کشمیر و زبان فارسی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

مربی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان

چکیده

کشمیر ، قسمتی از ایالت جامو وکشمیر هند، همواره یادآور دیاری افسانه ای و سرسبز با
جلوه هایی از زیبایی های شگرف است که مکان های تاریخی و مناظر طبیعی، جاذبه ی خاصی به آن بخشیده است. اشتراکات فراوان آب و هوایی، طبیعی و فرهنگی کشمیر و ایران سبب شده که کشمیر را« ایران صغیر» بنامند.زبان فارسی که زیرشاخه ای از زبان های هند و ایرانی است با زبان های شبه قاره، پیوندی دیرینه دارد؛ اما  در  واقع توسعه و نفوذ این زبان در هند، مدیون عرفا و مبلغان بزرگ اسلامی است که بیشترین سهم را در ترویج و گسترش اسلام در شبه قاره داشته اند. گروهی از این مبلغان که شاعرانی فارسی زبان بودند، پس از مهاجرت به کشمیر با نشر علوم، ادبیات و فرهنگ ایران، بستری مناسب را برای گسترش زبان و ادب فارسی در این سرزمین مهیا نمودند.
این قلم بر آن است تا ضمن معرفی اجمالی سرزمین کشمیر، به ارتباط کشمیر با زبان فارسی و شاعران فارسی گوی آن بپردازد و زوایای پیدا و پنهان نفوذ زبان فارسی را در این سرزمین جستجو نماید. روش تحقیق کتابخانه ای است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Kashmir and Persian language

نویسنده [English]

  • f v
چکیده [English]

Kashmir as a part of India's Jammu and Kashmir state, is always a reminder of a mythical and flourishing land with plenty of wonderful beauties, which has been given a splendid appeal by the  historical places and natural views. Climatic, natural and cultural similarities of Kashmir and Iran, caused Kashmir to be called Iran minor.
Persian language which is a subdirectory of the Indo-Iranian languages ​​has an old connection to languages ​​of the subcontinent, but the development of this language in India is indebted to Muslims mystics and missioners which have the greatest contribution to the promotion and expansion of Islam in the subcontinent. A group of this missioners who were Persian-language poets, after migrating to Kashmir prepared a suitable ground for the expansion of Persian language and literature in this country by the publication of science, literature and culture of Iran.
 In addition to present a brief introduction of Kashmir, the aim of this paper is to investigate Kashmir’s connection to the Persian language and poets and to seek overt and covert aspects of Persian language influence on this area by the Library data method.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Kashmir
  • Persian language
  • Islam
  • Mysticism
  • poetry

کشمیر ، قسمتی از ایالت جامو وکشمیر هند، همواره یادآور دیاری افسانه ای و سرسبز با
جلوه هایی از زیبایی های شگرف است که مکان های تاریخی و مناظر طبیعی، جاذبه ی خاصی به آن بخشیده است. اشتراکات فراوان آب و هوایی، طبیعی و فرهنگی کشمیر و ایران سبب شده که کشمیر را« ایران صغیر» بنامند.زبان فارسی که زیرشاخه ای از زبان های هند و ایرانی است با زبان های شبه قاره، پیوندی دیرینه دارد؛ اما  در  واقع توسعه و نفوذ این زبان در هند، مدیون عرفا و مبلغان بزرگ اسلامی است که بیشترین سهم را در ترویج و گسترش اسلام در شبه قاره داشته اند. گروهی از این مبلغان که شاعرانی فارسی زبان بودند، پس از مهاجرت به کشمیر با نشر علوم، ادبیات و فرهنگ ایران، بستری مناسب را برای گسترش زبان و ادب فارسی در این سرزمین مهیا نمودند.

این قلم بر آن است تا ضمن معرفی اجمالی سرزمین کشمیر، به ارتباط کشمیر با زبان فارسی و شاعران فارسی گوی آن بپردازد و زوایای پیدا و پنهان نفوذ زبان فارسی را در این سرزمین جستجو نماید. روش تحقیق کتابخانه ای است.

کلیدواژه ها: کشمیر، زبان فارسی، اسلام، عرفان، شعر.

مقدمه

کشمیر کلمه ای فارسی است که از دو جزء بن مضارع فعل کشیدن« کش» و «میریا امیر» تشکیل شده است«یعنی زیبایی کشمیر و هوای مطبوعش،پادشاهان و بزرگان را به خود می کشد... پوست روشن،دماغ خوش ترکیب کشمیری ها، نژاد سامی را به ذهن می آورد. چنین فرض می شود که قبیله ی سامی»کوش» که نامش در کتاب مقدس تورات وجود دارد و به «نیمرود» مشهور بوده است، از ایران غربی به قسمت های شرقی تر مهاجرت کرده اند. در ادامه ی این نظر، فرض می شود که این قبیله علاوه بر پادشاهی کشمیر، شهرهای کاشان و کاشگر(کاشمر) را نیز بنیان گذاشته اند و بنابراین پیشوند «کش» زنجیره ای دقیق از منشأ نژادی و قومی آن ها را نشان می دهد.» (صافی، 1378: 113-112)

 سرزمین کشمیر شامل دو قسمت کشمیر آزاد و ایالت جامو و کشمیر است قسمتی از کشمیر بزرگ، جزو ملحقات پاکستان شد که آن را «کشمیر آزاد» می گویند و قسمتی دیگر که در خاک هند باقی ماند به ایالات «جامو و کشمیر» شهرت دارد. ایالت جامو و کشمیر به سه ناحیه تقسیم می‌شود: جامو، کشمیر و لداخ (Ladakh). « جز در جمو(جامو)،که تعداد زیادی از سیک ها زندگی می کنند و لداخ که بیشتر سکنه ی آن بودائی اند اکثریت عظیم کشمیری ها مسلمانند.»(مصاحب،1356: 2226) به «دره ی کشمیر» به‌سبب زیبایی های شگفت، «بهشت روی زمین» گفته می‌شود و «جمو» به «محل معابد جذاب» معروف است که همه ساله صدها هزار هندو و مسلمان آن‌ها را زیارت می‌کنند. «لداخ» نیز به سبب کوه‌های دور از دسترس و زیبا و همچنین فرهنگ بودایی به «تبت کوچک» شهره است.

