تحلیل تهدیدهای دولت و جامعه ی پاکستان علیه امنیّت ملّی جمهوری اسلامی ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه غلوم سیاسی دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 دانشجوی کارشناسی ارشد دیپلماسی و سازمان های بین المللی دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده

تحلیلگران همواره در بررسی تهدیدهای دولت و نیروهای اجتماعی پاکستان علیه امنیّت ملی ایران، دیدگاهی حداقلی داشته و صرفاً به تبیین تهدیدها یکی از دو حوزه ی دولت یا جامعه ی این کشور بسنده نموده­اند. در مقاله ی پیش­­رو، علاوه بر بازشناسی تهدیدهای امنیتی دولت و نیروهای اجتماعی پاکستان، تهدیدهایی   که ناشی از   کنش و واکنش دو حوزه ی مزبور هستند، نیز تحلیل      می­گردد. بنابراین، در ابتدا بر اساس نظریه ی سازه­انگاری، تهدیدهای ناشی از جامعه ی پاکستان که منبعث از مسائل هویتی بوده و در شکل بنیادگرایی اسلامی و تجزیه­­طلبی، علیه امنیّت ملی ایران بروز می­کنند، بررسی می­شوند. سپس بر اساس نظریه ی نئورئالیسم نشان داده می­شود که منافع متعارض دولت پاکستان با ایران، منجر به تسهیل حضور نیروهای نظامی آمریکایی و ناتو در منطقه شده و همچنین خطرات امنیّتی ناشی از تسلیحات اتمی این کشور برای ایران، قابل ملاحظه هستند. در پایان با در­ نظرداشت مفروضه ی اصلی نظریه ی عام سیستم­ها مبنی بر تعامل اجزای یک سیستم، تهدیدهای ناشی از قاچاق و ترانزیت مواد مخدر و مسئله ی افغانستان که حاصل همکاری دولت و جـامعه ی
 پاکستان علیه امنیّت ملی ایران بوده، تحلیل می­گردد. یافته­های این پژوهش، نشان    می­دهد که بررسی تهدیدهای پاکستان علیه امنیّت ملی ایران، مستلزم شناخت پیجیدگی­های خاص محیط اجتماعی و سیاسی این کشور است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Analyzing Pakistan’s government and society threats against security of the Islamic Republic of Iran

نویسندگان [English]

  • m g 1
  • m d 2
1
2
چکیده [English]

In discussing security threats of Pakistan against I.R. Iran, analysts have paid attention to only one dimension of the threats so far, that is either the government of Pakistan or its society. This article tries to focus on both dimensions of this threat. First, the threats of Paki society which are originated from identity matters and appear in terms of Islamic Fundamentalism (anti-shi’ism) and irredentism (great Baluchistan), are discussed based on the Constructivist theory. Then according to Neorealism, it has been proved that the conflicting benefits of Pakistan and Iran has facilitated the presence of The US and NATO forces in the area and also Pakistan’s nuclear threat for Iran is significant. In case of nuclear weapons also one may see two dimensions: state use of nuclear weapons against Iran and fundamentalist groups’ access to such weapons in the event of further instability of  Pakistan government. Finally based on General Systems theory, the interaction of two realms in the form of transit of narcotics and Afghan problems (fundamentalism and terrorism ), in threatening Iran’s security is presented. The findings of this research reveal that considering  Pakistan's  threats against national security of  Iran needs understanding the complexities of social and political of situation of Pakistan.

کلیدواژه‌ها [English]

  • National security
  • Iran
  • Pakistan's government
  • Pakistan's society
  • dual threats

چکیده

تحلیلگران همواره در بررسی تهدیدهای دولت و نیروهای اجتماعی پاکستان علیه امنیّت ملی ایران، دیدگاهی حداقلی داشته و صرفاً به تبیین تهدیدها یکی از دو حوزه ی دولت یا جامعه ی این کشور بسنده نموده­اند. در مقاله ی پیش­­رو، علاوه بر بازشناسی تهدیدهای امنیتی دولت و نیروهای اجتماعی پاکستان، تهدیدهایی   که ناشی از   کنش و واکنش دو حوزه ی مزبور هستند، نیز تحلیل      می­گردد. بنابراین، در ابتدا بر اساس نظریه ی سازه­انگاری، تهدیدهای ناشی از جامعه ی پاکستان که منبعث از مسائل هویتی بوده و در شکل بنیادگرایی اسلامی و تجزیه­­طلبی، علیه امنیّت ملی ایران بروز می­کنند، بررسی می­شوند. سپس بر اساس نظریه ی نئورئالیسم نشان داده می­شود که منافع متعارض دولت پاکستان با ایران، منجر به تسهیل حضور نیروهای نظامی آمریکایی و ناتو در منطقه شده و همچنین خطرات امنیّتی ناشی از تسلیحات اتمی این کشور برای ایران، قابل ملاحظه هستند. در پایان با در­ نظرداشت مفروضه ی اصلی نظریه ی عام سیستم­ها مبنی بر تعامل اجزای یک سیستم، تهدیدهای ناشی از قاچاق و ترانزیت مواد مخدر و مسئله ی افغانستان که حاصل همکاری دولت و جـامعه ی

 پاکستان علیه امنیّت ملی ایران بوده، تحلیل می­گردد. یافته­های این پژوهش، نشان    می­دهد که بررسی تهدیدهای پاکستان علیه امنیّت ملی ایران، مستلزم شناخت پیجیدگی­های خاص محیط اجتماعی و سیاسی این کشور است.   

کلیدواژه­ها: امنیّت ملی، ایران، دولت پاکستان، جامعه پاکستان، تهدیدهای دوسویه.

مقدمه

بخشی از متون روابط بین­الملل امروزی، با تأثیر از انقلاب اطلاعات و ارتباطات بر کاهش نقش عامل جغرافیا در عرصه ی روابط بین­الملل تأکید می­کنند. با وجود این، عامل جغرافیا و به ویژه همجواری هم چنان به عنوان یک عنصر مهم در روابط کشورها نقش­آفرینی می­کند و بدون در نظر گرفتن روابط کشورها با همسایگان، برآورد امنیت و منافع ملی آن ها، امری غیر­ممکن است. جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از پانزده همسایه ی ارضی و دریایی، حوزه ی بزرگی از همسایگان متفاوت با توانایی­های متفاوت در کنار خود دارد. روابط با همسایگان، خواسته یا ناخواسته، دوستانه یا خصمانه، تأثیرات تعیین کننده­ای بر امنیّت و تمامیّت ارضی هر کشوری دارد. (جوادی­ارجمند و دیگران،1391:­52)

در این ارتباط واعظی به نقل از ریچارد هاس می­نویسد: «موقعیت جغرافیایی جمهوری اسلامی ایران از حیث همسایگان و نیز منطقه­ای که در آن واقع شده است، تهدیدهای بالقوه و بالفعل مختلفی را در مقابل آن قرار می­دهد. ایران در منطقه ی خاورمیانه واقع شده که یکی از بی­ثبات ­ترین مناطق دنیا به شمار می­آید، منطقه­ای که به دلیل موقعیت ژئوپلتیک آن و دخالت و رقابت قدرت­های بزرگ، همواره در معرض کشمکش، آشوب و خشونت بوده است و نه تنها امید چندانی به بهبود وضعیت آن در کوتاه ­مدت نمی­رود، بلکه برخی از تحلیلگران این احتمال را مطرح نموده­اند که آینده ی این منطقه، تاریک­تر از گذشته خواهد بود.» (واعظی،1390:­25) از طرفی شناخت دقیق و صحیح فرصت­ها و  تهدیدهای فراروی نظام جمهوری اسلامی ایران، در کنار بررسی ضعف­ها و قوت­های آن، توانایی لازم را برای حفظ و افزایش منافع ملی فراهم و به بالا بردن توان امنیّت ملی کمک می‌نماید. شکست­ها و ناکامی‌ها در عرصه ی داخلی و خارجی، عمدتاً به تحلیل نادرست از فرصت­ها و تهدیدها برمی­گردد.(بهمنیار،1389:­1) به طور کلی ایران از لحاظ منطقه­ای از 5  ناحیه در معرض تهدیدهای امنیّتی قرار دارد:

1. تهدیدات امنیّتی کشورهای حوزه خلیج فارس برای ایران؛

2. تهدیدات امنیّتی عراق برای ایران؛

3. تهدیدات امنیّتی ترکیه برای ایران؛

4. تهدیدات امنیّتی آسیای مرکزی و قفقاز برای ایران؛

5. تهدیدات امنیّتی پاکستان و افغانستان برای ایران.

در مقاله ی پیش­ رو، به چند علت از بررسی تهدیدهای چهار منطقه ی نخست به همراه کشور افغانستان صرف نظر نموده و به بازشناسی تهدیدهای امنیّتی پاکستان علیه امنیّت ملی جمهوری اسلامی ایران بسنده شده است. این علل به این شرح است: یکم، با توجه به این که سطح روابط ایران و پاکستان در بعضی از حوزه­ها افزایش یافته است، نباید در بررسی و تحلیل چالش­های امنیّتی فزاینده ی این کشور برای ایران غفلت ورزید. دوم، به جرأت می­توان مدعی شد که فقدان یک پژوهش جامع در زمینه ی تهدیدهای امنیّتی پاکستان علیه ایران به عنوان یک تهدید فزاینده، ریشه­دار و چند­ جانبه به وسیله ی بسیاری از دانش­پژوهان علوم سیاسی و روابط بین­الملل، در داخل و خارج از ایران محسوس است؛ چرا که بررسی ماهیت تهدیدهای مزبور، مستلزم درنظرداشت تحولات اجتماعی و فرهنگی پاکستان از یک سو و رصد سوابق اقدامات نخبگان سیاسی این کشور در قبال ایران از سوی دیگر است. سوم، پاکستان تنها کشور همسایه ی ایران است که دارای تسلیحات اتمی است و ایران همسایه ی شبه ­قاره بوده و نمی­تواند از تحولات امنیّتی این منطقه، از جمله از پیامدهای نظامی­شدن برنامه­های هسته­ای پاکستان تأثیر نپذیرد. (سجادپور و قهرودی،1390: 228) چهارم، پاکستان به همراه افغانستان، تنها همسایگان ایران هستند که در زمینه ی قاچاق مواد مخدر، تهدیدهای منحصر به فردی را متوجه منافع جمهوری اسلامی ایران می­نمایند و پنجم این که، شرایط مناسب برای رشد رادیکالیسم اسلامی و بی­ثباتی سیاسی در پاکستان، زمینه­های مساعدی را برای دخالت قدرت­های فرا­منطقه­ای، مانند حضور نظامیان ناتو در منطقه جهت مبارزه با افراطیون فراهم نموده است که این عامل، مغایر با اهداف امنیّت ملی ایران است. 

