 .
3-ایونس، ورونیکا، شناخت اساطیر هند، چ2، ترجمه: باجلان فرخی، تهران: اساطیر، 1381.
4- بصیری، محمد صادق و صرفی، محمد رضا، نگاهی به محتوای اسطوره­ای انگاره­های درخت در تمدن جیرفت، مجله­ی مطالعات ایرانی دانشگاه شهید باهنر کرمان ، سال4، ش 8،   صص 31- 51، 1384.
5- بوکهارت، تیتوس، هنر مقدس، ترجمه: جلال ستاری، تهران: سروش، 1381 .
6- بهار، مهرداد، ادیان آسیایی، تهران: چشمه، 1375.
7- بی نام،اوپانیشاد، ترجمه: محمد دارا شکوه، به سعی و اهتمام تارا چند و سید محمد رضا جلالی نائینی، تهران: طهوری، 1356 .
8- ---- ،بهگودگیتا ، چ 2، ترجمه: عباس مهرین، تهران: مؤسسه مطبوعاتی عطایی، 1346 .
9- ---- ، تورات، ترجمه: ماشاءالله رحمان چور داوود و موسی زرگری، تهران: انجمن فرهنگی اوتصر هتورا، 1364.
10---- ، ریگ­ودا، چ3، تحقیق و ترجمه: سیدمحمد رضا جلالی نایینی، تهران: نقره، 1372.  
11- پاشایی، عسکری، بودا، چ 9، تهران: نگاه معاصر، 1386 .
12- جلالی نائینی، سید محمد رضا، هند در یک نگاه، تهران: شیرازه، 1375 .
13- دادور، ابوالقاسم، منصوری، الهام، درآمدی بر اسطوره­ها و نمادهای ایران و هند در عهد باستان، تهران: الزهرا، 1385.
14- دوبوکور، مونیک، رمزهای زنده­ی جان، ترجمه: جلال ستاری، تهران: نشر مرکز، 1373.
15- زمردی، حمیرا، تجلیات قدسی درخت، مجله­ی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، بهار، دوره 4و5، صص 197- 209، 1381.
16- شایگان، داریوش، ادیان ومکتب­های فلسفی هند، ج1، چ6، تهران: امیرکبیر، 1386 .
17- شوالیه، ژان، گربران، آلن، فرهنگنمادها، ج3، ترجمه: سودابه فضائلی، تهران:جیحون، 1382.
18- ----------------- ، فرهنگ نمادها، ج 1، ترجمه: سودابه فضائلی، تهران:جیحون، 1384 .
19- فَرنبغ دادگی، بُندَهِش، گزارنده: مهرداد بهار، تهران: توس. 1369.
20- کوک، راجر، درخت زندگی، ترجمه: سوسن سلیم­زاده و هلینا مریم قائمی، تهران: جیحون. 1387.
21- کوماراسوامی، آناندا، مقدمه­ای بر هنر هند، ترجمه: امیر حسین ذکرگو، تهران: روزنه،1382.
22- ----------------، مبانی سنتی هنر و زندگی، تحقیق، ترجمه و شرح: امیر حسین ذکرگو، تهران: فرهنگستان هنر،1390.
23- گریمال، پیر، اسطوره­های خاور میانه، ترجمه: مجتبی عبد الله نژاد، مشهد: ترانه، 1376.
24- فیشر، رابرت. ای، نگارگری و معماری بودایی، ترجمه: ع. پاشایی، تهران: فرهنگستان هنر، 1383.
25- هال، جیمز، فرهنگ نگاره­ای نمادها در هنر شرق و غرب، چ 2، ترجمه: رقیه بهزادی، تهران: فرهنگ معاصر، 1383.
- www. Fliker.com. 
- www. harappa.com.
- www. Pakistanartreview.net
 
References
 
1-"The Holy Quran."
2- Bahar, Mehrdad. Adyane Asiaee. Tehran: Cheshmeh publication, 1996.