جامو و کشمیر، به رغم داشتنِ منابع طبیعی، «از نظر اقتصادی یکی از محروم ترین ایالت های هند به شمار می آید. شغل حدود 70% مردم این ایالت کشاورزی است. علاوه بر زراعت و باغداری (حدود 000، 75 هکتار)، رمه گردانی و پرورش گاو، گاومیش، گوسفند، بز، اسب و زنبورداری در آن جا رایج است. از صنایع دستی، فرش بافی، ابریشم بافی، شال بافی و ساخت فرآورده های چوبی در جامو و کشمیر اهمیت دارد.» (نقوی،1343: 92)

جامو وکشمیر در جنوبِ جاده ی ابریشم قرار گرفته اما« به سبب ناهمواری ها و موقعیت طبیعی، از لحاظ ارتباطی با مشکلاتی روبروست. راه های ارتباطی جامو و کشمیر، به ویژه مراکز زمستانی و تابستانی آن، عمدتاً از پاکستان می گذرد.» (سعیدی،1328: 45) مسلمانان، هندوها، سیک ها و بودایی ها مهم ترین گروه های مذهبی در جامو و کشمیرند.

سرینگر مرکز کشمیر است در دره ی حاصلخیز کشمیر، «بین دریاچه هایی با آب شفاف و زلال بنا شده و بسیاری از خانه های مسکونی بر سطح آب دریاچه ها ساخته شده است.»(صافی، 1378: 110)     مردم سرینگر، مسلمان و از نژاد کشمیری اند و به زبان کشمیری صحبت می کنند. از مناظر طبیعی کشمیر می توان به باغ شالیمار، باغ نشاط، دریاچه ی ولر، دریاچه ی دل و وادی دولاب اشاره کرد       که  در دل  کشمیر چون نگین های زیبایی می درخشند و این سرزمین را به بهشتی در روی زمین تبدیل کرده اند.مکان های مقدس کشمیر؛ خانقاه بلبل شاه، خانقاه شاه همدان، خانقاه های «والا»،«اعلا»، و«کبرویه»، مسجد حضرت بل و مسجد جامع کشمیر می باشند که جنبه ی قدسی دارند و مورد توجه مردم این دیار هستند.

پیشینهی تحقیق

درباره ی کشمیر، شاعران و صوفیان آن،تحقیقاتی انجام گرفته و آثاری به چاپ رسیده است که به برخی از آن ها اشاره می شود؛کتاب کشمیر از ابوالقاسم رادفر که دربرگیرنده ی اطلاعات سودمندی در مورد کشمیر، شاعران و صوفیان آن سرزمین است و نیزآثاری چون تذکره ی شعرای کشمیر از اصلح، برگزیده ای از پارسی سرایان کشمیر از تیکو، تذکره ی شعرای کشمیر از راشدی که به بررسی شاعران و پارسی سرایان کشمیری پرداخته است.همچنین سیدناصری در کتاب «کشمیر» و سعیدی در«مسأله ی کشمیر و حیدرآباد» در باب کشمیر سخن گفته اند و صابرآفاقی در کتاب «صوفیان کشمیر و نقش آن در نشر فرهنگ و ادب فارسی» صوفیان کشمیر را  عامل مهمی در  نشر و  گسترش ادب فارسی در کشمیر دانسته است.

ورود اسلام به کشمیر

دین مبین اسلام دیرتر از سایر نقاط شبه قاره به سرزمین کشمیر رسید؛ اما به زودی گسترش قابل ملاحظه ای پیدا کرد و حکومت مسلمانان در آن جا تشکیل گردید.(رادفر،1385: 34)پیش از ورود اسلام به کشمیر«این خطّه را ناحیه ی قماربازان و مشروب خواران و بدکاران تلقی می کردند. سلطان صدرالدّین، اولین پادشاه مسلمان بود که در کشمیر بر تخت شاهی جلوس کرد. او که قبل از مسلمان شدن «سلطان رنچن نامیده می شد، در برخورد با سید بلبل شاه سهروردی، دین اسلام را اختیار کرد.»(محی الدّین،1949،ج1: 8584)  اما عصر شکوفایی و گسترش اسلام با ورود صوفیانی چون میر سید علی همدانی  و یارانش آغاز گردید.«بسیاری از خانقاه ها و مساجد، به نام “مساجد حضرت امیر” در دوره ی او ساخته شده است.»(ریاض،1370: 50)

صوفیان کشمیر

- بلبل شاه سهروردی:اولین معرف اصلی دین اسلام در ولایت کشمیر، عارف مشهور سید عبدالرحمن شرف الدّین بلبل شاه سهروردی ترکستانی است. او حنفی مذهب بود و سهروردی مسلک(رادفر،1385: 45)«احتمال دارد که به علت شیرین زبانی خود به نام بلبل معروف شده باشد.»(آفتاب اصغر، 1992: 171)

- حبیب کشمیری: در نوشهرِ سرینگر متولد شد. در هفت سالگی قرآن را حفظ داشت. به سماع علاقه ی فراوانی داشت و به زبان های فارسی، عربی و کشمیری شعر می گفت.    «تخلص فارسی او حبیب و تخلص کشمیری او حبّی است. ابیات زیر از اوست:

   زهـی حـالی کـه در وی لا نگـــنجد         چــــــه حـدّ لا درو الّـا نگـــنجـد

   یا منم اندر جهان و یا جهان اندر من است      خرمنی در دانه و  یا دانه اندر خرمن است»

      (شیروانی، بی تا: 68-67)

- لله عارفه:بی بی لله عارفه کشمیری از شهر سرینگر کشمیر و از ارادتمندان شیخ بلبل شاه بود. (صابرآفاقی،1350: 69)

- میرسید علی همدانی:  میر سیدعلی همدانی ملقب به علی ثانی  و بت شکن کشمیر، با عنوان شاه همدان ، نسبت او به زین العابدین (ع)ج     می رسد. او رئیس فرقه ای صوفی به نام سلسله ی همدانیه است. (صافی،1378: 108)میرسید علی همدانی مروج اسلام در کشمیر که شاعر نیز بوده است . علامه اقبال درباره ی وی چنین گفته است:

      سیـد سادات، ســـالار عجــم            دسـت اومعمـار تقــدیـر امــم

      تا غــزالی درس الّا هو گرفت            ذکر و فکر از دودمان او گرفت

                                                      (اقبال لاهوری،1388: 407)

- میرسیدمحمد همدانی:فرزند میرسیدعلی همدانی و «مانند پدر، نویسنده و شاعر بوده و رساله ای در تصوف و شرح شمسیه در منطق از او مانده است.»(نفیسی، 1344، ج2: 73)

- نورالدین ولی: یکی دیگر از عارفان کشمیر،  ریشی به معنی حکیم و درویش و خدادوست،  مؤسّس سلسله ی ریشیه در کشمیر به شمار می رود. ریشی ها میوه می خوردند و از ازدواج و دیگر لذات خودداری می کردند.(صابرآفاقی،1350: 73-72)

زبان فارسی در هند و کشمیر

زبان فارسی از گروه هندوایرانی زبان های هند و اروپایی است. بنابراین پیوند زبان فارسی و زبان هندی و کشمیری به زمان های دور باز می گردد.هر چند پیشرفت این زبان و نفوذ بیش از پیش آن در هند و به خصوص در کشمیر با ورود اسلام و مبلغان این دین، که اکثر آن ها فارسی زبان بودند، سرعت می گیرد. افرادی چون میر سید علی همدانی، یاران و همراهانش را به نقاط مختلف کشمیر می فرستد؛ چون زبان مادری آن ها فارسی است، برای ترویج احکام اسلام از این زبان استفاده می کنند؛ در نتیجه زبان فارسی در کنار توسعه ی فرهنگ و معارف اسلامی، رواج می یابد و البته شعر که صوفیان آن را وسیله ی ترویج این احکام و افکار قرار داده بودند، نیز عامل مهمی در رشد زبان فارسی این خطّه به شمار می رود.