پیشینه ی تحقیق

در ارتباط با این پژوهش، تحقیقاتی هرچند غیر­مستقیم اما سودمند، صورت پذیرفته است که هر یک، تنها ابعاد خاصی از تهدیدهای پاکستان علیه امنیّت ملی ایران را ذکر نموده­اند. مقاله ی "ایران و تهدیدهای ناشی از بی­ثباتی در افغانستان و پاکستان" نوشته ی محمود واعظی از جمله ی این آثار است. در این مقاله نویسنده دو کشور همسایه شرقی ایران، افغانستان و پاکستان را به دلیل داشتن مشکلات امنیتی، تهدیداتی بالقوه و بالفعل علیه امنیّت ملی و توسعه ی جمهوری اسلامی ایران می­داند.(واعظی،1390:­15- 45)

مقاله ی دیگری تحت عنوان "فراز و نشیب روابط ایران و پاکستان:   از رقابت تا همکاری" نوشته ی ولی کوزه­گر کالجی در این ارتباط قابل ذکر است. نویسنده، وقوع انقلاب اسلامی 1979 در ایران را  نقطه ی پایانی بر مناسبات مستحکم پادشاهی ایران با کشور پاکستان و آغاز فصل تازه‌ای از روابط میان اسلام­آباد و تهران می­داند که موجب  شد طیف گسترده‌ای از رقابت و همکاری میان دو کشور آغاز گردد. (Kouzehgar Kaleji,2012:141-178)

مقاله ی شاه عالم نیز با عنوان "روابط ایران- پاکستان: ابعاد سیاسی و استرتژیک"، روابط این دو کشور[[[را متأثر از اختلاف   در منافع سیاسی منطقه­ای و جهانی می­داند. (Alam,2004:526-545)  

هارش پانت نیز، در مقاله­ای تحت عنوان "روابط غیرکارکردی ایران و پاکستان" عمده توجه خود را معطوف به این موضوع نموده است که تا زمانی که دفاع از منافع فرقه­ای شیعه و سنی از جانب دولت­های ایران و پاکستان ادامه داشته باشد، نیروهای ایالات متحده آمریکا و ناتو قادر به تأمین ثبات در افغانستان نخواهند بود. (Pant,2009:43-50)

در تمامی آثار یاد شده، تهدیدهای پاکستان علیه امنیّت ملی ایران، دسته­بندی و تحلیل نگردیده است. به این معنی که غالباً مرز بین تهدیدات دولت و نیروهای اجتماعی پاکستان خلط و محو گردیده است. این مسئله علاوه بر این که امکان یک بررسی جامع و تئوریک را از بین می­برد، بررسی علمی برآیند تهدیدهای دولت و جامعه پاکستان را نیز نسبت به امنیّت ملی ایران بی­اهمیت می­سازد. بر این اساس در این نوشتار، در پی پاسخ به این سؤال هستیم که چه تهدیدهایی از سوی دولت-کشور پاکستان علیه امنیّت ملی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد؟ برای پاسخ به این سؤال در عین تفکیک مؤلّفه­های تهدیدزا از سوی جامعه و حکومت پاکستان، تلفیق تهدیدهای این دو حوزه نیز مدّ نظر است. از این طریق، سعی بر آنست که هم مخاطب با تمامی ابعاد و اضلاع تهدیدهای مزبور آشنا گردد و هم این که ضعف پراکنده­­نویسی در این باب در آثار موجود، پوشش داده شود. در ضمن، نوع تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی و شیوه ی تجزیه و تحلیل یافته­ها نیز، شیوه ی تحلیل کیفی است. 

  1- سازهانگاریوتهدیدنیروهایاجتماعیپاکستان علیه امنیّتملیایران

در مقابل رهیافت­های دولت­ محور، تأکید سازه­انگاری بر نقش فرهنگ و هویت در روابط بین­الملل و مطالعات امنیّتی، توجهات را به سوی رویارویی فرهنگ­ها و نقش آن در بروز منازعات جلب کرده است. سازه­انگاران معتقدند دولت­ها و نیروهای اجتماعی، بر اساس هویت­شان، دشمنان، رقبا و دوستان خود را درک می­کنند و در این فرایند، هویت خود را تعریف  و باز تعریف می­نمایند. آن ها بر اساس انتظاری که از دیگران دارند، رفتارشان را تنظیم می­نمایند. (یزدان ­فام،1391:­737) سازه­انگاران سرچشمه ی امنیّت و ناامنی را در نحوه ی تفکر بازیگران نسبت به پدیده­ها و موضوعات، خصوصاً منافع و تهدیدها می­دانند و اذعان دارند امنیّت بیش از آن که بر عوامل مادی قدرت متکی باشد، بر میزان فهم و درک مشترک بازیگران از یکدیگر قرار دارد. آنان به نقش هویت در شکل­گیری کنش، اهمیت بسیاری می­دهند و معتقدند، هویت­ها در نوع، شکل و میزان موفقیت کنش­ها، ایفای نقش می­نمایند. (عباسی­اشلقی و فرخی،1388:­84)

با واکاوی مفروضات مراجع پنجگانه ی امنیّت (فرد، رژیم، جامعه، حکومت و جامعه جهانی) (احمدی­پور و دیگران،1390:­20- 25)، تهدیدهای جامعه ی (به عنوان یکی از مراجع امنیّت) پاکستان علیه امنیّت ملی ایران، با مؤلّفه­های سازه­انگاری مطابقت نظری دارد. در این ارتباط از آنجایی که سازه­انگاران به نقش فرهنگ در روابط بین­الملل بسیار تأکید می­ورزند، (مشیرزاده،1391:­326) به همان ترتیب دیدگاه جامعه­محور به جای تکیه بر اقتدار یا قدرت، امنیّت اجتماعی، هویت را جانشین آن می­سازد و تحصیل امنیّت را در گرو تثبیت و تقویت عقاید، هنجارها و ارزش­های اجتماعی و حفاظت از صورت­بندی­های الگوهای سنتی زبان، گویش، فرهنگ، آداب و رسوم و... می­داند و تهدیدهای امنیّت نیز، زمانی حادث می­شود که عوامل درونی یا اقتضائات محیط بیرونی، حفظ الگوها، ساختارها و هویت­های یاد­شده را در معرض مخاطره قرار دهد. رابرت ماندل در این باره، توسعه ی ابعاد امنیّت را در متغیرهای حفظ هویت مردم، جامعه محوری و امنیّت فرهنگی می­داند. (احمدی­پور و دیگران،1390:­22)

آن چه مهم است این که اگرچه در بررسى افراط­گرایى در پاکستان، باید میان مردم از یک سو و گروه­های افراطی مذهبى از سوى دیگر تفکیک  قائل شد؛ اما به این دلایل که اولاً تعداد مدارس مذهبى دیوبندى­ها به مراتب بیشتر از مدارس مذهبى بریلوى­هاست و ثانیاً نمى­توان محدوده  ی جغرافیایی خاصى براى بروز افراط­گرایى در پاکستان مشخص کرد و ثالثاً با توجه به گستردگى مدارس مذهبى دیوبندى به عنوان مبلّغ و مروّج تندروى در سراسر پاکستان، همه ی این سرزمین در معرض افراط گرایى قرار داشته و با شدت و ضعف آن را تجربه کرده است، (شفیعی و قلیچ­خان،1389:­5-11) می­توان گروه های افراطی را برخاسته از بطن جامعه ی پاکستان دانست. بنابراین منظور از تهدیدهای نیروهای اجتماعی کشور پاکستان در این تحقیق، تهدیدهای افراطیون این کشور است که شامل طیف گسترده­ای از مکاتب، احزاب، گروه­ها، اقوام، قبایل و ... است. برای تجزیه و تحلیل تهدیدهای نیروهای اجتماعی پاکستان علیه امنیّت ملی ایران در چارچوب نظریه ی سازه­انگاری، دو تهدید بنیادگرایی اسلامی در پاکستان و تجزیه­طلبی در چارچوب مسائل هویتی، قابل تبیین هستند.

 

1-1-  گروه­های بنیادگرای (افراطی)پاکستان

عموماً بنیادگرا به آن دسته از افراد یا گروه­ها اطلاق می­شود که برای تحمیل عقاید، باورها و ارزش­های اخلاقی خود به دیگران، دست به دامان خشونت می­شوند (Baqal,2011:1) در فرهنگ لغات سیاسی آکسفورد، از بنیادگرایی اسلامی برای توصیف هر حرکتی که خواهان اجرای کامل و بی چون  و چرای آموزه­های قرآن و شریعت باشد، استفاده شده. (Mclean,1996:251) در همین ارتباط، سازمان­های دینی و مذهبی- سیاسی فعال در پاکستان از لحاظ سازوکار وجودی، فاقد ساختار مناسب با اهداف خود هستند. از این رو، توازن بین ساختارها و سیاست­های آن ها عمدتاً برهم خورده است. ساختار گروه­های اسلامی آن کشور «ساختار فرقه­ای» است که بر مبنای اعتقادات و باورهای خصمانه ی مذهبی خاص استوار شده است. بافت فرهنگی جامعه و نیز غلبه ی فرهنگ مذهبی به فرهنگ سیاسی در محافل دینی و توده­ای، تبدیل پدیده­های مذهبی به سیاسی و سیاسی به مذهبی را به شدت تسهیل کرده است. (عارفی،1382:­152) در این کشورآموزه­های رادیکالیسم در بستر ایدئولوژی حاکم بر اندیشه ی دینی اهل سنت شکل گرفته است و هماهنگی کامل بین آن ها وجود دارد. (احمدی و بید­الله­خانی،1391:­26) از طرفی رشد فزاینده ی ناامنی در پاکستان، این گرایش و ذهنیت را در میان مردم به وجود آورده  که دولت و ارتش، قادر به حفظ نظم و قانون نیستند. اینچنین گرایش­ها و ذهنیت­هایی در بین مردم پاکستان، باعث شده تا آن ها جهت برقراری نظم و قانون به گروه­های اسلامگرا، گرایش بیشتری پیدا کنند؛ زیرا به باور آن ها، دولت از درون خود چنان از هم گسسته و در نزاع­های داخلی و فساد فرو رفته است که هیچ نوع امیدی برای تغییر و اصلاح وضعیت موجود از سوی آن نمی­رود. (مسعودنیا و نجفی،1390:­94)

