تأثیر افکار و آثار جلال‌الدین محمّد دوانی در شبه‌قاره ی هند

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی

چکیده

یکی از ابعاد مهمّ زندگی جلال‌الدین محمّد دوانی، تأثیر گسترده ی او بر حوزه ی فرهنگ و اندیشه ی منطقه ی شبه‌قاره ی هند است. باتوجه به این که در این‌ موضوع مطالعه ی منسجمی وجود ندارد، توجه به جای در این حوزه برای تکمیل مطالعه ی ارتباط فرهنگ ایران و شبه‌قاره ضروری به ‌نظر می‌رسد. مطالعه ی حاضر به شیوه ی کتاب خانه‌ای، با تأکید بر منابعی انجام شده که هم‌زمانِ او بوده یا در منطقه ی شبه‌قاره سامان یافته است. در این مقاله گستره ی تأثیر جلال‌الدین دوانی در شبه‌قاره ی هند با وجود عدم حضورش در آن منطقه، در سه مرحله بررسی شده است، در بخش نخست روابط او با بزرگان هند و در بخش دوم تأثیر جلال‌الدین دوانی بر برنامه‌های درسی شبه ‌قاره مورد توجه قرار گرفته است. در مرحله ی سوم مهم‌ترین کتاب‌ها و آثار دوانی شامل شش اثر مهم او که موردتوجه اهل منطقه قرار گرفته‌اند در حوزه‌های حکمت عملی، فلسفه، کلام و منطق، شناسایی و مطالعه شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The influence of Davani’sthoughts and works on Indian Subcontinent

نویسنده [English]

  • m d
چکیده [English]

One ofThe important dimensions of Jalaluddin Muhammad Davani's life is his great effect on theculture and thoughts of Indian Subcontinent. Regarding that there are no coherent investigations on this issue, it seems necessary to consider his presence and effect on the culture of Indian Subcontinent in order to complete the study of the cultural connections between Iran and the Indian Subcontinent.
The present study has been conducted using the library method, emphasizing the resources which have been concurrent to him or have been organized in Indian Subcontinent. Davani's influence on Indian Subcontinent is discussed within three categories: first, his connections to the masters of India, second, his influence on Indian Subcontinent curriculum and third,his most important works including 6 significant books which were interested by the people of that region. In the third part, the most important and effective works of Davaniare recognized and studied.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Jalaluddin Muhammad Davani
  • Indian subcontinent
  • curriculum
  • Aklāq-e Jalāli

یکی از ابعاد مهمّ زندگی جلال‌الدین محمّد دوانی، تأثیر گسترده ی او بر حوزه ی فرهنگ و اندیشه ی منطقه ی شبه‌قاره ی هند است. باتوجه به این که در این‌ موضوع مطالعه ی منسجمی وجود ندارد، توجه به جای در این حوزه برای تکمیل مطالعه ی ارتباط فرهنگ ایران و شبه‌قاره ضروری به ‌نظر می‌رسد. مطالعه ی حاضر به شیوه ی کتاب خانه‌ای، با تأکید بر منابعی انجام شده که هم‌زمانِ او بوده یا در منطقه ی شبه‌قاره سامان یافته است. در این مقاله گستره ی تأثیر جلال‌الدین دوانی در شبه‌قاره ی هند با وجود عدم حضورش در آن منطقه، در سه مرحله بررسی شده است، در بخش نخست روابط او با بزرگان هند و در بخش دوم تأثیر جلال‌الدین دوانی بر برنامه‌های درسی شبه ‌قاره مورد توجه قرار گرفته است. در مرحله ی سوم مهم‌ترین کتاب‌ها و آثار دوانی شامل شش اثر مهم او که موردتوجه اهل منطقه قرار گرفته‌اند در حوزه‌های حکمت عملی، فلسفه، کلام و منطق، شناسایی و مطالعه شده است.

کلید واژه ها: جلال‌الدین محمّد دوانی، شبه‌قاره ، برنامه‌های درسی، اخلاق جلالی.

مقدمه

 

    جلال‌الدین محمّد دوانی (830-908ق/ 1426-1502م)، حکیم،شارح، متکلّم, فیلسوف و

شاعر ایرانی، به سبب تأثیر فراوانی که بر مجموعه ی معارف پس  از خود گذاشته،  اهمّیت

زیادی در حوزه ی مطالعات اسلامی یافته است. تأثیر در فرهنگ شبه ‌قاره ی  هند، یکی  از

 ـــــــــــــــــــــــــــ

استادیار رشته  زبان و ادبیات فارسی فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی                                                   *  Email:daneshgar@ut.ac.ir                                          

            

         تاریخ دریافت:16/7/93                                      تاریخ پذیرش:2/12/93

ابعاد مهمّ زندگی جلال‌الدین دوانی بوده است و نقش او در اشاعه ی حکمت ایرانی اسلامی از طریق انتقال اندیشه‌های حکمی‌، به‌ خصوص در قرن دهم، مهم‌ترین تأثیر وی در منطقه ی هند به‌شمار می‌آید. در همین دوره است که شکایت مکرر دوانی از وضعیت  آشفته ی زمانه که ناشی از روی کارآمدن افراد ناشایست و نالایق در زمانه ی اوست عمق نارضایتی او از دستگاه حکومت را نشان می‌دهد (دوانی، 1381: 113، 117؛ همو، 1373: 225). بخش مهمّی از این آشفتگی مربوط است به کشاکش قدرت میان سران بایندریه که پس از مرگ اوزون حسن آغاز شد و با ظهور اسماعیل صفوی به اوج خود رسید این که برخی متأخران (رضوی، 1360: 28 و دوانی، 1349 : 449). از سفر او به هند یا قصد او از چنین سفری سخن گفته‌اند شاید تأثیر اوضاع تاریخی و اجتماعی ایران، مهاجرت‌های فراوان ایرانیان به شبه‌قاره و ناامنی شیراز و منطقه فارس در این عصر باشد. هرچند بنا به مستندات موجود، دوانی به هند سفر نکرده است اما درباره ی قصد او برای اقدام به چنین سفری چندان مطمئن نیستیم. آن چه مسلم است او سال‌های پایانی زندگی‌اش را به‌دور از مراکز قدرت و شهرهای بزرگ، در لار و جرون (نزدیک هرمز) گذراند (لمبتون، 1964: 174، طهرانی، 1356، صفحات متعدد) اما حضور شاگردان فراوان او که عموماً تعلیم مستقیم از او یافته بودند و پس از مهاجرت موقّتی یا دائمی به هند، به تدریس آثار و رواج تعلیمات دوانی پرداختند، اشاعه ی افکار و اندیشه‌هایش را میسّر کرد. بی‌تردید در سده ی 10ق، هیچ مطالعه و آموزشی در میان مسلمانان شبه‌قاره سراغ نداریم مگر آن که از جلال‌الدین دوانی، آثار و شاگردان او، در آن اثری بوده باشد.