«دوره ی چکان(962-992ق) از نظر پیشرفت زبان فارسی، دوره ی ترقی شمرده می شود. آن ها فرمانروایان کشمیر بودند و ادب و فرهنگ فارسی را شعار دربار خود قرار دادند. دربار چکان مهد سرایندگان و نویسندگان فارسی زبان قرار گرفت. در این دوره، عده ای از متصوفه و مشایخ موجب سربلندی و  شهرت این پادشاهان بودند؛ مانند بابا داود خاکی، شیخ حمزه مخدوم، محمد امین مستغنی، بابا طالب اصفهانی، ملامیرعلی و...»(راشدی،1969 :225)

پادشاهان چک در مقابل حملات اکبرشاه شکست خوردند و « در اواخر قرن 10م ، کشمیر جزء قلمرو اکبرشاه شد(1586) ... جهانگیر به کشمیر رغبت تمام داشت و به خاطر زوجه ی ایرانی اش، نورجهان، درخت چنار را از ایران به کشمیر برد و کشت آن را معمول ساخت.»   ( مصاحب، 1356: 2226)دربار این پادشاهان پذیرای شاعران، دانشمندان و هنرمندان ایرانی و هندی گردید. مهم ترین دوره برای ترویج زبان و ادب فارسی در هند را می توان دوره ی شاه جهان دانست. فرمانداران او که از حامیان زبان و ادبیات فارسی و نیز شاعرانی بزرگ بودند، کمک شایانی به گسترش این زبان در کشمیر نمودند.با ورود اسلام و پیشرفت زبان فارسی در کشمیر آثار زیادی به این زبان خلق شد که به معرفی تعدادی از آن هامی پردازیم:

- تاریخ حسن/ اسرارالاخبار:این تاریخ از پیر غلام حسین کهویامی است درباره ی جغرافیای طبیعی و انسانی کشمیر، تاریخ سیاسی واحوال صوفیان و شاعران پارسی گوی کشمیر.(کلهن،1353، مقدمه:30-29)

- تاریخ حیدرملک: این تاریخ در عهد مغول به وسیله ی ملک حیدرکشمیری در سال 1039 قمری بر اساس راج ترنگینی تألیف شده است.موضوع این تاریخ، اوضاع و احوال کشمیر از قدیم تا فتح کشمیر به وسیله ی اکبر شاه است.(رادفر،1385: 57)

- تاریخ شاهنامه¤ شاهنامه ی کشمیر: سروده ی محمد توفیق درباره ی تاریخ سیاسی کشمیراست.(انوشه،1375،ج1: 692)

- راج ترنگینی: کهن ترین و مهم ترین تاریخ کشمیر که در عهد راجه جی سینگ به وسیله ی “کلهن”به زبان سنسکریت و به نظم سروده شده است «صوفی مصنف کشمیری راج ترنگینی را شاهنامه ی کشمیر خوانده است»(کهویامی، بی تا: 17)

 - منتخب التواریخ: نوشته ی پاندت نراین کول، متخلص به عاجز، در سال 1122 نوشته شده و نویسنده در آن از راج ترنگینی بهره ها برده است.در این کتاب به بررسی واژه ی کشمیر و فرمانروایان این سرزمین از روزگار باستان تا دوره ی تیموریان و جغرافیای کشمیر پرداخته شده است.(رادفر،1385: 57)

پارسی سرایان هندی و کشمیری

 نفوذ زبان و ادبیات فارسی در کشمیر، ارکان مختلف زندگی مردم از تاریخ و سیاست گرفته تا شعر و عرفان و هنر را تحت تأثیر قرار داد. در کنار مسلمانان کشمیر، هندوها و سیک ها هم به این زبان علاقه نشان دادند و علاوه بر تکلّم بدان، در نوشته های ادبی و علمی خود از آن بهره گرفتند.« به نظر بلوخمن هندوان تنها بنا به عوامل اقتصادی، فارسی را یاد گرفتند» (سید عبدالله، 1371: 202)

- آزاد کشمیری، محمد علی: میرزا محمد علی متخلص به“آزاد” علاوه بر شاعری، عارف، طبیب و خطاط نیز بوده است. شهرت او در غزل سرایی است؛ هرچند در مثنوی و قصیده نیز طبع آزمایی نموده است، مثنوی های او عرفانی و به پیروی از مثنوی مولانا است:

همه جا جلوه ی یار است چه دیر و چه حرم          حاجیان کرده طلب بــادیه پیمایی را

جای در چشم و دل و جان منش هست مدام          همه جا می نگرم آن بت هر جایی را

(هدایت، 1340-1336،ج4،  141)

- آذر،جولاپرشاد: لکهنویی است و در شعر فارسی و هندی، صاحب مقام و در فنّ انشا بی نظیراست.(راشدی، 1983، ج1: 6):

  دل را اگر ز راه هوس می توان گرفت           فیض هما ز بـال مگس می توان گــرفت

  آسـوده زیر تیغ بلا مــی توان نشست           خود را به زیر شعله چو خس می توان گرفت

  آذر چـو محتسب ره میخـانه طـی کند          تاوان شیشه را ز عسس می توان گرفت

                                                                                                    (تیکو، 1342: 102)

- اویسی، محمدامین: محمد امین موسوم به میربابا اویسی مشهور به “ویس” فرزند سیدحسین بیهقی است. ابیات ذیل از ترجیع بند معروف اوست:

    آزمودم جـــهان و اهل جــــــهان               آن چه هستنـــد آشـکار و نهــان

     نــــی ترحـــم به حال غم زده ای                 نـــی تکلّم به لطف یا احـــسان

    جــمله در قصد خون یکدگــــرند               اوفتاده چـــو مـــوش در انــبان

    کـارشـان نی بـــه غــــیر کــذّابی               یادشان نی به خــلق جــز بهــتان

(همان: 7-1)

- بزرگی: رادفر  به نقل از شیرخان لودی این شاعره کشمیر را چنین معرفی می کند:«لولی بود، گویند در عهد جهانگیر پادشاه از غایت علوّ فکر، ترک پیشه ی خود کرده، در گوشه ی قناعت و توکل خزیده بود»(رادفر،1385: 63)