بنابراین، مجموع عوامل؛ روابط غیر­کارکردی حوزه­های سیاست و مذهب گروه­های اسلامگرا در پاکستان بعلاوه وجود اندیشه ی وهابیت و همچنین  ناکارآمد بودن دولت در ایجاد امنیّت، باعث ترویج روزافزون عقاید ضدّ­ شیعی و ضدّ ­ایرانی در بستر نیروهای اجتماعی این کشور در قالب انواع تهدیدها علیه امنیّت ملی ایران شده است. به طوری که برخی از تحلیلگران، مهم­ترین عامل اختلاف بین ایران و پاکستان را منافع فرقه­ای و هویتی شیعه و سنی می­دانند.( (Pant,2009:43-50 برای فهم دقیق تهدیدهای مزبور، آشنایی با مبانی عقیدتی ضدّ ­شیعی اصلی­ترین گروه­های رادیکال پاکستان (سپاه صحابه و لشکر جنگهوی)، اجتناب ­ناپذیر است.

الف- سپاه صحابه: این گروه در بدو امر «انجمن سپاه صحابه» نام داشت و یکی از فرقه­های سنی مذهب پاکستان است که ادعا می­شود به طور مستمر، درگیری­های خشونت بار علیه جامعه ی شیعی پاکستان را در اولویت کار خود قرارداده است. سپاه صحابه یکی از پنج گروهی است که در 12 ژانویه 2002 ، به وسیله ی پرویز مشرّف منحل اعلام شد. این گروه پس از ممنوعیت به «ملت اسلامی پاکستان» تغییر نام داد. یکی از برنامه­های سپاه صحابه، تبدیل دولت پاکستان به یک دولت سنی است. در همین ارتباط مولانا ضیاءالقسیم، یکی از رهبران برجسته ی سپاه صحابه، در مصاحبه­ای در ژانویه 1998 اعلام کرد، دولت به شیعیان بیش از حد اهمیت می­دهد؛ چرا که آن ها در همه جا هستند؛ در رادیو، در تلویزیون، روزنامه­ها و پست­های کلیدی که این بسیار نا­امید کننده است. سپاه صحابه، شیعیان را مسلمان نمی­داند و به عنوان واکنشی در قبـال انقلاب شیعی ایران تأسیس شده است. (South Asian Terrorism Portal,2013) سپاه صحابه در هر 4 ایالت پاکستان رسوخ کرده و به عنوان یکی از قوی­ترین گروه­های افراطی پاکستان شناخته می­شود. این گروه موفق به تأسیس 500 دفتر و شعبه در تمام 34 ناحیه ی پنجاب گردیده است و حدود 100 هزار کارگر استخدامی در پاکستان دارد. سپاه صحابه همچنین 17 شعبه در کشورهای خارجی همچون، امارات متحده عربی، عربستان، بنگلادش، کانادا و انگلستان دایر نموده است(Kamran,2008: 9) .

 ب- لشکر جنگهوی: برخی نقل می­کنند که لشکر جنگهوی در سال 1996 به وسیله ی اعضای ارشد سابق سپاه صحابه، کسانی که معتقد بودند سپاه صحابه از آرمان اولیه ضدّ شیعی خود دور شده، تأسیس شده است (South Asian Terrorism Portal,2012) .برخی نیز مدعی هستند که لشکر جنگهوی، به وسیله ی رهبران سپاه صحابه، به عنوان یک شاخه ی نظامی فعال و جدا از جناح­های سیاسی تأسیس شد تا به پیشبرد اهداف سیاسی سپاه صحابه از طریق ادامه ی اقدامات خشونت­بار فرقه­ای، کمک نماید. (Jamal,2012:­5-7) لشکر جنگهوی اهداف خود را بدین شرح اعلام داشته:ایجاد پاکستان سنی مذهب؛ از طریق روش­های خشونت­آمیز، ترویج و اعلام نامسلمانی شیعیان و از میان برداشتن پیروان دیگر ادیان به خصوص یهودیان، مسیحیان و هندوها. (Australian National Security website,2012) در اینجا به دو تهدید عمده ی گروهای بنیاد­گرای پاکستان علیه امنیّت ملی جمهوری اسلامی ایران اشاره می­شود.

 

1- ­1-1-  مقابله با افزایش نفوذ ایران در سطح منطقه­ای و بین­المللی

از زمان انقلاب ایران، بسیاری از شیعیان پاکستان به ایران به عنوان یک رهبر معنوی و سیاسی می­نگرند. (Zambelis,2006:1)همین باعث شد  تا کشور­های عرب منطقه برای جلوگیری از نفوذ عقیدتی تشیع، سرمایه­گذاری زیادی بر تبلیغ مسائل مذهبی کنند. کشور پاکستان به دلیل جمعیت زیاد و فقر مضاعف، یکی از بهترین محیط­های سرمایه­گذاری برای مقابله با نفوذ ایران بود. ظهور نیروهای ضد­ّ شیعی از جمله سپاه صحابه و اهل حدیث، به دلیل مقابله با نفوذ ایران در منطقه به وجود آمد(جوادی­ارجمند و...1391: ­65) و آن چه که سبب شده تا فعالیت­های این گروه­ها تأثیر سوء بر روابط ایران و پاکستان داشته باشد، گرایش­های ضدّ ایرانی- ضدّ­شیعی آن هاست که مبتنی بر برداشت­های سطحی و افراطی از آموزه­های سنّی است. (KouzehgarKaleji,2012:151)­ این آموزه­ها عمدتاً از طریق مدارس دینی یه گروه­های مزبور منتقل می­شود. مدارس دینی دایر در پاکستان، یکی از منابع عقیدتی گـروه­های افراطی

جهت مقابله با انقلاب شیعی ایران است. چهار عامل اساسی که در رشد مدارس دینی در پاکستان نقش داشته­اند، عبارتند از: 1- قدرت­یابی ژنرال ضیاء­الحق؛ 2- بحران کشمیر؛    3- بحران افغانستان؛ 4- انقلاب اسلامی ایران. (عارفی،1382:­81) نمود رشد مدارس دینی به وضوح، در آموزه­های سپاه صحابه منعکس شده است. این گروه در جزوه­ای با نام «افشای چهره ی واقعی انقلاب اسلامی» آورده است: «انقلاب اسلامی ایران، توطئه­اى جهانی علیه اسلام است. انقلاب خمینى اولین تلاش عمده ی شیعیان براى گسترش شیعه­گرى (شیعیسم) در سراسر اروپا از  طریق ترکیه تا روسیه و از طریق کشورهاى مسلمان آسیاى میانه و تا سریلانکا از طریق پاکستان بود ... اهل سنت در ایران تحت آزار و شکنجه هستند ... دانشجویان اهل سنت در دانشگاه­هاى ایران مجبور به خواندن متون شیعى هستند؛ لذا دولت  پاکستان باید این کشور را یک کشور سنى و شیعیان را غیرمسلمان اعلام کند.» (شفیعی و قلیچ­خان،1389:­25-26)

1-1-2-  ترور ایرانیان در پاکستان و تجاوز به خاک ایران

وهابیّت که ماهیّت آن در مسیر احیای سنت سلفی­گری است، با پیروزی انقلاب اسلامی

و ارتقای موقعیت شیعیان در سطح منطقه و جهان، در مسیری حرکت کرد که موقعیت خود را در پاکستان علیه گروه های مخالف بویژه شیعیان تقویت نمود. این امر منجر به درگیری­های خونینی در این کشور شده است. به هر حال پیروزی انقلاب اسلامی، آنان را در تعقیب اهداف سلفی­گرایانه خود در پاکستان و در سطوح گوناگون بویژه در سطح عمومی تشویق نمود. در  این میان گروه های تبلیغی، اجتماعی و فرهنگی فراوانی در این جرگه قرار  می­گیرند. تا جایی که ملا محمد عمر، رهبر طالبان اعلام کرد که شیعیان چیزی بین کفّار و مسلمانان هستند و می­توان آنان را برای عقاید مذهبی­شان مورد آزار و اذیّت قرار داد. این رویکرد خواه ناخواه ایران را به عنوان بزرگترین کشور شیعی جهان و پدرخوانده ی شیعیان به چالش می­خواند. (رشیدی و شاه ­قلعه،1391:­107-110)در اخبار منتشره درباره ی تصمیم­هاى گرفته شده درجلسات شوراى رهبرى سپاه صحابه و سایر گروه­هاى افراط­گرا یا در جزوه­هاى توزیع شده به وسیله ی این گروه­ها، همواره نام تعدادى از مسئولان خانه­هاى فرهنگ یا دیپلمات­هاى ایران به عنوان افراد مهدورالدم و کسانى که نام آن ها در فهرست ترور قرار دارد، ذکر شده است. در همین فضاست که وابستگان فرهنگى جمهورى اسلامی ایران در شهرهاى لاهور و مولتان، صادق گنجى و محمدعلى رحیمى، در سال هاى 1368 و 1376 به دست عوامل سپاه صحابه ترور شدند و به شهادت رسیدند. همچنین دو مهندس ایرانی که در یک پروژه پل­سازى در شهر کراچى مشغول به کار بودند به وسیله ی عوامل افراط­گرا ترور شدند. در اقدامى دیگر پنج دانشجوى خلبانی سپاه پاسداران که در راولپندى، یک دوره ی آموزشى را طى می­کردند، هنگام تردّد در شهر به دست عناصر سپاه صحابه ترور شدند. (شفیعی و قلیچ­خان، 1389:­26)همچنین با توجه به هم­­مرز بودن ایران و پاکستان، در چند سال اخیر مناطق خود مختار قبایلی پاکستان، پناهگاه و محل امن آموزش و تردّد گروه­های تروریستی شده است که در نقاط مرزی علیه ایران فعالیت می­کنند. این گروه­ها که اکثر آن ها در مرزهای شرقی کشور فعالیت می­کنند، در مناطق قبایلی پاکستان آموزش می­بینند و از افکار بنیادگرایانه ی آن ها تأثیر می­پذیرند و برای انجام اقدامات تروریستی در ایران برنامه­ریزی می­کنند. (احمدی و بیدالله­خانی،1391:­33) از این رو با توجه به نفوذ مناسبی که گروه­های افراطی پاکستان در نواحی مرزی و اقوام حاشیه ی مرز در استان سیستان و بلوچستان برخوردارند، می­توانند در شرایط بحرانی، تهدیدهای جدی را از داخل خاک ج.ا.ا متوجه ایران نمایند. این امر در زمان حمله ی آمریکا به افغانستان، کاملاً قابل مشاهده بود و این گروه­ها با نفوذ خود به درون ایران، ناآرامی­هایی را باعث گردیدند که یکی از عمده­ترین موارد آن، حمله به کنسولگری پاکستان در زاهدان بود. (خبیری،1381:­32 -30)