پیشینه ی پژوهش

بررسی‌ها نشان می دهد که هیچ پژوهشی به‌طور مستقیم و متمرکز به ابعاد مختلف افکار و اندیشه‌های جلال‌الدین دوانی در شبه‌قاره ی هند نپرداخته است وحتی دانشنامه‌های تخصصی شبه‌قاره و دایره المعارف‌های موجود در ایران و جهان، فاقد اطلاعات لازم پیرامون تأثیر آثار و اندیشه‌های دوانی در شبه‌قاره ی هند هستند. در این‌میان تنها می‌توان به پژوهش‌های تخصصی اکبر ثبوت در حوزه ی  شبه‌قاره و کتاب شناسی آثار جلال‌الدین دوانی از رضا پورجوادی و آثارفهرست‌نگاران نسخه‌های خطی و تذکره‌نویسان اشاره کرد.

جایگاه دوانی در شبه‌قاره

دربرخی منابع متأخّر (رضوی، 1360: 28و دوانی، 1349 : 449) به حضور جلال‌الدین دوانی در هند اشاره شده است امّا هیچ‌یک از منابع نزدیک به حیات دوانی به این سفر اشاره نکرده و هیچ قرینه ی معتبری، مؤیّد این نظر و اشاره ی مستندی در تأیید این موضوع نیافته‌ایم. البته دوانی در آغاز دوره‌ای زندگی می‌کرده که رفت‌ و‌آمد ایرانیان به هند به‌سهولت و با اشتیاق انجام می‌شده، شاید خود او نیز اندیشه ی سفر به هند را در سر می‌پرورانده است به ویژه که آشفتگی منطقه به‌سبب جابه‌جایی قدرت سیاسی در کشور ایران، بسیاری را در وضعیت نامناسبی قرار داده بود. همچنین بسیاری از شاگردان دوانی در هند حضور یافته‌اند و نقش مهمّی در رواج و اشتهار اندیشه‌های استاد خود در منطقه داشته‌اند. احتمال می‌رود که همین امر نیز بر نظر محقّقان متأخر تأثیر گذاشته و آنان حضور دوانی را در هند امری مسلّم  پنداشته و این نظر را رواج داده‌اند.

1- روابط با بزرگان هند

جلال‌الدین دوانی در روزگار خود بسیار مورد توجّه بود و هر حکومتی که بر سرکار می‌آمد به او افتخار می‌کرد. علاوه بر شاهان و حاکمان داخلی، دو همسایه ی شرقی و غربی ایران ـ هند و عثمانی ـ نیز با ارسال نامه‌ها و هدایا، در بزرگداشت او کوشیده‌اند (Anay, 1994: 257-262). نامه‌ای از محمودبن محمّد گاوان گیلانی (808-886ق/ 1406-1481م) وزیر ایرانی پادشاهان بهمنی دکن در دست است که خطاب به دوانی و دعوت از او است تا برای تدریس به دکن برود و در مدرسه ی عظیمی که با طرح معماری ایرانی در بیدر دکن ساخته به تدریس مشغول شود(محمود گاوان، 1948: 172-173و رضوی، 1376: 406). همچنین براساس  اشاراتی که در مقدّمه ی آثار دوانی وجود دارد او برخی از آثارش را به نام بزرگان شبه‌قاره نمود و برای ایشان ارسال کرد. براساس گزارش قاضی نوراللّه شوشتری (1377: 226)، جلال‌الدین دوانی دو رساله ی انموذج‌العلوم و رساله در تحقیق عدالت را به نام محمودشاه بهمنی دکنی گجراتی (887-924ق/ 1482-1518م) تألیف و توسط یکی از شاگردانش به نام امیر شمس‌الدین محمّد، برای وی ارسال کرد. زبیر قریشی نیز از اثر دوانی به نام الرساله‌العداله نام می‌برد که به نام محمودشاه بهمنی و به زبان فارسی تألیف شده و نسخه ی خطّی آن در کتابخانه ی حضرت پیرمحمّدشاه در احمدآباد موجود است (زبیرقریشی،1371 :119-  113). یکی دیگر از شاهان هند، عادل خان فاروقی ثانی (861-906ق/1457-1501م)، پنجمین پادشاه سلسله ی فاروقیان ملوک خاندش بود (بوسورث، 1349: 434) که جلال‌الدین دوانی چنان که در آغاز رساله ی فارسی تحقیق عدالت آمده این اثر را به نام او تألیف کرد و به هندوستان فرستاد. (دوانی، 1372: 1182-1184) نیز باید از میرمحب‌‌اللّه پسرزاده ی امیر نعیم‌الدین نعمت‌اللّه ماضی نام ببریم که به گزارش قاضی نوراللّه، جلال‌الدین دوانی رساله‌ای در تعریف علم کلام نوشت و به هند نزد او فرستاد (شوشتری، 1377: 226-227). درواقع باید گفت اگرچه سندی بر حضور دوانی در شبه‌قاره در دست نیست امّا او برای فرهنگ آن سامان، از بسیاری از علمای هم‌روزگارش اهمّیت بیشتری داشته است. این اهمّیت را به‌خصوص باید در نفوذ آرای وی در حوزه ی تفکّر منطقی و کلامی منطقه ی هند دانست که به‌واسطه ی شاگردانش چه آنان که مستقیماً از او تعلیم گرفتند و چه آنان که به ‌واسطه ی شاگردان و آثار او که در حلقه‌های درسی منطقه رایج بود، شاگرد او محسوب شدند ـ رواج یافت. به این سبب جایگاه مدرَسی آثار دوانی که حوزه ی مطالعات درسی رایج در شبه‌قاره را مشخّص می‌کند در شناخت او، شناسه‌ای معتبر محسوب می‌شود.