   مو به مو در ناله ام گویی که استاد ازل              رشته ی جانم به جای تار در طنبور بست

(سحر کاکوروی،1996: 3)

- بقا، پندت مست رام: از سخن سرایان فارسی زبان سرینگر بود. از آثار وی: سوزن نامه، دستورالعمل به سبک نثر ظهوری، بحر طویل و دیوان است:

قسم به جان تو بیمارم و نخواهم زیست           طبیب آمد و نبض مرا گرفت و گذشت

      تا پرده برفتاد از آن رو، به یک طرف             یک سو پرید رنگ ز گل، بو به یک طرف

      (راشدی، 1983: 134)

- بهار،پندت لسهگول: فرزند تیکارام جیو متخلص به آخون است:

      بلبل! بیا که مطرب بزم چمن تویی                 برچنگ ناله زن ره نوروز را دگر

      برگرد چشم سبزه ی نورسته می دهد              از خط نو دمیده ی چاه ذقن خبر

                                                                              (همان: 137)

- بیتاب،پندت تابه رام ترکی: در سرینگر متولد شد. آثار او شامل:«جنگ افغانان و سکهان، رنجیت نامه و اکبرنامه [است]، دیوان وی کمیاب است.»(رادفر،1385: 73) در بیت زیر نه تنها از بخت سیاه خویش گله ای ندارد؛ بلکه به واسطه ی همرنگی با زلف معشوق، از این سیاهی ابراز خرسندی نیز می کند:

سیاه بختم و از بخت خویش خرسندم          چرا که بخت من و زلف یار هم رنگ است

                                                               (راشدی، 1983: 138)

- بینش کشمیری: میرجعفر بیک کشمیری متخلص به“بینش” هندی است. کلیات او شامل مثنوی و غزل و قصیده است. خمسه ای هم به استقبال نظامی سروده است:

      هـــر که از عالمِ خراب گذشت               تـــشنه ای بود کـز سراب گذشت

      ای خوش آن کس که از سر دنیا                خنده رو همچو آفــــتاب گذشت  

                                                                                                       (صفا، 1364: 1321)

- تیکارامجیو،پندتآخون :آخون مدرس فارسی و عربی است و یک مثنوی به نام کبک نامه دارد:

چو کبک صبح نورانی، به صد ناز           ز کـوه چرخ کرده خـــــنده آغاز

سیاهی بلـــــبل آسا پر زد از باغ حواصل سر کشید از بیـضه ی زاغ

سمن بویان، چو سرو استاده گشتند           همه ثابت قدم چــون جاده گشتند

      (راشدی، 1983 :177)

- جویا کشمیری:میرزا داراب بیگ متخلص به“جویا” خاندانش در اصل تبریزی بودند، که به هند رفته و در کشمیر ساکن شدند.کلیات او شامل قصاید، مثنویات، غزلیات،رباعیات و قطعات است. لیکن مانند دیگر معاصرانش بیش تر به غزل سرایی توجه داشته است. جویا ارادت خاصی به پیامبر اکرم(ص) و ائمه ی اطهار(ع) دارد. قصاید بسیاری در وصف و مدح امام علی (ع) سروده است که ابیاتی از آن ها در این جا ذکر می شود:

   ای فدای مــرقد پاک تو سر تا پای من        یا علی مولای من، مولای من، مولای من

    مظهر کل فاتح خیبر امــــیرالمؤمنین        بندگی قنبــرش فخر من و آبای مــن

    آب و رنگ زینت گلزار هستی تا شدند       چون گل رعنــا به گیتی سیّد و مولای من

(آرزو، بی تا: 38)

- حضوری، پندت هره کول: در سرینگر سکونت داشت.  در دو بیت زیر، از جانی سخن می گوید که لبریزاز عشق جانان است :

تا حنا بستی ز خون چشم خون افشان  ما           پنجه ی  مرجان نمودی پنجه ی مژگان ما

بیخودم، مخمورم و مستانه ام، مستم ز تو          دین ما، ایمان ما و جان ما، جـــانان ما

(راشدی، 1983 : 213)

- خوشدل، پاندیت دیارام کاچرو: خوشدل در 1744 میلادی در سرینگر متولد شد. دو بیت زیر از اوست:

        زخطّه، چون قدم بیرون کشیدم                   تماشای جـــهان بســیار دیدم

             کشیدم رخت چون در شهر لاهور                  مرا دریای راوی گشت مــنظور

      (همان : 231)

- دانای کشمیری(ملّا): در نظم و نثر، استادی یگانه بود. دو بیت زیر در مدح حضرت علی(ع) از اوست:

 گر کوه را به قوّتِ سرپنجه ی غضب                آن مظهـر جـلال الهـی دهـد فشار

 در چشمه سار آب جواهر روان شود                 گردد فسرده معدن یاقوت چون انار

(نقش علی، 1992: 62)

- ذهنی کشمیری:از سخندانان بی نظیر عهد خویش بود. ابیات زیر از ساقی نامه ی او انتخاب شده است:

    شرابی که مستست ازو جزو و کل                    چه اصل و چه فرع و چه خار و چه گل

    شـرابی کزو شد دل غــــــمزده                     چو وادی ایـــــمن تـــجلّی کـده

    دماغ از شمــیمش بهـــاری شود                    بـه یـادش درون، لالـه زاری شـود

                                                                             (اصلح،1346: 72-69)

- سالم کشمیری: اسم او ملالطف اﷲ ولد سیدمیرعلی از سادات کشمیر است.سالم تخلص دارد.(لغت نامه)«از برهمن زادگان کشمیر بود که در اواسط سده ی یازدهم قمری به دنیا آمد. دیوان او مشتمل است بر غزلیات و رباعیات و مخمّسات و قصاید و مثنوی که“گنج معانی”نام دارد.» (رادفر، 1385: 65)

-در بتکــده قفـلِ درِاسرار شکستم               بـر فـرق بت آئینه ی پنـدار شکستم

معموره ی تن رفت به تاراج جنونم              چون سیل طلسمِ در و دیوار شکستم

سالـم نفس باز پسینم رگ دل شـد          گشتم همگی مـرکز و پرگار شکستم 

                                               (محمد ظفرخان، 1341: 55-50)

  -زاحسان می شود صاحب کرم را دولت افزونتر         بلی هر چاه را آب از کشیدن بیش می گردد
  مــایــل شـدن بغیر نه نقص جمJال تست       چون مهر و مه ظهور تو هر جا کمال تست

  بـه طریقی که سخندان به سخـن دارد میـل      بیش از آن است سخن هم به سخندان محتاج

(نصرآبادی، 1352، بخش3 :450)