1-2-  بلوچستان بزرگ

قوم بلوچ ایران با بلوچ­های پاکستان در سه متغیّر مذهب، زبان و قومیّت تجانس دارند. ترکیب این سه متغیّر همسو بر همگرایی دو بخش بلوچ­نشین ایران و پاکستان تأثیر گذاشته و آرمان سیاسی بلوچستان بزرگ را در قالب تلاش برخی نخبگان بلوچ برای کسب هویت مستقل سیاسی «بلوچستان آزاد» پدید آورده است. (حافظ­نیا،1381:­175) ارتباط بین پاکستان و گروه­های رادیکالی که ثبات در داخل و خارج از ایران را به چالش می­کشند، یک منبع تنش بین ایران و پاکستان در گذشته بوده است و ممکن است موجب سردی روابط این دو کشور در آینده شود.( (Robert and others,2011:16ریشه ی ایده ی بلوچستان بزرگ به سال 1955 باز می­گردد. در این سال نخبگان حاکم پاکستان «حزب ملی» ایالت کلات (خانات کلات از قرن 16، مرکز مهم حکومت محلی بلوچ بوده است) را ممنوع اعلام کردند. رؤسای طوایف بلوچ که می­ترسیدند با ظهور یک دولت قومی در پاکستان، خودمختاری خویش را از دست بدهند، حزب دیگری به نام «اوستمان گال» (حزب مردم) تشکیل دادند و پرنس کریم، برادر خان کلات را به ریاست آن انتخاب کردند. حزب پرچم سه ستاره داشت که بیانگر بلوچ های پاکستان، افغانستان و ایران بود. هدف این حزب، تشکیل بلوچستان بزرگ اعلام شد. روشنفکران بلوچ در پاکستان و بعدها در ایران، با کسب حمایت نخبگان سیاسی طایفه­ای، برای ایجاد تصویر ملی بلوچ، فعالانه به خلق ادبیات مربوط دست زدند. آن ها از طریق تفسیر و باز­تفسیر متون تاریخ باستان، آثار شرق­شناسان غربی، آثار کلاسیک فارسی و اسلامی، ادبیات بومی ریشه­های نژادی، میراث فرهنگی مشخص، سنت مقاومت ملی و تداوم تاریخ سیاسی خود را باز­شناسی و کشف کردند. (احمدی،1378:­266)

از طرفی پاکستان عمدتاً به وسیله ی پنجابی­ها اداره می­شود. در این کشور به بلوچ ها روی خوشی نشان داده نمی­شود. بی­سوادی، فقر، ناتوانی دولت پاکستان در رسیدگی به منطقه ی بلوچستان، سبب عقب ماندگی این ایالت شده است. این عوامل موجب پیدایش خیزش­های جدایی­طلبانه­ای گشته که درگیری­های مسلحانه 1973-1977«­ماری» یکی از موارد آن است. روزنامه «حب» در مناطقی که ملی­گرایان بلوچ سکونت دارند، دارای نفوذ زیادی است که از طریق آن بسیاری از سردمداران قوم بلوچ پاکستان، خواستار توجه بیشتر به زبان و ادبیات بلوچی در ایران شده­اند.  استقرار طوایف بلوچ در فاصله ی مرزهای سه کشور ایران، افغانستان و پاکستان به نحو طبیعی باید باعث تفاهم و هماهنگی سه­ جانبه­ای برای کنترل استراتژیک قلمرو بلوچ­نشین شود. (حافظ ­نیا و کاویانی،1385:­32-33)

در این میان، پیوندهای قومی و قبیله‌ای پشتون‌ها و بلوچ‌ها و پیروی برخی از گروه­های افراطی آن ها از سلفی‌گری مورد حمایت طالبان و القاعده در این منطقه، می‌تواند تهدیدهایی جدی علیه امنیّت ملی ایران پدید آورد. خیزش‌های جدایی‌طلبانه مسلحانه ی قومی، حملات ایذایی چریکی و سبک و روش جنگ‌های جهادی، از جمله تهدیدهای خطرناک علیه امنیّت قومی استان‌های مجاور مرزهای شرقی ایران به شمار می‌رود. نفوذ عوامل القاعده و تفکر طالبانیسم  در  برخی از جنبش‌های قومی بلوچ، می‌تواند به تبانی گروه‌های تروریستی، شبکه‌های جنایی سازمان­یافته، احزاب ناسیونالیستی افراطی، بنیادگرایی دینی و غیره بینجامد و به تدریج جبهه‌ای سیاسی نظامی برای جمهوری اسلامی ایران در استان‌های مجاور شرقی باز کند. از آنجایی که ناامنی‌ها در مرزهای شرقی ایران ایجاب می‌کند که به مسائل و تحولات این منطقه پس از تحولات 11 سپتامبر بیشتر توجه شود، بعضی از مقامات ارشد دولتی ایران معتقدند که گروه جُندالله، تحت تأثیر تفکرات طالبانیسم هستند. (پیشگاه­هادیان،1386:­1-2)

گروه جند­الله مدعی بود که 1000 مبارز در اختیار دارد و400 سرباز ایرانی و تعداد بیشتری از غیر­نظامیان ایرانی را به قتل رسانده است. نام این گروه در ابتدا جندالله بود؛ اما پس از مدتی به "جنبش مقاومت مردمی ایران" تغییر نام داد. این گروه همچنین ارتباطات نزدیکی با ناسیونالیست­های بلوچ دارد و سازمان­های ضدّ شیعی مانند لشکر جنگهوی از این گروه افراطی حمایت می­کنند. (AliKhan,2012:130-132) پس از گروهک جندالله، گروهک های تروریستی دیگری مانند «انصار» در سیستان و بلوچستان و «جیش العدل» اعلام موجودیّت کردند که مناطق مرزی پاکستان و ایران، محل استقرار اصلی گروهک اخیر است.

روشن است که اقدامات گروهک­های تروریستی یاد شده با مشارکت سیاسی فعال و رفتار انتخاباتی مردم استان سیستان و بلوچستان در سال­های اخیر، محکوم به شکست بوده است؛ اما به اعتقاد حافظ­نیا و کاویانی، آینده ی بلوچستان پاکستان، بر استان سیستان و بلوچستان به ویژه بخش میانی یا سرحد در نتیجه بر تمامیت ارضی و وحدت ملی ایران تأثیر خواهد گذاشت.

2- نئورئالیسم وتهدیدهای ناشی از آن علیه امنیّت ملی جمهوری اسلامی ایران

از آن جایی که از دید نئورئالیسم، دولت­ها در صحنه ی روابط بین­الملل بازیگر اصلی هستند،

از این رهیافت می­توان برای تبیین و تحلیل تهدیدهای دولت پاکستان علیه امنیّت ملی جمهوری اسلامی ایران بهره گرفت. بنابراین با توجه به مفروضات نظریه ی نئورئالیسم، به مهمترین این تهدیدها اشاره می­شود.

2-1- برخورداری دولت پاکستان از تسلیحات هسته­ای

مشیر­زاده به نقل از والتز می­نویسد «در نظام بین­الملل توزیع توانمندی ها در میان واحدها، عامل تمایز آن هاست و تعیین می­کند که هر یک تا چه حد، از توانمندی لازم برای امنیّت برخوردار است. (مشیر­زاده،1391:­114) با وجود این که دولت­ها  از نظر عملکرد، دارای شباهت­هایی هستند، در زمینه ی توانایی­ها با هم تفاوت­های فراوانی دارند. توانایی­ها در عرصه ی بین­المللی غیر­متوازن و به گونه­ای نابرابر میان دولت­ها تقسیم شده است و در عین حال این بعد دارای تحول است و همیشه توزیع توانایی­ها در عرصه ی بین­المللی به یک شکل باقی نمی­ماند. (ترابی،1385:­353-354)بر اساس این رهیافت، نگرانی از گسترش تسلیحات هسته­ای پاکستان به دنبال توان هند در آزمایشات هسته­ای سال1974 که خود پاسخی به آزمایشات هسته­ای چین بود، پدیدار شد. (Cronin and others,2005: 6) این نگرانی با توانایی پاکستان برای از بین بردن اهداف نظامی و غیر­نظامی خارج از کشور با استفاده از سلاح­های هسته­ای، هواپیما و موشک­های بالستیک، دوچندان شده است. افزون بر این، کارشناسان مرکز تحقیقات کنگره ی آمریکا معتقدند که پاکستان بین 24 تا 48 سلاح هسته­ای دارد. (Feickert and Kronstadt,2003:10-12)­     به همین سبب برخورداری دولت پاکستان از تسلیحات هسته­ای، از جهات مختلف برای امنیّت ملی ج.ا.ا. تهدید آفرین است.