2- حضور دوانی در برنامه‌های درسی شبه‌قاره

دو برنامه مهمّ درسی در سده‌های 11 و 12ق/ 17 و 18م در حوزه ی شبه‌قاره وجود دارد که نسبِ علمیِ برنامه‌ریزانِ هر دو گروه، با واسطه، به علامّه دوانی می‌رسد. برنامه ی نخست که به درس نظامی شهرت دارد، بادوام‌ترین برنامه ی آموزشی برای حوزه‌های علمی دینی اهل سنّت در شبه‌قاره محسوب می‌شود. این برنامه ی آموزشی که در طول چند قرن، در بیشتر مدارس اسلامی هند، مورد قبول واقع شد، به وسیله نظام‌الدین انصاری لکهنوی (1088-1161ق/1677-1748م) شاگرد و فرزندِ قطب‌الدین انصاری (وفات: 1103ق/1691م) نخستین بار در حوزه ی فرنگی‌محل به اجرا درآمد. در این برنامه به فراگیری دانش‌های عقلی توجّه زیادی می‌شد. قطب‌الدین انصاری با سه واسطه شاگرد میرفتح‌اللّه شیرازی (وفات: 997ق/1589م) بود که خود به واسطه ی استادش جمال‌الدین محمود شیرازی از شاگردان ملّاجلال دوانی به شمار می‌آمد. فتح‌اللّه شیرازی در بیجاپور و آگره از نخستین کسانی بود که آثار حکیمان متأخّر ایران همچون دوانی، سیّدصدرالدین دشتکی، غیاث‌الدین منصور شیرازی و میرزاجان باغنوی را به هند آورد و در انتقال دانش و حکمت مدرسی ایران به منطقه ی شبه‌قاره نقش مهمّی داشت (حسنی، 1350، ج4: 255و 1377: 14، ثبوت، 1380: 40-41، همو، 1387: 23، ریوانی، 1332: 241). شرح عقاید جلالی، از کتاب‌هایی بود که در موضوع کلام و عقاید در این دوره تدریس می‌شد. اختر راهی درزمره ی مصنّفان درس نظامی، به دوانی و شرح احوال او پرداخته است (اختر راهی، 1978: 22 و 83-89). در ادامه ی ‌این راه باید به شبکه ی گسترده ی مدارسی اشاره کرد که امروزه پیرو برنامه ی درس نظامی در هند هستند. امروزه  14 مدرسه در مناطق مختلف هند وجود دارد که با تغییراتی پیرو برنامه ی درس نظامی به‌ شمار می‌آیند. همچنین در سایر مدارس شبه‌قاره که علوم عقلی مورد توجّه بود، آثار دوانی تدریس می‌شد. از جمله این مدارس می‌توان از جامعه ی حبیبه و دارالعلوم غریب ‌نواز در شهر اللّه‌آباد در شمال هند و دارالعلوم دیوبند در اتارپرادش نام برد (ثبوت، 1373: 118-119؛ همو، 1374: 84-86). برنامه ی دوم متعلّق به شاه ولی‌اللّه دهلوی (1114-1176ق/1702-1762م) و فرزندش عبدالعزیز (1159-1239ق/1746-1824م) بود که نسب علمی آنان نیز از طریق میرزاهد هروی و جمال‌الدین محمود شیرازی، به ملّا جلال‌الدین دوانی، می‌رسید. این برنامه ی درسی با هدف نشر و تقویت فقه و حدیث اهل سنّت آغاز شد. از آغاز عرضه ی این دو برنامه تا اعصار اخیر،  مدارسِ دینیِ مسلمانانِ اهلِ سنّت در هند عموماً پیرو یکی از این دو برنامه، یا آمیخته‌ای از آن دو بوده‌اند (ثبوت، 1387: 23؛ رضوی، 1360: 34). در مجموعه ی کتاب‌هایی که در حوزه ی برنامه ی ‌نخست تدریس می‌شد، آثاری از جلال‌الدین دوانی مانند شرح او بر عقاید عضدیه و شرح‌ها و حاشیه‌هایی که علمای هند بر کتاب‌های او نوشته بودند مانند حاشیه میرزاهد هروی بر شرح دوانی بر تهذیب المنطق، وجود داشت (برای اطلاعات بیشتر از این حوزه‌ها، نک: ثبوت، 1387: 30-19؛ همو، 1374: 23-52). نام مدرّسین آثار دوانی در جایی ثبت نشده امّا در برخی منابع افرادی به‌عنوان مدرّس کتاب‌های دوانی یا شروح و حاشیه‌‌های آثار او،  معرفی شده‌اند از جمله: سیّدحسین حسینی نونهروی غازیپوری شیعی (1235-1271ق/ 1820-1855م) که حاشیه ی قدیم دوانی بر شرح تجرید را درس می‌داده است و صدرالدین خان صدرالصدور که صدّیق‌حسن خان قنوجی (1248-1307ق/1832-1889م) نزد او کتاب‌های منطقی دوانی را آموخت (ثبوت، 1380: 279، 294).

3- آثار علّامه دوانی و رواج آن‌ها در شبه‌قاره

آثاری که به دوانی نسبت داده‌اند بسیار است. نخستین بار ابوالقاسم کازرونی (966-1024ق/1559-1615م) در سلّم‌السماوات (ص224) و سپس قاضی نوراللّه شوشتری (956-1019ق/1549-1610م) در مجالس‌المؤمنین (ص224-228) شماری از آثار او را نام برده‌اند. آخرین بار، پورجوادی (ص81-133) در کتاب شناسی آثار دوانی، از 106 اثر او نام برده است. به گواهی نسخه‌های خطّی و چاپ ‌سنگی‌های فراوان از آثار او در شبه‌قاره، رواج آثار دوانی در آن منطقه حتّی بیش از ایران بوده است. در این میان به معرفی برخی از آثار اوکه در شبه ‌قاره بیشتر مورد توجه قرارگرفته می‌پردازیم.

1-3- اخلاق جلالی

این کتاب مهم‌ترین اثر دوانی از نظر تأثیرگذاری و رواج در شبه‌قاره است. نام اصلی آن لوامع الاشراق فی مکارم الاخلاق، و موضوع آن اخلاق فردی و اجتماعی با رویکرد فلسفی است. وی این کتاب را بین سال‌های 871 تا 883 به نام سلطان‌خلیل فرزندِ اوزون‌حسن در سه لامعِ (فصلِ) تهذیب اخلاق، تدبیر منزل، سیاست مدن و رسوم پادشاهی نوشت. اساس اخلاق جلالی، کتاب مشهور اخلاق ناصری، اثر خواجه‌نصیرالدین توسی (وفات: 673ق/ 1274م) است. با این تفاوت که خواجه ی توسی بر پایه ی فلسفه مشّاء کتاب خود را نگاشت و ملّا جلال دوانی با اندیشه ی تلفیق حکمت یونانی با فلسفه اسلامی و با دیدگاه اشراقی، کتابش را تألیف کرد. گذشته از این، اخلاق جلالی با مبانی شریعت اهل سنّت سازگاری بیشتری داشت و به‌همین سبب  اخلاقجلالی در میان مسلمانان شبه‌قاره، بیشتر مورد توجّه واقع شد و رواج عام‌تری یافت تا آن‌جا که می‌توان گفت این کتاب  بیش از آن که در ایران مورد توجه قرار بگیرد، در شبه‌قاره مقبولیت و رواج یافت. به همین دلیل نیز بیشترین نسخه‌های خطّی و چاپی آن در کتاب خانه‌های آن حوزه گزارش شده است (منزوی، 1362، ج4: 2438-2440و1348، ج2: 1672؛ و 1374، ج6: 585-583). اخلاقجلالی تا پایان حکمرانی انگلستان بر هند، جزو کتاب‌های درسی بود و تا چندی پیش در بسیاری از مراکز علمی شبه‌قاره از جمله در دانشگاه‌های دهلی، پنجاب و پتنه به عنوان واحد درسی متون اخلاقی تدریس می‌شد. در رشته ی ادبیات فارسی، دوره کارشناسی، چهار لمعه ی نخست آن تدریس می‌شد و در رشته ی فلسفه نیز نسخه ی انگلیسی کتاب مورد استفاده قرار می‌گرفت. در برنامه ی درسی اورینتل کالج لاهور، کتاباخلاقجلالی جایگاهی ویژه داشت. بخش سیاست مدن، در مرتبه ی منشی (از درجه‌های تحصیلی سنّتی در هند که به ترتیب اهمیّت عبارت‌اند از: منشی، منشی فاضل، ادیب فاضل و مولوی فاضل) و تمامی کتاب در مرتبه ی منشی فاضل از مواد امتحانی بود (غلام حسین، 1962: 252-254). نخستین چاپ اخلاقجلالی، در 1810م در کلکته انجام شد و پس از آن نیز بارها در لکهنو، لاهور، کلکته و بمبئی چاپ شد (نوشاهی، 1406: 76-77، 1042).