- سرخوش کشمیری:محمد افضل سرخوش پسر محمد زاهد در کشمیر ولادت یافت. صاحب سفینه ی خوشگو از شاگردان اوست. نور علی نور از مثنوی های معروف وی ، در جواب مثنوی ملای روم سروده شده وکلمات الشعرا نیز از آثار مشهور اوست:

به هم ناید چو گل از خنده ی شادی دهان ما         چـه خـوش نامی برآمد الله الله از زبان ما

به سر داریم سودای گل دیدار خورشیدی            که چون شبنم همه چشم است بار کاروان ما

فسون حیرت حسن تو تا مهر خموشی شد         بـود از بوی گل یک پرده نازکتر فغـان ما

                                                                       (رادفر،1385: 66)

- ظفرخان احسن: احسن تربتی، ملقّب به ظفرخان ومخاطب به آصف خان، فرزند خواجه ابوالحسن تربتی شاعر و دولتمرد ایرانی تبار هندی است. فرزندش میرزا محمد طاهر، مخاطب به عنایت خان و متخلّص به آشنا، نیز از شاعران است. احسن قصیده،غزل،رباعی و مثنوی می سرود.در غزل با مضامین عرفانی و عاشقانه بیشتر طبع آزمایی کرده است. از آثارش می توان به مثنوی هفت منزل در وصف کشمیر،مثنوی جلوه ی ناز، مثنوی میخانه ی راز، دیوان اشعار اشاره کرد.(همان :67)

- دلم بـه کـوی تو امیدوار می آیـد                نگاه دار، که روزی به کار می آید

       -گوشه ی چشمی اگر ساقی به ما دارد بجاست      

                                                     عمرها در گوشه ی میخانه، خدمت کرده ایم

      (انوشه،1380: 100)

- غنی کشمیری: ملا محمد طاهر کشمیری متخلص به غنی از برجسته ترین شاعران پارسی گوی کشمیری است.«طایفه ی وی اصلاً از خراسان بوده و به همراه میر سید علی همدانی عارف مشهور به کشمیر مهاجرت نمود»(صفا، 1364،ج5، بخش2: 1256) دیوان غنی شامل غزل ها، رباعی ها و مثنوی های اوست:

صفای حسن بتـان می تراود از دل ما          بـه آب آینه گویی سرشته شد گل ما

چنان به یـاد سر زلـف او گرفتـاریـم          که غیر خانه ی زنجیر نیست منزل ما

شدیم خاک ز بس در خیال عارض او          سزد اگر گل خورشید روید از گل ما

                                                                       (همان: 1260)

- فانی کشمیری:«شیخ محسن متخلص به “فانی”حدود 1615 میلادی در کشمیر متولد شد. از آثار منثور فانی کتاب های: دبستان مذاهب، نجات المؤمنین و شرح عین العلم را باید نام برد.»(رادفر،1385: 57)دیوانش شامل: قصیده، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی هایی است که به پیروی از خمسه ی نظامی سروده است:

  خاموشی عارفان به از پر نفسی است            آشفتـه دلی هـا اثـر بلهـوسی است

   بی قیـد مبـاش تـا پـریشـان نشـوی           پرواز دگرگون تو از بی قفسی است

      (تیکو، 1342: 55-48)

- شیخ محمدیعقوب صرفی (م 1003 هجری) از نامداران ادب فارسی کشمیر که در مثنوی های پنجگانه خود، خمسه ی نظامی را جواب گفته است. دیوان اشعاری نیزبه فارسی دارد:

 درصـد هــزار آینـه یک روسـت جلـوه گــر              

                                                    در هر چـه بینم آن رخ نیکـوست جلوه گر

  و این طُرفه تر که دوست به هر سوست جلوه گر    

                                                    خلقی به هرطرف شده سرگشته بهر دوست  

      (صابر آفاقی، 1350: 76)

- موبدکشمیری،پندت زنده رام:  شاعر پارسی گوی هندی که در غزل سرایی صاحب نام است. ارادت خاص او به حضرت علی(ع) در سراسر اشعارش به چشم می خورد:

         عاشقان را از دل و جان جان نثاری مقصد است        

                                                    هر که سر بنهد به تیغ عشق مولا سرمد است

      (رادفر،1385: 75)

- وارسته،پندت بیربلکاچرو: «بیربل کاچرو» فرزند« دیارام» متخلص به« وارسته»در سال 1805.م در سرینگر متولد شد. او علاوه بر دیوانی محتوی غزلیات و رباعیات ومثنوی ستی نامه معروف به سوز و گداز است، تاریخ کشمیر به نام مجمع التواریخ را هم به نثر نوشته است.(همان: 75)

      از بـزم طرب بـاده گساران همه رفتند         سیمین بدنانِ گلعذاران همـه رفتند

      افسوس همین است درین دیر خراب ما با که نشینیم که یاران همه رفتند

(تیکو، 1342: 173)

شاعران ایرانی کشمیر

- بابا طالب اصفهانی:در زمان حکومت چکان به کشمیر رفت. ابیات زیر از اوست:

      در حلقه ی ما زمزمه ی سور نباشد              مـا غمزدگان را دل مسرور نباشد

      ویرانه ی دل چون سر تعمیر ندارد             بگذار که این میکده معمور نباشد

(کهویامی،1960: 4)

- حاجی محمد جان قدسی: وطنش مشهد مقدس است. به هند و دربار شاه جهان رفت و ملک الشعرای وقت شد.آخر عمر را در کشمیر گذراند و در مزار شعرا مدفون شد:

 نگهت عشوه گر و عربده ساز است هنوز             چشم مخمور تو سرفتنه ی ناز است هنوز

 تازه شد دوستی ما به خط تازه ی تـو                باز کی نـاز که آغـاز نیـاز است هنوز

 خـاک شـد پیکـر مخمـور زتأثیر وفا                دل او در شکـن زلف ایاز است هنوز

                                                                     (انصاری، 1961: 77)

- محمد قلی سلیم:در زمان شاه جهان از ایران به هند رفت. مثنوی قضا و قدر و مثنوی کشمیر او زبانزد ارباب فضل است.اواخر عمر به کشمیر رفت و در مزار شعرا مدفون است:

    تـوان از دانـه هـای سبحـه دانست         کــه دل هــا را بــه دل هــا راه بـاشد

    در تلاش سوختن چون کاغذ آتش زده          داغ های سینه ام با هم به جنگ افتاده است

                                                                                (همان: 79)

کلیم کاشانی:نام وی ابوطالب و تخلّصش کلیم بود. «در همدان ولادت یافت؛ لیکن به سبب اقامت طولانی در کاشان به کاشانی مشهور شد. مدتی در شیراز سرگرم تحصیل علوم بود. در عهد جهانگیر به هندوستان رفت و باز به ایران و سپس به هندوستان بازگشت و چندی سرگرم مدح امرای درباری و دولتی مغول بود تا سمت ملک الشعرایی دربار شهاب الدّین شاهجهان(1037- 1068 هجری= 1628-1658 میلادی) یافت و اواخر عمر را در کشمیر گذرانید تا به سال 1061 هجری (1650میلادی) درگذشت.»(صفا، 1364،ج 3: 92)