3- Basiri, Mohammad Sadeq and Sarfi, Mohammad Reza. "Negahi be Mohtavaye Ostoorehaye Engarei Derakht Dar Tamaddone Jiroft." Iranian Studies Journal,Vol 4.No.8,pp. 31-51,2005.
4-Bhagavad, Guita. Naqmeh Izadi ya Falsafeh Akhlaqi Hend. Trans. Abbas Mehrin.3rd ed. Tehran: Ataee Publication, 1968.
5- Bovekhaurt Titus .Honare Moghaddas. Trans. Jalal Sattari. Tehran: Soroush publication, 2002.
6- Chevalier, Jean- Gheerbrant, Alain. Farhange Namadha. Trans, Soodabeh Fazaeli. Vol. 3. Tehran: Jeyhoon Publication, 2003.
7- ----------------------. Farhange Namadha. Trans, Soodabeh Fazaeli, Vol.1. Tehran: Jeyhoon Publication, 2005.         
8-Cook, Roger. Derakhte Zendegi. Trans, Soosan Salimzadeh and Helina Maryam Ghaemi. Tehran: Jeyhoon publication, 2008
9- Coomaraswamy, Ananda. Moghadamei bar Honare Hend, Trans. Amir Hossein Zekrgoo. Tehran: Rouzaneh publication, 2003.
10------, Ananda. Mabani Sonati Honar va Zendegi. Trans, Amir Hossein. Zekrgoo. Tehran: Academy of Art, 2011.
11- Dadvar, Abolghasem and  Mansouri, Elham.Daramadi bar Ostooreha va Namadhaye Hend dar Ahde Bastan. Tehran: Azzahra Publication, 2006.
12- Dobokor, Monique. Ramzhaye Zede Rooh. Trans, Jalal Sattari, Tehran: Nashre Markaz Publication, 1994
13- Eliade, Mircea. Resaleh dar Tarikhe Adyan. Trans. Jalal Sattari. 3rd edition. Tehran: Soroush Publication, 2006
14-Faranbagh, Dadgi. BUNDAHIŠN. Mehrdad  Bahar, Tehran: Toos Publication, 1990.
15-Fisher, Robert .E. Negargari va Memarie Boudaee. Trans, A .Pashaee, Tehran: Academy of Arts Publication, 2004.
16-Grimal, Pierre. Ostoorehaye Khavare Mianeh. Trans, Mojtaba Abdollah Nejad, Mashhad: Taraneh Publication, 1997.
17-Hall, James. Farhange Negarei Namadha dar Honare Shargh va Gharb. Trans, Roqayyeh Behzadi, 2th pub.Tehran: Farhange Moaser Publication, 2004.
18-Ions, Veronica . Shenakhte Asateere Hend . Trans, Bajlan Farrokhi. 2th pub. Tehran: Asateer Publication, 2002.
19-Jalali Naeeni, Mohammad Reza. Hend dar yek negah. Tehran: Shirazeh Publication, 1996.
20- Pashee, Askari. Bouda. 9 th pub. Tehran: Negahe Moaser Publication, 2007.
21- Rig Veda,3rd edition,translated by Mohammad Reza Jalali Naeeni,Tehran:NoghrehPublication,1993
22-Shayegan, Dariush. Adyan va Maktabhaye Falsafi Hend. Vol. 1.6th ed . Tehran: Amir Kabir Publication, 2007.
23-Towrat(Mosaic Law)Research and translated by Mashaallah Rahmanpour davoud va Mosa Zargari,Tehran:Cultural association Otser Hatora,1985.
24-Upanishads. Trans. Mohammad, DaraShokouh and Dr.Tara,chand and,Mohammad Reza, Jalali Naeeni Tehran: Tahouri Publication, 1977.
25-Zomorrodi, Homeira. "Tajaliate Qodsie Derakht." Journal of the Faculty of Letters and Humanities, Tehran University, Vol 4,5th pub, pp. 197-209, 2002.