1-1-3- شروح و منتخبات اخلاق جلالی

بر اخلاقجلالی، محمّدیوسف علی‌خان، مفتی ایالت کرناتک هند، شرحی به زبان فارسی نوشت که با نام اعظمسواطع‌الآفاق فی شرح لوامع‌الاشراق در سال 1298ق/ 1881م چاپ شد (نوشاهی، 1406، ج 1: 77). همچنین منتخباتی از این کتاب، عموماً با هدف    تهیه ی مجموعه‌ای برای تدریس، انتشار یافت، از آن جمله است سرمایهخرد که انتخابی است از کتاب‌های تاریخملکم، اخلاقجلالی، رقعاتمیرزاقتیل، انشایبهارعجم، سکندرنامه و شاهنامه برای دانش‌آموزان پایه سوم. (نوشاهی، 1406، ج 1: 15، نیز نک: طهرانی، 1986، ج 22: 370، منزوی، 1374، ج 5: 585،ج6: 431،امدادعلی صفدر،1971: 281 که گزارشی از چاپِ لامعِ اوّلِ اخلاقجلالی با حواشی و فرهنگ لغت دارد).

2-1-3-ترجمه‌های اردو

کتاب اخلاقجلالی چندین بار به زبان اردو ترجمه شده است. نخستین ترجمه آن را مولوی محمّد امانت‌اللّه در سال 1220ق/ 1805م انجام داده است. این ترجمه با نام جامع‌الاخلاقدر کلکته به درخواست سروان فردریک جی. موآت (Frederic John Mouat, 1816-1897) پزشک و جراح انگلیسی و با حمایت کالج فورت‌ویلیام در مطبع احمدی در 1264ق/ 1848م به چاپ رسید. پس از آن نیز بارها در لکهنو، منتشر شد. (اخترراهی، 1986:  63و حسنی، 1377: 288وامین، 1376: 145، 148و نقوی، 1349: 119) همچنین دو    ترجمه ی دیگر از این کتاب در لاهور به نام‌های اللالی به وسیله سجّاد رضوی و مسلم هاشمی، و معارجالمعالی به وسیله سیّد اقبال کاظمی زنجانی مدرّس دبیرستان دولتی جهلم، به چاپ رسیده است. محمّد دین مختار، مدرّس دانشکده خاورشناسی لاهور و بشیرالدین احمد از دیگر مترجمان اخلاقجلالیبه اردو هستند. در برخی از ترجمه‌های اردو فقط بخش‌هایی از کتاب برگردانده شده است مانند عین‌المعانی که شریف علی فقط لامع اول اخلاق جلالی را با معانی لغات آن، آورده است. همچنین در گزارش اختر راهی از ترجمه‌های اردوی این کتاب، از دو اثر نام برده شده که فقط، برگردانِ بخش‌هایی از اخلاقجلالی به اردو هستند. (اخترراهی، 1986: 63، منزوی، 1374، ج6: 585-586، امدادعلی صفدر، 1971: 281، 287).

3-1-3-ترجمه انگلیسی

کتاب اخلاقجلالی نخستین بار به وسیله تامپسن (W.F. Thompson) با نام فلسفه ی عملیمللمسلمان(practical philosophy of the mohamadan people) ، به انگلیسی ترجمه شد و در سال 1839م در لندن به چاپ رسید. از آن جایی که زبان کتاب متکلّف بود، مترجم موفّقیت چندانی در برگردان متن به دست نیاورد، ضمن آنکه بر متن اصلی نیز به دلیل نداشتن تصحیح مناسب، اشکالاتی وارد بود. (Cooper, 1839, vol 2: 806-807) با این حال این ترجمه ی  انگلیسی بارها در لندن و کراچی تجدید چاپ شد.

2-3-شواکل‌الحور فی شرح هیاکل‌النور

این کتاب شرحی است بر اثر معروف شیخ شهاب‌الدین سهروردی معروف به شیخ اشراق (۵۴۹ - ۵۸۷ ق/ ۱۱۵۴ – ۱۱۹۱م). کتاب و شرح آن به زبان عربی است. دوانی شرح خود را در 11 شوال 872/ 1467م در مدرسه مظفّریه ی تبریز به پایان رسانید و آن را به نام جمال‌الاسلام‌والمسلمین غیاث‌المله والدین محمود ملقّب به خواجه ی جهان، محمود گاوان گیلانی تنظیم کرد. (دوانی، 1373: 5) مشرب اشراقی موجود در آثار دوانی به‌ خصوص در این کتاب، در رواج اندیشه‌های اشراقی در هند، به‌ ویژه در گجرات و مالوه و دکن تأثیر به‌سزایی داشت. دانشمند برجسته‌ای که با اشاعه ی فلسفه ی اشراق، ذوق و شهود عرفانی را به برهان و فلسفه پیوند زد میرفتح‌اللّه شیرازی (وفات: 997ق/1589م) بود که نسب علمی‌اش به یک واسطه به جلال‌الدین دوانی و صدرالدین دشتکی معروف به سیدِ سند ـ دو سرسلسله ی مکتب شیراز که رقیب یکدیگر نیز بودند می‌رسید. نقش فتح‌اللّه شیرازی در انتقال آثار حکمی متأخّر ایرانی و انتقال مکتب‌های فلسفی ایران به هند قابل توجّه است (رضوی، 1360: 28). بر شرح دوانی بر هیاکل‌النور سهروردی، میرمحمّد زاهد هروی (وفات 1011ق/ 1602م) که از شارحین آثار دوانی بود و نسب علمی‌اش به جلال‌الدین دوانی می‌رسید،حاشیه‌ای نوشت. چندی بعد بر حاشیه میرزاهد نیز، ابوالحسنات محمّد عبدالحی بن عبدالحلیم لکهنوی تعلیقه‌ زد. (ثبوت، 1380: 310و دانشگر، 1392، ج3:  515و رضوی، 1360: 34) شرح دوانی بر هیاکل‌النور سهروردی، نخستین بار در سال 1953م در مدرس چاپ حروفی شده(همین منابع) و هرچند صاحب الذریعه (آقابزرگ طهرانی، 1986، ج4 : 176-177) گزارشی از چاپ این کتاب در 1313 و 1323ق آورده، اثری از آن به‌دست نیامد.