در این زمینه، بسیاری از تحلیلگران نگران ناتوانی دولت پاکستان در کنترل تسلیحات هسته­ای این کشور، در پی بی­ثباتی سیاسی مداوم در این کشور هستند و از این می­ترسند که با روی کار آمدن یک دولت افراطی در پاکستان، آن ها به این تسلیحات دسترسی پیدا کنند. (Kerr and Nikitin,2013:16))این فرض با ادعای شاون گریگوری، استاد دانشگاه برادفورد بریتانیا که معتقد است شبه نظامیان از سال 2007 سه بار به تأسیسات هسته­ای پاکستان حمله کرد­ه­اند (سجاد­پور و قهرودی،1390:­241)، قوت می­یابد. بنابراین تضعیف کنترل دولت مرکزی بر رویدادهای کشور و تبدیل آن به دولتی ورشکسته، این احتمال را به وجود می­آورد که کنترل تسلیحات هسته­ای پاکستان به دست عناصر افراطی به ویژه ایادی القاعده بیفتد که در آن صورت نه تنها هند، بلکه تمامی منطقه ازجمله ایران با خطر بالقوه ی به کارگیری این سلاح مواجه خواهد شد. (بشری،1387:­1)

2-2- حمایت دولت پاکستان ازحضور نیروهای نظامی آمریکا و ناتو در منطقه

نوواقع­گرایی سرشت نظام بین­المللی را نقطه ی عزیمت خود می­داند. آنارشی در نظام بین­المللی، به معنای این است که هر یک از واحدهای تشکیل دهنده ی نظام، مسئول امنیّت خود هستند و هر دولت آزاد است تا هر طور که مناسب­تر می­بیند، به تعقیب اهداف داخلی و خارجی خود همت گمارد. در عین حال، اهداف و منافع دولت­ها لزوماً با هم همسو نیستند. تعارض در منافع، به تعارض در اقدامات منجر می­شود. این تعارض­ها ممکن است از طریق مصالحه حل شوند و یا به مرحله ی توسل به زور برسند. (تریف و دیگران،­1383:­128) براساس این برداشت، دولت پاکستان همواره از کمک­های اقتصادی و نظامی آمریکا بهره­مند شده است؛ به طوری که بین سال­های 2002 تا 2010 ایالات متحده به دولت پاکستان تقریباً 19 میلیارد دلار کمک مالی اعطا نموده که 10 درصد این مبلغ به منظور کمک به توسعه ی پاکستان بوده و 75 درصد نیز برای کمک نظامی به این کشور اختصاص داده شده است. ((AkbarZaidi,2011:5 بنابراین، اختلاف در منافع و اهداف و متعاقباً تعارض در اقدامات پاکستان و ایران، در مقابل حضور نیروهای نظامی آمریکا و ناتو در منطقه، ریشه در وابستگی­های چندجانبه ی پاکستان به آمریکا دارد. برای نمونه بعد از سپتامبر 2001 که حضور نیروهای نظامی ایالات متحده در کشورهای افغانستان، پاکستان و آسیای مرکزی روند افزایشی داشت و جرج بوش در ژانویه سال 2002 ، ایران را قسمتی از محور شرارت نامید، حمایت دولت پاکستان از سیاست­های آمریکا در افغانستان و حضور نظامیان آمریکایی در پاکستان، در حالی بود که ایران خود را در محاصره ی آمریکا می­دید. همین مسئله باعث سوءظن شدید تهران در چشم­انداز روابط باثبات با پاکستان شد. (Alam,2004:537)  

به این ترتیب حمایت پاکستان از حضور نیروهای نظامی آمریکا و ناتو در منطقه، از دو منظر برای ایران تهدیدزاست: اول این که نفس حضور این نیروها در همسایگی ایران، با توجه به نوع روابط ایران با آمریکا، نوعی تهدید بالقوه علیه ایران محسوب می شود و نگرانی دوم نیز بر این مبنا استوار است که ادامه ی حضور نیروهای نظامی خارجی، سبب تشویق و توسعه ی افراط­گرایی و گسترش تحرکات تروریستی در منطقه گردیده است؛ در نتیجه، مانع از استقرار ثبات دائمی می­شود. (واعظی،1390:­32)

   

3-نظریهیعامسیستم­هاوتهدیدهاینیروهایاجتماعیودولتپاکستانعلیهامنیّتملیایران

واضع نظریه ی عام سیستم­ها برتالانفی بود که در دهه ی 1950 مشاهدات خود را در قالب یک نظریه  ی جهان شمول عرضه کرد. (نقیب­زاده،1389:­162) سیستم را می­توان مجموعه­ای از واحدهای مشخص دانست که با یکدیگر در تعامل­اند و کلیتی واحد با کارویژه­ای را تشکیل می­دهند. برتالانفی، سیستم را به عنوان مجموعه­ای از واحدها که بین خود ارتباط متقابل دارند، تعریف کرده است. (دوران،1371:­14) بدین ترتیب نظام یا سیستم در درون خود از یک ساختار برخوردار است و از طریق خروجی­ها بر پیرامون اثر می­گذارد و خروجی ها در پیرامون با داده­ها و عناصر و نظام­های دیگر برخورد کرده و پیرامون تأثیرات، خود را از طریق ورودی­ها به نظام منتقل می­سازد. (نقیب­زاده،1389:­163)برای تجزیه وتحلیل تهدیدهای دو سطح نیروهای اجتماعی و دولت پاکستان علیه امنیت ملی ج.ا.ا. در چارچوب نظریه عام سیستم­ها، لازم است ضمن شناخت عوامل ربط­ دهنده ی این دو سطح در یک سیستم تهدید­آفرین، بازخورد عوامل و عناصرتهدیدزای مشترک در دو سطح مزبور بر امنیت ملی ایران سنجیده شود. یکی از زمینه­هایی که باعث تداوم نظام­مند تهدیدهای دو عرصه ی دولت و نیروهای اجتماعی پاکستان علیه امنیّت ملی ایران می­شود، بی­ثباتی سیاسی و مداخله ی نظامیان این کشور در عرصه ی سیاست است. حکومت در پاکستان، معمولاً از تعامل نظامیان، سیاستمداران سکولار و اسلام‌گرایان شکل می‌گیرد و در واقع این سه گروه، صحنه‌گردان سیاست در پاکستان هستند. از این رو، همواره رقابت میان این گروه‌ها، برای دست‌یابی به قدرت وجود داشته است. ارتش، سیاست‌مداران سکولار و نیروهای اسلام‌گرا، به تنهایی نمی‌توانند برای مدت طولانی قدرت را در اختیار داشته باشند؛ لذا همواره برای برقراری ائتلاف با سایر نیروهای مؤثر، جهت کسب یا استمرار قدرت در پاکستان تلاش می‌کنند. (واعظی،1386:­1-2) در این میان، پاکستان نمونه­ای از کشورهای در حال توسعه معرفی می­شود که در آن نظامیان در سیاست، نفوذ گسترده­ای داشته­اند و تمایل دارند نقش حاکم یا داور را در صحنه ی سیاسی کشور خود داشته باشند. (لطفیان­،1388:­237) در همین راستا، هم ارتش و هم سرویس اطلاعات و امنیّت پاکستان (ISI)، از رادیکالیسم اسلامی برای پیشبرد اهداف خود در عرصه­های داخلی و خارجی استفاده می­کنند. (Oakley and Gady,2009:1) بنابراین با دخالت نیروهای نظامی و شبه ­نظامی پاکستان در سیاست، آن ها به شکل غیر­مشروعی بین نیروهای اجتماعی رادیکال و سازمان­های دولتی، یک رابطه ی متقابل برقرار کرده­اند. به همین ترتیب، بی­ثباتی سیاسی، فضایی مناسب برای رشد بنیادگرایی در پاکستان پدید آورده و میدان را برای نیروهای مدنی بسیار تنگ کرده است. (دهشیار،1386:­7) بنابراین می­توان نتیجه گرفت گروه­های بنیادگرا (برخاسته از جامعه پاکستان) و سازمان­های دولتی از قبیل ارتش و آی اس آی، بازیگران اصلی صحنه ی سیاست در پاکستان هستند که ماحصل زدوبند­های سیاسی بین آن ها علاوه بر تعیین تحولات سیاسی و اجتماعی این کشور، در سیاست خارجی پاکستان مؤثر است. از این روست که واعظی می نویسد: «شیوع افراط­گرایی در پاکستان در ترکیب با دولت ضعیف، آینده ی نامعلومی را پیش روی این کشور می­گذارد. برخی پیش­­بینی­ها از جمله پیش­بینی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، حاکی از سقوط پاکستان به ورطه ی دولتی بی­ثبات، ظرف دهه ی آینده است. در صوت وقوع چنین اتفاقی، تبعات گسترده ی آن، دامن­گیر همسایگان این کشور از جمله ایران خواهد شد. براین اساس می­توان گفت وجود دولتی بی­ثبات در مرزهای شرقی ایران، می­تواند تهدیدهایی را در کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت، متوجه توسعه و امنیّت کشور نماید.» (واعظی،1390:­27) در زیر به برخی از این تهدیدها اشاره می­شود.