درشتند اهل عالم، خواه شهری خواه صحرایی           قضا نابیخته گل کرد گویی خاک آدم را

(کلیم کاشانی، 1336: 224)

- میر الهی، میر عمادالدین محمود: از سادات و سخندانان ایرانی بود. در عهد شاه جهان به کشمیر رفت:

چنان ارزان متاع زندگی را می دهم از کف که گویا کاروان عمر می آید ز پس ما را

(راشدی، 1983: 112)

- طغرای مشهدی:طغرا شاعر خوش طبع  و سخنور ایرانی است. در آخر عمر به تشویق میرزا ابوالقاسم دیوان، مشهور به قاضی زاده به کشمیر آمد و پس از مرگ در مزار شاعران محله ی“درگجن” به خاک سپرده شد.

خوش آن ساعت که بزم آرا نشینی بر لب جویی        خط پشت لبت چشم قدح را گردد ابرویی

                                                                          (کهویامی،1960: 12)

- میر علی: از فاضلان وشاعران ایران بود.در عهد حسین شاه به کشمیر رفت. در کشمیر مسجدی بنا نمود که گویا در همان جا مدفون شد:

گل به دستم چه نهی در کف من خار خوش است  

                                                این گل تازه بر آن گوشه ی دستار خوش است

(کهویامی،1960: 2)

کشمیر در شعر شاعران پارسی گوی

کشمیر یکی از زیباترین نواحی مشرق زمین است. «کوهستانی است و قسمت هـایی از

  هیمالایا و قراقروم در آن است. رود سند از آن می گذرد.» (مصاحب، 1356: 2226)و «به سبب زیبایی کشمیر، پادشاهان مغول آن را بهشت روی زمین خوانده اند» (سیدناصری،1380: 21) و بسیاری از ادیبان و شاعران از این سرزمین مینو نظیر الهام گرفته اند که به ذکر تعدادی از آن ها می پردازیم:

- قصیده ی فیض دکنی در وصف کشمیر حاوی یکصد بیت است که به هنگام نخستین مسافرت اکبر شاه به کشمیر سروده است. بنا به قول گ.ل. تیکو این اولین قصیده ای است که درباره ی کشمیر سروده شده است. ابیاتی چند از این قصیده:

هـزار قـافله ی شوق می کنـد شبگیـر        که بار عیش گشاید به عرصه ی کشمیر

تبارک الله از آن عرصه ای که دیدن او        ورق نگـار خیـالست و نقشبنـد ضمیر  

                                                                      (تیکو،1342 : 184)

- عرفی شیرازی در وصف کشمیر چنین می گوید:

هـر سـوخته جانی که به کشمیر درآیـد          گر مرغ کباب است که با بـال و پر آید

وانگه به چنین فصل، که در ساحت گلزار          از لطـف هوا، چاشت نسیـم سحر آید

فردوس به دروازه ی کشمیر رسیده است           گـو مدّعی ای گـر نگرنده است درآید

زیبایی کشمیر،گرش باعث عشـوه است          من می خرم ار زال فلک عشوه گر آید

                                                                            (راشدی، 1983: 832)

- طالب آملی کشمیر را جایگاهِ خوبان دلربا دانسته است:

بیـا کـه مجمع خوبان دلربا اینجاست       کرشمه ها همه اینجا و نازها اینجاست

قـدم ز نقطـه ی کشمیر برنمی گیـرم          مقیم مرکز عیشیم و جای ما اینجاست

                                                                      (همان: 827)

- ظفرخان تربتی خزان کشمیر را که فصل زعفران است به زیبایی توصیف می کند:

الهــی تـا بــــود کشمیـــر آبــاد                ز گلــزار خــراسـانم مــده یــاد

به هر کس هر چه خواهد بی سخن ده               مــرا کشمیــر و بلبل را چمـن ده

خــوشـا کشمیـر و ایـام خـزانش                 خــوشا کشمیر و فصـل زعفرانش

                                                            (رادفر، 1385: 89)

- دو بیت زیر در وصف کشمیر از طغرای مشهدی است:

کشمیر بود فصـل خـزان عالم نـور              بر طالب فیض دیدنش هست ضرور

گویی که درین باغ چمن ساز قضا                آورده نهـال شعلــه از خـرمـن طور

                                                                          (کهویامی، 1960: 13)

- حاجی محمّدجان قدسی که از وطن خود، مشهد مقدس، راهی هند شد و در دربار شاه جهان، لقب ملک الشعرای یافت، از سختی های راه کشمیر می گوید:

بـود قطـع ره کشمیــر مشکـل                     بـه حـق نتـوان رسید از راه باطل

مگر زین راه باریکت خبر نیست                    که گویی کـوه را موی کمر نیست

                                                                (انصاری، 1961: 77)

- فرخی سیستانی آرزوی کشمیر را در دل دارد:

مـا را ره کشمیـر همـی آرزو آیــد          ما ز آرزوی خویش نتابیم به یک موی

گه هست که یکباره به کشمیر خرامیم        از دست بتان پهنه کنیم از سر بت گوی 

                                                  (فرخی سیستانی،1335 :365)

- کلیم کاشانی شمیم خلد را گدای دیار کشمیر می داند:

شمیم خلد گدای دیار کشمیر است          شکفتگـی، گـل خار بهار کشمیر است

لب پیاله ز تبخـال رشک می سوزد          که نشده وقت لب جویبار کشمیر است...

                                                  (کلیم کاشانی، 1336: 138)

- ابیاتی در وصف کشمیر از  مثنوی ابوالبرکات منیر لاهوری ، شاعر شبه قاره:

نــباشد هیچ شهری دل فـروگیر                   بســان خطّـه ی دلجوی کشمیر

کـــجا شهـری بود، بـا او، برابر                  بلـی کشمیــر دارد سنـگ دیگر

                                                                (راشدی، 1983: 1509)

- استاد سخن سعدی، شاهد زیبا روی را همسایه ی لعبتان کشمیری می انگارد:

آن کیست که می‌رود به نخجـــیر             پای دل دوستــان به زنـــجــــیر

 همشیره ی جــــادوان بـــــابل             هــــمسایه ی لعبــــــتان کشمیر

                                                       (سعدی، 1378: 638)

- نظامی درمنطومه ی عاشقانه ی خویش«خسرو و شیرین» از کشمیر چنین یاد می کند:

یکــی گفـتا که در اقصای کشمیر              ز شیــرینـی نبـاشـد هیـچ تقصــیر

                                                                        (نظامی گنجوی،1385: 278)