3-3-اثبات الواجب القدیم و اثبات الواجب الجدید

دوانی این دو رساله ی عربی فلسفی را در اثبات وجود خداوند نگاشته است. قاضی شوشتری (1377، ج 2: 225) سال تألیف رساله قدیم را 897ق/1492م آورده امّا براساس تحقیقات، سال تألیف آن، قبل از 870ق بوده است (تویسرکانی، 1381: 41-42 و طهرانی، 1986، ج 1: 107و پورجوادی، 1377: 109). علّامه دوانی کتاب خود را در دو مرحله، به دو ممدوح اهدا کرد : نخست، سلطان عثمانی، بایزید دوم (886-835ق/ 1481-1432م) که وی در جواب، نامه‌ای به دوانی نوشت و مبلغی بابت قدردانی، برای او فرستاد (طهرانی، همان : 106و تویسرکانی، 1381: 42و نوایی، 1341: 448-455) و دیگری خواجه جهان محمود گاوان (تویسرکانی، 1381: 43). عبدالحسین حائری براساس نسخی که در اختیار داشته و سایر قرائن، اهدای کتاب را به سلطان بایزید دوم رد می‌کند و معتقد است کتاب فقط به درخواست یکی از بزرگان گیلان نوشته شده است (همان: 42-45و حائری، 1345، ج 5 : 36-37). از آن جایی که این دو رساله، مورد توجّه اهل علم بوده، شرح‌ها و حاشیه‌های متعدّدی بر آن‌ها نگاشته شده است. برخی از حاشیه‌نویسان این رساله درحوزه ی شبه‌قاره، عبارت‌اند از: جمال‌الدین محمود شیرازی ، قاضی نوراللّه شوشتری ، قاضی‌زاده عبدالخالق کرهرودی معروف به قاضی جهان ، کمال‌الدین حسین اردبیلی الهی ، محمود بن محمّد نی‌ریزی (امین، 1406، ج 10: 105و پورجوادی، 1377: 110وطهرانی، 1986، ج 6: 10).

4-3-حاشیه‌های دوانی بر شرح قوشچی بر تجریدالاعتقاد

تجریدالاعتقاد(تجریدالعقاید/تجریدالکلام)، اثر خواجه نصیرالدین توسی (597-672ق/1201-1274م) از متون کلامی شیعی به عربی است که به دلیل اهمیتش، شروح بسیاری به فارسی و عربی بر آن نگاشته شده است. ( طهرانی، 1986، ج 3: 351-355 و ج 6 : 64-70، 113-114، 118و حاجی‌خلیفه، 1402، ج 1: ستون 346-350) از مهم‌ترین این شروح، شرح علی بن محمّد سمرقندی معروف به فاضل قوشچی (وفات: 879ق/1474م) است که به شرح جدید معروف شده و حواشی و تعلیقات بسیار بر آن نوشته‌اند. جلال‌الدین دوانی سه حاشیه بر شرحجدیدتجرید قوشچی زده است که قدیم و جدید و اجد نام دارند و به طبقاتجلالیهشهرت یافته‌اند (طهرانی، 1986، ج 6: 67). دوانی   حاشیه ی نخست را به نام سلطان‌خلیل بایندری تألیف کرد. دو حاشیه دیگر را نیز در 896 و 897ق/1491و1492م نوشت. (شوشتری، 1377، ج 2: 225) در مقابل حواشی جلال‌الدین دوانی، صدرالدین دشتکی، فیلسوف و متکلّم معاصر او، دو رساله در ردّ دو حاشیه ی قدیم و جدید دوانی نگاشت که به طبقات صدریه شهرت یافتند. فرزند صدرالدین، غیاث‌الدین منصور دشتکی پس از فوت پدر و در ادامه ی روش او، ردّیه‎ای به حاشیهاجد دوانی نگاشت. آرای این سه پس از آنان همیشه در معرض داوری متکلّمان متأخّر ایشان بود و تعلیقه‌ها و شرح‌های بسیاری بر آن ها نوشته شد (صدرایی خویی، 1382: 59-96). در شبه‌قاره ی هند نیز به این آثار توجّه بسیار شد. برخی از شارحین دو حاشیه یقدیم و جدید ملّاجلال دوانی در شبه‌قاره عبارت‌اند از: نظام‌الدین بن قطب‌الدین انصاری ، فتح‌اللّه شیرازی، جمال‌الدین محمود شیرازی، قاضی نوراللّه شوشتری، حافظ امان‌اللّه بن نوراللّه بنارسی، شیخ نورالدین بن محمّدصالح گجراتی، شیخ وجیه‌الدین علوی گجراتی، شیخ سعداللّه بن عبدالشکور سلونی، محمّد اسعد بن قطب‌الدین سهالوی (حسنی، 1377:  235-236و 1350، ج 6 : 385و ثبوت ، 1374: 28و 1380: 22و پورجوادی، 1377: 113-115).

5-3-حاشیه دوانی بر تهذیب المنطق

تهذیبالمنطق و الکلام نام کامل رساله‌ای عربی از سعدالدین مسعود بن عمر تفتازانی است که در سال 789ق/ 1387م تألیف شده است. این اثر یک دوره ی کامل منطق و کلام را با اختصار، آموزش می‌دهد و از متون رایج درسی در حوزه‌ها و مدارس اسلامی بوده است، به همین سبب شروح و حواشی بسیار بر آن نوشته‌اند. از جمله علّامه دوانی بر بخش منطق آن، تهذیب‌المنطق، شرحی موسوم به العجاله نوشته است که قدیمی‌ترین شرح تهذیب محسوب می‌شود. (طهرانی، 1986، ج 15: 221). این شرح در شبه‌قاره بیش از ایران مورد توجّه قرار گرفته و حاشیه‌های فراوانی بر آن آمده، از جمله: حاشیه ی میرزا ابوالفتح شیرازی و تکلمه ی او بر حاشیه ی دوانی (رضوی، 1360: 30 وحسنی، 1350، ج 4: 254)، رضا حسن علوی کاکوروی (ثبوت، 1380: 293)، سید اسماعیل بن قطب حسینی بلگرامی و سید محمّد زاهد بن محمّد اسلم هروی (لمبتون، 1983، ج9: 479و دانشگر، 1392، ج 3: 515-516). در این میان حاشیه ی اخیر از محمّدزاهد هروی، بیش از سایرین مورد اقبال واقع شده و کثیری از علمای هند بر آن تعلیقه زده‌اند به ‌طوری‌که عبدالحی حسنی، نزدیک به سی‌نفر را نام می‌برد که بر این حاشیه تعلیقه نوشته‌اند (حسنی، 1377: 257-258و ریوانی، 1332:  172-173و ثبوت، 1380: صفحات متعدّد). بر برخی از این حواشی نیز حاشیه‌ای نوشته شده است مانند حاشیه ابوالحسنات محمّد عبدالحی لکهنوی بر تعلیقه ی کمال‌الدین انصاری بر حاشیه میرزاهد بر شرح دوانی بر تهذیب (ثبوت، 1380: 310).