3-1-مسئله ی افغانستان

در روند تکوین تهدیدهای دولت- ملت پاکستان علیه امنیّت ملی جمهوری اسلامی ایران، کشور افغانستان به عنوان یک متغیر مهم امنیّتی حضور دارد. نقش افغانستان در این میان به دلیل مشترکات فراوان فرهنگی، قومی و دینی با هر دو کشور ایران و پاکستان، پر رنگ است. گرایش نسبی فرهنگی برخی از اقوام افغانستان (اکثراً متعلق به قوم تاجیک، هزاره و قزلباش) به ایران و گرایش برخی دیگر (اکثراً بلوچ­ها و پشتون­ها) بیشتر به پاکستان است. همین موضوع سبب شده است که دو کشور همسایه در تحولات افغانستان، بسترهای نفوذ قابل اتکایی به دست آورند و در مواقعی نیز افغانستان، حوزه ی رقابت و نفوذ بیشتر این دو کشور باشد.(جوادی­ارجمند و دیگران،1390:­63)رقابت ایران و پاکستان در افغانستان با استقرار دولت طالبان در افغانستان، شکل تهدید برای ایران به خود گرفت و با حمایت دولت و نیروهای اجتماعی پاکستان از طالبان این کشور در حال حاضر نیز، یکی از تهدیدهای موجود برای ایران است؛ چرا که از یک سو، اکثر اعضای تشکیل دهنده ی طالبان از محیط فکری پاکستان تأثیر پذیرفته­اند. آرمان ایجاد نظام اسلامی، هدف اکثر گروه­های اسلامی در پاکستان بوده است. ناکامی ایجاد نظام اسلامی در پاکستان و سرخوردگی گروه­های اسلامی باعث شد که آن ها از محیط داخلی پاکستان، ناامید شوند و آرمان خود را در کشور همسایه (افغانستان) جست و جو کنند.(احمدی و بید­الله­خانی،1391:­22) و از دیگر سو، بسیاری از تحلیلگران حمایت آی اس آی پاکستان از طالبان را بسیار شدید توصیف می­کنند. به طوری که  جان جک رونی مدّعی است که 180 گزارش مستند متفاوت موجود است که نشانگر دیدار­های افراد رده بالای آی اس آی با فرماندهان ارشد طالبان، آموزش بمب­گذاری به طالبان و حتی سازماندهی عملیات پیچیده برای آن هاست. به علاوه مدارکی در دست بررسی هستند که نشان می­دهند چگونه نیروهای آی اس آی، برخی از مقامات طالبان را تشکیل می­دهند. (Quinlan,2012:6) با به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان، روابط تهران و اسلام­آباد، بیش از گذشته تیره شد. پاکستان به همراه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، تنها کشورهایی بودند که حکومت طالبان را به رسمیت شناخته بودند. ایران این شرایط را تهدیدی علیه منافع و امنیّت ملی خود و در راستای سیاست‌های کلان ایالات متحده برای مهار انقلاب اسلامی در منطقه تفسیر می‌کرد. به منظور مقابله با این شرایط، ایران از گروه‌های مخالف طالبان از جمله برهان‌الدین ربانی که کماکان رئیس  جمهور قانونی وقت افغانستان محسوب می‌شد و نیروهای ائتلاف شمال، تحت فرماندهی احمد شاه مسعود، علیه طالبان در جنگ داخلی افغانستان پشتیبانی کرد. در این مسیر، ایران همگام با سیاست‌های روسیه، هند و کشورهای آسیای مرکزی حرکت نمود تا بتواند با نفوذ روزافزون پاکستان در افغانستان، از طریق جریان طالبان، مقابله کند؛ امری که به طور مستقیم بر روابط ایران و پاکستان اثر منفی خود را برجای گذاشت. شهادت هشت دیپلمات و یک خبرنگار ایرانی در سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در شهر مزارشریف در 17 مرداد 1377 (8 اوت 1998) و نیز هزاران شیعه افغانی به دست گروه طالبان و دیگر جریان‌های افراطی در این مقطع صورت گرفت که در همه ی موارد، ایران دولت پاکستان را مسئول مستقیم این حوادث می‌دانست.((Kouzehgar Kaleji,2012:­156-157طالبان با حمایت پاکستان در­صدد است تا با ناآرام ساختن مرزهای شرقی ایران، امنیّت ملی جمهوری اسلامی ایران را در مخاطره قرار دهد. آمریکا که نسبت به این گروه، علی­رغم نقض صریح قوانین بین­المللی با سکوت همراه با رضایت، موضع حمایتی اتخاذ نموده است، تلاش دارد تا با ایجاد آشوب در مرزهای شرقی ایران، جمهوری اسلامی را در تنگنا قرار دهد و نگذارد تا فعالیت­های فرهنگی و سیاسی این کشور در منطقه ی آسیای میانه، نفوذ روز­افزون این کشور را موجب گردد. (سجادی،1377:­265-266) این در حالی است که ایران، گروه طالبان را یک جریان منحرف می‌داند که با حمایت دستگاه های اطلاعاتی برخی از کشورهای منطقه و قدرت‌های بزرگ، با تفسیر افراطی از آموزه‌های دینی و اقدامات خشونت آمیز، تخریب چهره ی واقعی اسلام و مهار سیاست‌های ایران را در سطح منطقه دنبال می‌کند. این امر به موازات همراهی پاکستان با نیروهای اتئلاف مستقر در افغانستان، به‌ویژه در چهارچوب استراتژی جدید دولت اوباما در قبال افغانستان و پاکستان، ادامه ی فعالیت گروه‌های بنیادگرا و اعمال اقدامات تروریستی علیه شیعیان و اتباع ایرانی، کشت و ترانزیت مواد مخدر ورقابت  دو کشور در افغانستان برای نفوذ در آسیای مرکزی،  از جمله چالش‌های مهم ایران و پاکستان در صحنه  تحولات  افغانستان  به  شمار می‌رود. (Kouzehgar,2012:158-159)

3-2- ترانزیت و قاچاق مواد مخدر در پاکستان

مواد مخدر همواره از دغدغه­های جدی و اساسی برای ایران بوده است. حال آن که دولتمردان پاکستان و افغانستان به دلیل وجود مشکلات و چالش­های سیاست داخلی، کمتر به آن پرداخته­اند و تاکنون مبارزه با این معضل از اولویت­های اساسی در سیاست­گذاری این کشورها برخوردار نبوده است. صدور مواد مخدر از شرق و جنوب شرق جمهوری اسلامی ایران برای مصرف داخلی و انتقال آن به بازارهای جهانی به ویژه اروپا، در ردیف مهمترین منابع ناامنی و بحران در این منطقه از کشور است. (کریمی­پور،1379:­150) حتی   برخی معتقدند، مهم­ترین عامل افزایش قاچاق مواد مخدر از طریق پاکستان، عدم اعتقاد و پایبندی جدی مسئولان پاکستانی اعم از مقام­های سیاسی، قضایی و پلیس و دیگر دستگاه­های ذیربط در مقابله با قاچاق و ترانزیت مواد مخدر است. (محمدی و غنجی،1381:­104-110)

ازسوی دیگر، رابطه ی معنادار و مستقیمی بین میزان درآمد حاصل از تجارت مواد مخدر و فعالیت­های گروه­های مخالف جمهوری اسلامی ایران وجود دارد؛ چرا که این گروه­ها از مواد مخدر و سود ناشی از آن زندگی می­کنند؛ (واعظی،1390:­37) به طوری که یکی از منابع مالی طالبان،  قاچاق مواد مخدر و ارتباط با شبکه ی تجاری مافیای مواد مخدر است. (احمدی و بیدالله­خانی،1391:­32) بنابراین هیچ جای تعجبی باقی نمی­ماندکه پاکستان به عنوان   جولانگاه قاچاقچیان حرفه­ای و بین­المللی شناخته می­شود. وجود مناطق قبایلی خود­مختار و خاکستری مانند «خیبر»، «سرحد» و «مند» باعث شده تا لابراتوارهای متعددی برای تولید و تبدیل مواد مخدر در این کشور فعال باشند. این شرایط موجب به وجود آمدن تهدیدهایی برای امنیّت ملی ایران شده است. به گروگان گرفته شدن تعداد 9 نفر از سربازان ناجا در اوایل دی 1384 در مرز شرقی به وسیله ی اشرار وابسته به القاعده و انتقال آنان به پاکستان، از نمونه­های بارز امن بودن این کشور برای اشرار و قاچاقچیان است. افزون بر آن، عدم صداقت دولت پاکستان با ایران، در شناسایی و دستگیری عناصر اصلی قاچاق مواد مخدر که همواره در خاک پاکستان رفت و آمد دارند، از   جمله چالش­هایی است که به این تهدیدها دامن می زند. ضمن این که منابع اطلاعاتی در اسلام آباد که با عوامل FBI همکاری دارند، گفته­اند ضمن دست داشتن افراد  دولتی پاکستان بویژه سرویس­های اطلاعاتی در کار قاچاق هروئین، در آمدهای غیرقانونی ناشی از قاچاق هروئین از سال 1990 اقتصاد این کشور را فعال نگه داشته و از سقوط آن جلوگیری کرده است. (محمدی و غنجی،1381:­105-110)

علاوه بر این، حق­پناه تبعات ناگوار قاچاق مواد مخدر بر امنیّت ملی ایران از سوی کشورهای پاکستان و افغانستان را از حیث اجتماعی و اقتصادی در مواردی چون افزایش تعداد درگیری­ها و تلفات در مرزها، افزایش هزینه­های کنترل مرز، آلودگی نیروهای مقابله­کننده، تسهیل ورود سایر کالاهای قاچاق از مرزها، تسهیل تردّد اتباع بیگانه، ایجاد شرارت و نا­امنی از سوی قاچاقچیان، ناامن بودن فضا (شرق و جنوب شرق کشور) جهت سرمایه­گذاری و فرار سرمایه، می­داند. (حق­پناه،1377:­160 - 155 )از لحاظ سیاسی نیز از دیدگاه وی، طی سال های دهه ی 60 -70، گروه های کوچک تجزیه ­طلب بلوچ، مورد حمایت برخی از کشورهای منطقه، ضمن اعتراض به حضور مقتدرانه ی نظام در مقابله با قاچاق مواد مخدر، آن را پوششی برای سرکوب مردم بلوچستان دانسته، برای تحقق اهداف خود، بهره­گیری از توان قاچاقچیان باسابقه ی مواد مخدر را در اولویت قرار دادند. از این رو با هدایت و حمایت خارجی قاچاقچیان و اشرار معروفی مانند حمید نهتانی، نورمحمد نارویی و شمس­الدین سالارزهی با داعیه ی حمایت از حقوق سیاسی و مذهبی مسلمانان اهل سنت بلوچستان، در سطح منطقه به تبلیغات و ایجاد شرارت و ناامنی پرداختند.  همچنین برخی از گروه های افراطی از جمله طالبان، حمایت از گروه های قاچاقچی در ایران را تشدید کرده و با کمک آن ها، در­صدد ایجاد نا­امنی در عمق کشور و دامن زدن به تعارضات سیاسی و مذهبی به ویژه در مناطق مرزی هستند. حمایت از گروهی موسوم به الفرقان و یکی از اشرار و قاچاقچیان معروف بلوچستان به نام مولابخش درخشان، موسوم به «مولک» در همین جهت صورت گرفت. گروه شرور فوق در اسفند 1376 در شهرستان ایرانشهر، مورد حمله ی نیروهای انتظامی و امنیّتی قرار گرفت. اسناد درون گروهی به دست آمده، ارتباطات آن ها را با طالبان و مقاصد گفته شده ی آنان تأیید می­کند.(حق­پناه،1377:­161-162) شکل زیر برآیند تهدیدهای دولت و جامعه ی پاکستان، علیه امنیّت جمهوری اسلامی ایران را نشان می­دهد.