- سنایی، معشوق سنگین دلِ زیبا منظر را اینگونه وصف می کند:

الا ای نقش کشمیری الا ای حور خرگاهی         به دل ‌سنگی به بر سیمی به قد سروی به رخ ماهی

شه خوبان آفاقی به خوبی در جهان طاقی        به لب درمان عشّاقی به رخ خورشید خرگاهی

                                           (سنایی غزنوی، 1390: 512)

- حسن و زیبایی کشمیر و کشمیریان، الهام بخش حافظ نیز بوده است:

به شعر حافظ شیراز می گویند و می رقصند        سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی    (حافظ شیرازی،1389: 599)

نتیجه

زرتارهای زبان فارسی در تار و پود کشمیر، تنیده شده است. این زبان، طی سالیان متمادی، در تمام جنبه های مادی و  معنوی زندگی مردم این دیار رسوخ کرد و در نهایت استواری، شبه قاره و از جمله کشمیر را اسیر خود نمود. به گونه ای که مردم علاوه بر تکلّم بدان، آثار ادبی و علمی برجسته ای نیز به این زبان خلق کردند.آثاری چون؛ترجمه ی راج ترنگینی، تاریخ حیدرملک، منتخب التواریخ، تاریخ کشمیر و...

  نفوذ قدرتمند زبان فارسی با ورود اسلام و عرفان به این سرزمین، از زمان سید بلبل شاه سهروردی ، میر سید علی همدانی و یارانش شدت می گیرد. میر سید علی همدانی ،که او را عامل پیوند مردم کشمیر با ایران می دانند، با ترویج علم و فرهنگ ایرانی، کشمیر را به «ایران صغیر» تبدیل می کند.او شاعری است صوفی مسلک که شعر را وسیله ای برای ترویج افکار صوفیانه قرار می دهد و البته این ویژگی عمده ی صوفیان کشمیر است.

زبان فارسی در دوره ی چکان رو به ترقی می گذارد و دربار این فرمانروایان، مهد سرایندگان و نویسندگان فارسی زبان می شود. پس از چکان دوره ی سلطنت مغول آغاز می شود. این پادشاهان شخصیّت‌های معتبر را به‌پایتخت فرامی خوانند و پذیرای دانشمندان و هنرمندان سرزمین های دیگر خصوصاً ایران می گردند.

شاه جهان فرمانروای شاعر و ادب دوست این خاندان، در دربار خود فرماندارانی دارد که حامی زبان و ادبیّات فارسی و همچنین شاعرانی بزرگ هستند. کلیم همدانی در دربار شاه جهان، لقب ملک الشعرایی می گیرد. شاعرانِ دیگر این دوره نیز، از سرایندگان معروف کشمیر به شمار می روند.

1- آرزو، سراج الدّین علی خان، مجمع النفایس، تذکره ی شعرای فارسی(سده ی دوازدهم)، تصحیح و ترتیب از عابدرضا بیدار،پتنه، خدابخش اورینتل پبلک لائبریری، بی تا.

2-آفتاب اصغر، ارمغان کشمیر، لاهور: انتشارات فاران و خانه فرهنگ ج.ا.ا،1992

3-اصلح ، تذکرهشعرایکشمیر، به تصحیح سیّد حسام الدّین راشدی، اقبال آکادمی کراچی،1346.

4-اقبالی، غلامحسین، بررسیاستراتژیکی مناطق پاکستان،رساله ی ارتقای افغان، تهران، بی تا.

5-انصاری، شریف النّساء بیگم، حیات و تصنیفات میرزاابوطالب کلیم همدانی، حیدرآباد دکن: مطبع ابراهیمیه(اردو)، 1961.

6- انوشه، حسن، دانشنامه ی زبان و ادبیات فارسی در شبه قاره، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی،1380.

7-تیکو، گ.ل، برگزیده ای از پارسی سرایان کشمیر، تهران: انجمن ایران و هند،1342.

8-حافظ، خواجه شمس الدّین محمّد،دیوان ،به کوشش خطیب رهبر، چاپ پنجاهم،تهران: انتشارات صفی علیشاه،1389.

9-دهخدا، علی اکبر، لغت نامه،چاپ اوّل دوره جدید،انتشارات روزنه،1373.

10-رادفر، ابوالقاسم،کشمیر، تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی،1385.

11-راشدی، سید حسام الدین، تذکره ی شعرای کشمیر:بخش1، لاهور:اقبال آکادمی پاکستان، بخش دوم و سوم، چاپ دوم، 1982، بخش چهارم،اقبال آکادمی کراچی ،1983.

12-ریاض، محمّد، احوال و آثار و اشعار میرسیّد علی همدانی، چاپ دوم، اسلام آباد: مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان،1370ش.

13- سحرکاکوروی، احمدحسین، آئینه ی حیرت، تصحیح و تعلیق رئیس احمد نعمانی، پتنه، خدابخش اورینتل پبلک لائبریری،1996.

14- سعدی،مصلح بن عبدالله، کلیات، با مقدمه و تصحیح محمدعلی فروغی، چاپ پنجم، تهران:نشر طلوع،1378.

15- سعیدی، غلامرضا، مسأله ی کشمیر و حیدرآباد ،تهران،1328ش.

16- سنایی، مجدودبن آدم، دیوان، مقدمه، شرح زندگی و شیوه سخن سرایی سنائی به قلم بدیع الزمان فروزانفر، به اهتمام پرویز بابائی، چاپ چهارم، تهران: انتشارات نگاه،1390.

17-  سیّد عبدالله، ادبیات فارسی در میان هندوان، ترجمه ی محمّد اسلم خان، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار،1371.

18-  سید ناصری، حمیدرضا، کشمیر: گذشته، حال، آینده، تهران،1380 ش.

19- شیروانی، ریاض احمد، غنی کشمیری احوال و آثار و سبک اشعار او، سرینگر: جمواندکشمیراکادیمی، بی تا.

20- صابر آفاقی، احمدالدّین، «صوفیان کشمیر و نقش آن در نشر فرهنگ و ادب فارسی»، هنر و مردم، دوره ی جدید، ش112 و 113،1350.

21- صافی، قاسم، سرزمین و مردم پاکستان، تهران: حسینیه ی ارشاد،1378.

22- صفا،ذبیح الله،تاریخ ادبیات ایران، تهران: فردوس،1364.

23- فرخی سیستانی، دیوان، به تصحیح محمد دبیر سیاقی، تهران،1335.

24- کلیم کاشانی، دیوان، به تصحیح پرتو بیضائی، خیام،1336.

25- کهویامی، پیر غلام حسن، تاریخ حسن، بخش 1 و2، بخش 4(1960)سرینگر، محکمه ی تحقیق و اشاعت حکومت جمون و کشمیر، بی تا.