6-3-شرح دوانی بر عقاید عضدیه و حواشی آن

قاضی عضدالدین ایجی (وفات: 756ق/ 1355م) دوازده روز قبل از وفاتش عقایدعضدیه را تألیف کرد.  این کتاب به دلیل گرایش‌های ضد شیعی آن، همیشه محلّ نزاع متکلّمان بوده و بر آن شرح‌هایی نوشته شده است. یکی از مهم ترین شروح این رساله، شرح جلال‌الدین دوانی به عربی است. به گزارش قاضی نوراللّه (شوشتری، 1377، ج 2: 227)، دوانی در جرون(نزدیک هرمز)، این اثر را به درخواست یکی از سنّیان صاحب‌جاه نگاشته است. چاپ سنگی کتاب، نخست در استانبول 1817م و پس از آن در آستانه 1275ق و 1307ق، دهلی 1898م و لکهنو 1328ق انجام شده است. چاپ لکهنو علاوه بر عقاید ایجی و شرح دوانی، حاشیه عنایت بخاری و چاپ آستانه علاوه بر شرح دوانی، شرح قاضی نوراللّه شوشتری و حاشیه ی قاضی عبدالحکیم بن شمس‌الدین سیالکوتی را به همراه دارد (پورجوادی، 1377: 111-112). چاپ حروفی شرحعقاید نیز در سال 1377ق در قاهره همراه با حاشیه محمّد عبده منتشر شده است. سیدهادی خسروشاهی معتقد است متن اصلی، تقریر سیّد جمال‌الدین بوده و فقط به خطّ محمّد عبده نوشته و تنظیم شده است. همچنین این شرح یکی از منابع درس نظامی (برنامه ی نخست) بوده است که قبلاً به اهمیت آن اشاره کردیم (راهی، 1978: 22). شرح دوانی، حواشی و تعلیقه‌های فراوانی دارد از جمله مهم‌ترین آن ها حاشیه شیخ کمال‌الدین انصاری فتح‌پوری (وفات: 1175ق/ 1762م) موسوم به عروه‌الوثقی که خود حواشی و تعلیقاتی دارد از جمله حاشیه‌های عبدالحکیم بن عبدالرب لکهنوی (وفات: 1286ق/1869م) و ولی‌اللّه بن حبیب‌اللّه لکهنوی (1182-1270ق/1768-1854م). (حسنی، 1377: 235-236، 239و ثبوت، 1380: 46، 57).

نتیجه

با آن که هیچ سندی مبنی بر حضور دوانی در شبه‌قاره وجود ندارد، باید او را یکی از تأثیرگذارترین اندیشمندان ایرانی بر جریان فرهنگی شبه‌قاره به‌ویژه در قرن 10ق دانست. اندیشه‌های او در حکمت عملی از طریق کتاب اخلاقجلالی، در فلسفه از طریق شواکلالحورفیشرحهیاکلالنور و اثباتالواجبقدیم و جدید، در کلام از طریق شرحعقایدعضدیه و سه حاشیهی او بر شرحجدیدتجریدالاعتقاد و در منطق از طریق حاشیهبر تهذیب المنطق به سرعت در حوزه‌های درسی و علمی شبه‌قاره رواج یافت. شاگردان ایشان نیز پس از مهاجرت و استقرار در هند، با انتقال آرای استادشان در رواج اندیشه‌های او نقش به سزایی داشتند. همچنین سنت تعلیقه‌نویسی و حاشیه‌نویسی که از قرن نهم به‌بعد در میان مسلمانان رایج شد، گستره ی وسیعی از آثار را به‌گرد تألیفات دوانی که برخی خود حاشیه و شرح‌ بر کتاب‌های دیگری‌اند، جمع کرد. علاوه بر این موارد، باید به ویژگی دیگری اشاره کنیم که در قبول آرای دوانی در شبه‌قاره مهم بوده و آن مطابقت آثار دوانی با مبانیِ شریعتِ رایج در شبه‌قاره است. به‌این‌ترتیب باوجود آن که بسیاری از آثار رایج او در شبه‌قاره، بر مبنای آرای پیشینیان تحریر یافته و فکر نو و اندیشه ی تازه‌ای در آن‌ها جریان نداشته، بیشتر از اصل، مورد قبول علمای آن سامان قرار گرفته و رواج یافته است.

منابع

1-اختر راهی، تذکرۀ مصنّفین درس نظامی، لاهور: مکتب رحمانیه، 1978.

2-اختر راهی ، ترجمه ی  متون فارسی به زبان‌های پاکستانی، اسلام‌آباد: م‍رک‍ز ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌   ف‍ارس‍ی‌ ای‍ران‌ و پ‍اک‍ست‍ان‌‏‫، 1986.

3-امدادعلی صفدر، فهرست کتب چاپی پاکستان درباره ی زبان و ادبیات فارسی، اورئینتل کالج میگزین، ش 183-185، لاهور: صص 295-271، 1971.

4- امین، محسن، اعیان الشیعه، ج10، چاپ اول، بیروت: دارال‍ت‍ع‍ارف‌ ل‍ل‍م‍طب‍وع‍ات، 1406.

5-امین، محمّد، دانشکده فورت ویلیام و گسترش زبان و ادبیات فارسی، قند پارسی، ش 12، دهلی نو: صص 161-143، پاییز .1376.

6-بوسورث، کلیفورد ادموند، سلسله‌های اسلامی، چاپ اول، ترجمه ی فریدون بدره‏ای، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1349.

7-پورجوادی، رضا، کتاب شناسی آثار جلال‌الدین دوانی، معارف، دوره ی پانزدهم، ش 1و2، تهران: صص 138-81،  فروردین ـ آبان 1377.

8-تویسرکانی ، احمد، مقدمه ی سبع رسائل، دوانی، جلال‌الدین، ‌چاپ اول، به کوشش احمد تویسرکانی، تهران: میراث مکتوب، 1381.

9-ثبوت، اکبر ، حوزه فرنگی‌محل و کتاب شرح الهدایه، کیهان اندیشه، ش 5، تهران: صص 120- 114، بهمن و اسفند 1373.