 

نتیجه

در این مقاله ضمن بهره­گیری از برخی مبانی مفهومی سه نظریه ی سازه­انگاری، نئوریالیسم و نظریه عام سیستم­ها سعی شد ابعاد و اضلاع تهدیدهای دولت-ملت پاکستان علیه امنیّت ملی ج.ا.ا. بررسی گردد. لذا همان گونه که گفته شد، از دید سازه­انگاری نیروهای اجتماعی بر اساس هویت­شان، دشمنان و دوستان خود را از   هم باز می­شناسند. برهمین اساس، به موازات گسترش افراطی­گری و شیعه­ستیزی در بین گروه­های ضدّ ایرانی در پاکستان، علاوه بر این که تهدیدهاییی متوجه اتباع ایران در این کشور، در چند سال اخیر شده است، زمینه­های مناسبی برای تجاوز به خاک ایران و حرکت­های تجزیه­طلبانه مهیا گردیده است.از طرفی، نظریه ی نئورئالیسم با همسو ندانستن توانایی­ها و منافع دولت­ها در نظام آنارشیک بین­المللی، موجبات تحلیل تهدیدهای دولت پاکستان علیه امنیّت ملی ایران را فراهم می­آورد. بدین ترتیب که توانایی دولت پاکستان در ساخت و نگهداری تسلیحات هسته­ای از یک سو، این نگرانی را در پی خواهد داشت که در صورت دسترسی گروه­های افراطی از قبیل سپاه صحابه، لشکر جنگهوی، القاعده و طالبان به این تسلیحات، چه سرنوشتی در انتظار کشور شیعه ­نشین ایران خواهد بود؟ و از دیگر سو، منافع دولت پاکستان در اثر انواع کمک­های ایالات متحده به این کشور ایجاب می­نماید که دولت پاکستان در قبال حضور نظامی نیروهای آمریکایی و ناتو در منطقه، موضع حمایتی اتخاذ نماید که این خود می­تواند برای ایران انواع تهدیدهای نظامی، سیاسی، فرهنگی و غیره با توجه به نوع روابط ایران و آمریکا داشته باشد. به علاوه، کاربرد نظریه ی عام سیستم­ها در این مقاله، به جهت تبیین و شناخت تهدیدهایی که برآیند تعامل دو حوزه ی جامعه و دولت پاکستان علیه امنیّت ملی ایران بوده است. این نظریه بر عمل و عکس­العمل اجزای یک سیستم در جهت رسیدن به اهداف تأکید دارد.از همین رو، تهدیدهای مشترک جریانات افراطی و دولت (بالاخص ارتش و آی اس آی) پاکستان در متغیرهای امنیّتی افغانستان و قاچاق مواد مخدر، قابلیت تحلیل را داراست. حمایت­های گسترده ی کیفی و کمّی آی اس آی از طالبان، چه در گذشته و چه در حال حاضر، علاوه بر منتفع ساختن رقبای عرب ایران در منطقه، به ناامنی مرزهای شرقی ایران دامن زده است. در ضمن عدم پایبندی دولت پاکستان در مبارزه با فعالیت­هایی که گروه­های افراطی همچون طالبان و القاعده، در زمینه ی قاچاق و ترانزیت مواد مخدر دارند، تهدیدهای قابل توجهی را متوجه امنیّت افراد نظامی و عموم مردم ایران کرده است. در مجموع می­توان گفت، بررسی علمی و دقیق تهدیدهای دولت - کشور پاکستان علیه ایران، مستلزم درک صحیح از تحولات اجتماعی، دولتی و تلفیقی از مجموع این دو حوزه است.  