26- محمد ظفرخان،« سالم کشمیری»، هلال،ج9، ش4(ش مسلسل38) 50-55،1341ش.

27- ----------- «کشمیر در عهد جهانگیر»، هلال، ج10، ش3(ش مسلسل41)، 1341.

28- مصاحب، غلامحسین، دایره المعارف اسلامی، با همکاری مؤسسه ی فرانکلین،1356.

29- نصرآبادی، میرزامحمّد،تذکرة نصرآبادی،تصحیح وحید دستگردی، کتاب فروشی فروغی،تهران،1352.

30- نظامی، الیاس بن یوسف، خسرو و شیرین، با حواشی و تصحیح حسن وحید دستگردی؛ به کوشش سعید حمیدیان، تهران:نشر قطره،1385.

31- نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران: فروغی،2ج،1344.

32- نقش علی، باغ معانی، تذکره ی شعرای فارسی(سده ی دوازدهم)، تصحیح و ترتیب عابدرضا بیدار، چاپ دوم، پتنه، خدابخش اورینتل پبلک لائبریری،1992.

33- نقوی، علیرضا، تذکره نویسی فارسی در هند و پاکستان، تهران: علمی،1343ش.

34- هدایت، رضاقلی خان، مجمع الفصحا، به کوشش مظاهر مصفّا، تهران: امیرکبیر،6ج،1336-1340.

 

   References    

1- Arezo,Serajodin Ali Khani. Majmaonafayes. biography of Persion Poets( twelfth one- handred) ,correction and arrangement is written by Abed Reza Bidar, Patne, Khodabakhsh Oriental public library, No date.

2-Aftab Asghar .Armaghane Keshmir,Lahoor:Faran publication and culture Home of Islamic Repablic of IRAN, 1992.

3- Aslah, Tazkereye shoaraye keshmir,correction and margiral note by seyed Hesamodine Rashedi, Karachi: Eghbal Academy, 1346.

4-Eghbali, gholam hosain ,Barresiye strategicy manategh Pakistan, Afghan promotion thesis, Tehran, No date

5- Ansari, sharifonesa bigom . Hayat va Tasnifate Mirza abotalebe Kalim Hamedani,Hidar Abade Dakan: Matbae ebrahimie publication (The urdu), 1961.

6-Anoshe, Hasan.  Daneshnameh zaban va Adabiyate Farsi dar shebhegharreh. Tehran: persion literature and language Academy, 1380.

7- Tiko, g.l .Bargozidei-ye-az Parsisorayane keshmir. Tehran: Indian and Iran association, 1342.

8- Hafez, khajeh shamsodin mohammad. Divan. by the good affices of phd khatib Rahbar, fifeth Edition, Tehran: safi Alishah publication, 1389.

9-Dehkhoda, Ali Akbar. Loghatnameh. First Edition of new period, rozaneh publication, 1373.

10-Radfar, Abolghasem. Keshmir. Tehran: cultural investigation, 1385.

11-Rashidi, seyed hesamodin. Tazkereyeh Shoaraye Keshmir. part one, second edition, Lahor Eghbal Pakistan Academy, part two and three, second edition, 1982, part four,first edition, Kerachi: Eghbal Academy 1969m, 1983.

12- Reyaz, mohammad. Ahval va Asar va Ashare mir seyed Ali Hamedani. second edition, Eslam abad: persian investigation center of Iran and pakistan, 1370.

13- Sahar kakoroy,  Ahmad hosain. Aeneh-ye- heirate.correction and abeyance of Reyes Ahmad Nemani peteneh, khodabakhshe Oriental public library, 1996.

14-Saydi,mosleh son of Abdolah .koliat.with introduction and correction of Mohammad Ali Foroghi, fifthEdition, Tehran:Toloe publication, 1378.

15-Saedi,golam Reza. Masaleyeh Hidar Abad va Keshmir.Tehran, 1328.

16-Sanai,Majdod son of Adam. Divan. introduction,biography and Orator method of sanaie written by badiozamane Forozanfar, by the good affices of Parvize Babaie Fourth Edition, Tehran:Negah publication, 1390

17-seyed Abdolah.  Adabiyate Farsi dar miyane Hendiyan.Translation by Mohammad Aslam khan,Tehran: pious Foundation of Mohamad Afshar ph.d, 1371.

18-Sayed Naseri, Hamid Reza. Keshmir: Gozashteh. Hal,Ayandeh,Tehran, 1380.

19- Shirvani, Reyaz Ahmad, Ghane Keshmiri Ahval va Asar va Sabke Ashare ,serinegar: Gemonaynd Keshmir Akademi, bita

20- Saber Afaghi, Ahmadodin. Sufian Keshmir va Naghshe An dar Nashre Farhang va Adabe Farsi .art and people, new period,vol. 112 and 113, 1350.

21-safi, ghasem, Sarzamin va Mardome pakestan,Tehran:Ershad hosenieh, 1378

22-Safa,Zabiholah. Tarikh Adabiyate Iran.Tehran:Ferdos, 1364.

23-Farokhi Sistani, Divan, by correction Mohammad DabirSiaghi, Tehran, 1335.

24-Kalim Kashani .Divan.by correction of parto Beyzaie, Khayam, 1336.

25-Kahoyami, pirgholam Hasan. Tarikhe Hasan.part one and two(BI M,BI Na,bita). part four (1960) in mantion of persion poets, serinegar:investigation and publication Keshmir and jomo government, No date

26-Mohammad Zafarkhan. Salem Keshmiri. helal vol.9, No.4             ( linked chained 38n)50-55, 1341.

27----------------- .'Keshmir Dar Ahde jahangir', vol. 10, No.3 (41n chained)

28-Mosaheb Gholahossein. Dayeratolmaaref Eslami .Tehran: Amirkabir

29-NasrAbadi, Mirzamohammad. Tazkereye Nasrabadi.Edition by Vahid Dastgerdi, Forighi bookshop,Tehran, 1352.

30-Nezami, Elyase son of yosef. Khosrow va Shirin.with Morginal note and edition by Hasan Vahid Dastgerdi, by the good offices of saeid hamidian,Tehran: GHatreh publishing house, 1385.

31-Nafisi, Saeid. Tarikhe Nazm va Nasr dar Iran va dar Zabane Farsi.Tehran,Forooghi: Vol. 2, 1349.

32-Naghsh Ali. Baghe Maani, biography of persion poetry(twelfth one-hundred).correction and arrangement is written by abed Reza Bidar, patne,Khodabakhsh Oriental public library, 1992.

33-Naghavi,Alireza.Tazkere Nevisi Farsi dar Hend and pakestan,Tehran: scientific, 1343.

34-Hedayat,Reza GHoli khan.majmao Fosaha, by the good affices of Mazaher Mosaffa.Tehran:AmirKabir publication, vol. 6, 1336-1340