10-ثبوت، اکبر  ، فیلسوف شیرازی در هند، چاپ اول، تهران: هرمس، 1380.

11-ثبوت، اکبر ، کتاب‌های ایرانیان در برنامه‌های مدارس اسلامی هند، آیینۀ میراث، س 6، ش 40، تهران: صص 32-13، بهار 1387.

12-ثبوت، اکبر، مدارس اسلامی هند در طول تاریخ و جایگاه فرهنگ ایران در آنها، دهلی نو: مجموعه انتشارات بخش تحقیقات، 1374.

13-حاجی خلیفه، کشف‌الظنون عن اسامی الکتب و الفنون، ج 1، بیروت: دارالفکر، 1402ق

14-حائری، عبدالحسین، فهرست کتابخانه ی مجلس شورای ملّی، ج 5، تهران: انتشارات کتابخانه، 1345.

15-حسنی، عبدالحی، الثقافة الاسلامیة فی الهند، دمشق: المجمع العلمی العربی، 1377ق

16-حسنی، عبدالحی، نزهه‌الخواطر و بهجه‌المسامع و النواظر، ج4و6، حیدرآباد دکن: دایرة‌المعارف العثمانیه، 1350ق.

17-دانشگر، مریم، زاهد هروی، دانشنامه ی زبان و ادب فارسی در شبه‌قاره، جلد 3، چاپ اول، تهران: فرهنگستان زبان وادب فارسی، 1392.

18-دوانی، محمّدعلی، شرح حال جلال‌الدین دوانی، به‌کوشش مظفّر بختیار، مجلّه ی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ش 3و4، تهران: صص 456- 447، شهریور 1349.

19-دوانی، جلال‌الدین، رساله در تحقیق عدالت، به‌کوشش علی اردلان جوان، مجلّه ی دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی فردوسی، ش سوم و چهارم، مشهد: صص 1194-1167، پاییز و زمستان 1372.

20-دوانی، جلال‌الدین ، سبع رسائل، چاپ اول، به کوشش احمد تویسرکانی، تهران: میراث مکتوب، 1381.

21- دوانی، جلال‌الدین ، شواکل الحور فی شرح هیاکل النور، چاپ اول، به‌کوشش محمّد عبدالحق و محمّد یوسف کوکن، مدراس: مطبوعات الشرقیه، 1373ق.

22-رضوی، سیداطهر عباس، تأثیر حکمت اشراق و فلسفه میرباقر داماد و ملاصدرا در شبه‌قاره هند و پاکستان، جاویدان خرد، س چهارم، ش 2، تهران: صص 39-27، پاییز 1360.

23-رضوی، سیداطهر عباس، شیعه در هند، چاپ اول، ترجمه ی مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی، قم: دف‍ت‍ر ت‍ب‍ل‍ی‍غ‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ ح‍وزه‌ ع‍ل‍م‍ی‍ه‌ ق‍م‌، 1376.

24-ریوانی، رحمان علی، تذکره علمای هند، لکهنو: نولکشور، 1332ق.

25-زبیر قریشی، محمّد، الرساله العداله الدوانی معنون به محمود شاه بهمنی، قندپارسی، ش4، دهلی نو: صص 119-113، بهار 1371.

26-شوشتری، قاضی نوراللّه، مجالس‌المؤمنین، ج2، چاپ دوم، تهران: کتاب فروشی اسلامیه، 1377.

27-صدرایی خویی، علی، کتابشناسی تجریدالاعتقاد، چاپ اول، به کوشش محمود مرعشی، قم: کتابخانه ی حضرت آیت‌اللّه العظمی مرعشی نجفی، 1382.

28-طهرانی، آقابزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، جلدهای 1،3،6،13،15و22، بیروت: دارالاضواء، 1986.

29-طهرانی، ابوبکر، دیار بکریه، چاپ دوم، ن‍ج‍ات‍ی‌ ل‍وغ‍ال‌، تهران: طهوری، 1356.

30-غلام حسین، تاریخ اوریئنتل کالج، اوریئنتل کالج میگزین، ش 150، لاهور: صص 261-247، 1962.

31-کازرونی انصاری، ابوالقاسم، سلّم‌السماوات، چاپ اول، به کوشش عبداللّه نورانی، تهران: میراث مکتوب، 1386.

32-لمبتون، آن.کی.اس، الدوانی، اردو دائرۀ معارف اسلامیه، ج 9، لاهور: دانشگاه پنجاب، 1983.

33-محمود گاوان، عمادالدین، ریاض‌الانشا، به‌کوشش شیخ چاندبن حسین، حیدرآباد دکن: بی‌نا، 1948.

34-منزوی، احمد، فهرست مشترک نسخه‌های خطّی پاکستان، ج4، اسلام‌آباد: م‍رک‍ز ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ ف‍ارس‍ی‌ ای‍ران‌ و پ‍اک‍س‍ت‍ان‌، 1362.

35-منزوی، احمد ، فهرست نسخه‌های خطّی فارسی، ج2، تهران: سازمان همکاری عمران منطقه‌ای، 1348.

36-منزوی، احمد ، فهرست واره ی کتاب‌های فارسی، ج 6، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1374.

37-نقوی، شهریار، جلوه‌هایی از فرهنگ اسلامی ایران در شبه‌قاره هند و پاکستان، مقالات و بررسی‌ها، ش 2، تهران: صص 144-117، تابستان 1349.

38-نوایی، عبدالحسین، اسناد و مکاتبات تاریخی ایران از تیمور تا شاه اسماعیل، چاپ اول، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1341.

39-نوشاهی، عارف، فهرست کتاب‌های فارسی چاپ سنگی و کمیاب کتابخانه ی گنج‌بخش، ج1، اسلام‌آباد: م‍رک‍ز ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ ف‍ارس‍ی‌ ای‍ران‌ و پ‍اک‍س‍ت‍ان‌، 1406ق.

3-    40-Anay, Harun, Devvani, türkiye diyanet vakfı islamansiklopedisi, Ankara: Religious Foundation of Turkey, 1994.         

41-Cooper, John, Al-dawani, Jalalal-din, Routledge Encyclopedia of philosophy, Practical philosophy of the Mohammadan people, Vol. 2, London: Routledge publication, 1839.

 

All References in Enghlish 

1-Akhtar rahi. Tarjome-ye Motun-e Farsi be zabanha-ye Pakestani. Islamabad: Iran Pakistan Institute of Persian Studies publication, 1986.

Idem, Tazkare-ye mosannefin-e dares-e Nizami. Lahore: Maktab-e rahmaniya publication, 1978.

2-Amin, mohammad. Daneshkade-ye Fort William & Gostaresh-e Zaban & adabiyat-e farsi. Qand-e Parsi, No. 12, New Delhi: PP. 143-161, 1997.