1- احمدی، حمید، قومیت و قومیت­گرایی در ایران، تهران: نشرنی،1377.
2- احمدی، حمید و بیدالله­خانی، آرش،طالبان پاکستان: علل پیدایش، ماهیت و چالش­های امنیتی، فصلنامه سیاست، دوره 42، شماره 1، صص37-21،1391.
3- احمدی­­پور،زهراودیگران، تبیینججعوامل جناامنی در جنوب شرق ایران، فصلنامه ی مطالعات امنیت اجتماعی، صص 44-13،1390.
4- بشری، اسماعیل، امنیت هسته ای پاکستان: چالش در حال تشدید، فصلنامه ی راهبرد، شماره48، صص 30-17،1387.
      5- بهمنیار، احمدرضا، شناخت دقیق تهدیدات و فرصت­های بین المللی فراروی نظام جمهوری اسلامی ایران،1389: http://prrsi.parsiblog.com/Posts/3
6- پیشگاه ­هادیان، حمید،امنیت مرزهای شرقی ایران، معاونت پژوهش های سیاست خارجی/ گروه مطالعات استراتژیک، صص 5-1،1386.
7- ترابی، قاسم،اصلاحات شورای امنیت: زمینه ها و موانع، فصلنامه ی راهبرد، شماره 41، 374-351 ،1385.
8- تریف، تری و دیگران، مطالعات امنیتی نوین، ترجمه ی علیرضا طیب و وحید بزرگی، تهران: پژوهشکده ی مطالعات راهبردی،1383.
9- جوادی­ارجمند، محمد­جعفرودیگران، تحلیل ژیواستراتژیکی روابط ایران و پاکستان با تأکید بر عامل امنیتی، فصلنامه ی مطالعات شبه­قاره، سال4، شماره12، صص 76-51،1391.
10- حافظ­نیا، محمد­رضاوکاویانی، مراد، نقشهویتقومیدرهمبستگی ملی، مجله ی علوم انسانی دانشگاه اصفهان جلد20، شماره1، 46- 15، 1385.
11- حق­پناه، جعفر،قاچاق مواد مخدر و تأثیر آن بر امنیّت ملی جمهوری اسلامی ایران، فصلنامه ی مطالعات راهبردی، پیش شماره دوم، صص 170-143،1377.
12- خبیری، کابک، متغیرهای موجود در روابط ج.ا.ا.و پاکستان، گاهنامه، سال 1،شماره2، صص 32-30،1381.
13- دوران، دانیل، نظریه ی سیستم­ها،ترجمه ی محمد یمینی، تهران: علمی و فرهنگی،1371.
14-رشیدی، احمد، شاه­قلعه، صفی­الله، مبانی فکری ضدیت «طالبانیسم» پاکستان با شیعیان، فصلنامه ی مطالعات جهان اسلام، سال 1، شماره 2، صص 112-93،1391.
15- سجادپور، کاظم و کریمی قهرودی، مایده، رقابتهسته­ایهندوپاکستانوپیامدهایآنبرای امنیتملیجمهوریاسلامیایران، فصلنامه ی مطالعات راهبردی، سال14، شماره 4، صص 258-227،1390.
16- سجادی، عبدالقیوم، طالبان؛ ایران و پاکستان مطالعه ی سیاست خارجی ایران، پاکستان و عربستان درباره ی افغانستان از سقوط مزار تا کنون، نشریه ی علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، سال 1، شماره2، صص 268-247،1377.
17- شفیعی، نوذر و قلیچ­خان، غلامرضا، تبیین تأثیر رادیکالیسم اسلامی بر روابط ایران و پاکستان، فصلنامه ی مطالعات راهبردی جهان اسلام، سال11، شماره 42، صص 33-1،1389.
18- عباسی­اشلقی، مجید و فرخی، مرتضی، چارچوبیتحلیلیبرایمفهومامنیتازمنظرسازهانگاری، فصلنامه ی مطالعات سیاسی، سال 2، شماره 6، صص 96-71،1386.
19- عارفی، محمد­اکرم، جنبش­های اسلامی پاکستان، بررسی عوامل ناکامی در ایجاد نظام اسلامی، قم: انتشارات بوستان کتاب قم،1382.
20- کریمی­پور، یدالله، ایران و همسایگان،تهران: جهاد دانشگاهی تربیت معلم،1379.
21- لطفیان، سعیده، مداخله ی نظامیان در سیاست خاورمیانه، فصلنامه ی سیاست، دوره 39، شماره 4، صص 250- 225،1388.
22- محمدی، حمیدرضا و غنجی، محمد، چالش­های ژیوپلیتیکی مواد مخدردر جنوب غرب آسیا، فصلنامه ی ژیوپلیتیک، سال2، شماره 1، صص 121-90،1381.
23- مسعودنیا، حسین و نجفی، داود، عوامل مؤثر در تکوین و رشد بنیاد­گرایی در پاکستان، فصلنامه ی مطالعات شبه­قاره، سال 3، شماره8، صص 116-83،1390.
24- مشیرزاده، حمیرا، تحول در نظریه­های روابط بین­الملل، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، 1391.
25- نقیب­زاده، احمد، درآمدی بر جامعه­شناسی سیاسی، تهران: انتشارات سمت،1389.
26- واعظی، محمود، ایران و تهدیدات ناشی از بی­ثباتی در افغانستان و پاکستان، مجله ی کانون های بحران در آسیا، مرکز تحقیقات استراتژیک، صص 45- 15،1390.
27- واعظی، محمود،­ تحولات سیاسی پاکستان: تقسیم قدرتباغیر­نظامیان، معاونت پژوهش­های سیاست خارجی، مرکز تحقیقات استراتژیک، صص 6-1،1386.
28- یزدان­فام، محمود، دگرگونیدرنظریه­هاومفهومامنیتبین­المللی، فصلنامه ی مطالعات راهبردی، شماره 38، 750-725،1391.
29- Akbar Zaidi, S. Who Benefits From U.S. Aid to Pakistan?, yoketab.com/redir.aspx?token, 2011
30- Alam, Shah. Iran-Pakistan Relations: Political and Strategic Dimensions. Strategic Analysis. Vol. 28, No. 4, pp 526-547, 2004.
31-Ali Khan,  Zahid . Balochistan Factor in Pak-Iran Relations: Opportunities and Constraints.  A Research Journal of South Asian Studies, Vol. 27, No. 1, January-June. pp, 121-140, 2012.
32- Australian National Security website. Lashkar-e Jhangvi.http://www.ema.gov.au/agd/WWW/nationalsecurity.nsf     
33- Baqal, Huma.Extremism and Fundamentalism: Linkages to Terrorism Pakistan’s Perspective” International Journal of Humanities and Social Science Vol. 1 No. 6; June, 242-248, 2012.
34- Cronin, Richard P, Alan.k and Squassoni, Sharon .Pakistan’s Nuclear Proliferation Activities and theRecommendations of the 9/11 Commission:U.S. Policy Constraints and Options. Congressional Research Service, Order Code RL32745, 2005.
35- Feickert, Andrew and Kronstadt, Alan. K  .Missile Proliferation and the Strategic Balance in South Asia. Congressional Research Service, Order Code RL32115. 2003.
36- Jamal, A.“Malik Mohammad Ishaq: Founder of Lashkar e-Jhangvi”, Militant Leadership Monitor, Vol. 3, Issue 5, May, 1-13, 2012.
37- Kamran, T.The Political Economy of Sectarianism. 2008. http://spaces.brad.ac.uk:8080/download/attachments/748/Brief32fin
38- Kerr, Paul K. and Beth Nikitin, Mary .Pakistan’s Nuclear Weapons: Proliferation and Security Issues. Congressional Research Service, 2013.
39- Kouzehgar Kaleji, Vali .Ups and Downs in Iran-Pakistan Ties. Iranian review of Foreign Affairs, Vol. 2, No. 4, 141-178, 2012.
40- Mclean, Ian. The concise Oxford Dictionary of politics. New York Oxford University Press, 1996.
41-Pant,Harsh V.PakistanandIran'sDysfunctional    Relationship. Middle East Quarterly, Spring,Volume xvi:Number2, 2009.
42- Oakley, Robert B. and Gady Franz - Stefan .Radicalization by
Choice: ISI and the Pakistani Army. Strategic Forum,No. 247, 2009
 43- Quinlan,  Phillip J. Pakistan: A Conflicted Ally in the Fight Against Terrorism Since 9/11, Global Security Studies, Vol. 3, Issue 1, 1-14, 2012.       
44- Robert, M, Shelala, II, Nori, Kasting, Sam, Khazai, and  Sean Mann .US and Iranian strategic competition:  The Impact of Afghanistan, Central Asia, and Pakistan. center for strategic international studies, 2011.  
45- South Asian Terrorism Portal. Sipah-e-Sahaba Pakistan. 2013. http://www.satp.org/satporgtp/countries/pakistan/terrorist.
46- South Asian Terrorism Portal .Lashkar-e Jhangvi. 2012. http://www.satp.org/satporgtp/countries/pakistan/terroristoutfits/lej.
47-Zambelis, Chris. Violence and Rebellion in Iranian Balochistan. 2006. http://www.jamestown.org/programs/gta/single/?tx.
References:
1-Ahmadi, Hamid. Ghomiat va Ghomiatgraie dar Iran. Tehran: Nashre – Nei publication, 1999.
2-Ahmadi, Hamid & Bidolahkhani, Arash. Talibane Pakistan: Elale Peidayesh, Mahiat va Chalehaye Amniati. Faslnameh – e -  Siasat, Volume 42, No 1,pp. 21-37, 2013.
3-Ahmadipour, Zahra, Heidari Mouslou Tahmoures & Mirjalaie, Akbar. Tabeene Avamale Naamni Dar Jonoube Sharghe  Iran. Faslnameh Motaleate Amniat – Ejtemaie, pp. 13-44, 2012.
4-Boshra, Esmail.Amniate Hastehie Pakistan:  Chaleshe dar Hale Tashdid. Faslnameh – e – Rahbord, Vol. 48, pp. 17-30, 2009.
5-Bahmanyar, Ahmad Reza .Shenakhte Daghighe Tahdidat va Forsathaie Fararuye Jomhurie Islamie Iran. 2011. at: http://prrsi.parsiblog.com/Posts/3
6-Paygahe Khabari – e – Shia News.Zohure Sheitan in Bar Ba Name Jaish-e-Adl . 2014. at: http://www.shianews.com/fa/news/63119
7-Pishgah Hadian, Hamid. Amniate Marzhaie Sharghie Iran. Moavenate – e- Pajoheshaye Siasat Khareji, Gorooh – e – Motaleat – e – Estratezhik, pp. 1-5, 2008.
8-Torabi, Ghasem. Eslahate Shoraie Amniat, Zamineha va Mavane.  Faslnameh – e – Rahbord, No. 41, pp. 351-374, 2007.
9-Terri, Teriff & Others. Motaleat – e – Amniati Novin. Translated By Ali Reza Tayeb & Vahid Bozorgi, Tehran: Pazhoheshkdeh – e – Motaleat – e – Rahbordi, 2005.
10-Javadi Arjomand, Mohammad Jafar, Bidolahkhani, Arash & Rezai Zadeh, Peiman .Tahlile Geostrategicie Ravabete  Iran and Pakistan Ba Takid Bar Amele Amniati. Faslnameh – e –  Motaleat – e – Shebhe – e – Ghareh , Year 4, No 12, pp. 51-76, 2013.
11-Hafez Nia, M.R. & Kaviani, Morad. Naghshe Hoviate Ghomi Dar Hambastegie Melli (Morede Ghome Blouch).  Majaleh Pazhoheshi University of Isfahan, Vol. 20, No 2, pp. 15-46, 2007.
12-Haghpanah, Jafar .Ghachaghe Mavade Mokhader Va Tasir An Bar Amniate Jomhurie Islamie Iran . Faslnameh – e – Motaleat – e – Rahbordi, No 2, pp.143-170, 1999.
13-Khabiri, Kabak .Motaghayerhaye Mojud Dar Ravabete Jomhurie Islamie Iran va Pakistan. Gahnameh, Year 1, No 2, pp. 30-32, 2003.
14-Doran, Daniel. Nazarieh – e- Systemha. Translated By Mohammad Yamini, Tehran: Entesharat – e – Elmi va Farhangi publication, 1993.
15-Rashidi, Ahmad & Shahghaleh, S. Mabanie Fekrie Zediate Talebanism Pakistan Ba Shiayan. Faslnameh – e -  Motaleat Jahan – e – Eslam, Year 1, No 2, pp. 93-112, 2013.
16-Sajadpour, Kazem & Karimi, Maede .Reghabate Hastehie Hend va Pakistan va Tasire an Bar Amniate Mellie I.R. Iran. Faslnameh – e – Motaleat – e – Rahbordi, Year 14, No 4, pp. 227-258, 2012.
17-Sajadi, A. Taliban: Iran va Pakistan, Motale-ye- Siasate Kharejie Iran, Pakistan va Suadi Arabia Darbare Afghanistan Az Soghote of Mazar – e - Sharif Ta Konoun. Nashrie Olume Siasi Baghera – al – olum University, Year 1, No 2, pp. 247-268, 1999.
18-Shafie, Nozar & Ghelichkhan, GH.R. Tabeene Tasire Radicalisme Islami Bar Ravabete Iran and Pakistan. Faslnameh – e – Motaleat – e – Rahbordi, Jahan – e – Eslam, Year 11, No 42, pp. 1-33, 2011.
19-Abasi Ashlaghi, M & Farokhi, Morteza .Chachubi Tahlili Baraye Mafhume Amniat Az Manzare Sazeengari. Faslnameh – e – Motaleat – e – Siasi, Year 2, No 6, pp. 71-96, 2008.
20-Arefi, M.A. Jonbeshhai – e – Islami – e – Pakistan,  Barasi Avamel – e – Nakami Dar Ijade Nezam – e – Islami. Ghom: Entesharate Bostan – e – Ketab – e - Ghom  publication, 2004.
21-Karimipour, Y. Iran va Hamsayegan ( Manabe Tanesh va Tahdid). Tehran: Entesharate Jahade Daneshgahi Tarbiat – e – Moalem, 1996.
22-Lotfian, S. Modakhele Nezamiane Khavarmiane Dar Siasat . Faslnameh - e -  Siasat, Volume 39, No 4,pp. 225-250, 2010.
23-Mohammadi, H.R and Ghonji, M.Chaleshhaie Geopoliticie Mavade Mokhader Dar Jonoube Gharbe Asia. Faslnameh – e – Geopolitics,  Year 2, No 1, pp. 90-121, 2003
24- Masoudnia, H and Najafi, D .Avamele Moaser Dar Takvin  Va Roshde Bonyadgraiee Dar Pakistan.  Faslnameh – e –  Motaleat – e – Shebhe – e – Ghareh , Year 3, No 8, pp.83-116, 2012.
25- Moshirzadeh, Homeira. Tahavol Dar Nazarieha – e – Ravabet – e – Bionolmellal. Tehran: Entesharat – e – Samt publication, 2013.
26-Naghibzadeh, Ahmad. Daramadi bar Jameshenasi Siasi. Tehran: Entesharat – e – Samt publication, 2006.
27- Vaezi, Mahmoud .Iran va Tahdidate Nashie Az Bisobatie Siasi Dar Afghanistan va Pakistan. Majalehe Kanoonhai Bohran Dar Asia, Markaze Tahghighat – e – Estrategic, pp. 15-45, 2012.
28-Vaezi, Mahmoud.Tahavolate Siasi Dar Pakistan: Taghsim Ghodrat Ba Gheirenezamian­. Moavenate Pajoheshhaoie Siasate Khareji, Markaze Tahghighat – e – Estrategic, pp. 1-6, 2008.
29-Yazdanfam, Mahmoud.Degarguni dar Nazariyeha va Mafhoume Amniate Beinolmelali.  Faslnameh – e – Motaleat – e – Rahbordi, No 3, pp.725-750, 2012.