3-Amin, mohsen. A’yan al-shi’a, Vol. 10, First Edition, Beirut: Dar al-tarof le al-matbuat, 1985.

4-Anay, Harun. DEVVANI. türkiye diyanet vakfı islam ansiklopedisi, 1994.

5-Bosworth, Clifford Edmund. Selseleha-ye Islami. First edition, Edited by Fereydun Badrei, Tehran: Bonyad-e Farhang-e Iran publication, 1970.

6-Cooper, John, al-dawani, Jalalal-din, Routledge Encyclopedia of philosophy..Practical philosophy of the Mohammadan people. Vol.2, London: Routledge publication, 1839.

7-Daneshgar, Maryam, Zahed-e Heravi. Encyclopedia of Persian language and literature in the subcontinent. Vol. 3, First Edition, Tehran: Academy of Persian Language and Literature publication, 2013.

8-Idem. Resale dar Tahghigh-e Adalat. Edited by Ali Ardalan-e Javan, Journal of Ferdowsi School of Literature and Human Sciences. No. 3&4. Mashhad: PP. 1167-1194, 1993.

9-Idem, Sab’-e Rasael, First Edition, Edited by Ahmad Toyserkani, Tehran: Miras maktoob publication, 2002.

10-Idem. Shavakel al-Hur fi Sharh-e Hayakel al-Noor. First Edition, Edited by Mohammad abdollah & Mohammad Yousuf Kouken, Madras: Matbu’at al-Sharqiya, 1953.

11-EmdadAli Safdar, Fehrest-e Kotob-e Chapi-e pakestan darbare-ye Zaban&Adabitat-e Farsi, Oriental College Magazine, No. 183-185. Lahore: PP. 271-295, 1971.

12-Gholam hossain. Tarikh-e Orientel Kalej. College Oriental Magzine, No. 150, Lahore: PP. 247-261, 1962.

13-Haeri, Abdolhosein, Fehrest-e Ketabkhane-ye majles-e showra-ye Melli, Vol. 5, Tehran: Ketabkhane publication, 1926.

14-Haji Khalife, Kashf al-zonun an Asami al-Kotob & al-fonun, Vol.1, Beirut: Dar al-Fekr, 1981.

15-Hasani, abdolhay, Alsaqafat al-Islamiye fe al-Hend, al-Majma’ al-elmi al-Arabi publication, 1998.

16-Idem. Nozhat al-khavater. & Behjat al-masame’ & al-navazer, Vol. 4&Hyderabad Deccan: Dayeratolma.aref al-osmsniye publication. 1931.

17-Kazerouni Ansari, Abolqasem. Sollam al-Samavat. First Edition, Edited by Abdollah Nourani, Tehran: Miras maktoob publication, 2007.

18-Lambton, Ann K.S. Al-Dawani. Urdu  Dayere-ye Ma’aref Islamiye, Vol. 9, Lahore: Punjab University Publication, 1983.

19-Mahmoud Gawan, Emad al-Din. Riyadh al-Ensha. Edited by Sheykh Chand bin Husain, Hyderabad Deccan: N/A, 1948.

20-Monzavi, Ahmad. Fehrest-e Moshtarak Noskhe-ha-ye Kati Pakistan. Vol. 4, Islamabad: Iran Pakistan Institute of Persian Studies publication, 1983.

21-Idem.Fehrest-e Noskhe-ha-ye Khati Farsi. Vol. 2, Tehran: Regional Development Cooperation, 1969.

22-Idem, Fehrestvare-ye Ketab-ha-ye Farsi, Vol. 6, Tehran: anjuman -i athar & mafakhir-e farhangi, 1954.

23-Naghavi, Shahryar. Jelvehayi az Farhang-e Eslami-e Iran dar Shebhe-Gharre-ye Hind & Pakistan, Articles and reviews, No.2, Tehran: PP. 117-144, 1970.

24-Navaayi, Abdolhosein. Asnad & Mokatebat-e Tarikhi-e Iran az Teymur ta Shah Esma’il. First Edition, Tehran: Translation and Publication Book,s Company, 1962.

25-Noshahi, Arif. Fehrest-e Ketab-ha-ye Farsi-e Chap-e Sangi & Kamyab-e Ketabkhane-ye Ganjbakhsh, Vol. 1, Islamabad: Iran Pakistan Institute of Persian Studies publication, 1985.

26-Purjavadi, Reza. ketabshenasi-e Asar-e jalal al-din Dawani. Ma’aref, No.1 & 2. PP. 81-138, 1998.

27-Riwani, RahmanAli. Tazkire-ye Olama-ye Hind. Lucknow: Navelkeshor, 1913.

28-Rizvi, Sayyed Athar Abas, Shi’a dar Hind, First Edition, Translated by Center for Research and Islamic Studies, Qom: Islamic Propagation Office Qom Seminary, 1997.

29-Idem, Tacir-e Hekmat-e Eshraq & Falsafe-ye Mirbaqer Damad & Molla Sadra dar Shebhe-Gharre-ye Hend & Pakistan, Jaavidan Kherad, 4th year, No. 2, Tehran: PP. 27-39, 1981.

30-Sadrayi khoi, Ali, Ketabshenasi Tajrid al-E’teqad, First Edition, Edited by Mahmoud Mar’ashi, Qom, Ayatollah Mar’ashi Najafi Library publication, 2003.

31-Shustari, Qazi Noorullah, Majales al-Mowmenin, Vol. 2, Second edition, Tehran: Eslamiye publication, 1998.

32-Sobut, Akbar, Filsuf-e shirazi dar Hind, First Edition, Tehran: Hermes publication, 2001.

33-Idem, Hawze-ye Farangimahal & ketab-e sharh al-Hedaye, Keyhan-e Andishe, No. 5, Tehran: PP. 114-120,1994.

34-Idem, Ketabhaye Iranian dar barnameha-ye Madares-e Islami-e Hind, Ayene-ye Miras, No. 40, Tehran: PP. 13-32, 2008.

33-Idem, Madares-e Islami-e Hend darTul-e Tarikh & jaygahe Farhang-e Iran dar Anha, New Delhi: Publications of Research Department,  1995.

35-Tehrani, Abubakr, Diyar-e Bakrie, Second edition, Nejati Lughal, Tehran: Tahuri publication, 1977.

36-Tehrani, Aghabozorg, Al-zarie ela tasanif al-shia, vol. 1-3-6-13-15-22. First Edition, Beirut: Dar al-azva publication, 1986.

37-Toyserkani, Ahmad, Moghadame-ye Sab’-e Rasael, Dawani, Jalal al-din, First Edition, Edited by Ahmad Toyserkani, Tehran: Miras maktoob publication, 2002.

38-Zubair Qureshi, Mohammad, al-Resalat al-Adalat al-Dawani Moanvan be Mahmoud Shah Bahmani, Qand-e Parsi, No. 4, New Delhi: PP. 113-119, 1992.